پرسش‌هاى مربوط به شکل اصلى دخالت متصور در خانواده‌ها، و نيز اينکه در تماشاى تلويزيون در کودکان تا چه حد دخالت صورت مى‌گيرد، هنوز به‌شکلى کامل و مؤثر پاسخ داده نشده است. زمانى که والدين پيمايش مى‌شوند، ممکن است گزارش کنند که صحبت خانوادگى دربارهٔ تلويزيون، اغلب شکل تصويب و تجويز (اين يک برنامهٔ خوب است) يا نهى (نبايد اين فيلم‌هاى آشغال را تماشا کنيد)، به‌خود مى‌گيرند و ممکن است گاه‌گاهي، گفته‌هايى به‌شکل چيزى که پژوهشگران نام فرازباني (paralanguage) (اوه، اَخ) بر آن مى‌نهند، زايل شوند. اين انتقاد ارزيابنده، همراه با گفته‌هاى ارزيابندهٔ کلي، که دربارهٔ جنبه‌هاى مثبت يا منفى اين واسطه به‌طور کلى ابراز مى‌شود، شکل اغلب عنوان شونده وساطت را شامل مى‌شود. شکل ديگرى که وساطت مى‌تواند به‌خود بگيرد، تفسير است؛ بدان معنى که خواهران و برادران، ويژگى‌هاى برنامه‌هاى تلويزيونى را براى کودکان کوچک‌تر توضيح بدهند، يا زمانى که والدين نحوهٔ ساخت برنامه‌ها را براى کودکان خود توضيح مى‌دهند. همچنين والدين گزارش مى‌کنند که آنها، دربارهٔ فناپذير بودن شخصيت‌ها و مفيد واقع شدن آنها به‌عنوان نوع‌هاى نقشى که دارند، حرف مى‌زنند.


مقولهٔ سوم وساطت والدين، قاعده‌سازى و انضباط است. والدين گزارش مى‌کنند که با محدود کردن کودکان و اجبار آنها به‌خوابيدن سروقت، باز داشتن آنها از تماشاى برنامه‌هاى به‌خصوص و تشويق آنها به‌ديدن برنامه‌هاى به‌خصوص ديگر، و در موارد بسيار نادر دور ساختن تلويزيون از خانه، در نحوهٔ تماشاى تلويزيون کودکان خود دخالت مى‌کنند. نشانه‌هايى وجود دارد مبنى بر اينکه والدين همچنين، کودکان خود را از تقليد تصاوير تلويزونى به‌طور جدى باز مى‌دارند و بخشى از رفتارهاى نامطلوب کودک را به تلويزيون نسبت مى‌دهند.


والدين مى‌توانند تأثيرى بر آنچه کودکانشان ار تلويزيون مى‌گيرند داشته باشند. اگرچه، گروه اندکى از والدين به‌طور واقعى خود را درگير نحوهٔ استفاده و تفسير کودکان خود از اطلاعات تلويزيون، مى‌کنند يا درصدد کنترل آنها بر مى‌آيند. زمانى که والدين دخالت مى‌کنند - حتى اگر اين دخالت در حد بحث دربارهٔ برنامه باشد - مى‌توانند بر کودک تأثير بگذارند، درحالى که ممکن است برخى از والدين، کودکان خود را از تماشاى برنامه‌هاى به‌خصوصى که براى بزرگسالان تهيه مى‌شوند يا تهاجمي هستند، باز دارند، محدوديت‌هاى زمانى براى تماشاى آنها قايل شوند و دربارۀ ماهيت برنامه‌هايى که به‌نمايش گذاشته مى‌شوند اظهار نظر کنند، اکثريت مردم گرايش دارند که در تماشاى کودکان خود دخالتى نکنند. غالب‌ترين شکل کنترل، به‌ظاهر شکل قواعدى را به‌خود مى‌گيرد که تعيين مى‌کند تا چه ساعتى کودک اجازه دارد تلويزيون تماشا کند، اما حتى اين نوع دخالت در تماشاى تلويزيون کودکان، امکان دارد نه وسيع‌ باشد و نه پيوسته. تماشا کردن با کودکان مى‌تواند بر آنچه مى‌بينند، تأثير بگذارد، اما در بيشتر موارد کودکان بدون نظارت ديگران تماشا مى‌کنند.


