برخى از پژوهشگران براى دريافت اينکه بينندگان چقدر از اخبار تلويزيون ياد مى‌گيرند، از اين رهيافت استفاده کردند که لحظاتى پس از پخش اخبار از آنها بپرسيد، چقدر از اخبارى را که پخش شده است به‌خاطر مى‌آوردند. اين کار را مى‌توان به دو روش متفاوت انجام داد: يک روش اين است که درست بعد از پخش خبر شامگاهى و بدون اطلاع قبلي، با مردم درخانه‌هايشان تماس بگيريم (معمولاً با تلفن يا گاهى از طريق فرستادن مصاحبه‌گران)، سپس از آنها دربارهٔ رويدادهاى گزارش شده در برنامهٔ اخبار سئوال کنيم. مصاحبه‌گران مى‌بايست از آنها بخواهند تا بدون هيچ وقفه‌اي، کل جرياناتى را که مى‌توانند به‌خاطر آورند، ذکر کنند و سپس مى‌توانند پرسش‌هاى مفصل‌ترى دربارهٔ جريانات خاص مطرح کنند. روش ديگر اين است که مردم را در محلى جمع کنند و از آنها دعوت کنند تا برنامه خبرى زنده يا ويژه‌اى (معمولاً مورد دوم) را تماشاى کنند. بعد از آن، از آنها آزمون به‌عمل مى‌آيد تا معلوم شود چقدر از برنامه را مى‌توانند به‌خاطر بياورند.


بيشتر تحقيقات انجم شده روى کودکان، در محل‌هايى چون کلاس درس يا ديگر مراکز متمرکز انجام شده است. موضوع مورد توجه بيشتر اين بوده است که ببينند کودکان چقدر از برنامه‌هاى منحصر به‌فرد خبرى يا مجموعه برنامه‌هايى را که تازه نشان داده شده است، مى‌توانستند به‌خاطر آوردند، از نظر آنها اخبار پخش شده تا چه حد اهميت داشت که بخواهند آن را به‌خاطر بسپارند، نوع اخبار پخش شده و سبک توليد آن را چگونه ارزيابى مى‌کردند.


در مطالعه‌اى آمريکايى که بر روى کودکان ۸-۱۳ سال انجام شد، دن‌دريو (Dan Drew) و بايرون رويوز (Byron Reeves) علاقه‌مند بودند که دبارهٔ فرآيندهاى روانشناختى که ممکن است بر يادگيرى کودکان از جريان خبرى تلويزيون اثر بگذارد، چيزهاى بيشترى دريابند. آنها مى‌خواستند اين فرضيه را بيازمايند که دريافت‌هاى يک کودک از برنامه خبري، مى‌تواند بر يادگيرى او تأثير بگذارد.


براى کودکان، نوارد ويديويى ده دقيقه‌اى پخش کردند که شامل جريانات کوتاه خبرى بود که يا به‌وسيلهٔ برنامه‌هاى کارتونى احاطه شده يا در ميان ديگر موضوعات خبرى قرار گرفته بود. بعد از آن آزمون کوتاه چهار گزينه‌اى که ۱۰ پرسش داشت، به آنها داده شد که از آنها، دربارهٔ موارد حقيقى مطرح شده در اخبار سئوال مى‌کرد. به‌علاوه، از آنها پرسيده شد که آيا کارکرد موارد مطرح شده، دادن اطلاعات بود يا سرگرمي، به‌نظر آنها موارد ذکر شده تا چه حد صحيح بود و تا چه حد به داستان شباهت داشت.


کودکان کم سن و سال‌تر، موارد مورد نظر را زمانى که لا‌به‌لاى ديگر خبرها پخش شده بود، بهتر به‌خاطر مى‌آورند، در حالى که کودکان بزرگ‌تر (بالاى ۱۱ سال)، زمانى که آن موارد لابه‌لاى موضوعات کارتونى گنجانده شده بود، بهتر به ياد مى‌آورند. با دانستن اينکه داستان براى دادن اطلاعات گفته شده بود، دوست داشتن داستان و باور کردن آن، همه در جهت يادگيري، ارتباطى مثبت با يکديگر داشتند.


به‌خاطر آوردن اخبار تلويزيون بسته به نوع موضوع و روش ارائه آن، متفاوت است. همراه بودن عناوين خبرى با فيلم، مى‌تواند تأثير زيادى بر يادآورى آنها داشته باشد. دن‌دريو و استفان ريز (Stephen reese) دريافتند که درک و به‌خاطرسپارى اخبار در ميان ۱۰ تا ۱۶ ساله‌ها، زمانى که همراه با فيلم باشد بهتر از زمانى است که اخبار تنها به‌وسيله گوينده ارائه مى‌شود.


فيلم تأثير بسيار زيادى (آن‌طور که به‌وسيه روش‌هاى به‌خاطر آورى اصولى سنجيده شده است) بر درک کودکان بزرگ‌تر داشت. اين حالت اين‌گونه شرح داده شد که شايد قدرت فيلم براى جذب و جلب توجه کودکان موجب افزايش يادگيرى مى‌شود. اگرچه ما نمى‌دانيم که فيلم و گفتار تا چه حد با يکديگر تناسب داشتند، مى‌توانيم بگوييم احتمالاً محتواى بصري، محتواى کلامى موارد خبرى را تقويت کرده است.


