کودکان از همان سال‌هاى اوليه زندگيشان، به تلويزيون توجه مى‌کنند. با وجود اين، يکى از مشاجره‌هاى اصلى بين پژوهشگران اين بوده، که آيا توجه کودکان به تلويزيون، به‌طور اساسى پديده‌اى فعال است يا منفعل. در سال‌هاى اخير، على‌رغم جنجال‌هاى خصمانهٔ فراوان که تلويزيون را متهم کرده است که کودکان را به سيب‌زمينى بى‌رگ با روح و جسم خموده، تبديل کرده است، روزبه‌روز دلايل بيشترى براى تأييد عقيدهٔ فعال بودن تماشاى تلويزيون گردآورى شده است.


طرفداران نظريهٔ منفعل بودن تماشاى تلويزيون، معتقدند که بيشتر برنامه‌هاى تلويزيون کودکان را شستشوى مغزى مى‌دهند و افکارشان را از قيود آزاد مى‌کنند، به‌طورى که تنها کارى که لازم است بکنند، تلاشى سطحى براى دنبال کردن وقايعى است که در برنامه‌ها رخ مى‌دهد. اين برداشت از روش تماشاى تلويزيون در کودکان، اين را مى‌فهماند که بيشتر احتمال دارد برنامه‌ها به‌عنوان مجموعه‌اى از صحنه‌هاى مجزا، به‌طور منفعل جذب شوند تا اينکه به مثابهٔ رخدادهايى با هم مرتبط شوند و مجموعه‌اى متصل به هم را شکل دهند. در سال‌هاى اخير، شواهد بيشترى جمع‌آورى شده است که نشان مى‌دهد اين طرز برداشت، ماهيّت واقعى تلويزيون تماشا کردن کودکان را منعکس نمى‌کند. محققانى که کودکان را هنگام تماشاى برنامه‌ها تحت نظر گرفته‌اند - چه در محيط کنترل شدهٔ آزمايشگاهى و چه در خانه‌هايشان - متوجه شده‌اند که کودکان به ندرت بى‌سر و صدا جلو تلويزيون مى‌نشينند و در تمام مدتى که برنامه‌اى را مى‌بينند به آن خيره مى‌مانند.