برلو محتواء پيام را چنين تعريف مى‌کند: ”مطالب (Berlo,1960,p59) درون پيام که به‌وسيلهٔ منبع براى بيان هدف او انتخاب شده است.“


او مى‌نويسد: ”محتواء کتاب من، شامل اظهاراتى است که مطرح مى‌کنم. اطلاعاتى است که عرضه مى‌دارم و قضاوتى است که موردنظر من است.“


محتواء مانند کد، داراى عناصر و ساخت است. اگر شما کوشش کنيد که سه قطعه از اطلاعات را در يک پيام عرضه کنيد، اين امکان را داريد که اين سه قطعه را به شيوه‌هاى گوناگون کنار هم قرار دهيد: مى‌توانيد يکى را اول، ديگرى را وسط و سومى را آخر بگذاريد. هر يک از اين سه قطعه يک عنصر هستند. (بديهى است که هر قطعه، خود از عناصر و ساخت‌هائى تشکيل شده است). شيوه‌هائى را که براى کنار هم قرار دادن محتواهاى گوناگون پيام خود انتخاب مى‌کنيد ساخت محتواء محسوب مى‌شود. (Berlo,1960,p59)


براى درک بهتر موضوع محتواء پيام و نقش عناصر و ساخت در آن به مثال زير توجه کنيد:


فرض کنيد پسر پانزده ساله‌اى به دلايلى نتوانسته است ديروز به موقع در جلسهٔ امتحان حاضر شود و حال مى‌خواهد به مدير دبيرستان مراجعه کنيد و عدم حضور به موقع و دليل آن را بگويد. سرانجام به اين نتيجه و هدف برسد که به او اجازه داده شود مجدداً امتحان بدهد. (توجه کنيد مثال را نستباً ساده گرفته‌ام.) اجازه دهيد از محتواء شروع کنيم.


فرض کنيد مطالب زير براى گفتن به رئيس دبيرستان به ذهن اين نوجوان بيايد:


- ديروز به‌موقع به جلسهٔ امتحان نرسيدم. (به اين قطعه از محتواء مى‌گويم A1)


- ترافيک شلوغ بود. (A2)


- مادرم بيمار بود. (A3)


- دبير گفته بود ساعت ۸ جلسهٔ امتحان شروع مى‌شود. (A4)


- در حالى‌که ۴۵/۷ امتحان شروع شد. (A5)


- اجازه بدهيد از من دوباره امتحان کنند. (A6)


اگر از اين چند قطعهٔ شماره ۳ را انتخاب کنيم (يعنى A3) و به آن دقت بيشترى کنيم خواهيم ديد که همان قطعه را مى‌توانيم با عناصر و ساخت‌هاى متفاوت مطرح کنيم. A3 داراى سه نماد قراردادى است: (مادرم B1)، (بيمار B2)، (بود B3).


آن پسرک مى‌تواند به‌جاى مادرم بگويد مامانم، ننه‌ام، والده‌ام. مى‌تواند به‌جاى بيمار بگويد (مريض يا ناخوش) هرکدام از اين کلمات همان کدها هستند که در مبحث کد به آنها اشاره شد. فعلاً فرض مى‌کنيم که اين ۶ قطعه به همان يک صورت باشد و احتمالات ساخت‌هاى مختلف عناصر درون قطعه‌اى را موردنظر قرار ندهيم. حال باز مى‌گرديم به محتواء، ما شش محتواء گوناگون در شش قطعه از پيام داريم اگر هر يک از آنها را يک عنصر فرض کنيم، ساخت‌هاى گوناگونى مى‌توان به آنها داد:


ساخت اول = A1 + A2 + A3 + A4 + A5 + A6


ساخت دوم = A2 + A3 + A4 + A5 + A6 + A1


ساخت سوم = A3 + A4 + A5 + A6 + A1 + A2


ساخت چهارم = A4 + A5 + A6 + A1 + A2 + A3


اگر اين کار را ادامه دهيد، خواهيد ديد که اين ۶ قطعه را مى‌توانيم با ۷۲۰ نوع ساخت گوناگون کنار هم قرار دهيم. بى‌شک هر يک از اين ۷۲۰ ساخت نمى‌تواند دقيقاً داراى همان تأثير باشد که ساخت ديگرى دارد.


