جدول انحراف استاندارد و ميانگين نمرات براى ۸ طيف آزمايش معنى‌هاى ضمنى

نام صفات انحراف استاندارد نمره‌ها ميانگين درصد کسانى که جواب نداده‌‌اند
قوي-ضعيف ۱/۷ ۱/۲۵ %۲/۳
سخت-نرم ۲/۴ ۶/۰۲ %۲/۳
دايره‌اي-گوشه‌دار ۲/۵ ۴/۵۲ %۳۸/۶
بزرگ-کوچک ۱/۵ -/۲ %۶/۸
گرم-سرد ۱/۹ ۲/۲۳ %۱۳/۶
خوب-بد ۰/۹ ۱/۳۵ %۲/۳
خشک-مرطوب ۲/۵ ۵/۲۹ %۲۰/۴
کهنه-تازه ۲/۷ -/۴ %۱۵/۹


بررسى جدول بالا به خوبى نشان مى‌دهد که تقريباً هرگاه پراکندگى درجات بيشتر است، درصد کسانى که نتوانسته‌اند جواب بدهند (مثلاً تعيين کنند که آيا ادب دايره‌اى يا گوشه‌‌دار است) نيز بيشتر است. اين چنين نتيجه‌اى در مورد قوى و ضعيف و خوب و بد کاملاً مشخص است.


در واقع پاسخ‌دهندگان تقريباً بدون ترديد (به علت پائين بودن درصد بدون جواب‌ها) و تقريباً متفق‌القول (به علت پائين بودن انحراف استاندارد نمره‌ها) معتقد هستند که ادب قوى است. همان‌ها معتقد هستند خوب است و همان‌ها نظرشان اين است که بزرگ است. اما همين گروه به دو دسته تقسيم مى‌شوند. عده‌اى بدون ترديد معتقد هستند که ادب نرم است و گروهى ديگر با گروه اول اختلاف دارند و بدون ترديد معتقد هستند که ادب نزديک به سفت است.


مقايسهٔ نتايج براساس آناليز واريانس يک عاملي(One. Factor Analysis of Variance-Fixed Effects) و بر طبق روش شفه نشان مى‌دهد که ظاهراً کسانى که مثلاً ادب را نرم دانسته‌اند بيشتر گرايش داشته‌اند که آن را خوب بدانند (Scheffe =10.38) و يا کسانى که ادب را نرم گفته‌اند بيشتر گرايش داشته‌اند که آن را قوى بدانند (Scheffe = 8.37).


براى آنکه اين نتايج ظاهرى را بتوان به دقت ملاحظه کرد، ترتيبى داده شد، که کامپيوتر ۲۹ جدول ماتريس محاسبه کند. مثلاً جدول شمارهٔ ۱ رابطهٔ بين قوى و ضعيف از يک سو و سخت و نرم را از سوى ديگر محاسبه مى‌کرد. و به همين ترتيب دومين ماتريس (قوى و ضعيف) و (دايره‌اى و گوشه‌دار) تا آخر.


براساس اين ماتريس‌ها ۵۴ درصد پاسخ‌دهندگان ادب را کاملاً قوى و آن را کاملاً بزرگ دانسته‌اند. ۵۰ درصد کاملاً قوى و ضمناً کاملاً گرم ذکر کرده‌اند.


اما اين ماتريس‌ها نيز نتوانست آنچه را من در جست‌ و جوى آن بودم نشان دهد. من در جست و جوى تفاوت‌ها بودم. البته پيش‌بينى مى‌کردم که در تفاوت‌ها نيز بايد نظمى وجود داشته باشد. مثلاً در جدول انحراف استانداردها ديديم که کمترين انحراف استاندارد مربوط به خوب-بد و بيشترين مربوط به کهنه-تازه بود. اين بار محل‌هاى علامت زده شده روى درجات را نه براساس همان رديف هشتگانهٔ مورد آزمايش بلکه براساس انحراف استانداردها رديف کردم (به جاى اينکه قوى و ضعيف اول قرار گيرد مثلاً خوب-بد که کمترين انحراف استاندارد را داشت اول قرار مى‌گرفت) سپس از کامپيوتر خواسته شد آنها را پشت نمره کند (اين چنين محاسبه‌اى تاکنون براى روش آزگود انجام نشده است) نتيجهٔ کار بسيار جالب بود.


در جدول صفحه بعد هر سه نوع پشت نمرهٔ نتايج کنار هم آمده است. ستون اول مربوط به نتايج براساس همان شکل اوليهٔ مورد آزمون و به همان ترتيب شمارهٔ پرسش‌نامه‌ها است ستون دوم، نتايج به‌دست آمده با همان ترتيب شمارهٔ پرسش‌نامه‌ها ولى اين بار اعداد از سمت چپ به راست براساس انحراف استانداردها کمتر تا بالاتر است و ستون سوم، همان اعداد ستون دوم براساس رديف کمترين عدد در بالا و بزرگ‌ترين در پائين است.