اروپا، در سال ۱۴۳۶م به همت گوتنبرگ وارد کهکشان جديد شد. در فاصله‌اى کوتاه چاپخانه‌ها در اکثر کشورهاى اروپائى به کار افتادند و علوم به سرعت همه‌گير شد. اما ايرانى‌ها خيلى دير تصميم به چنين مهاجرتى گرفتند. قومى کوچک از ايرانيان و ارامنهٔ اصفهان، صد و نود سال بعد يعنى در فاصله‌اى که سه نسل در اروپا کتاب‌هاى در تيراژ بالا و ارزان را در دسترس داشتند و در سرزمين آنان روزنامه منتشر مى‌شد و اولين مراحل نبرد ميان حکومت‌ها و روزنامه‌ها را تجربه مى‌کردند، به اين کهکشان رفتند. کتابى که ارامنهٔ اصفهان سال ۱۶۴۰م با ماشين چاپ کوچکى که از روسيه آورده بودند چاپ کردند کتابى بود مذهبى و به زبان ارمني. اما در آن موقع ايرانيان فارسى زبان هنوز در کهکشان شفاهى بودند. در حقيقت ايرانيان فارسى زبان ۳۸۱ سال بعد از اروپا، يعنى حدود هفت نسل بعد حرکت به‌سوى کهکشان گوتنبرگ را آغاز کردند. سال ۱۲۳۳ هجرى قمرى (۱۸۱۷م) نخستين چاپخانه که کتاب فارسى چاپ مى‌کرد در تبريز به‌کار افتاد. در همان اوايل پنج کتاب چاپ کردند که يکى از آنها رسالهٔ آبله‌کوبى بود. قدمى براى حل مشکلات بهداشتى به همت گوتنبرگ.


وقتى اولين روزنامهٔ به نام کاغذ اخبار، در سال ۱۸۳۷ ميلادى (۱۲۱۶ شمسي) منتشر شد ۲۱۵ سال از انتشار اولين روزنامه (Weekly Newes,1622) در لندن گذشته بود. در همان روزهائى که روزنامهٔ وقايع‌اتفاقيه (سومين روزنامهٔ ايراني) به فاصله ۱۴ سال بعد با تيراژ ۱۱۰۰ نسخه منتشر مى‌شد تيراژ روزنامهٔ لاپرس (La-press) در پاريس ۷۸۰۰ نسخه بود و همزمان با آن شش روزنامهٔ معتبر و پرفروش ديگر روى ميز روزنامه‌فروش‌هاى پاريس بود. همان سال خبرگزارى رويتر در انگليس افتتاح شد و از سه سال قبل خبرگزارى آسوشيتدپرس مشغول مخابرهٔ خبر بود. در همان زمان روزنامهٔ ديلى تلگراف در لندن ۱۴۱ هزار نسخه تيراژ داشت، (آلبر، ترجمه، ۱۳۶۳، صص ۷۵-۸۹) تيراژى حتى بيشتر از پرتيراژترين روزنامه‌هاى امروز ايران.


اما حقيقت اين است که ما نتوانستيم در کهکشان گوتنبرگ اقامتى معقول داشته باشيم. در خبر چهل سطرى که در اولين روزنامهٔ ايرانى منتشر شد (کاغذ اخبار با سطح چاپى کمتر از نصف يک صفحهٔ روزنامه‌هاى امروزى منتشر مى‌شد.) ۱۴ عنوان مختلف براى شاه مطرح شده بود: سايهٔ خدا ... قبله عالم... ظل‌الله ....) قيمت روزنامهٔ وقايع اتفاقيه (سومين (۱) روزنامهٔ ايرانى و دومين روزنامهٔ فارسى منتشر شده در ايران) چيزى حدود ۴۰ برابر قيمت روزنامهٔ لاپرس و معادل ۵/۷ کيلو نان (۲)بود. همان سال‌ها حدود ۹۹ درصد جامعهٔ يازده ميليونى ايران بى‌سواد بودند. قدرت خريد باسوادها نيز براى خريد روزنامه‌اى با ۱۴ عنوان مختلف براى شاه به قيمتى برابر ۵/۷ کيلو نان نيز ترديدآميز است. پس هنوز هم ما به کهکشان گوتنبرگ نرفته بوديم.


(۱) دومين روزنامه‌‌اى که در ايران چاپ و منتشر شد روزنامه‌اى بود به زبان آشورى (سرياني) به نام زاهريرادى باهرا (اشعهٔ روشنائي) که براى نخستين بار با حروف سربى در اروميه چاپ شد. شمارهٔ اول اين روزنامه مربوط به اول نوامبر ۱۸۴۹ ميلادى است (در منابع ديگر چون کتاب سير ارتباطات اجتماعى در ايران تأليف دکتر حميد مولانا، تاريخ مؤسسات تمدنى جديد در ايران تأليف دکتر حسين محبوبى و بسيارى منابع ديگر، تاريخ انتشار نخستين شمارهٔ اين روزنامه اشتباه ذکر شده است.)


