۱۹۳۴ م. دايرةالمعارف کودکان بريتانيکا

مؤسسه بريتانيکا دايرةالمعارفى براى کودکان Britannica Junior در سال ۱۹۳۴ چاپ و با عنوان Britaninca Junior Encyclopedia در سال ۱۹۶۳ براى نوآموزان دبستانى و با نام خردسالان Young Children's Encyclopedia در شانزده جلد در سال ۱۹۶۱ منتشر کرد. اين دانش‌نامه که همه تصويرهاى آن رنگى و متن آموزنده آن همراه با تصويرها و مطالب آن مختصر است، به زبان‌هاى ژاپنى و کُره‌اى نيز ترجمه و انتشار يافته است.

۱۹۳۵ م. دايرةالمعارف علوم رياضى آلمان

دايرةالمعارف علوم رياضى Enzyklopadie den Mathematische WissensChften در طى سال‌هاى (۱۸۹۸ - ۱۹۳۵) توسط فرهنگستان آکادمى برلين منتشر گرديد.

۱۹۳۵ م. دايرةالمعارف بروک‌هاوس آلمان

معروف‌ترين دايرةالمعارف آلماني، بروک‌هاوس است که در سال ۱۹۳۵ - ۱۹۲۸ در بيست جلد منتشر شد. اين دايرةالمعارف نمونه بسيار خوبى است از يک دايرةالمعارف با مقالات کوتاه و تصاوير زياد، نخستين ويرايش اين دايرةالمعارف با عنوان Fnauenzimmes Lexikon که در واقع دايرةالمعارفى براى زنان بود، در فاصله سال‌هاى ۱۸۸۰ - ۱۷۹۶ منتشر شد و با استقبال زيادى روبه‌رو گرديد. در سال ۱۸۰۸ فردريک بروک‌هاوس حق انتشار اين دايرةالمعارف را خريد. ويرايش اول دايرةالمعارف آمريکانا براساس ويرايش هفتم اين دايرةالمعارف تدوين شد.

۱۹۳۵ م. عکاسى رنگى

اسحق نيوتون دانشمند شهير انگليسى در چهارم ژانويه سال ۱۶۳۴ متولد شد. نيوتون باريکه‌اى از نور خورشيد را به درون يک اتاق تاريک بر روى ديوار سفيد مقابل انداخت، و روى ديوار تصوير خورشيد را به‌دست آورد. نيوتون يک منشور شيشه‌اى مثلث شکلى را در مقابل آن باريکهٔ نور قرار داد. آنگاه مشاهده کرد که از طرف ديگر منشور بخش‌هاى رنگى روى ديوار تشکيل شده است. او ثابت کرد که نور سفيد پس از گذر از منشور شکسته مى‌شود و اين شکست بستگى به طول موج‌هاى مختلفى دارد که در نور سفيد مى‌باشد و به آنها طيف مى‌گويند. اين آزمايش ثابت کرد که نور سفيد (نور خورشيد) مخلوطى از نورهاى (قرمز - زرد - سبز - آبى - بنفش) مى‌باشد و ميزان شکست هر يک نيز متفاوت است و تشکيل هر رنگى بستگى به طول موج آنها دارد. نيوتون ثابت کردکه ديگر نمى‌توان به‌وسيله منشور تغييرى در هر کدام از طيف‌ها ايجاد کرد. وى منشور ديگرى را بر عکس منشور اول و مقابل منشور اول قرار داد. نورهاى تجزيه شده دوباره با يکديگر ترکيب شدند و پس از گذر از منشور دوم نور سفيد را ايجاد کردند. آنگاه مانعى را در جلوى طيف قرمز که از منشور اول ايجاد شده بود قرار داد و ثابت کرد که از بقيه رنگ‌ها نور سفيد ايجاد نمى‌شود.


