تحول علم و ادب، ظهور و انتشار تعاليم کنفوسيوس و سهم آن در تأليفات مختلف، پيوسته با آراء و انديشه‌هاى هيئت‌هاى حاکمه هم‌سو نبود. در حقيقت موضع حکومت چين با موضع حکومت‌هاى ديگر کشورها در برابر اين‌گونه کتاب‌ها اختلاف زيادى نداشت، آنچه شگفت‌انگيز است سختگيرى حاکمان چينى در تصفيه حساب‌هاى آنها با کتاب‌هائى بود که از ديدگاه ايشان نامطلوب و خطرناک شمرده مى‌شد. با اين حال، تاريخ تنها چند نمونه از اعمال مميزى و پيگرد نويسندگان و سوزاندن کتاب‌ها در چين باستان را براى ما حفظ کرده است.


از مشهورترين موارد کتاب‌سوزى و پيگرد نويسندگان مواردى است که در سال ۲۱۳ ق.م. صورت گرفته. در اين سال امپراتور ”جين چى هوانگ‌تي“ توصيه رايزن بزرگ لى‌سوا را پذيرفت و دستور داد تمامى کتاب‌ها و حتى تأليفات کنفوسيوس را بسوزانند، و تنها کتاب‌هاى پزشکى و داروسازى و کشاورزى و متون دينى در امان ماندند. امپراتور در آن روزگار مى‌خواست با اين کار از تأثير کتاب‌هائى جلوگيرى کند که براى جامعه ايده‌آل او زيان‌مند بود، جامعه‌اى که به زعم امپراتور، سياست در آن از سنگينى گذشته و تحت تأثير افکار بيمار رها مى‌شد. در آن هنگام توده‌هاى بسيارى به سوزاندن کتاب‌هائى روى آوردند که چينى‌ها تا آن روز نگاشته بودند. اين خود، يکى از عوامل عدم آگاهى ما از تأليفاتى است که در دوران باستان تاريخ چين نگاشته شده. از سوى ديگر، امپراتور جين چى هونگ‌تى دستور داد در يک روز ۴۷۰ نويسنده را که جرأت کرده بودند عليه امپراتور قلم بزنند بسوزانند. امپراتور دستور ديگرى نيز صادر کرد که در حفظ نام او در تاريخ جهانى کتاب سهم دارد، دستور داد از همه کتاب‌هائى که سوزانده مى‌شود يک نسخه در کتابخانه امپراتور نگهدارى شود. عملکرد او مبين انديشه پليسى او در حفظ اين کتاب‌ها به‌ عنوان مدرک براى محکوميت نويسندگان آنها بود.


به هر حال، همين انگيزه در نجات کتاب‌هاى بسيارى از نابودى کامل سهم داشت و بسى دشوار است که ميزان تأثير اين عمل را در برنامه حاکمان بعدى چين براى احياء مجدد تأليفات سابق مورد ارزيابى قرار دهيم و اين به سبب آتش‌سوزى است که در سال ۲۰۶ در اثناء يک درگيرى در خيابان‌هاى پايتخت امپراتورى يعنى هيسين يانگ قصر امپراتورى را بلعيد و به حکومت خاندان چين پايان داد. کتاب‌هاى باقى‌مانده طعمه حريق شدند.