۱۸۰۰ م. استفاده از الکتريسته براى تلگراف

بسيارى از مخترعين به فکر افتادند که از الکتريسته جهت مخابره استفاده نمايند. ژرژلساژ (G.Lesage) در سال ۱۷۷۴ در شهر ژنو اين طريقه را اجراء کرد. او از ۲۴ سيم برق استفاده مى‌کرد. که هر يک از آنها براى يکى از حروف الفباء به‌ کار مى‌رفت. زمانى که سر سيم را به ‌وسيله ماشين الکتريسته ساکن، الکتريکى مى‌کردند در سر ديگر سيم گلوله کوچکى از آقطى به حرکت در مى‌آمد. اين روش در فرانسه به ‌وسيله لوموند، در آلمان به ‌وسيله رايزر، در اسپانيا به ‌وسيله بتانکور و سپس به ‌وسيله سالوا مورد استفاده قرار گرفت اما تمام اين روش‌ها از دو لحاظ ناقص بودند اول اينکه حرکت دادن جسم الکتريکى شده وسيله دقيقى براى انتقال علامات محسوب نمى‌شد، دوم اينکه تخليه الکتريکى با کمک ماشين‌هاى الکتريسيته ساکن به‌ طور قطع روشن نبود که براى انتقال اخبار مناسب و علمى باشد. همه کسانى که در اين راه قدم برداشتند بخصوص وقتى به اين موضوع پى بردند که پيل ولتا Volta در سال ۱۸۰۰ اختراع شد.


در سال ۱۸۱۱ فيزيکدان اهل باوى‌ير به‌ نام زومرينگ (Soemmering) توانست از آن بهره‌بردارى نمايد. اين روش همانند روش‌هاى گذشته استفاده نشد تا اينکه مابين سال‌هاى ۱۸۱۹ و ۱۸۳۳ اکتشافات الکتروديناميک توسط آمپر (Ampere) فاراده (Faraday) و اورستد (Oersied) انجام گرفت.


رياضى‌دان گائوس (Gouss) که در باره خواص مغناطيس مطالعه مى‌کرد در سال ۱۸۳۳ به اتفاق فيزيکدان آلمانى وبر (Weber) تلگراف الکتريکى اختراع و آن را در دانشگاه گوتينگن (Goetingen) مستقر ساختند. دستگاه ضبط مخابرات عبارت بود از گالوانومتر آئينه‌دار که انحرافات لکه نورانى علامات را مکشوف مى‌داشت و دفترچه رمز آنها را به‌ صورت حروف الفباء درمى‌آورد. عين اصل مزبور در همان زمان که به ‌وسيله گائوس و وبر به کار گرفته شد به ‌وسيله مخترع روسى اهل سن‌پطرزبورگ به ‌نام شيلينگ (Schilling) نيز به‌ کار رفت و آنگاه ريچى (Sitchie) اسکاتلندى و آلکساندرا (Alexanden) از اديمبورگ مورد استفاده قرار داده آن را به‌ کار بردند. يک چنين هم‌زمانى شگفت‌انگيزى نشان مى‌دهد که تمام شرايط براى ايجاد تلگراف الکتريکى يک جا گرد آمده بود.


در انگلستان دانشجوى جوانى به ‌نام کوک (Cooke) با چارلز وتيستون (Ch. Wheatstone) همکارى کرد و در سال ۱۸۷۳ تلگراف الکتريکى صفحه‌دارى اختراع کردند. در اين دستگاه حروف به‌ وسيله پنج عقربه گالوان‌متر مشخص مى‌شد. در آلمان فيزيکدان کارل اشتاينهال (Carl Steinheil) به جاى پيل الکتريکى ماشين الکتريسيته القائى به‌ کار برد و در نتيجه مى‌توانست در هر دو سو جريان الکتريکى ايجاد کند. وى اثر هر يک از اين دو جريان را روى مغناطيس الکتريکى اعمال کرد و در نتيجه هر بار که ماشين را به وضع مناسبى به‌ کار وامى‌داشت در دستگاه اخذ کننده خبر روى دو مغناطيس الکتريکي، انحرافاتى در دو جهت مخالف ايجاد مى‌شد. اشتاينهال مابين سال‌هاى ۱۸۷۳ - ۱۸۳۸ تلگراف خود را روى خطى که يک فرسنگ طول داشت به عمل درآورد و به جاى ۵ سيمى که کوک و ويتستون به‌ کار مى‌بردند يک سيم به‌ کار برده مى‌شد و سيم بازگشت جريان نيز حذف مى‌شد. اين دانشمند براى اولين بار کشف کرد که مى‌توان از کره زمين به جاى سيم هادى بازگشت جريان استفاده کرد. اما در ايالات‌متحده آمريکا کسى که در راه ايجاد تلگراف قدم برداشت نه دانشجو بود و نه فيزيکدان اين شخص نقاش مشهورى به ‌نام ساموئل مورس بود.

