سبک تماشاى تلويزيون در کودکان، مى‌تواند بسته به نوع برنامه متفاوت باشد. تا اينجا متوجه شديم که کودکان به‌وضوح برنامه‌اى را به برنامهٔ ديگر ترجيح مى‌دهند، از برخى از برنامه‌ها به ميزان بيشترى استقبال مى‌شود و بيشتر از برنامه‌هاى ديگر مورد علاقهٔ بينندگان هستند. سطح توجه نيز در بين برنامه‌هاى مختلف، متفاوت است. تأثير والدين را براى آزمودن ميزان زمانى که کودکان صرف تماشاى انواع مختلف برنامه‌ها مى‌کنند، نمى‌توان منکر شد. ميزان زمانى که والدين به تماشاى تلويزيون اختصاص مى‌دهند، همراه با دليل آنها براى آن کار، مى‌تواند الگوى تماشاى تلويزيون را در کودکان شکل دهد. ميزان زمانى که کودکان و والدين با هم به تماشاى تلويزيون مى‌نشينند هم، بسته به نوع برنامه، متفاوت است. کودکان دوست دارند برنامه‌هايى را که مخاطب خاصى ندارند همراه با والدين خود تماشا کنند، در حالى که در مورد برنامه‌هايى که مخاطب آنها کودکان هستند، اغلب تمايل دارند به‌تنهايى آنها را تماشا کنند. هرچه آنها بزرگ‌تر مى‌شوند، روز‌ به روز کمتر و کمتر با والدين خود تلويزيون تماشا مى‌کنند. اما زمانى که کل خانواده با هم تلويزيون تماشا مى‌کنند، معمولاً انتخاب والدين غالب مى‌شود. اگر چه زمانى که کل خانواده با هم تلويزيون تماشا مى‌کنند. معمولاً انتخاب والدين غالب مى‌شود. اگرچه زمانى هم که کودکان به تنهايى تلويزيون تماشا مى‌کنند نيز، به‌نظر مى‌رسد که تأثير والدين به ميزان بسيار کمى منتقل مى‌شود، و اين حالت با رسيدن به سن ۷ سالگى بيشتر صدق مى‌کند.


پيمايش‌هاى انجام شده در آمريکا، دريافته است که سطوح توجه به تلويزيون طبق آنچه خانواده‌ها گزارش کرده‌اند، مى‌تواند از برنامهٔ ديگر متفاوت باشد. به‌طور کلى سطوح توجه ادعا شده، براى زمان اوج مجموعه‌هاى درام و نمايش‌هاى خانوادگى بيشتر از حد متوسط بود. معمولاً براى تماشاى اين نمايش‌ها، برنامه‌ريزى و تعمق بيشترى صورت مى‌گرفت و احتمال بيشترى وجود داشت که اعضاى خانواده توجه کمترى را به واريته - کمدى (variety - comedy) ياواريته - موسيقى (variety - music) و برنامه‌هاى آموزشى و ورزشى گزارش کنند.


دانيل اندرسون و اليزابت پوگزالس لورچ (Elizabeth pugzles Lorch)، با استفاده از مدارک موجود ضبط شده بر روى نوارهاى ويديويي، که نوع برنامه‌هايى را که خانواده‌ها درمنزل تماشا مى‌کنند به ثبت رسانده بود، گزار کردند که حيطهٔ تماشاى برنامه‌ها در ميان کودکان، بسيار وسيع است. آنها اظهار کردند که نحوهٔ تماشاى بينندگان، کارکردى است از سن فرد، محيط تماشا، ربط برنامه به بيننده و قصد بيننده از تماشاى تلويزيون. براى مثال آنها دخترى ۵ ساله را ذکر مى‌کنند که مشاتاقانه برنامهٔ مورد علاقه‌اش را در صبح شنبه تماشا مى‌کند، اما هرگز بازى هاکى را که در شب پخش مى‌شود، تماشا نمى‌کند. در مورد اول به‌نظر مى‌رسد که دختر مى‌خواهد با تماشاى تلويزيون خود را سرگرم کند، در حالى که در نمونهٔ دوم، او در اصل دوست داشت با پدرش، که در حال تماشاى بازى هاکى بود، بازى کند.