ادامه کار نيوتون را دانشمندان روى طيف‌هاى نور انجام دادند و ثابت کردند که طيف قابل رؤيت، قسمت کوچکى از بخش عظيم طيف است که از جنس الکترومغناطيس مى‌باشد. اين طول موج را با ميلى ميکرون يا نانومتر مى‌سنجند. هر نانومتر معادل يک ميليونيم ميلى‌متر است. قسمت مرئى از ۴۰۰ الى ۷۰۰ نانومتر در بخش طيف کلى قرار دارد. دانشمندانى چون ادموند بکرل (E. Becquerel) فيزيکدان فرانسوى در سال ۱۸۹۱ و گابريل ليپمان (G. Lippmann) برنده جايزه نوبل سال ۱۹۰۸ از تداخل امواج نور رنگى عکس‌هاى رنگى تهيه کردند، ولى تکنيک آن بسيار پيچيده و براى کارهاى علمى مناسب نبود. جيمز کلرک ماکسول (J. Maxwell) براساس روش‌هاى توماس يانگ (سلول‌هاى سه گانه مخروطى شکل چشم انسان که به رنگ‌هاى سبز - قرمز - آبى حساس هستند) در سال ۱۸۰۱ از خلال فيلترهاى (سبز - قرمز - آبي) سه نگاتيو رنگى تهيه نمود. اين تصويرها مناسب نبودند زيرا نگاتيو‌هاى به‌کار رفته در آن زمان به تمام رنگ‌ها حساس نبودند. در نهايت تصوير را روى ديوار مى‌ديدند. آزمايشى توسط دانشمندان ديگر فردريک اوژن ايوز (F.U.Ives) آمريکائى در سال ۱۸۸۵ و جان جولى (J. Joly) فيزيکدان ايرلندى دنبال شد.


برادران (Lumiere) فرانسوى برروى يک سطح پلاک هزاران دانه ميکروسکوپى نشاسته به رنگ‌هاى سبز - قرمز - آبى با ابعاد ۱۵ تا ۲۰ ميکرومتر ريختند و در سال ۱۹۰۷ تصوير تقريباً رنگى روى پلاک‌هاى (اتوکروم) را به بازار فرستادند. هر چند تصاير اين پلاک‌ها در آن زمان زيبا بود، اما راه براى رسيدن به يک روش علمى‌تر، ساده‌تر، و همگانى هنوز باقى بود. با پيدا شدن پلاک‌هاى اورتوکروماتيک (Orthochromatiques) و پانکروماتيک (Panchromatiques) که به تمام رنگ‌ها حساسيت دارند راه براى ايجاد عکاسى رنگى باز شد. بالاخره در سال ۱۹۳۵ اختراع لئوپولد مانس (L. Mannes) و لئوپوند گودوسکى (L. Godoweski) براساس روش افزايشى (Additive) و روش کاهشى (Subtractive) انجام گرفت و پلاک‌هاى کداکروم (Kodachrome) که داراى سه فيلتر نگاتيو است به بازار آمد. آگفا کالور (Agfacolor) پس از آن به بازار آمد، که تصاوير آن را روى شيشه ايجاد و مى‌ديدند. سرانجام در سال ۱۹۳۵ کارخانه معروف کداک و آگفا يک فيلم که داراى سه قشر رنگى که به رنگ‌هاى (سبز -قرمز - آبي) حساس بودند وارد بازار کردند.


در سال ۱۹۴۰ کداک و آگفا طريقه ظهور فيلم‌هاى رنگى نگاتيو و کاغذ رنگى را منتشر کردند. فيلم و کاغذهاى به بازار آمده داراى سه قشر حساس به رنگ‌هاى (سبز - قرمز - آبي) بودند. در اين روش پس از آنکه تصوير رنگى برروى فيلم خام رنگى که درون دوربين عکاسى قرار دارد، مى‌افتد، لايه‌هاى مربوطه امواج رنگى را ضبط مى‌کنند. سپس در داروى ظهور و پس از ثبوت به رنگ‌هاى مکمل که از ترکيب سبز - قرمز - آبى تشکيل شده به رنگ‌هاى (زرد - ماژنتا - سيان) تبديل مى‌گردند. لايه‌هاى (زرد - سيان - ماژنتا) که بر روى هم قرار دارند با نسبت‌هاى مختلف ترکيب شده و تمام رنگ‌هاى موجود در طبيعت را براساس (روش کاهشي) ارائه مى‌کنند. رنگ سفيد از نانومترهاى يکسان و حداکثر شدت (سبز - قرمز - آبي) ايجاد شده به رنگ سفيد درآمده و منطقه خود را در نگاتيو به رنگ سياه و در پوزتيو به علت مانع نور (به هنگام چاپ) کاملاً شفاف درمى‌آيد و روى کاغذ به رنگ سفيد ديده مى‌شود. رنگ سفيد در واقع ايجاد نمى‌شود بلکه رنگ سفيد همان سفيدى کاغذ عکاسى مى‌باشد.


