يکى از دلايلى که مردم براى استفاده از رسانهٔ تلويزيون ابراز مى‌کنند اين است که اين رسانه وسيله‌اى است براى گذران وقت. برخى از محققان بين تماشاى تلويزيون نيز کم و بيش مشابه استفاده از رسانه براى گذران وقت است.


محققانى که به بررسى استفاده‌هاى هدفمند و غيرهدفمند از تلويزيون و فعاليّت مخاطب پرداخته‌اند، اغلب اين نوع استفاده‌ها را غيرهدفمند دانسته‌اند. اين سؤال مطرح است که اصولاً چه عواملى (روان‌شناختي، جامعه‌شناختى - فرهنگى يا ديگر عوامل) سبب مى‌شود فردى بيشتر به اين دليل از رسانه استفاده کند؟ براى پاسخ به اين سؤال، گروهى از محققان به برسى متغيرهايى چون سن، نوع برنامه، سطح تحصيلات، موقعيّت اجتماعى و نظير آن و ارتباط آنها با استفاده از تلويزيون براى گذران وقت يا از روى عادت پرداخته‌اند.


نتايج برخى از بررسى‌ها نشان مى‌دهد که با افزايش سن از اهميّت استفاده از تلويزيون به‌اين منظور کاسته مى‌شود. برخى از محققان عقيده دارند اين روند تا سنين بازنشستگى ادامه پيدا مى‌کند. احتمال دارد در سنين بازنشستگي، يا بهتر بگوييم کهولت، بار ديگر استفاده از تلويزيون به اين منظور افزايش يابد.


يافته‌هاى پژوهش‌هاى ديگر در اين زمينه نشانهٔ آن است که کسانى که اظهار مى‌دارند به‌منظور گذران وقت تلويزيون تماشا مى‌کنند، کمتر احتمال دارد اخبار يا گزارش رويدادهاى جارى را تماشا کنند، بلکه بيشتر برنامه‌هاى طنز و مجموعه‌هاى سبک را مى‌بينند. همچنين در مجموع، اين گروه از مخاطبان زمان بيشترى را صرف تماشاى تلويزيون مى‌کنند.


سطح تحصيلات عامل ديگرى است که با اين نوع استفاده از رسانه ارتباط دارد. به‌طور کلي، يافته‌هاى بسيارى از تحقيقات در اين زمينه نشان مى‌دهد که با بالا رفتن سطح تحصيلات، مخاطب کمتر براى گذران وقت به تلويزيون روى مى‌آورد. در اين جا بايد به عامل هنجارهاى اجتماعى نيز توجه کرد. معمولاً از افراد تحصيل‌کرده انتظار مى‌رود بيشتر برنامه‌هايى را تماشا کنند که جنبهٔ اطلاع‌رسانى (اخبار، گزارش رويدادهاى جاري، فيلم مستند علمي) دارند و کمتر به تماشاى آن دسته از برنامه‌هايى بپردازند که صرفاً براى گذران وقت مناسب هستند. همين امر دربارهٔ جنس نيز صادق است. ظاهراً مردان کمتر به‌اين منظور تلويزيون تماشا مى‌کنند. در اين مورد نيز همان عامل هنجارها تا حدود زيادى تعيين کننده است.


رابين (۱۹۸۳) با توجه به عواملى چون الگوى تماشا، انگيزه‌هاى تماشا، وابستگى به تلويزيون و واقعى دانستن محتواى تلويزيون تحقيقى انجام داده و بر مبناى يافته‌هاى خود از مخاطبان سنخ‌شناس ارائه کرده است. او يک گروه از بينندگان تلويزيون را کسانى مى‌داند که به‌لحاظ عادت و براى گذران وقت - زمانى که کار ديگرى نداشتند، يا براى رهايى از کسالت و بى‌حوصلگى يا به‌صورت سرگرمى - تلويزيون تماشا مى‌کردند و نوعى وابستگى با خود رسانه (نه محتواى خاصى از آن) داشتند و محتواى رسانه را اغلب به واقعيّت نزديک مى‌ديدند. به‌عبارت ديگر، اين‌گونه بينندگان زمان زيادى را صرف تماشاى تلويزيون مى‌کنند ولى براى برنامه‌هاى خاصى ارجحيت قائل نيستند.