از طيف گستردهٔ انگيزه‌هاى استفاده از رسانه‌ها محققان تا به‌حال تنها به يک بُعد توجه کرده‌اند و آن، انگيزه‌هايى است که فرد را براى کسب رضايتمندى به‌سوى رسانه سوق مى‌دهد. به انگيزه‌هايى که موجب مى‌شود فرد از ارتباط با رسانه يا نوعى خاص از محتواى رسانه اجتناب ورزد به‌ندرت پرداخته شده است. اين، برخوردى يک‌طرفه با رفتار مخاطب است، زيرا سال‌ها است که روان‌شناسان دريافته‌اند انگيزهٔ اجتناب از يک فرد، شيء يا ويژگى ممکن است بيش از نيروهاى جذب کننده به‌سوى آن تعيين کنندهٔ رفتار باشد.


درک تضاد جلب و روگردانى مبنايى براى درک رفتار بشرى است و حتى ممکن است حياتى باشد. مثلاً واکنش عاطفى منفى نسبت به يک مسابقهٔ تلويزيونى ممکن است باعث شود مخاطب از اين نوع برنامه‌ها روگردان شود. روگردانى از سينما نيز ممکن است دلايلى همچون، گرانى بليت، شلوغى محيط، علاقه نداشتن به‌نوع خاصى از فيلم‌ها و امثال آن داشته باشد. به‌همين نحو، انگيزه‌هايى براى روگردانى از رسانه‌هاى ديگر و انواع خاصى از محتواى آنها نيز وجود دارد. به‌طور کلي، شايد بتوان انگيزه‌هاى مرتبط با استفاده از رسانه را در دو گروه انگيزه‌هاى مثبت (رضامندى موردنظر در استفاده از رسانه) و انگيزه‌هاى منفى (دلايل روگردانى از رسانه) جاى داد.


در بين معدود بررسى‌هايى که به مسئلهٔ روگردانى از رسانه‌ها به‌طور اعم و تلويزيون به‌طور اخصّ پرداخته‌اند، اغلب بر محتواى سياسى رسانه‌ها تأکيد شده است. در مورد شناخت ابعاد روگردانى از جنبه‌هاى ديگر، بايد تحقيقات بسيارى انجام شود و به جوانبى همچون اهميّت نقش انگيزه‌اى روگردانى در مقايسه به اين که آيا روگردانى رفع‌شدنى است يا خير و جز آن بايد پرداخته شود. همچنين در اين‌گونه بررسى‌ها، بايد ابعاد روان‌شناختى و جامعه‌شناختى مخاطب و نيز ساختار رسانه‌ها، رفتار رسانه‌اي، نيازها، ارزش‌ها و نگرش‌ها و غيره) اثر مى‌گذارند يا به‌طور غيرمستقيم باور و انتظار از رسانه را شکل مى‌دهد مد نظر قرار داد.


در اينجا به برخى از تحقيقات از اين دست اشاره مى‌شود. پالم‌گرين و لارنس (Patricia A. Lawrance) به‌دلايل استفاده و روگردانى از سينما پرداختند. در اين بررسى علاوه بر دلايل استفاده، براى دلايل روگردانى از اين رسانه، مواردى همچون: محتواى خاص (به‌کار بردن کلمات زننده يا سکس و خشونت)، محدوديّت‌هاى فيزيکى فضا (صندلى‌هاى ناراحت و کثيف بودن محيط و غيره)، محدوديّت‌هاى اجتماعى محيط سينما (سروصداى مردم در سالن) و محتواى فيلم‌ها به‌طور عام (موضوع فيلم‌هاى امروزي، برآورده نشدن انتظار مخاطب) عرضه شده است.


در تحقيق انجام شده در مورد استفاده و رضامندي دختران و پسران دبيرستانى تهرانى از راديو و تلويزيون، با توجه به درصد بالاى بينندگان تلويزيون، مقولهٔ روگردانى از اين رسانه چندان مطرح مبود، اما با توجه به درصد نسبتاً بالايى از پاسخ‌گويان (بيش از ۵۰ درصد) که اظهار داشته‌اند که اصلاً راديو گوش نمى‌کنند، يافته‌هاى تحقيق ياد شده دربارهٔ دلايل روگردانى گروه مورد بررسى از راديو به بحث گذاشته مى‌شود.


بر مبناى يافته‌هاى اين تحقيق، دلايل روگردانى از راديو عبارت است از: وقت آزادم را طور ديگرى پر مى‌کنم، برنامه‌هاى شاد آن کم است، مشغله‌ام زياداست، وقت ندارم، برنامه‌هاى آن تنوع ندارد، برنامه‌هاى آن به درد من نمى‌خورد، اصلاً به راديو علاقه ندارم و برنامه‌هاى آن کسل کننده است.


به‌طور کلي، نگاهى به يافته‌هاى معدود بررسى‌هايى که به روگردانى از رسانه‌ها پرداخته‌اند، نشان مى‌دهد که دلايل روگردانى را مى‌توان در دو مقولهٔ کلى قرار داد، اول آن گروه از دلايل که حداقل مستقيماً به رسانه مربوط نمى‌شود مثل نداشتن وقت، مشغلهٔ زياد، در دسترس نبودن رسانه (نداشتن دستگاه راديو و يا تلويزيون، گران بودن بليت سينما و غيره) و گروه دوم دلايلى که مستقيماً به رسانه مربوط مى‌شود و بايد مد نظر دست‌اندرکاران آن قرار گيرد: مانند محتواى رسانه، زمان پخش برنامه‌اى خاص و از اين دست. دليل اينکه در مورد اول گفته شد حداقل مستقيماً به رسانه مربوط نمى‌شود و گفته نشد اصولاً به رسانه مربوط نمى‌شود اين است که حتى در اين قبيل موارد نيز اگر دليل ديگرى (براى مثال روگردانى از محتواى رسانه) مطرح نباشد، دست‌اندرکاران رسانه مى‌توانند با اتخاذ تصميماتى همچون پخش برنامه در ساعات مناسب براى مخاطبان پرمشغله، به رفع اين‌گونه عوامل کمک کنند.