در مطالعه‌اى ديگر، معلوم شد که کودکان در نحوهٔ عکس‌العمل و به‌خاطر آوردن اخبار خشونت‌بارى که از تلويزيون پخش مى‌شود، با يکديگر فرق مى‌کنند. در اين مورد، دختران و پسران نوجوان از نظر به‌خاطر آوردن جريانات خبر خشن و غيرخشن که يا به‌صورت سمعى و بصرى يا تنها صداى آن پخش مى‌شد يا به‌صورت نسخهٔ نوشته شده، نمايش داده مى‌شد، سنجيده شدند. پسران خيلى بهتر از دخترها به‌خاطر مى‌آوردند و متون چاپى خيلى بيشتر از ارائه سمعى يا بصرى برنامه به‌تنهايي، موجب به‌خاطر سپارى مى‌شد.


البته به يادآوردن اخبار خشن و غيرخشن، هم بنابر روش ارئه خبر و هم‌جنس پاسخ‌گويان تفاوت مى‌کرد. زمانى که خبر به‌صورت سمعى و بصرى ارائه شد، پسران موارد خشونت‌بار را بهتر از موارد غيرخشن مى‌توانستند به‌خاطر آورند؛ آنها از اين نظر خيلى بيشتر از دخترها امتياز گرفتند. از سوى ديگر، دخترها موضوعات غيرخشن را خيلى بهتر از موارد خشونت‌بار به‌خاطر مى‌آورند و از اين نظر امتياز بيشترى نسبت به پسرها کسب کردند. اگرچه، زمانى که اين آزمايش تنها از طريق پخش صداى خبر يا نشان دادن نسخه‌هاى نوشته شدهٔ آن انجام شد، تفاوت زيادى بين دو جنس، در ميزان به‌خاطر سپارى وجود نداشت ودر هر دو مورد، دختران و پسران محتواى خشونت‌بار را بهتر از محتواى غيرخشن به‌ياد مى‌آورند.


اين‌طور به‌نظر مى‌رسد که گاه به‌دليل وجود ابهام در برنامه‌هاى خبرى و درک نکردن صحيح تصاوير و گفته‌هاى اين جريانات مى‌فهمند. چيزى که حايز اهميت است اين است که فيلمى که به‌نمايش درمى‌آيد، متناسب و هم‌زمان با گزارش بصرى آن باشد. اين امکان وجود دارد که دختران نوجوانى که در اين مطالعه شرکت کردند از فيلم‌هايى که درآن درگيرى‌هاى خياباني، شليک گلوله و آشوب و بلوا به‌نمايش گذاشته مى‌شد، بيشتر از پسرها متنفر بودند و اين تصاوير در يادگيرى دخترها از گفتار داستان، اختلال ايجاد کرده است. پسرها ظاهراً با ديدن فيلم‌هاى خشن به اين‌صورت تحت تأثير قرار نمى‌گرفتند و بالنسبه مى‌توانستند محتواى جريانات را، على‌رغم خشونت آن، به ياد آورند و حقيقتاً هم، شواهد نشان مى‌دهند که موارد خشونت‌بار، در واقع بيشتر براى پسران و نوجوانان جالب‌توجه بودند، چرا که آنها اين موارد را بيشتر از موارد غيرخشونت‌بار، به‌خاطر مى‌آورند. به‌ظاهر خشونت براى دخترها ناراحت کننده، اما براى پسرها سرگرم کننده بوده است.


بيشتر تحقيقات انجام شده روى نحوهٔ به‌خاطر آوردن اطلاعات پخش شده از طريق هر يک از بولتن‌هاى خبر تلويزيون در کودکان، در شرايط محيط ساختگى تماشايى تلويزيون صورت گرفته است. محققان در ايالات متحده توانايى يادگيرى از طريق بولتن‌هاى خبرى تلويزيون را به‌صورت تحقيق ميدانى انجام داده‌اند. اين کار ميزان يادگيرى کودکان را از کانال يک - يک برنامه پخش خبرى دوازده دقيقه‌اى که دربيش از ۹۸۰۰ مدرسه در ايالات متحده درزمان انجام اين مطالعه پخش مى‌شد - آزمايش کرد. اين برنامه از نظر مالى حمايت مى‌شد و به‌راحتى در دسترس مدارس قرار مى‌گرفت. ده دقيقه از برنامه به اخبار اختصاص داشت و دو دقيقه ديگر به آگهى‌هاى تجارى مطالعه‌اى ديگر، که با بيش از ۸۰۰ دانش‌آموز دبيرستانى ۱۶ ساله در ميشيگان انجام شده، نشان داد که کانال يک ، واقعاً علم نوجوانى که آن را تماشاى مى‌کردند نسبت به امور عمومى جامعه افزايش مى‌داد و اينکه اين برنامه علاقه بيشترى را در ميان بينندگان جوان نسبت به عناوين خبرى ايجاد کرده بود.