شناخت معنى کلمه‌ها در ذهن آدم‌ها کار دشوارى است چرا که افراد مجبور هستند معنى‌هاى ذهنى خود را از يک کلمه با کلمهٔ ديگر توصيف کنند. حال آنکه معنى موردنظر آنان از هر يک از کلمات تشکيل‌دهندهٔ جملهٔ مربوط به توضيح کلمهٔ اول چيست خود مسئله‌اى است. علاوه بر آن اين ترديد وجود دارد که آنها حقيقت را بيان نکنند. مثلاً اگر از يک فرد تحصيل کرده دربارهٔ برابرى حقوق زن و مرد سؤال کنيد، احتمالاً برحسب آنکه سؤال‌کننده کيست، توضيحات او متفاوت خواهد بود و چه بسا عقايد و نظريات شخصى‌ او با آنچه خواهد گفت متفاوت باشد.


اما على‌رغم اين مشکلات در انتهاى اين بحث معنى چند کلمه را در ذهن مردم جست و جو مى‌کنيم.


دى ماه سال ۱۳۵۷، در بحبوحهٔ انقلاب و در شرايطى که ديوار نوشته‌ها، اعلاميه‌ها و پيام‌هاى در دسترس مردم مملو از واژه‌هاى تازه‌اى بود که انقلاب مطرح کرده بود. به همت گروهى از دانشجويان من، در خيابان‌هاى تهران از ۲۵۰ تن از گروه‌هاى سنى و شغلى مختلف سؤال مى‌شد که طاغوتى يعنى چه؟ مستضعف يعنى چه؟ و غيره.٭


٭ واژه‌هاى مورد بررسى در آن تحقيق عبارت بود از: طاغوتي، مستضعف، مفسد فى‌الارض، وحدت کلمه، جمهوري، امپرياليسم، استثمار، صهيونيسم، سوسياليسم، کمونيست، ايدئولوژي، ديکتاتوري، دموکراسي، اختناق، ارتجاع،خلق، انقلاب، چريک و شهيد.


گزارش کامل اين تحقيق در شمارهٔ اول گزارش تحقيقات ارتباطات اجتماعي، تيرماه ۱۳۵۹، در تيراژى بسيار محدود از سوى دانشکدهٔ علوم ارتباطات اجتماعى منتشر شد. اما به‌عنوان نمونه، فقط اشاره‌اى به پاسخ‌‌هاى مردم از چند واژه که در آن سال‌ها بسيار مورد استفادهٔ مردم قرار مى‌گرفت جالب است.


ناآشناترين واژه، کلمهٔ طاغوتى بود. بنابراين لازم به توضيح است که براساس تعاريف فرهنگ دهخدا و فرهنگ فارسى معين طاغوتى کسى است که معتقد است چيز باطل را بايد پرستش کرد و يا به معبودى جز خدا معتقد باشد.


دانشجوى ۲۵ ساله: ”طاغوتى يعنى سياهچالى سياه در زمان يزيد!“


دانشجوى ۲۰ ساله: ”طاغوتى يعنى طغيان“.


خانم خانه‌دار ۴۰ ساله: ”طاغوتى يعنى غيرقانونى منحط“


يک کارمند ۳۵ ساله ديپلمه: ”طاغوتى يعنى محلى در جهنم“


کارمند ۲۰ ساله: ”گودترين محل در جهنم“.


نمونه‌اى از جواب‌هاى ديگر کلماتى چون بى‌دين، بدکاره، پست، شيطانى و... بود. جمهور يعنى پادشاه چهارساله، يک مرد ۳۰ ساله کارمند دولت گفت: ”امپرياليسم يعنى شاهنشاهي“. يک خانم ۲۷ سالهٔ دانشجو گفت: ”استثمار يعنى زير سايهٔ خود نگاه داشتن“.


اگر دريافت پاسخ صحيح به اين ۱۹ واژه نمرهٔ ۲۰ داشته باشد. ميانگين نمرهٔ ۲۵۰ نفر در سال ۱۳۵۷ در تهران نمرهٔ ۷/۳ بود. در حالى‌که سال ۱۳۵۹ که همين آزمايش روى ۱۹۱ نفر مجدد انجام شدهٔ نمرهٔ به‌دست آمده ۲/۶ بود. مقايسهٔ اين دو ميانگين با فرمول t نشان داد که با ۹۹ درصد اطمينان معنى اين واژه‌ها در ذهن مردم ظرف دو سال تغيير کرده است (محسنيان راد، ۱۳۵۹، ۳۷-۵۳).


اين مسئله خاص ايران نيست. اواخر سال ۱۹۸۵، بنياد ملى علوم آمريکا در يک بررسى تلفنى که روى يک نمونهٔ ۲۰۰۰ نفرى انجام داد، مشخص کرد که بسيارى از مردم معنى واژه‌هاى فنى را که در وسايل ارتباط جمعى آمريکا به کار مى‌رود نمى‌دانند. مثلاً ۷۳ درصد مردم نمى‌دانند که توليد ناخالص ملى چيست. از هر ۵ نفر آمريکائى ۲ نفر فکر مى‌کنند که اعداد خوش‌شناس وجود دارد يا ۷۶ درصد مردم نمى‌دانند نرم‌افزار کامپيوتر چيست. اما بسيارى هستند که معنى ظاهرى کلمه‌ها را مى‌دانند.


