۱۹۳۰ م. سيستم ديگرى از تلويزيون و لامپ فزونگر الکترون

فيلوفارنزورث (Philo T. Farnsworth) يک پسر دهاتى از مردم آيداهو (Idaho) که بر اثر خواندن مجله‌هاى الکتريکى و راديوئى علاقه او به تلويزيون برانگيخته شده بود، يک سيستم تلويزيون الکترونيکى اختراع کرد که با سيستم زووريکن رقابت مى‌کرد. اين دستگاه براساس تجزيه تصوير ساخته شده بود. به جاى عبور دادن پرتوها از روى تصوير نقطه به نقطه و خط به خط، اين دستگاه تصوير را با حرکت دادن تمام تصوير الکترونى از برابر يک شکاف به تکه‌هائى که برابر با تعداد تکه‌هاى تصوير لازم براى پخش تصوير است، تقسيم مى‌کند. لوله بسيار تخليه شده تصويرگر دستگاه (تجزيه تصوير) در يک انتهاء داراى کاتودى حساس به نور است به‌نام نورکاتود (Photocathode) که تصوير را که توسط عدسى از بيرون بر آن متمرکز شده دريافت مى‌کند. يک الکترود مخصوص ميدانى توليد مى‌کند که تصوير الکترونى را در طول لامپ به ‌سوى شکاف حرکت مى‌دهد. شکاف تجزيه تصوير بايد بسيار کوچک باشد تا بتواند تصوير را کاملاً دقيق و روشن نشان دهد، از اين‌‌رو سيگنال‌هاى باز داده که از تعداد کمى الکترون ناشى مى‌شوند و از اين روزنه مى‌گذرند بسيار ضعيف خواهند بود. روش فازنزورث براى غلبه بر اين کمبود بسيار بکر بود، و منجر به اختراع دستگاهى گرديد که بعدها بسيار مهم‌تر از سيستم تلويزيونى او شد.


هرگاه تعدادى الکترون‌هاى شتاب يافته به‌سوى سطح فلزى متناسب با بار مثبت فرستاده شوند، الکترون‌هاى متعددى از سطح فلز به بيرون رانده مى‌شوند. فارنزورث يک سرى آنُد کوچک در درون تجزيه تصوير خود قرار داد، به‌طورى که آنُد داراى ولتاژ بيشترى از آنُد قبل از خود بود؛ بدين‌سان الکترون‌ها از يک آنُد به‌سوى آنُد بعدى پيش مى‌رفتند و مرتب بر تعداد آنها افزوده شد. با اين روش، تعداد بسيار کم الکترون‌ها که از روزنه مى‌گذشتند و با نخستين آنُد تصادم مى‌کردند سرانجام از طرف ديگر لوله هنگامى که هزاران بار تقويت شده بودند خارج مى‌گشتند. فارنزورث توانست پشتيبانى مالى براى اختراع خود به‌دست آورد. شرکت او در بيشتر اختلاف‌هائى که با شرکت R. C. A درباره ثبت اختراع‌ها پيدا کرده بود، موفق شد. سرانجام دريافت که بازى کردن در نقش يک داور مخترع در برابر آن شرکت‌ها خسته‌کننده است و از اين‌رو در سال ۱۹۴۰ در سن ۳۴ سالگى به مزرعه‌اى در ايالت مين (Main) رفت و آزمايشگاه کوچکى براى خود ساخت. زندگى او تصويرگر اين حقيقت است که در آن روزگار، مخترع تنها، در مقايسه با گروه پژوهشگران با ناکامى‌هاى بسيار روبه‌رو مى‌شد. اما از اختراع‌هاى او سهم بسيار بزرگى در پيشرفت فناورى تلويزيون دارند. فزونگر الکترونى او به‌عنوان يکى از مهم‌ترين کمک‌ها به پيشبرد دانش الکترونيک و فن‌آورى جديد به‌شمار مى‌آيد.

۱۹۳۱ م. تأسيس ايستگاه تلويزيون در آمريکا

در سال ۱۹۳۱ نخستين فرستنده تلويزيونى در آسمان‌خراش امپايراستيت بيلدينگ نيويورک برپا شد. در سال ۱۹۳۳ سيستم ۲۴۰ خطى نسب شد و در سال ۱۹۴۱ به ۵۲۵ خط ارتقاء يافت. تعداد گيرنده‌ها در سال ۱۹۴۱ حدود ۵۰۰ دستگاه بود.