شواهدى نيز وجود دارد مبنى بر اينکه ممکن است والدين، برآن شوند که برنامه‌اى براى تماشاى تلويزيون کودکان خود تحميل کنند. گوردون هيلد (Gordon Heald)، پژوهشگر برجسته، کتابچه‌هاى راهنماى تماشاى تلويزيون را براى نمونه‌اى از والدين، طى دوره‌اى شش هفته‌اى پست کرد. در مقايسه با گروه کنترلى که کتابچه‌هاى راهنماى تماشاى تلويزيون را دريافت نکرده بودند، بخش بسيار وسيع‌ترى از گروه‌هاى کنترل، گزارش کردند که راهنمايى‌هاى مثبت و منفى بيشترى دربارهٔ برنامه‌ها از سوى والدين خود دريافت کرده بودند. متأسفانه هيچ نشانه‌اى مبنى بر اينکه تا چه حد توصيه‌هاى والدين بر تماشاى برنامه‌ها در کودکان تأثير گذاشت، وجود ندارد. اگرچه ديگر پژوهشگران دريافته‌اند که اکثر والدين حتى زمانى که منبع خارجى اطلاعات درباره تأثيرات منفى تلويزيون بر کودکان مجهز مى‌شوند، ممکن است باز هم در رفتار تماشاى تلويزيون کودکان خود دخالت چندانى نکنند.


اگرچه اين تحقيقات نشان مى‌دهند که تعداد کمى از والدين، قوانين صريحى براى تماشاى تلويزيون کودکان خود بنا مى‌نهند، و در ارتباط با تلويزيون تجربياتى کسب مى‌کنند، ديگر اشکال تعامل اجتماعى را که ممکن است بر يادگيرى کودکان از اين رسانه تأثيرى داشته باشند، ناديده مى‌گيرند. اين امکان وجود دارد که اشکال جهانى يا کشف نشده بيشترى از وساطت در خانواده‌ها وجود داشته باشد. به‌عنوان نمونه، به‌کار بستن برنامه‌هاى انضباطى نيز، مى‌تواند به‌عنوان واسطه‌اى عمل کند که به‌کودک مى‌گويد چه‌چيز و به‌چه صورت از تلويزيون ياد بگيرد. تحقيقات انجام شده در جاى ديگر، آشکار ساخته است که اعمال قوانين انضباطي، به‌طور کلي، به رفتارهاى اجتماعى کودک مربوط مى‌شود.


اين مسئله، از طريق تلاش براى تعيين برخى از شرايطى کشف شده است که در آن شرايط الگوسازى کودکان از تصاوير تلويزيون تقليل يا افزايش يافته بود. روش‌هاى مستمر انضباطى و رفتارى نسبت به يکديگر و نسبت به فرزندان، مى‌بايست بر ميزان کسب و بروز تمايلات ضد اجتماعى کودکان بعد از قرار گرفتن درمعرض تلويزيون، تأثير گذارد. در عمل مشاهده مى‌شود که کودکانى که مادران آنها در بدو امر، آنها را با دليل و توضيح منضبط مى‌کنند، به‌ظاهر، کمتر در معرض محتواى ضداجتماعى تلويزيون قرار مى‌گيرند.


مسئله ديگر که بايد به آن توجه کرد، نقش اعمال انضباطى والدين، درجهت يادگيرى رفتارهاى جامعه‌گرايانه کودکان از تلويزيون به‌همان اندازه که رفتارهاى ضداجتماعى را شامل مى‌شود، رفتارهاى جامعه‌گرايانه را در بر مى‌گيرد. مدارکى وجود دارد که نشان مى‌دهد [فرزند] مادرانى که از طريق مجازات يا تهديد به‌وسيلهٔ تنبيهات بدنى يا محروم کردن کودکان از اشياى مادى يا موهبت‌ها، فرزند خود را متنبه مى‌کنند، کمتر احتمال دارد از تصاوير جامعه‌گرايانهٔ تلويزيونى مطالع باشند تا کودکانى که مادران آنها از ديگر اشکال انضباطى سود مى‌جويند.


تأثيرات ميانجى‌گرانهٔ اعمال انضباطى والدين بر نفوذ تلويزيون بر کودکان آنها به‌چه صورت است؟ آيا روش انضباطى والدين تفاوتى در الگوى تماشاى تلويزيون کودکان ايجاد مى‌کند؟ پژوهشگرى به‌دو نوع حالت انضباطى که والدين از آن استفاده مى‌کنند تحت عناوين اقناع (induction) و حساس‌سازى (sensitisation) دقت کذد. فنون القا شامل استفاده از منطق، توضيح و متوسل شدن به‌غرور و موفقيت‌هاى کودک است، و کمترين فشار بيرونى را بر کودک اعمال مى‌کند. والدينى که به‌اين شکل انضباطى متوسل مى‌شوند به‌طور عموم اين نکته را براى کودک روشن مى‌کنند که چرا يک روش عمل ممکن است به‌خاطر خود کودک يا به‌دليل تأثير آن بر ديگران، از روش ديگر بهتر باشد.