به گفتهٔ ديويد برلو برمى‌گرديم که کلمهٔ دموکراسى براى يک آمريکائى همان دمکراسى يک روسى نيست. هر دو از يک واژهٔ دمکراسى استفاده مى‌کنند در حالى که معنى ان در هر دو يکسان نيست. اين تفاوت‌ها در بين برجستگان نيز مشاهده شده است. اخيراً تازه‌ترين کتاب حسنين هيکل روزنامه‌نگار مصرى را مى‌خواندم که يکى از مشهورترين روزنامه‌نگاران معاصر جهان سوم است. او خاطره‌اى از گفت‌وگوى ميان جواهر لعل نهرو (۱) تيتو (ژوزف بروزتيتو، رهبر يوگسلاوى (۱۸۹۲-۱۹۸۰ م)) و عبدالناصر (۲) را نقل کرده است (در اين نقل به واژهٔ کنفرانس بيشتر توجه کنيد) هيکل مى‌نويسد:


خاطرم هست در روز ۱۷ ژوئيه ۱۹۵۶ که براى ديدار با او (نهرو)، به بريونى (محل اقامت تيتو در يوگسلاوي) رفتم. عبدالناصر و تيتو نيز حضور داشتند نهرو بى‌مقدمه گفت:


- اين روزنامه‌نگاران احمق ....


با اينکه لبخندى بر لبان من ظاهر شد و طبيعى بود که يکى از اين احمق‌ها من باشم، اما سکوت کردم ... و او بلافاصله گفت:


- منظورم شخص شما نيست... منظورم همه شما هستيد.


اين بار، ديگر به من اجازهٔ ظاهر شدن لبخند هم نداد و گفت:


- مى‌گويند که ديدار ناصر و تيتو و من، کنفرانس است... مى‌نويسند که کنفرانس سران است... اين حرف‌ها مفت چيست؟... آيا هروقت دو يا سه نفر از دوستان دور هم جمع شدند، اجتماع آنها کنفرانس مى‌شود. اين هم مسخره است. در دنياى معاصر، فقط يک کنفرانس سران هست و آن هم بين روس و آمريکا است و اگر کسانى چنين عنوانى به طبقهٔ خود بدهند، طعنه زدن به الفاظ و معانى است.


سپس به نوعى مسخره گفت:


- آيا نمى‌توانى کارى کنى که اين اشتباه تصيحيح شود؟


در پاسخ گفتم:


- حالا چه شود اگر ديدار شما را کنفرانس در سطح سران بدانند؟


به سرعت پاسخ داد:


- ضررش اين است که اشتباه است. سه نفر نمى‌توانند کنفرانس به جود بياورند و با همه احترامى که به هند و مصر و يوگسلاوى دارم، کنفرانس جايش اينجا نيست. پرزيدنت تيتو از سخنان نهرو ناراحت شد و... (هيکل، ترجمه ۱۳۶۵، صص۶۲-۶۱).


(۱) پانديت جواهر لعل نهرو، نخست‌وزير و نويسنده و حقوقدان هندى (۱۸۸۹-۱۹۶۴ م).


(۲) جمال عبدالناصر، رئيس جمهور مصر (۱۹۱۶-۱۹۷۰ م).


تا همين جا مى‌توان نگاه کرد و ديد که کلمهٔ کنفرانس در ذهن جواهر لعل نهرو چه معنى‌هائى را تجلى داده است و در ذهن مخاطبان او چه معنى‌هاى متفاوتي.


محمدحسنين هيکل روزنامه‌نگارى است که با صدها تن از نام‌آوران جهان مانند جواهر لعل نهرو يا آلبرت انيشتين مصاحبه‌هائى آزاد انجام داده است. او در همان کتاب، وقتى انتهاى گزارش مصاحبه خود را با ديويد راکفلر مى‌نويسد بى‌اختيار بدون اينکه خود متوجه شود که بين دو پاراگراف از نوشتهٔ او ربطى وجود ندارد، اقرار مى‌کند:


ما زبان ديگران را فرا مى‌گيريم تا بتوانيم با آنها صحبت کنيم. اما اگر بخواهيم آنها را بشناسيم، بايد بيش از زبان نيز بدانيم ... بايد با تجربيات آنها آشنا بشويم. دانستن زبان ديگران براى صحبت کردن با آنها کافى است. اما استفاده از تجربيات آنها ضرورت بيشتر دارد (هيکل، ترجمه ۱۳۶۵).


معنى در انسان‌ها است، کلمات فاقد معنى هستند. معنى‌ها چيزى مشخص هستند و بين فرد تا فرد متفاوت است. مهم‌ترين شکستگى در ارتباط مى‌تواند ناشى از اين تصور باشد که معنى در پيام است.


معنى در پيام نيست. در يک ارتباط فرستندهٔ پيام بايد کوشش کند مشابه معنى موردنظر او در ذهن گيرندهٔ پيام متجلى شود. در واقع او بايد بر اين باور باشد که تعريف ارتباط چنين است:


”ارتباط عبارت است از فراگرد انتقال پيام از سوى فرستنده براى گيرنده، مشروط بر آنکه مشابه معنى موردنظر فرستنده در گيرنده متجلى شود“.