مفهوم فرار يا فرارگرايي که در روان‌شناسى تعريفى جامع دارد، به فرآيندى اطلاق مى‌شود که فرد را قادر مى‌سازد به حالات نمادين و تخيّلى از موقعيّت‌هاى نامطلوب و تهديد کننده بگريزد. از ديد نظريهٔ تجزيه و تحليل رواني، فرار، به‌دنبال مواجهه با موضوع‌ها و حوادث سرکوب‌ کننده‌اى اتفاق مى‌افتد که شايستهٔ تفوق نيست. در نتيجه، فرد تنها مى‌تواند از آن موقعيّت بيرون آيد و از طريق تخيّل و استفادهٔ پيچيده از تصوّرات خيا‌ل‌پردازى کند. از ديد روان‌شناختي، فرار سازوکارى دفاعى تلقى مى‌شود و اغلب نيز با هم‌ذات پندارى با ديگران (مثلاً شخصيت‌هاى تلويزيوني) مرتبط است. معمولاً اين هم‌ذات پندارى با کسانى صورت مى‌گيرد که در غلبه موانع از او موفق‌تر بوده‌اند.


فرار مفهومى اساسى در تحقيقات ارتباط جمعى است و به طرق گوناگون تعريف و به‌کار برده شده است. معمولاً فرار يا ويژگى محتواى رسانهٔ جمعى تلقى مى‌شود يا انگيزه‌اى براى استفاده از آن، در برخى از تحقيقات اوليه فرار مترادف انزوا به‌کار رفته است. با چنين تعريفى از ويژگى محروميت شخصى و اجتماعي، فرار با استفادهٔ زياد از رسانه‌هاى جمعى يا محتواى آنها، شايد به‌دليل جبران ارتباطات غيرمؤثر اجتماعى يا براى کسب ارتباطات مؤثر صورت مى‌گيرد.


گروهى از محققان، تماشاى تلويزيون براى فرار از مشکلات را به‌طور مستقل دليلى براى استفاده از رسانه تلقى کرده‌اند و گروهى ديگر اين رفتار را زمينه‌ساز تمايل به محتواى سرگرم‌کنندهٔ رسانه مى‌دانند.


رزن‌گرن و ويندال فرار را انگيزه‌اى براى رفتار رسانه‌اى تلقى مى‌کنند که ممکن است پيامدهاى متفاوتى داشته باشد. در بررسى رابين استفاده از تلويزيون براى رهايى از مشکلات، کارها و افراد به‌کار برده شده است. رابين اين نوع استفاده از رسانه را استفاده‌اى فعّالانه از محتواى رسانه مى‌داند و آن را به‌نوعى با نياز به انزواى اجتماعي، که با هيجان حاصل از تماشاى تلويزيون نيز مرتبط است، پيوند مى‌دهد. اين ادعا با ديدگاه شکل گرفته از برخى تحقيقات قبلى که تماشاى تلويزيون به‌منظور فرار را با مشارکت در زندگى شخصيّت‌هاى خيالى يا تعامل شبه‌اجتماعى مرتبط مى‌دانند، همخوانى دارد.


کاتز و فولکز مى‌گويند: نياز به فرار ضرورتاً به الگوهاى استفاده براى فرار منتهى نمى‌شوند. راه‌هاى ديگرى نيز براى فرار از مشکلات در جامعه ديده مى‌شود. رابين استفاده از تلويزيون براى کسب اطلاع يا فرار را دو قطب مخالف استفاده از رسانه مى‌داند. بلاملر با استفاده از سنخ‌شناسى خود دربارهٔ مخاطبان مى‌گويد: استفاده از تلويزيون به‌منظور فرار از مشکلات، در بين افراد بازنشسته، بيشتر از سايرين با استقلال سازمانى (مذهبي، خيريه، صنفى و غيره) مرتبط بوده است.


استفاده ازتلويزيون براى فرار از مشکلات با تماشاى بيش از حد آن همبستگى دارد، اما يافته‌هاى تحقيقاتى که اخيراً دربارهٔ دلايل استفاده از رسانه‌ها انجام شده است نشان مى‌دهد که تماشاى بيش از حد تلويزيون لزوماً براى فرار از واقعيّت نيست. ماهيّت تماشاى تلويزيون به‌منظور فرار از مشکلات کاملاً با استفاده از اين رسانه براى گذران وقت يا از روى عادت متفاوت است.