۱۸۰۰ م. کتابخانه کنگره ايالات‌متحدهٔ آمريکا

کتابخانه کنگره ايالات‌متحده در سال ۱۸۰۰ با يک مجموعه کوچک ۳۰۰۰ نسخه‌اى بنيان گذاشته شد. توماس جفرسون (T. Jafferson) علاقه زايدالوصفى به امور کتابخانه داشت. اين کتابخانه با آتش گشودن ارتش بريتانيا به روى واشنگتن در سال ۱۸۱۴ کاملاً سوخت و از بين رفت. اما سال بعد کتابخانه مجدداً برپا شد و جفرسون مجموعه کتابخانه شخصى خود را که ۶۴۰۰ نسخه ارزشمند بود به کتابخانه هديه نمود و اين مجموعه هستهٔ کتابخانه نوپا را تشکيل داد.


در سال ۱۸۷۰ از مزاياى کامل حق مؤلف برخوردار گرديد و از سال ۱۸۴۶ دو نسخه از تمامى آثار منتشر شده در ايالات‌متحده آمريکا را دريافت کرد. از سال ۱۸۶۷ نظام بين‌المللى مبادله مواد را آغاز کرد و اين روش به گرد آمدن اسناد رسمى اکثر کشورهاى جهان، انتشارات انجمن‌ها و مؤسسات پژوهشى و علمى انجاميد. در سال ۱۸۹۹، با انتقال کتابخانه به ساختمان جديد هربرت پوتنام (Herbert Putnam) کتابدار مشهور کتابخانه عمومى بوستون، به سِمَت کتابدار کتابخانه کنگره منصوب گرديد. کتابخانه در سال ۱۸۹۷تعداد ۸۰۰،۰۰۰ جلد کتاب داشت و در سال ۱۹۳۹ به ۶۰۰۰،۰۰۰ جلد رسيد. پوتنام با تلاش‌هاى شبانه‌روزى خود در رساندن گنجينه کتابخانه به مقام قابل قياس با بزرگ‌ترين کتابخانه‌هاى جهان، تحسين کنگره را برانگيخت. وى پس از چهل سال خدمت، در سال ۱۹۳۸ به افتخار بازنشستگى نائل آمد و کتابخانه همانند موزه بريتانيا طرح رده‌بندى خاص خود را دارد، اين طرح در اصل توسط مارتل و استافانسون (Martel and Stafansson) ريخته شد و بسيارى از کتابخانه‌هاى ديگر آمريکائى اين طرح را پذيرفتند. کتابخانه کنگره هم‌اکنون داراى ۲۵۷،۱۵۳ مجله، ۲۸۹،۶۱۷ قطعه موسيقى، ۷۳۸،۱۷ قطعه عکس، ۹۵،۲۴۹ گراور ، ۴۸،۰۴۸ نقشه، ۱۶،۰۰۰،۰۰۰ جلد کتاب، ۳۰،۰۰۰،۰۰۰ نسخه خطى، ۲۵۰،۰۰۰ صفحه گرامافون، ۱۰۰،۰۰۰ حلقه فيلم و همچنين کتاب خاص نابينايان، ميکروفيلم، طومارهاى پاپيروس، نوار مغناطيس و مدارک غيره دارد که رقم کل آن به ۶۴،۰۰۰،۰۰۰ مى‌رسد. به‌ نظر مى‌رسد که تمامى دانش دون انسان در يک محل گردآورى شده است. در سال ۱۸۸۸ بناى جديدى به ‌وسيله ژنرال توماس به سبک بناهاى دوره رنسانس ساخته شده که در آن سنگ‌هاى مرمر و خارا و مجسمه‌ها، نقاشى‌هاى زيبا و متعددى به ‌کار رفته است. سازماندهى بسيارى از کتابخانه‌ها در جهان از روش سازماندهى اين کتابخانه پيروى مى‌کند.