در صحبت‌هاى معمولى و روزانهٔ خود، ما توجه چندانى به ترتيب‌هاى گوناگون براى ساخت عناصر محتواء نداريم. در برخى از موارد حساس، در شرايطى که تأثير پيامى خاص مى‌تواند برايمان مهم تلقى شود، لحظاتى به تفکر براى تصميم‌گيرى ساخت مناسب محتواء موردنظر مى‌پردازيم. حتى همان پسر ۱۵ سالهٔ مورد مثال من ممکن است پشت در اتاق مدير مدرسه لحظاتى کوتاه، نه برحسب دانش ارتباطات انساني، که بر اثر تجربه، راجع به مؤثرترين ساخت محتواء پيام خود فکر کند.


در حوزهٔ ارتباط جمعى براى ساخت‌هاى مناسب پيام، نظريات و دستورالعمل‌هاى خاصى در حال تدوين است. مثلاً در سال‌هاى اخير، تحقيق دربارهٔ ارزش‌هاى خبر (news values) توسعه يافته و تحقيقات ميدانى در اين زمينه انجام شده است. نتيجهٔ اين تحقيقات نشان مى‌دهد که آن دسته از خبرها که محتواء پيام آنها يکى از هفت موضوع زير باشد داراى جاذبهٔ خبرى است و مردم به‌خاطر آن محتواء به خبر توجه مى‌کنند. اين هفت٭ موضوع که به ارزش‌هاى خبر مشهور هستند عبارت هستند از: استثناءها و شگفتى‌ها، برخوردها، مجاورت‌ها، دربرگير‌ها، تازگى و زمان رويداد، بزرگى و فراوانى تعداد، شهرت.


٭ دکتر نعيم بديعي، عضو هيئت علمى دانشکدهٔ علوم اجتماعى دانشگاه علامهٔ طباطبائى در مقاله‌اى مشترک با دکتر والتر وارد (Walter.J.Ward، که گويا رسالهٔ دکتراى خود را سال‌ها پيش در زمينهٔ ارزش‌هاى خبر نوشته است) در فصل‌نامهٔ روزنامه‌نگارى (Journalism Quarterly) در سال ۱۹۸۰ مبحث هفت ارزش خبر را توضيح داده و در منابع درسى خود در ايران نيز آورده است.


با اقتباس از اين مبحث، مدل هفت ارزش خبر را طراحى و در يکى از منابع آموزشى آوردم که در مدل ارزشهاى هفتگانهٔ خبر مى‌بينيد.


 ارزش‌هاى هفتگانهٔ خبر
ارزش‌هاى هفتگانهٔ خبر

هريک از اين ارزش‌هاى هفتگانهٔ خود به شاخه‌هاى فرعى تقسيم مى‌شود. اما به هر حال براساس اين ارزش‌ها مشخص شده است خبرى که محتواء آن دربارهٔ استثناها و شگفتى‌ها باشد يا موضوع، حاوى بزرگى و فراوانى تعداد باشد، خبرى است که جاذبه و خوانندهٔ بيشترى خواهد داشت. وقتى صحبت از اين است که کدام بخش از محتواء خبر را در تيتر قرار دهيم، در واقع در حال انتخاب عنصر اول براى ساخت محتوا هستيم. يا وقتى در روزنامه‌نگاري، نگارش خبر براساس سبک هرم وارونه توصيه مى‌شود در واقع مقصود آن است که محتواءهاى مهم‌تر در بالاى هرم و کم‌اهميت‌ترها در پائين هرم قرار گيرند، يا به‌عبارتى صحبت از ساخت مناسب براى عناصر محتواء است.


يا در مورد فيلم‌‌هاى سينمائي، وقتى چنين نظريه‌اى مطرح مى‌شود که در يک فيلم ۱۵۰ دقيقه‌اي، در همان ۱۰ دقيقهٔ اول است که بايد چارچوب فيلم را براى بيننده مشخص کرد تا بتوان توجه تماشاگر را جلب کرد، نظريه‌اى است که بر مبناى ساخت مناسب براى قطعات يا عناصر محتواء در پيام شکل گرفته است.