روش اصلى که پژوهشگران براى اندازه‌گيرى ميزان کمّى پخش خشونت از تلويزيون به‌کار مى‌برند، تنها، فنون شمارش است. پژوهشگران خشونت را به‌طور عينى تعريف مى‌کنند و سپس براى هر يک از رخدادهايى که با تعريف خود آنها از خشونت متناسب است، نمونه برنامه‌هاى تلويزيونى را کدبندى مى‌کنند. شمارى از مطالعات استثنايى (one - off studies) که در خلال دهه‌هاى ۵۰ و ۶۰ در ايالات متحده آمريکا انجام شد، اين جانبه رادر مورد تلويزيون بنا نهاد. اگرچه اين مطالعات در ارائه تحليلى منسجم دربارهٔ گرايشات موجود در طول زمان موفق نبود، و دليل اساسى آن هم تعريف مختلف براى خشونت و به کارگيرى شاخص متفاوت از ميزان خشونت در برنامه‌ها بود. با اين وجود. از بيشتر آنها اين‌طور تعبير مى‌شد که بروز خشونت در برنامه‌هاى همگانى سرگرم‌کننده که از طريق بيشتر شبکه‌هاى تلويزيونى آمريکا پخش مى‌شد، امرى عادى است.


يکى از جامع‌ترين تحليل‌هاى به‌عمل آمده از خشونت تلويزيوني، و بدون شک منظم‌ترين آنها، تحليلى بود که پروفسور جورج گربنر (George Gerbner) و همکارانش در مدرسهٔ علوم و ارتباطات آننبرگ (Annenberg School of Communication)، دانشگاه پنسيلوانيا انجام دادند. اين پروچه با استفاده از روشى که در يک تعريف ساده و هنجارين از خشونت خوانده مى‌شد، نمونه‌هايى از برنامه‌هاى پخش شدهٔ ساعات پربنندهٔ شبکه و برنامه‌هاى روزانه‌اى که درآخر هفته از همهٔ شبکه‌هاى اصلى آمريکا پخش مى‌شد ازآغاز ۱۹۶۷ به‌بعد را، به‌مدت بيست سال ارزيابى کرد. خشونت به‌اين صورت تعريف شد که: ابزار آشکار قدرت فيزيکى - با سلاح يا بدون آن - عليه خود يا ديگري، اقدام تحميلى عليه خواست شخص، از ترس صدمه ديدن يا کشته شدن، و در واقع صدمه زدن و کشتن. جزئيات بيشتر، اين مسئله را آشکار ساخت که حوادث بايد ظاهر فريب و باور کردنى باشند، اما نبايد تهديدهاى بيهوده را شامل شوند. اگرچه تصادف‌هاى خشن يا بلاياى طبيعي، که گربنر افزايش آنها را پى‌رنگ‌هاى دراماتيک غير تصادفى تلقى مى‌کند، در حيطهٔ اين تعريف قرار مى‌گيرند. با اعمال اين تحليل بر بافت خشونت شبکهٔ تلويزيونى آمريکا، معلوم شد که اين اتفاقات خشونت‌بار، در نمايش‌هاى سرگرم‌کنندهٔ ساعات پر بيننده غالب بودند. از اين مهم‌تر اينکه تحليل، براى پژوهش بريتانيا در اين زمينه مدلى فراهم کرد.


اخيراً برنامهٔ تحقيقاتى سه سالهٔ وسيعى در ايالات متحده به‌نام مطالعهٔ ملى خشونت تلويزيونى (National Television Violence Study) ترتيب داده شده است. اين تحقيقات با حمايت مالى انجمن ملى تلويزيون کابلى (Namtional Cablr Televsion Association) آغاز به کار کرده و از طريق سازمانى غيرانتفاعى به‌نام مديا اسکوپ (Mediascop) اداره شده است. اين تحقيقات شامل چهار جزء است:


- تحليل محتوايى از نماى‌ها و برنامه‌هاى تلويزيونى که در دانشگاه کاليفرنياى آمريکا، سانتا باربارا، به انجام رسيد.


- تحليل محتواى برنامه‌هاى واقعى واقعى (اخبار و وقايع حقيقي)، که در دانشگاه تگزاس، آستين (Austin)، انجام شد.


- تحقيقى دربارهٔ استفاده بينندگان از مشاوره‌ها و سيستم‌هاى دسته‌بندى برنامه‌ها براى انتخاب برنامه‌هايى مناسب براى تماشا کردن. اين تحقيقات در دانشگاه ويسکونسين (Wisconsin)، مدوسن (Madison)، به‌انجام رسيد.


- تحقيق دربارهٔ تأثير وسعت سلامت عمومي، شامل اعلانات بخش خدمات عمومى از طريق راديو و تلويزيون و برنامه‌هاى آموزشى که پيام‌هاى ضدخشونت را در بر مى‌گيرد و در ميان مخاطبان تلويزيون، بزگسالان را هدف قرار مى‌دهد. اين پژوهش را دانشگاه کاليفرنياى شمالي، چاپل هيل (Chapet Hill) به انجام رساند.


