مدل مک‌نلى (Mc Nely) به نقش انواع ارتباط‌گران ميانجى (inter mediary communicators) بين رويداد و گيرندگان نهائى (خوانندگان روزنامه و غيره) اشاره مى‌کند. اين مدل در سال ۱۹۵۹ براى نخستين بار با عنوان ميانجى‌هاى ارتباطى در جريان اخبار بين‌المللى انتشار يافت.


در مدل مک‌نلي، جريان اخبار به‌صورت فرضى چنين نشان داده مى‌شود که خبرهائى با ارزش‌هاى گوناگون به‌‌صورت Eها وجود دارند. اين خبرها در دسترس يک بنگاه خبرى خارجى قرار مى‌گيرند. خبرنگار اين بنگاه دربارهٔ اين خبرها، مطلبى مى‌نويسد و براى واحد شهرى بنگاه خود ارسال مى‌کند. در مدل، خبرنگار به‌صورت C۱، مسئول بنگاه خبرى در آن شهر به‌صورت C۲ و متن خبر ارسالى به‌صورت S نشان داده شده است.


مدل مک‌نلى
مدل مک‌نلى

خبرى که در دسترس C۲ قرار گرفته ممکن است مجدداً تنظيم و خلاصهٔ آن به‌صورت S۱ براى دفتر منطقه‌اى (C۳) ارسال شود. در دفتر منطقه‌اي، مطالب مذکور ممکن است با مطالب ديگرى که از جاى ديگرى دريافت شده‌اند در هم ادغام و به‌صورت S۲ براى واحد مرکزى و ملى خبرى يعنى C۴ ارسال شود. سرانجام اين خبر به‌صورت S۳ که يک روزنامه يا ايستگاه راديوئى و تلويزيونى است ارسال مى‌شود و در آن مرحلهٔ است که خبر مذکور اين مسير طولانى و پر از ارتباط‌گران ميانجى را طى مى‌کند و به گيرندگان يا Rها مى‌رسد. در تمام اين مراحل نه تنها خبر مذکور خلاصه‌تر مى‌شود بلکه انتخاب نيز به‌طور مکرر روى مى‌دهد و سرانجام وقتى به Rها مى‌رسد ممکن است دهان به دهان بچرخد و يا ناديده گرفته شود که اين مرحله در مدل به‌صورت R۲،SR،R۱ ... نشان داده شده است.


در تمامى طول اين جريان اخبار بين‌المللي، از هر کدام از Cها بازخوردهائى به‌سوى C قبلى انجام مى‌شود که در مدل با نقطه‌چين نشان داده شده است.


مک کوايل دربارهٔ اين مدل مى‌نويسد: ”نخست، حقيقت آن است که مهم‌ترين عمل دروازه‌بانى خبر به‌ويژه در مورد اخبار بين‌المللى پيش از آنکه به روزنامه برسد اتفاق مى‌افتد. دوم آنکه دروازه‌بانى خبر صرفاً پذيرش يا رد يک خبر نيست بلکه ميانجى‌ها، اغلب شکل و ذات اين مطلب را تا زمانى که به‌دست گيرندگان نهائى برسد نيز تغيير مى‌دهند. سوم، عمل دروازه‌بانى خبر در مرحلهٔ انتشار از سوى وسيلهٔ ارتباط جمعى پايان نمى‌يابد بلکه گيرندگان ابتدائى خبر نيز اغلب نقش دروازه‌بانان خبر را براى ديگران ايفاء مى‌کنند و چهارم آنکه بازخورد که به‌صورت نقطه‌چين در مدل نشان داده شده است کمتر اتفاق مى‌افتد و اغلب نيز با تأخير انجام مى‌شود.“ (Mcquail,1986,pp102-103)