براى آنکه بتوانيم به حقيقت ارزش و اهميت صنعت چاپ آگاه شويم شايسته است که لحظه‌اى کتاب‌هاى قبل از دوران گوتنبرگ را در نظر آوريم. کتاب در آن عصر عبارت بود از مجموعه بزرگ و ضخيمى که معمولاً مابين دو صفحه چوبى يا چرمى يا فلزى قرار مى‌دادند و هنگام مطالعه و دست زدن به آن مى‌بايست در نهايت احتياط رفتار کرد. اين مجموعه عبارت بود از نسخه‌اى خطى که با حوصله و دقت زيادى طى ماه‌هاى زيادى آن را مى‌نوشتند و تذهيب مى‌کردند. در آن زمان کتاب جزء اشياء تجملى حساب مى‌شد و مهم‌ترين کتابخانه‌هاى اروپا بيش از چند صد جلد کتاب نداشتند. حتى لوئى يازدهم در فرانسه وقتى کتابى از کتابخانه دانشکده قرض مى‌کرد، مجبور بود که مقدارى از ظروف نقره سلطنتى را به‌ عنوان وديعه در آنجا بگذارد. در اواخر قرن چهاردهم ميلادى روش حکاکى چوب در اروپا معمول گرديد. با نوشتن متن روى چوب و خالى کردن اطراف حروف متن برجسته سطح چاپ آماده مى‌شد. سپس سطح آن را مرکب مى‌ماليدند و صفحه‌اى از کاغذ روى آن مى‌فشردند تا نسخه‌اى چاپ شود، و اين کار را به دفعات انجام مى‌دادند. در اروپا در آن زمان بيشتر تصاوير قديسين را چاپ مى‌کردند. وقتى که فن چاپ کمى اصلاح شد توانستند به جاى يک صفحه حکاکى دو صفحه به ‌کار ببرند که در يکى تصوير و در ديگرى متن را به ‌طور برجسته و جداگانه تقسيم کنند. هر يک بر صفحه کوچکى حک مى‌شد. اين سطر را به حروف برجسته جداگانه تقسيم مى‌کردند و ديگر تا اختراع چاپ راه درازى باقى نمانده بود .


انسان براى طى اين راه کوتاه با موانع و مشکلات فراوان مواجه بود. زيرا بعد از آنکه حروف جداگانه و متحرک ايجاد شد بايستى دستگاهى درست کرد که به کمک آن بتوان با سرعت مطالب را با آن چاپ کرد بدين‌سان ايجاد حروف متحرک که اساس فن چاپ بود اول بار در سال ۱۴۲۳ به مرحله اجراء درآمد. مخترع آن لوران کوستر (L. Coster) خادم کليساى شهر هارلم در هلند و صاحب يکى از مؤسسات چاپ به‌ وسيله حکاکى روى چوب بود. وى اولين کسى است که حروف جداگانه را روى چوب به‌ طور برجسته ايجاد کرد و از اجتماع آنها کلمات و عبارات را به ‌وجود آورد. با اين روش توانست مدت‌ها قبل از سال ۱۴۴۰ چندين کتاب کوچک مدرسه‌اى چاپ نمايد. در بين کارگران او مردى آلمانى به ‌نام يوهان گنفلاش (J. Gensfleich) بود که بعدها او را يوهان گوتنبرگ (Johann Gutenberg) ناميدند. گوتنبرگ در سال ۱۳۹۷ در شهر ماينتس آلمان ديده به جهان گشود.