سطح توجه به تلويزيون بسته به نوع برنامه، متفاوت است. در مطالعه‌اى که کودکان را از طريق دوربين‌هاى ويديويى کار گذاشته شده در مناطق آنها، تحت نظر گرفتند، معلوم شد که فيلم جزو برنامه‌هايى بود که بيشترن توجه را به خود جلب مى‌کرد؛ بينندگان به‌طور متوسط ۷۶ درصد از مدت نمايش فيلم، به‌دقت به صفحهٔ تلويزيون نگاه مى‌کردند. بعد از آن به‌ترتيب، نمايش‌هاى مخصوص کودکان (۷۱ درصد)، مجموعه برنامه‌هاى مهيج و دلهره‌آور (suspense seies) (۶۸ درصد)، برنامه‌هاى مذهبى (۶۷ درصد)،مجموعه برنامه‌هاى خانوادگى (۶۶ درصد)، نمايش‌‌هاى مسابقه و سرگرمى (۶۶ درصد)، برنامه‌هاى گفتگو (۶۴ درصد) نمايش‌هاى ملودارم (melodrama) (۵۹ درصد)، رويدادهاى ورزشى (۵۹ درصد)، اخبار (۵۵ درصد) و بالاخره آگهى‌هاى تبليغاتى (۵۵ درصد) مورد توجه بودند.


اين نمونه به سه گروه سنى تقسيم شده بود: کودکان (۱ تا ۱۰ سال)، نوجوانان (۱۱ تا ۱۹ سال) و بزرگسالان (۲۰ تا ۷۵ سال). کودکان روى هم رفته ۵۲ درصد از زمانى را که در کنار تلويزيون مى‌گذراندند، به صفحه تلويزيون نگاه مى‌کردند، نوجوانان ۶۹ درصد و بزرگسالان ۶۵ درصد. به‌علاوه بين سن بيننده و نوع برنامه‌اى که او با توجه بسيار تماشا مى‌کرد، رابطهٔ متقابل وجود داشت. کودکان به برنامه‌هاى کودکان بيشترين توجه را مى‌کردند (۸۶ درصد) و کمترين توجه را نسبت به برنامه‌هاى ورزشى و ملوم‌دار داشتند (۸ درصد). نوجوانان بيشترين توجه را به برنامه‌هاى مهيج و دلهره‌آور داشتند (۸۴ درصد) و کمترين توجه را به برنامه‌هاى ورزشى (۴۳ درصد). بزرگسالان بيشتر فيلم تماشا مى‌کردند (۷۸ درصد) وکمترين توجه را به برنامه‌هاى تجارى داشتند (۵۲ درصد).


تحقيقات انجام شده در انگلستان، که شامل مشاهدهٔ مستقيم تماشاى تلويزيون در خانواده‌ها با استفاده از دوربين‌هاى پنهان شده در خود دستگاه تلويزيون بود، اين نتيجه رابه بار آورد که ميزان زمانى که خانواده‌ها جلو تلويزيون مى‌نشستند وبه دقت برنامه‌هاى آن را نگاه مى‌کردند، بسته به نوع برنامه‌ها، متفاوت بود. به‌طور اساسى حضور کل اعضاى خانواده، درميان همهٔ خانواده‌ها، زمانى ديده مى‌شد که برنامهٔ کودکان که شامل نمايش‌هاى شورانگيز و مسابقات اطلاعات عمومى بود، پخش مى‌شد. احتمال داشت، کودکان بيشتر، زمانى به تماشاى بنشينند که برنامهٔ مخصوص کودکان پخش مى‌شد، که همچنين، در مقايسه با هر نوع برنامهٔ ديگر، بيشترين توجه بصرى کودکان را به خود جلب مى‌کرد.


توانايى کودکان دردنبال کردن برنامه‌هاى تلويزيوني، تحت تأثير سرعت وقوع (Pace) اتفاقات قرار دارد. اين ديدگاه که بينندگان کم سن و سال، به‌طور عمده به تلويزيون به روش ادراکي (Perceptual) پاسخ مى‌دهند، مى‌فهماند که حرکت سريع، صحنه‌هاى کوتاه و تغييرات مداوم بهترين ترکيبى را ايجاد مى‌کنند که باعث جلب‌توجه کودک و ادامهٔ آن مى‌شوند. على‌رغم اين واقعيت که بسيارى از جنبه‌هاى فيزيکى تلويزيون اخيراً کشف شده‌اند، بيشتر تحقيقات نشان مى‌دهند که حرکت سريع، به‌تنهايي، مهم‌ترين تأثير را دارد.