رنگ سياه که بازتاب نورى ندارد، روى نگاتيو محل آن خام باقى مانده و پس از ظهور منطقه کاملاً شفاف است. در نتيجه به هنگام چاپ برروى کاغذ نور از آن عبور کرده و منطقه را به رنگ سياه مبدل مى‌سازد طيف‌هاى (زرد - ماژنتا - سيان) با نانومترهاى يکسان و شدت‌هاى مختلف رنگ خاکسترى يا درجات خاکسترى را ايجاد مى‌نمايند. رنگ ماژنتا به رنگ سرخابى و رنگ شيان شبيه رنگ فيروزه است.

۱۹۳۵ م. دايرةالمعارف داى هيياکا ژاپن

در سال‌هاى ۱۹۸۹ - ۱۹۲۶ در دوران ”شووا“ دايرةالمعارف‌هاى عمومى‌ترى نوشته شد: ”داى هيياکا، ۱۹۳۵ - ۱۹۳۱“ در بيست و هشت جلد ”کوکيومين هيياکا، ۱۹۳۷ - ۱۹۳۴“ در پانزده جلد ”سکاى لاى هيياکا“ در بيست و چهار جلد منتشر شد.

۱۹۳۵ م. تأسيس ايستگاه و استوديوى حقيقى تلويزيون در فرانسه

در ۱۴ آوريل ۱۹۳۱ نخستين مخابره تلويزيونى ۳۰ خطى از مون‌روژ به مالاکف برقرار شد و در نوامبر ۱۹۳۵ استوديوى حقيقى تأسيس و از ۲۰ خط به ۱۸۰ خط افزايش يافت. اين برنامه از برج ايفل پخش مى‌شد.


در سال ۱۹۴۳، تلويزيون تحت اداره آلمان‌ها کار خود را براساس چند گيرنده که در بيمارستان‌ها و آسايشگاه‌هاى نيروى اشغالگر آلمان، نصب و شروع به‌کار کرد. پس از جنگ در سال ۱۹۴۹ يک سيستم پيشرفته ۸۱۹ خطى ساخته (هانرى دوفرانس) به آن اضافه شد. در سال ۱۹۵۳ ده درصد فرانسويان تلويزيون داشتند و اين رقم در سال ۱۹۶۰ به ۹/۱ ميليون نفر افزايش يافت.

۱۹۳۶ م. لامپ دوربين اميترون تلويزيون

در انگلستان گروه پژوهنده EMI به سرپرستى شوئنبرگ (Shoenbarg) و بلوملين (Blumlein) يک لامپ دوربين تلويزيون اصلاح شده به‌نام اميترون (Emitron) ساختند که در سال ۱۹۳۲ به ثبت رسيد. يک سرويس رسمى تلويزيون (BBC) در نوامبر سال ۱۹۳۶ با استفاده از يک سيستم مکانيکى (برد) و سيستم لامپ الکترونيکى مارکونى EMI به‌طور يک در ميان در قصر آلکساندر يکى از بلندترين نقطه‌هاى شمال لندن افتتاح شد. اين سيستم تا شروع جنگ جهانى دوم برنامه‌هاى منظم توسط (BBC) پخش مى‌کرد. تا سال ۱۹۴۰ قسمت عمده مسائل فنى اساسى در پخش تلويزيون حل شده بود. بينندگان قبل از جنگ مجبور بودند در يک اتاق تاريک شده به يک تصوير ۱۵ سانتى‌‌مترى خيره شوند تا بتوانند هر نوع سرگرمى را که پخش مى‌شد ببينند. در ابتدا تلويزيون براى سرگرمى به‌کار مى‌رفت ولى بعدها در زمينه ارتباطات و انتقال اطلاعات کاملاً به‌کار گرفته شد. شعاع پخش تلويزيون در لندن به ۴۰ کيلومتر مى‌رسيد. تقريباً يک چهارم مردم انگليس از برنامه تلويزيون استفاده مى‌کردند.