به ظاهر افلاطون و ارسطو مبدع انديشه ”دانش‌نامه / دايرةالمعارف“ به ‌عنوان وسيله‌اى براى تهيه زمينه فرهنگى جامعى براى دانش‌پژوهان روزگار خود بودند. شيوه يونانيان به ‌طور کلى ثبت گفته‌هاى حکماء و بزرگانى چون افلاطون و ارسطو بود. چنان‌که سپئوسيپوس متوفىٰ (۳۳۹ - ۳۳۸ ق.م.) مؤلف قديمى‌ترين دانش‌نامه غربي، که فقط قطعاتى از آن بازمانده است، عقايد افلاطون زمينه‌هاى تاريخ طبيعي، رياضيات، فسلفه و غيره گردآورده بود، و ضبط سخنرانى‌هائى با موضوعات متنوع ارسطو در آموزشگاه کوکئيون نيز چنين هدفى داشت.


برخلاف يونانيان، رومى‌ها علاقمند بودند که دانش موجود در روزگار خود را به ‌صورت مکتوب، خواندنى و خلاصه عرضه کنند. نخستين کوشش شناخته شده آنان بدين ‌منظور، مجموعه نامه‌هائى است که کنسول رومي، کاتوى محتسب به پسر خود نوشته در حدود ۱۸۳ ق.م. و در آنها خلاصه‌اى از اطلاعات سودمند که مى‌توانست در امر زندگى و براى راهنمائى هم‌نوعان خويش سودمند باشد، ذکر کرده بود. با عنوان ”اندرز به فرزند“ که اکنون اثرى از آن نامه‌ها در دست نيست.