فرض اصلى رويکرد ساختارگرا بر اين است که کاربرد رسانه را عمدتاً عواملى مشخص ونسبتاً پايدار از ساختار اجتماعى و ساختار رسانه‌اى شکل مى‌دهند. در اينجا، ساختار اجتماعى همان حقايق اجتماعي (نظير تحصيلات، درآمد، جنسيت، محل اقامت، جايگاه در چرخهٔ زندگى و غيره) است که تأثيرى تعيين‌کننده و نيرومند بر کردار و پندار عمومى افراد دارند. ساختار رسانه‌اى نيز به مجموعهٔ نسبتاً پايدارى از کانال‌ها، گزينه‌ها، و محتواهاى رسانه‌اى قابل دسترس در زمان و مکان خاص اشاره مى‌کند. سيستم رسانه‌اى پيوسته براى حفظ تعادلى پايدار و خود تنظيم‌کننده بين عرضه و تقاضا، به فشارهاى وارده و نيز به بازخورد مخاطبان پاسخ مى‌دهد.