يکى از دلايل استفاده از رسانه‌ها به‌طور کلى و به‌ويژه تلويزيون، يادگيرى و کسب اطلاع است. در اين‌جا بايد بين يادگيرى به‌معناى کلاسيک آن و کسب اطلاع تمايز قائل شويم. يادگيرى ممکن است به‌دو صورت مستقيم و غيرمستقيم صورت گيرد. در وجه مستقيم آن، مخاطب صرفاً براى يادگيرى در زمينه‌اى خاص (زبان خارجه، گل‌دوزي، آشپزي، تعميرات فنى و غيره) به تلويزيون روى مى‌آورد و در درجه غيرمستقيم، مثلاً با تماشاى سريالى ياد مى‌گيرد چگونه مشکل خانوادگى‌ خود را حل کند. در مورد بزرگسالان، همانند کودکان و نوجوانان، يادگيرى ممکن است محصول فرعى استفاده از تلويزيون به‌منظور سرگرمى باشد. يافته‌هاى تحقيقات به‌طور کلى نشان مى‌دهند که مردم به آموزش مستقيم علاقهٔ زيادى ندارند، اما مى‌توان گفت بزرگسالان تعمدى‌تر از کودکان و نوجوانان براى يادگيرى به رسانه روى مى‌آورند و محتواى آن را انتخاب مى‌کنند.


ازجمله انگيزه‌هايى که فرد را براى کسب اطلاع و يادگيرى به‌سوى رسانه سوق مى‌دهد، نياز به شناخت است. نياز به شناخت مشخصه‌اى است که سبب مى‌شود فرد از تفکر لذّت ببرد. اين تمايل موجب مى‌شود فرد به پيام‌هايى که مستلزم تفکر و فعاليّت بيشتر مخاطب است بيشتر توجه و فکر کند. نياز به شناخت مستلزم ترجيح دادن امور پيچيده‌تر، توجه دقيق‌تر به اطلاعات و ميل به نوآورى است. در نتيجه، کسانى که نياز به شناخت بالايى دارند، به برنامه‌هايى همچون اخبار و گزارش رويدادهاى جارى بيشتر توجه مى‌کنند.


يافته‌هاى تحقيقات در زمينهٔ رابطهٔ نياز به شناخت و استفاده از رسانه در بين دانشجويان نشان داده است که نياز به شناخت سبب مى‌شود دانشجويان بيشتر براى کسب اطلاعات سياسى از اخبار رسانه‌ها استفاده کنند. پرس (۱۹۹۲) با توجه به متغيرهاى جمعيّت‌شناختى چون جنس، تحصيلات و سن به بررسى نياز به شناخت و ارتباط آن با استفاده از تلويزيون براى کسب اطلاع، گذران وقت و سرگرمى از يک سو و توجه به گزارش‌هاى خبرى و ورزشى از سوى ديگر، پرداخت. بر مبناى يافته‌هاى او، بين نياز به شناخت و انگيزهٔ تماشاى تلويزيون (اخبار) براى کسب اطلاع همبستگى مثبت مشاهده مى‌شود و بين نياز به شناخت و انگيزهٔ تماشاى اخبار محلى براى گذران وقت همبستگى منفى وجود دارد.


شايان ذکر است که بر مبناى يافته‌هاى تحقيق ابل‌من (۱۹۸۷) دربارهٔ انگيزه‌هاى تماشاى برنامه‌هاى مذهبي، قوى‌ترين انگيزهٔ تماشاى اين‌گونه برنامه‌ها، کسب اطلاع و يادگيرى بوده است. در ضمن، بين تماشاى اين‌گونه برنامه‌هاى مذهبى به‌اين‌منظور و دلايلى چون يافتن موضوعى براى بحث، هدايت رفتارى و جايگزينى براى مثلاً رفتن به کليسا، همبستگى مثبت وجود دارد.


