اين پيام مى‌تواند به‌صورت نوشتهٔ روى کاغذ، صدا در هوا، جريان الکتريسيته در داخل سيم تلفن و امواج الکترومغناطيس در فضا و... راه خود را طى کند. تونلى را که پيام از آن عبور مى‌کند کانال (channel) مى‌گوئيم بنابراين اگرچه برخى از طراحان مدل ارتباطى به‌وسيلهٔ ارتباطى نام کانال داده‌اند ولى در اينجا همان تونل عبور پيام را کانال مى‌گويم. مشابه همان آب براى عبور قايق در مثال مدل ديويد برلو.


همان‌طور که برلو در توضيح مدل خود مى‌گويد که هيچ واژه‌اى به اندازهٔ لغت کانال در نظريه‌هاى ارتباط و با معنى‌هاى گوناگون به‌کار برده نشده است. شايد علت اين مسئله ناشى از کارکرد برخى از وسايل ارتباط جمعى باشد.


اگر فرض کنيد ما در يک اتاق با يکديگر صحبت بکنيم و ارگانيسم ما به‌صورتى ساخته شده باشد که حتى اگر در آن اتاق هوا نيز نباشد بتوانيم به حيات خود ادامه بدهيم، صداى ما در آن اطاق بدون هوا منتقل نخواهد شد و در واقع صحبت يکديگر را نخواهيم شنيد زيرا کانال براى عبور امواج، صوتى وجود ندارد.


براى صحبت کردن کانال موردنظر همان هوا است. براى تلفن نيز سيم کابل تلفن کانال است. براى امواج الکترومغناطيس، راديو و تلويزيون، هوا نقش کانال را ايفاء مى‌کند. براى روزنامه کانال چيست؟ براى نامهٔ پستى که من مى‌فرستم کانال کدام است؟ براى سينما و پوستر و... ؟


شايد همين سؤال‌هاى اخير است که کانال را پيچيده کرده است. به‌نظر من يک روزنامه پس از آنکه رمزگذارى و نحوهٔ ارائهٔ آن به‌وسيلهٔ نويسندگان، دبيران سرويس‌ها، سردبيران، عکاسان صفحه‌بندها، حروف‌چين‌ها و... انجام شد، عمل رمزگذارى پايان يافته است. براى ارسال رمز بايد به تعداد خريداران بالفعل روزنامه، آن را تکثير کرد. اين عمل تکثير مربوط به ارسال رمز مى‌شود نه رمزگذاري. همان‌طور که اکنون روزنامه‌ٔ کيهان هوائى را در تهران صفحه‌بندى مى‌کنند و از آن فيلم مى‌گيرند و آن فيلم را براى چند پايتخت جهان ارسال و در آن شهرها از روى فيلم، زينک تهيه و تقريباً هم‌زمان با تهران در آن کشورها چاپ مى‌کنند.


آن شمارهٔ روزنامهٔ کيهان هوائى در تهران عمل رمزگذارى را انجام مى‌دهد و در نيويورک، لندن و... عمل تکثير. پس تکثير روزنامه صرفاً به خاطر ارسال آن است. روزنامهٔ تکثير شده به‌وسيلهٔ هواپيما، اتومبيل‌هاى حمل روزنامه، موتورسواران روزنامه فروش و... در سطح کشور و حتى جهان توزيع مى‌شود. مسير عبور اين روزنامه‌هاى تکثير شده کانال را تشکيل مى‌دهد. در يک بعدازظهر در مسيرى دو اتومبيل وانت بود که به سرعت از يکديگر سبقت مى‌گرفتند و هرکدام کوشش مى‌کرد از ديگرى جلو بزند. روى يکى از ماشين‌ها آرم مؤسسه کيهان را داشت و هرکدام سعى مى‌کردند که روزنامه را سريع‌تر به‌دست خوانندگان برسانند.


جاده‌اى که اين دو وانت طى مى‌کردند در آن لحظه قسمتى از کانال عبور اين دو پيام بود. يک راه‌بندان، يک تصادف و... مى‌توانست در اين کانال ايجاد اختلال کند. يعنى يک راه‌بندان مى‌توانست پارازيت در آن فراگرد ارتباط باشد. به اين ترتيب مسئلهٔ نامهٔ پستى نيز مشابه همان روزنامه است. در سينما، کانال، آن فضاى تاريک است و آپارات نمايش فيلم وسيلهٔ ارسال رمز، دستگاه دوربين فيلمبردارى وسيلهٔ رمزگذارى و فيلم به‌علاوهٔ امواج نوري، پيام است.


همين مسئلهٔ روزنامه و پست باعث شده است حتى در برخى از دايرةالمعارف‌ها، جاده و وسايل حمل و نقل را نيز به اشتباه در گروه وسايل ارتباطى جاى دهند ويليامز پيشنهاد مى‌کند براى معرفى وسايل انتقال انسان‌ها و کالاها به جاى ارتباطات از حمل و نقل استفاده شود. (Williams,1968,p17)


در مدل کانال را به‌صورت يک تونل نشان داده‌ايم که پيام در ميان آن عبور مى‌کند.


کانال مسير عبور پيام (ch)
کانال مسير عبور پيام (ch)

از لحظه تجلى معنى تا عبور پيام در کانال
از لحظه تجلى معنى تا عبور پيام در کانال