در فوريه ۱۹۴۲ پس از ورود ايالات‌متحده آمريکا به جنگ دوم جهانى ساخت گيرنده‌هاى تلويزونى را در آمريکا ممنوع کردند. پس از خاتمه جنگ در سال ۱۹۴۵ شش فرستنده و ده‌هزار گيرنده در آمريکا وجود داشت. در سال ۱۹۴۷ کميسيون فدرال ارتباطات رعايت ضابطه‌هاى فنى را اجبارى کرد و در نتيجه توسعه تلويزيون آغاز شد. در ژانويه ۱۹۴۸ داراى ۱۷ فرستنده در هشت شهر شد. در سال ۱۹۵۲ تعداد فرستنده به ۲۰۰۰ ايستگاه شامل ۶۰۰ واحد (V. H. F) و ۱۴۰ واحد (U. H.F) که ۲۴۰ واحد آن غيرتجارى بود در آن پيش‌بينى شده بود رسيد. در سال ۱۹۵۲ تعداد فرستنده‌ها به ۱۰۸ ايستگاه، در ۱۹۵۵ به ۴۵۵ ايستگاه در ۱۹۶۰ به ۵۸۰ ايستگاه رسيد. در نتيجه مسير پيشرفت گيرنده‌ها برق‌آسا بود به‌طورى که در سال ۱۹۵۷ به ۳۰،۰۰۰ ايستگاه در سال ۱۹۶۰ به ۹/۳ ميليون در سال ۱۹۶۱ به ۷/۳۴ ميليون ايستگاه رسيد. لازم به ذکر است در سال ۱۹۵۱ نخستين ارتباط تلويزيونى بين شرق و غرب آمريکا برقرار شد.

۱۹۳۳ م. کتاب‌سوزان آلمان نازى

در سال‌هاى بعد از ۱۹۳۳ در دوران حکومت فاشيستى آدولف هيتلر در آلمان مجموعه کتابخانه‌ها را تصفيه کردند، و کتاب‌هاى زيادى را سوزاندند.

۱۹۳۳ م. دايرةالمعارف اسپانيا

در اسپانيا طى سال‌هاى (۱۹۳۳ - ۱۹۰۵) دايرةالمعارف عمومى مصور (اروپائى - آمريکائي) به زبان اسپانيولى معروف به Espasa که اکنون از لحاظ حجم بزرگ‌ترين دانش‌نامه جهان است منتشر شد. يک جلد کامل اين دايرةالمعارف به اسپانيا اختصاص دارد.

۱۹۳۳ م. اولين برنامه مکانيکى رايانه‌ها

اولين برنامه مکانيکى توسط والاس اکرت (Vallace Elert) تهيه شد. اکرت اولين ماشينى را که قابل برنامه‌ريزى بود در شرکت IBM اختراع کرد و سپس يک برنامه مکانيکى تهيه کرد که قادر بود دستگاه‌هاى ديگر را کنترل کند.

۱۹۳۳ م. فرهنگ فيزيک کاربردى

نخستين دانش‌نامه استاندارد در اين رشته فرهنگ فيزيک کاربردى (Dictionary of Applid Physics) تأليف فيزيکدان انگليسى سِرريچارد گليزبروک بود که در طى سال‌هاى ۱۹۲۲ - ۱۹۳۳ منتشر شد.

۱۹۳۴ م. تأسيس دانشگاه تهران

دانشگاه تهران قديمى‌ترين و بزرگ‌ترين مرکز دانشگاهى کشور بوده و نقش بسزائى در جامعه علمى و فرهنگى کشور دارد. تأسيس دانشگاه تهران در ۸ خرداد ماه ۱۳۱۳هـ.ش. برابر با سال ۱۹۳۴ ميلادى از تصويب مجلس شوراء ملى گذشت. دانشکده فنى هسته اوليه دانشگاه تاکنون حدود ۳۰ دانشکده و مؤسسه به آن افزوده گرديده. در حال حاضر آموزش، قريب سى هزار تن از دانشجويان و دانش‌پژوهان کشور را در بيش از ۱۳۰ رشته تخصصى در مقاطع کارداني، کارشناسي، کارشناسى ارشد، دکتريٰ، به‌صورت روزانه به عهده دارد.

۱۹۳۴ م. روزنامه تابلويد- انگلستان

از سال ۱۹۳۴ روزنامه‌اى به‌نام تابلويد (Tabloid) روزنامه مصور با اخبار در انگلستان منتشر شد. اندازه تابلويد کوچک‌تر از اندازه روزنامه‌هاى استاندارد بود. خبرها متفاوت، تعداد تصويرها زياد و اخبار را به‌صورت خلاصه و سطحى ارائه مى‌کند.