استفادهٔ هدفمند و برنامه‌ريزى شده از رسانه است و نشانهٔ ارتباط ميان فعاليت (تماشا، گوش دادن و خواندن) و انگيزه‌هاى روى آوردن به رسانه. نتايج برخى از بررسى‌ها در مورد استفاده از تلويزيون نشان مى‌دهد که مخاطب به‌صورت غيرتعمدى از برنامه‌اى به برنامه‌اى ديگر روى مى‌آورد. نتايج بعضى ديگر خلاف اين امر را نشان داده است. بر مبناى يافته‌هاى اين تحقيقات، مخاطب رفتارى فعالانه دارد و اين امر به صُوَر مختلف نمايان مى‌شود، از جمله ارزيابى برنامه‌ها قبل از تماشا (باروايس، اهنبرگ و گودهارت -Barwise, Ehrenberg & Goodhardt-، در ۱۹۷۹) و استفاده از راهنماى پخش برنامه‌ها براى تماشاى برنامه‌اى خاص (گانتز و ايست‌من -Gantz & Eastman- در ۱۹۸۳). لميش (Lemish) در ۱۹۸۵ رفتار هدفمند بينندگانى را مشاهده کرد که از قبل براى ديدن مجموعهٔ مورد علاقهٔ خود در محلى عمومى (مثلاً خوابگاه دانشگاه) برنامه‌ريزى مى‌کردند. همچنين، لوى در (۱۹۷۸) به اين نتيجه رسيد که بيش از ۴۰ درصد از افراد گروه نمونهٔ بينندگان اخبار براى تماشاى اخبار از قبل زمانى را مشخص مى‌کردند.


پس مى‌توان انتظار داشت که استفادهٔ تعمدى از رسانه -که رفتارى هدفمند است- بيشتر با انگيزه‌هاى هدفمند استفاده از رسانه و وابستگى به آن و نيز اهميت دادن به محتواى رسانه يا بخشى از آن (برنامه) ارتباط داشته باشد. لوى و ويندال (۱۹۸۴) در بررسى ارتباط ابعاد مختلفف فعاليت مخاطب در تماشاى اخبار تلويزيون، تعريف عملى فعال بودن مخاطب قبل از تماشا را به‌صورت ميزان تعمد بينندهٔ اخبار در تماشاى آن عرضه کردند. مقياس‌هاى به‌کار برده شده در اين تحقيق عبارت بودند از برنامه‌ريزى رفتاري و اهميت محتواى اخبار. آنان به اين نتيجه رسيدند که اين مقياس با انگيزه‌هاى استفاده از رسانه به منظور کسب اطلاع و همچنين استفاده از آن براى برقرارى ارتباط بين افراد بستگى تام دارد.