خط ميخى از چندين هزار سال قبل از ميلاد در آسيا پديد آمده و تا هنگام سلطنت پادشاهان هخامنشى دوره تکميلى خود را طى نموده است. خط ميخى را مى‌توان يکى از قديمى‌ترين خطوط الفباى جهان دانست. بر اساس متن الواحى که در سال ۱۸۸۷ در مصر کشف شد، قدمت آن را در حدود ۱۷۰۰ ق.م. دانسته‌اند. از پنج هزار سال قبل از ميلاد خط ميخى در ايران متداول بوده است. کتيبه‌هاى به جاى مانده. داريوش بزرگ (۵۲۲ - ۴۸۶ ق.م.)، خشايارشاه (۴۸۲ - ۴۶۵ ق.م.)، اردشير اول (۴۶۵ - ۴۲۴ ق.م.)، اردشير دوم (۴۰۴ - ۳۵۹ ق.م.)، اردشير سوم (۳۵۹ - ۳۸۸ ق.م.)، بيشتر اين نوشته‌ها در بدنه کوه يا ديوارهاى کوشک‌ها و ستون‌ها نقش شده، از جمله کوه بغستان بيستون، الوند، وان ارمنستان، شوش، تخت جمشيد، تنگه سوئز مصر و جزء اينها چند نگين و مهر که داراى نام‌هائى است و چند ظرف که به چهار خط پارسى باستان، عيلامي، بابلى و تصويرى منقوش شده است. چند سال پيش نيز الواح زرين و سيمين در تخت جمشيد و همدان به ‌دست آمده است که اين سنگ نبشته‌ها و الواح غالباً به سه زبان و خط است: نخست به زبان پارسى باستان، بعد به زيان عيلامى و سپس به زبانى که با زبان آشورى فقط تفاوت گويش دارد. اين دو زبان اخير که ترجمه کتيبه پارسى است، هر يک به خط ميخى مخصوص به خود نوشته شده است.


در ايران خط با توجه به خط آشورى اصلاح گرديد و تعداد حروف آن به ۳۶ حرف رسيد و دگربار در ايران رايج گشت. آمدن تمدن يونانى به ايران پس از حمله اسکندر از يک‌سو و کهنه شدن خط ميخى از سوى ديگر سبب گرديد که خط ميخى تحت تأثير خط يونانى که خود يکى از خطوط منشعب از خط فنيقى بود قرار گيرد. اين خط خيلى زود به هم آميخت و با تغييراتى که توسط ايرانيان در شکل حروف و همچنين تلفظ کلمات روى داد، خط پهلوى به ‌وجود آمد. خط پهلوى از هنگام حکومت پادشاهان اشکانى و ساسانى متجاوز از هشت قرن در ايران متداول بوده و کتاب‌هائى با آن نوشته شد از جمله (کليله و دمنه). اين خط در دوره پادشاهان اشکانى و ساسانى خط رسمى ايران محسوب مى‌شده است.


اشارات خط پارسى باستان
اشارات خط پارسى باستان