در تحقيق رابين (۱۹۸۳)، پنج انگيزهٔ کلى براى تماشاى تلويزيون عنوان شده است که عبارتند از: گذران وقت / عادت، کسب اطلاع، سرگرمى و تفريح، همدم‌يابى و فرار از مشکلات. بر مبناى يافته‌هاى اين بررسى تنها بين انگيزه‌هاى تماشاى به‌منظور کسب اطلاع و گذران وقت / عادت همبستگى ديده نمى‌شود و بقيهٔ انگيزه‌ها نيز به‌گونه‌اى همبستگى داخلى دارند. چنان‌که قبلاً ذکر شد، يافته‌هاى اين بررسى به‌نوعى سنخ‌شناسى از مخاطب منجر شد. يکى از گروه‌هاى مخاطب از ديد اين محقق، مخاطبانى بودند که براى کسب اطلاع يا يادگيرى تلويزيون تماشا مى‌کردند)، براى انواع خاصى از برنامه‌ها (مصاحبه، اخبار، مسابقهٔ تلويزيونى و امثال آن) ارجحيّت قائل هستند. مخاطب متعلق به اين گروه، درواقع، از محتواى رسانه استفاده مى‌کند و از برنامه‌ها، ياانواع خاصى از برنامه‌ها، براى يادگيرى و نيز برقرارى تعامل بين فردى به‌طور هدفمند اطلاع کسب مى‌کند. در اين مورد نيز رابين پيشنهاد مى‌کند دو وجه پيامدهاى فرهنگى و اجتماعى تماشاى تلويزيون براى کسب اطلاع از يک سو و روگردانى از اين‌گونه استفاده از رسانه و همچنين شبکه‌هاى ارتباطى بين‌فردى و گروهى بيشتر بررسى شود.


نکتهٔ شايان توجه آن‌که هر چند بين عامل سن با استفاده‌هاى هدفمند (از جمله يادگيري) معمولاً همبستگى مثبت مشاهده مى‌شود، برمبناى يافته‌هاى تحقيق کاتز و همکاران ايشان (۱۹۷۳)، در بعضى از زمينه‌ها جوانان بيشتر از افراد مسن براى يادگيرى از رسانه اهميّت قائل هستند. اين زمينه‌ها اغلب درمواردى که به جامعه‌پذيرى آنها مربوط مى‌شد (يادبگيرم در جمع چگونه رفتار کنم) و همچنين تجارب ورزشى و برخى از جنبه‌هاى عاطفى مشاهده مى‌شد. چنانچه اين امر در جامعهٔ ما نيز صادق باشد، رسانه‌هاى جمعي، به‌ويژه راديو و تلويزيون، بايد به‌بهترين وجه از امکانات خود استفاده کنند تا در جهت جامعه‌پذيرى جوانان نقش شايسته‌اى داشته باشند.


بلاملر (۱۹۸۵) به‌بررسى ارتباط انگيزه‌هاى استفاده از تلويزيون و رسانه‌ها در گروه‌هاى مختلف (کارکنان تمام‌وقت، خانه‌دارها و بازنشستگان) با موقعيّت‌هاى مختلف اجتماعى پرداخت. يافته‌هاى اين بررسى نشان داد که انگيزهٔ تماشاى تلويزيون به‌منظور يادگيرى و کسب اطلاع در بين کارکنان تمام‌وقت با سن همبستگى مثبت و بين دو گروه ديگر، با تواتر خارج شدن از منزل، همبستگى منفى دارد.


يادگيرى از طريق برنامه‌هاى سرگرم کننده يا به‌طور کلى غيرآموزشي، از وجوه حائز اهميّت يادگيرى از رسانه (به‌ويژه رسانه‌اى همگانى با رسالت آموزشى - ارشادي) به‌شمار مى‌رود، اما ذکر اين نکته ضرورى است که در اين‌باره توان مخاطب در نظام‌ هستند ساختن اطلاعات (پيام‌ها) بايد مدنظر قرار گيرد. از يک برنامهٔ سرگرم کننده ممکن است دو مخاطب متفاوت در دو سطح کاملاً متفاوت اطلاع کسب کنند. با توجه به اين نکته، هرچند معمولاً توصيه مى‌شود آموزش غيرمستقيم باشد، ارائه پيام با هدف آموزش بايد با شناخت کامل مخاطب و توانايى او در نظام‌مند ساختن و پردازش پيام‌ها صورت گيرد.