اين روزنامه از سوى ميسيونرهاى آمريکائى (در روزنامهٔ مذکور توسط آمريکائى‌هاى صاحب) منتشر مى‌شد و اکثر خبرهاى آن دربارهٔ آن کشور بود و به خلاف کاغذ اخبار يا وقايع‌اتفاقيه، نامى از شاه يا دربار نداشت. در بررسى متن ترجمه به فارسى نخستين شمارهٔ اين روزنامه، خبرهائى دربارهٔ شيوع و يا در اروپا، افتتاح بناى يادبود واشنگتن، طول خطوط عرابهٔ آتشين (راه‌آهن) در آمريکا، آمار تعداد مهاجران به آمريکا در سال قبل (۱۸۴۸)، گزارشى از نتايج حفارى‌هاى باستان‌شناسى در تپه‌هاى نينوا ديده مى‌شود.


همچنين مقالاتى دربارهٔ عبادت خدا، آماده‌سازى براى مرگ، دروغ، علم نجوم و هيئت قسمتى از سطح زيرچاپ اولين شمارهٔ روزنامه زاهريرادى باهرا را تشکيل مى‌داد.


هانيبال گورگيز نخستين بار نسخه‌هائى از اين روزنامه را يافت و کپى مجموعه‌اى از آن را تهيه کرد و با خود به ايران آورد و يک سرى نيز به کتابخانهٔ ملى ايران اهدا کرد. مقالهٔ کوتاه عالمانه‌اى از او در اين‌باره در شمارهٔ ۲۱/۱۲/۱۳۶۵ روزنامهٔ اطلاعات چاپ شده است. (با تشکر از هانيبال گورگيز که قبول زحمت نمود و کليهٔ متن نخستين شمارهٔ اين روزنامه را از زبان يک صد و سى و هشت سال پيش‌آشورى به فارسى برگرداند و در اختيار من قرار داد.)


(۲) اين‌چنين محاسباتى براساس نرخ برابرى فرانک فرانسه با قران ايران در آن سال‌ها و قيمت نان نيز براساس خبرى که در شمارهٔ ۱۰۸ وقايع‌اتفاقيه چاپ شده بود انجام شد.


اين مقايسه‌ها در کار مشترک من و چند تن ديگر نخستين بار در زمستان ۱۳۶۵ به‌صورت يک جزوهٔ مفصل درسى تحت‌عنوان مقدمه‌اى بر جامعه‌شناسى مطبوعات ايران منتشر شد. در بهار ۱۳۶۶ با نگاهى دقيق‌تر همراه با مباحثى ديگر در پنجمين کنفرانس بين‌المللى و روزنامه‌نگاران علمى نويس جهان در هامبورگ يک سخنرانى مطرح شد و در نشريهٔ آن کنگره نيز چاپ شد. (Mohsenian Rad,1987)


اگر تاريخ ۱۵۰ سالهٔ مطبوعات ايران را حدود ۱۲ ساعت فرض کنيم ساعت ۱۲ نيمه شب روزنامهٔ کاغذ اخبار منتشر شد و ساعت ۱۱ و ۲۲ دقيقه قبل از ظهر انقلاب اسلامى به‌وقوع پيوست و در اين مدت ۱۱ ساعت و ۲۲ دقيقه، براساس بررسى که کرده‌ام مطبوعات ايران هفت دورهٔ مجزا را طى کرده‌اند. (تفصيل اين هفت دوره در مقدمه‌اى بر جامعه‌شناسى مطبوعات ايران آمده است. محسنيان راد،۱۳۶۵).


يک دورهٔ ۵ ساعت و ۳۱ دقيقه‌اى سانسور مطلق، دو دوره در مجموع ۲ ساعت و ۴۱ دقيقه خفقان مطبوعات، دو دوره در مجموع ۱ ساعت و ۳ دقيقه‌اى آزادى همراه با فحاشي، يک دورهٔ ۲ دقيقه‌اى آزادى همراه با خود سانسورى و يک دورهٔ ۲ ساعت و ۵ دقيقه‌اى مطبوعات خنثى و غرب‌زده.


کتاب نيز وضعى بهتر از روزنامه نداشت. صاحب‌الزمانى در گزارش اقتصاد بيمار کتاب که از سال‌هايى ۱۳۴۸ و قبل از آن صحبت مى‌کند و مى‌نويسد: ”متوسط تيراژ کتاب در ايران پائين است. يعنى تقريباً از هر کتاب بين هزار تا هزار و پانصد نسخه چاپ مى‌شود. در تاجيکستان شورى با آنکه در حدود چهار ميليون نفر فارسى زبان وجود دارد، تيراژ کتاب‌هاى فارسى در آن سامان بين ده تا پانزده هزار نسخه است.“ (صاحب‌الزماني، ۱۳۴۸)


نتيجه آنکه در سال ۱۹۸۶م، در حالى‌که در کتابخانه‌هاى اتحاد جماهير شوروى دو ميليارد و ۸۶۲ ميليون جلد کتاب، کتابخانه‌هاى انگلستان ۱۷۶ ميليون، فرانسه ۹۳ ميليون، بلغارستان ۶۰ ميليون و مصر ۱۰ ميليون جلد کتاب وجود دارد، مجموع کتاب‌هاى کتابخانه‌هاى ايران فقط ۳/۶ ميليون جلد است.٭


٭ اتحاد جماهير شوروى ۲،۸۶۲،۹۸۰،۰۰۰ جلد
انگلستان ۱۷۵،۸۹۸،۰۰۰
فرانسه ۹۲،۸۷۹،۰۰۰
بلغارستان ۶۰،۱۵۷،۰۰۰
ايران ۶،۳۱۴،۰۰۰
به نقل از(Unesco,1987,p7-15-22)