سؤال مربوط به ميزان‌هاى متفاوت استفاده از رسانه را به بهترين وجه مى‌توان از منظر خود مخاطبان پاسخ گفت. بُرد رسانه‌اى متفاوت در اصل برآيند گزينش‌هاى مستمر مردم است. باوجود اين، استفاده از رسانه براى بيش‌تر مردم يک عادت بسيار پايدار و نيز برآيند تعداد بى‌شمارى از رفتارهاى انگيزه‌مند و مشخص است. برخى محققان معتقد هستند که ميزان قرارگرفتن افراد در معرض تلويزيون (يعنى زمانى که صرف تماشاى آن مى‌کنند) ويژگى زيربنايى و پايدارى است و به لحاظ تأثيرات آن بر گرايش‌ها و رفتار افراد، با برخى مشخصه‌هاى جمعيت‌شناختى نظير سن و تحصيلات، قابل مقايسه است. چنين باورى را مى‌توان در مورد رفتارهاى رسانه‌اى ديگر - مانند خواندن يک روزنامه صبح يا عصر - نيز بيان نمود.


مردم غالباً از نظر عاطفى به رسانه‌اى خاص وابسته هستند و ميزان اين وابستگى را مى‌توان به عنوان يک گرايش پايدار، که با استفاده عملى آن‌ها از رسانه‌ها همبستگى دارد، اندازه‌گيرى نمود. وابستگى به رسانه‌ها در کل خود شکلى از هواخواهي است که به نوع خاصى از محتوا مربوط نمى‌شود.


ظاهراً بر سر اصولى که انواع اصلى رسانه‌ها را مشخص و متمايز مى‌کنند اتفاق‌نظر زيادى وجود دارد. اما اين حقيقت که ميزان دلبستگى افراد به رسانه‌هاى مختلف و رغب آنها براى استفاده از آن‌ها، بسيار متغير است، به سؤال مربوط به بُردِ رسانه‌اى جهت متفاوتى مى‌دهد: اين که رسانه‌ها، يا کانال‌ها، يا پيام‌هايى که بالاترين رتبه‌ها را (از نظر نسبت جمعيت تحت پوشش) دارند، الزاماً مؤثرترين آن‌ها براى اهداف متفاوت نيستند، بلکه بايد شدت جذابيت نسبى آنها هم در نظر گرفته شود.