مطالعه بر روى توانايى کودکان در فراگيرى علم از طريق تلويزيون، در ارتباط با برنامه‌هاى آموزشى به نام تماس ۳-۲-۱ (3-2-1 contact) صورت گرفت که در ايالات متحده تهيه شده بود. اين مجموعه برنامه‌ها مخصوص کودکان ۸ تا ۱۲ سال ساخته شده و سعى آن اين بود که کودکان را تشويق کند تا از زندگى لذت ببرند، در فعاليت‌هاى علمى شرکت کنند و سبک‌هاى مختلف تفکر علم را فراگيرند. اين برنامه در قالب مجله‌اي به‌نمايش درآمد و موضوعاتى را بر اساس مطالب متضاد به‌نمايش مى‌گذاشت که البته موضوع اصلى آن دنباله‌دار بود. موضوعات آن ماجراهاى پر رمز و راز، فيلم‌هاى کارتوني، فيلم‌هاى غير کارتونى با هنرنمايى بازيگران زنده، موسيقي، کمدى و جلوه‌هاى ويژه را در بر مى‌گرفت. ارزيابى‌هاى اوليه از اين برنامه، نشان داد که در ميان مخاطبان مورد نظر، با موفقيت بينندگان بسيارى را به خود جذب کرده و به اهداف آموزشى مورد نظر خود دست يافته بود.


براى فهماندن اطلاعات علمى به کودکان، گاه مى‌توان از خصوصيت‌هاى ويچه‌اى در برنامه استفاده کرد. براى مثال در تماس ۳-۲-۱ معلوم شد که رفتار حيوانى و پيکرهٔ انسانى مورد علاقهٔ بسيار کودکان است و کنجکاوى آنها را بر مى‌انگيزد. از نظر روش توليد نيز بايد گفت که کودکان نمايش‌هاى داستانى را به برنامه‌هاى ترکيبى (مجله‌اي) ترجيح مى‌دهند. بنابراين، توليدکنندگان مى‌توانند خود به تحقيق دربارهٔ روش‌هاى جديد آميختن محتواى آموزشى به قالب نمايشى داستان‌گونه بپردازند، طورى که مثلاً در يک نمايش، مشکلى مطرح و از طريق شخصيت‌هاى شناخته شدهٔ مختلف، آن مشکل حل مى‌شود. توسعه دراماتيک يک نمايش و حل آن مى‌تواند به بينندگان جوان کمک کند تا نياز به يک رهيافت علمى براى حل برخى از رمز و رازها و دلمشغولى‌هاى زندگى را، بهتر درک کنند.


پژوهشگران انگليسى فراگيرى کودکان را از برنامه‌هاى علمى که هم براى کودکان و هم براى بزرگسالان تهيه شده بود، آزمايش کردند. برخى از اين برنامه‌ها طى يک قسمت، تنها به يک موضوع مى‌پرداختند، در حالى که برخى ديگر به چندين موضوع مجزا مى‌پرداختند. آزمون‌هاى درک علمى که قبل و بعد از تماشاى برنامه‌ها روى کودکان انجام شد، نشان داد که بينندگان جوان مى‌توانند از طريق برنامه‌هاى علمى پخش شده از تلويزيون، چيزهاى زيادى بياموزند. اين محصولات مى‌توانست توانايى کودکان را براى يادآورى حقايق اصلى علمى و درک عميق‌تر ماهيم علمى افزايش دهد اين يافته‌ها در ميان نوجوانان و کودکان در سال‌هاى قبل از نوجوانى به‌دست آمد.


در مورد برنامه‌هايى که موضوع واحدى داشتند، کودکان ۸-۹ سال، ۴۳ درصد از محتواى مبتنى بر واقعيت را، از برنامه‌اى که مخاطب آن به‌طور کلى همهٔ اعضاى خانواده بودند، به‌خاطر مى‌آوردند (در مقايسه با آنها، ۱۴ تا ۱۵ ساله‌ها ۶۶ درصد را به خاطر مى‌آورند). ميزان درک مطالب هم در ميان ۸-۹ سال (۵۵ درصد) و ۱۴-۱۵ سال (۷۴ درصد) قابل توجه بود. در مورد برنامه‌هاى علمى که مخصوص کودکان تهيه مى‌شد، يادآورى مطالب مبتنى بر واقعيت، در ميان هر دو گروه سنى بيشتر از مورد پيشين بود (به‌ترتيب ۶۶ و ۸۵ درصد)، در حالى که در ک مطلب کمى پايين‌تر بوده (به‌ترتيب ۵۱ و ۷۱ درصد).


در مورد برنامه‌هايى که بيش از يک موضوع را شامل مى‌شدند نيز، با توجه به ميزان به‌خاطر آورى و درک مطلب، معلوم شد که کودکان مى‌توانند از آن برنامه‌ها نيز ياد بگيرند. کودکان ۶۰ درصد از مطالب را به درستى به خاطر مى‌آورند و ۵۳ درصد از برنامه‌هاى مورد آزمايش را درک مى‌کردند. اگرچه، اين مشخصه‌هاى کلى تفاوت‌هاى مهم گروه سنى را مشخص مى‌کند. به‌طور کلى کودکان بزرگ‌تر بيشتر از کودکان خردسال امتياز گرفتند. همچنين سن با دانش کلى فرد رابطهٔ دوجانبه داشت. بنابرين، اين امکان وجود دارد که کودکان بزرگ‌تر سابقه ذخاير علمى بيشترى داشته باشند تا به آن رجوع کنند، و نيز از مهارت‌هاى پردازش اطلاعات بيشترى برخوردار باشند. تحليل‌هاى آمارى پيچيده‌اى نشان داده است که دانش کلى فرد بى‌هيچ شبهه‌اى عامل کليدى تقويت درک و يادآورى مؤثر برنامه‌هاى علمى است.