نخستين فرمان اجراء سانسور در سال ۱۴۸۵ در ماينتس آلمان پياده شد، درست در همان شهرى که زادگاه ”هنر سياه“ بود. اين فرمان را اسقف هنبرگ صادر کرد. او مى‌گفت که بعضى افراد براى شهرت‌طلبى و يا سودجوئى از اين حرفه سوء‌استفاده مى‌کنند. او دستور داد تمام ترجمه‌ها پيش از چاپ از نظر کميته بازرسى بگذرد، در ماينتس کميته بازرسى از ۵ عضو تشکيل مى‌شد و پيش از آنکه سرنوشت هر ترجمه‌اى را رقم زنند با دقت آن را وارسى مى‌کردند. اين نخستين مورد پيش از سانسور بود که پيشينه‌اى شد که از آن پس مقاومت دينى و کشورهاى ديگر به آن پناه بردند. افزون‌ بر اين، سَراسقف دستور داد که يک کميته بازرسى متشکل از سه عضو در دانشگاه ارفورت (Erfurt) گردهم آيند تا کتاب‌هاى چاپى را که در نمايشگاه کتاب فرانکفورت نمايش داده و فروخته خواهند شد، کنترل و نظارت کنند. با اين تصميم اخير، دامنه قدرت کميته سانسور گسترش زيادى يافت. زيرا تعيين سرنوشت هر کتابى به اين کميته بستگى داشت. سَراسقف براى کسانى که با اين تصميمات به مقابله برخيزند کيفرهاى بسيار بى‌رحمانه‌اى معين مى‌کرد، که علاوه بر جريمه نقدى به مبلغ صد سکه طلاى هلندي، محروميت نشر و سوزاندن کتاب‌ها را نيز در پى داشت. شگفت‌آور اينکه اين فرمان‌هاى سه‌گانه پاپي، به‌گونه‌اى که در خور، منتشر نشد، به ‌طورى‌که بسيارى از چاپگران و ناشران هرگز آنها را نديدند و از مضمون آنها آگاه نشدند، براى مثال فرمان سال ۱۴۸۷ فقط يک‌بار در ضمن مجموعه‌اى حاوى قانون اساسى و ديگر اسناد شهر کُلن منتشر شد. بديهى است اين براى رساندن مضمون فرمان به گوش افراد ذى‌ربط به هيچ‌ رو کافى نبود.


فرمان دوم در سال ۱۵۰۱ هرگز انتشار نيافت، فرمان سوم ۱۵۱۵ هم به روشى منتشر نشد که رسيدن مفاد آن را به گوش افراد ذى‌ربط تضمين کند. از اين رو روشن مى‌شود که حتى صادرکنندگان اين فرمان‌ها به تأثير آنها باور و اطمينان نداشتند. هرچند که اين کتاب‌ها در کشورهاى ديگر به چاپ مى‌رسيد و در سال‌هاى ۱۷۷۰ دانمارک از سانسور رهائى يافت و همچنين در سال ۱۷۶۶ سانسور کتاب در کشور سوئد ممنوع گشت. اغلب کشورها سانسور کتاب را کنار گذاشتند ولى همچنان در بعضى کشورها با قوت و شدت زيادى صورت مى‌گيرد.