زمانى که گوتنبرگ در ماينتس به دنيا آمد، جمعيت اين شهر از شش هزار نفر که محل تقاطع مهم‌ترين راه‌هاى تجارى آلمان آن روزگار بود تجاوز نمى‌کرد. اين شهر تمام شرايط را براى تبديل شدن به کانون فعاليت پوياى تجارى و انقلاب هنرى و مشخصاً کانون سياسى و فرهنگى دارا بود. از ميان حرفه‌هائى که در آن زمان در ماينتس پيشرفت کرد، بايد به‌ ويژه از زرگري، ساختن مهرهاى فلزى و سکه‌زنى ياد کرد. گوتنبرگ در کارگاه‌هاى ريخته‌گرى اين حرفه را آموخته بود. حرفه‌اى که بعدها در ريختن حروف براى چاپ‌خانه خود بسيار براى او سودمند افتاد. گوتنبرگ پس از ترک ديار خود به استراسبورگ رفت، او در طول اقامت‌ خود در استراسبورگ مخفيانه برروى اختراع خود کار کرد. چنين پيدا است که گوتنبرگ از همان زمان تصور روشنى از يک روش آسان‌تر و ارزان‌تر براى تکثير متون از طريق ساختن حروف جداگانه و چيدن آنها در کنار هم براى دست‌يابى به متن مورد نظر در ذهن داشته است.


براى او آشکار بود که اين حروف فقط بايد از فلز ساخته شوند. چرا که تنها حروف فلزى مى‌توانستند از يک کتاب نسخه‌هاى زيادى در اختيار بگذارند. در باره گوتنبرگ دست‌کم يک چيز را با اطمينان مى‌توان گفت و آن پشتکار او بود در به ثمر رساندن اختراع خود. در واقع گوتنبرگ چه کرد که در گذشته در کشور چين و کره نتوانسته بودند به راز حروف چاپى پى ببرند. گوتنبرگ در ابتدا از نوعى چوب سخت حروف را در اندازه تائيد شده خود شبيه يک قطعه کوچک با قاعده‌اى مربع يا مربع مستطيل با پيروى از فرم حروف با ارتفاعى ۲۳ ميلى‌متر تهيه کرد. شکل حرف را در قاعده آن با ابزار ظريفى مى‌تراشيد و اطراف حرف را خالى مى‌کرد تا حرف‌ها به ‌صورت معکوس و برجسته تهيه شود. سپس مجموع آن حروف را در يک چارچوب قرار مى‌داد، به‌ طورى‌ که فاصله‌هائى ميان حروف چوبى قرار داشت و در اطراف حروف ديواره‌هائى از عايق نسوز و کمى بلندتر از سطح حروف قرار داشت. اين ديواره‌ها حروف چوبى را از يکديگر جدا مى‌ساخت. در اين حالت مواد مذاب از برنج يا برنز را به داخل قالب ريخته و آن را پُر مى‌کرد. بعد از سرد شدن، قالب‌ها را باز مى‌کرد. اين قالب‌ها، قالب‌هاى اصلى يا ماتريس (Matrix) به‌ صورت منفى تهيه مى‌شد. گوتنبرگ ماتريس‌ها را در کنار هم در يک چارچوب قرار مى‌داد و سپس با سرب مذاب داخل قالب‌هاى ماتريس را پُر مى‌کرد. پس از سرد شدن حروف را از داخل قالب‌ها بيرون مى‌آورد. نوشته‌هاى برجسته اين حروف به ‌صورت معکوس تهيه مى‌شد که پس از انتقال با مرکب در روى کاغذ به ‌صورت خوانا چاپ مى‌شد. گوتنبرگ با حروف ريزى مى‌توانست هر مقدارى که نياز داشت حروف بريزد. در انتهاى حروف او پايه‌اى قرار داشت تا حروف بهتر بنشيند. در جلوى حروف روى بدنه جلوى يک شيار به‌ نام راه قرار داشت که حروف را بتوان حتى با لمس انگشت درست در يک جهت قرار داد. ديگر کار تمام بود و چاپ اختراع شد.


گوتنبرگ حروف تهيه شده را در خانه‌هاى کوچک چوبى که با نام حروف نام‌گذارى شده بود قرار مى‌داد. سپس از روى متن دست‌نوشته حروف را از داخل قوطى‌ها برمى‌داشت و در کنار يکديگر قرار مى‌داد و از مجموع آن متن را به‌ وجود آورد.


تهيه ماتريس‌ها و ريختن برنج مذاب توى قالب ماتريس
تهيه ماتريس‌ها و ريختن برنج مذاب توى قالب ماتريس