تحقيق تحليل محتوا در اين پروژه، فراتر از روش‌شناختى‌هاى معمول عمل کرد و برخلاف مطالعات پيشين، بيشتر بر بستر و شکل خشونت در برنامه‌ها، متمرکز بود. پژوهشگران استدلال مى‌کردند که اندازه‌گيرى کمّى خشونت، به‌تنهايي، داراى اهميّت نيست، بلکه ظهور آن دسته از اشکال خشونت که در تحقيق بر روى مخاطبان، برحسب تأثيرات بالقوه‌اى که مى‌توانند بر بينندگان بگذارد، به‌عنوان مهم‌ترين انواع خشونت شناسايى شده‌اند را نيز بايد شناسايى کرد. در تحليل محتوا براى تجزيه و تحليل برنامه‌‌ها از نوعى فن نمونه‌گيرى تصادفى پيچيده استفاده مى‌شود و شامل بيست و دو کانال تلويزيونى در طول يک دورهٔ بيست هفته‌اى است. اين تجزيه و تحليل‌ها همچنين بين واحدهاى مختلف تحليل تمايز ايجاد مى‌کرد. در مطالعات محتوايى پيشين در سنجش ميزان صحنه‌هاى خشن در هر ساعت تأکيد مى‌شد. اين اخيرترين مطالعه، بين سه سنجه کميتى تمايز ايجاد مى‌کرد:


- سطح پي.اي.تي، که به‌ترتيب به گناهکار - کردار - هدف (perpetrator - Action - Target) اشاره مى‌کند.


- شرايط سطح صحنه، که شامل در نظر گرفتن صحنه‌هاى کاملاً متناسب با خود عمل خشونت‌بار است.


- تحليل سطح برنامه، که در سطحى وسيع عمل مى‌کرد و موضوع برنامه را به‌طور همه جانبه در نظر مى‌گرفت.


واحد پي.اي.تى بيار مشابه تفکر سنتى يک عمل خشن بود. تحليل گروه سانتاباربارا از نمايش‌ها و برنامه‌هاى سرگرم‌کنندهٔ ساعات پربينده اين نتايج را به بار آورد که ۵۷ درصد از ۲۶۹۳ برنامه تجزيه و تحليل شده، شامل خشونت مى‌شدند. بيشتر اين رخدادها شامل اعمال رفتارى ستيزه‌جويانه و پرخاشگرانه بود تا تهديدهاى مقبول خشونت يا خشونت کاربردي. بيشترين درصد برنامه‌هاى خشن در کانال‌هاى کابلي، به‌خصوص در کانال‌هاى فيلم‌هاى سينمايي، يافت مى‌شد.


معمول‌ترين شکل خشونت مربوط به چيزى مى‌شد که شامل توانايى طبيعي يک شخصيت بود، به معنى شکل‌هاى مختلف نزاع بدون سلاح، از جمله استفاده از بخش‌هاى مختلف بدن، چون دست، مشت، پا، زانو و غيره. از هر چهار رخداد خشن، يکى (۲۵ درصد) شامل تفنگ‌ها دستى بود. بيش از نيمى (۵۷ درصد) از کليه درگيرى‌هاى خشن شامل اعمال تجاوزگرانه و پرخاشگرانهٔ تکرارى بود، اگرچه شمار کمى از خشونت‌ها (۳ درصد) برحسب نمايش خشونت وتأثير آن از کوارترهاى بسته، به مثابهٔ خشونت‌هاى گرافيکى دسته‌بندى شدند. در اکثر صحنه‌هاى خشن (۵۸ درصد)، خشونت نه پاداش مى‌گيرد و نه تنبيه مى‌شود. تقريباً اين احتمال وجود داشت که در برخى از موارد خشونت به همان صراحتى که احتمال داشت پاداش بگيرد (۷۴ درصد) هيچ‌گونه عواقب مصيبت‌بار قابل مشاهده‌اى از خشونت نمايش داده نمى‌شد.


فيلم‌هاى سينمايى و نمايش‌هاى داستانى برحسب ميانگين بسامدهاى رخدادهاى خشونت‌بار، خلاف‌کارترين محسوب مى‌شدند، در حالى که مجموعه برنامه‌هاى کمدى و برنامه‌هاى کودکان، اگرچه کاملاً عارى از رخدادهاى خشن نبودند، ميزان ميانگين خشونت درآنها کمتر بود. اگرچه خشونت موجود در برنامه‌هاى کودکان سبک وسياق خاص خود را دارد و در مقايسه با ديگر مجموعه‌هاى نمايشى و برنامه‌هاى سرگرم‌کننده، کمتر درد و رنج را شامل مى‌شود و کمتر خونريزى و کشت و کشتار در آن ديده مى‌شود، کمتر واقع‌گرايانه است، اما طنز آن بيشتر است.


تجزيه و تحليل ۳۸۴ برنامهٔ واقعى که از دنياى مشابه برون‌ده تلويزيونى نمونه‌گيرى شده بودند، اين نتيجه را به‌دنبال داشت که ۳۸ درصد آنها خشونت را شامل مى‌شدد. تقريباً صحبت دربارهٔ خشونت در يک پنجم ديگر برنامه‌هاى واقعى (۱۸ درصد)، مطرح مى‌شد؛ اگرچه انجام خشونت به‌طور حقيقى در آنها ديده نمى‌شد. در برنامه‌اى که متوسط ميزان خشونت را دارا بود، نمايش بصرى خشونت تقريباً ۳ درصد از وقت برنامه را اشغال مى‌کرد. خاطى‌ترين برنامه‌ها، نمايش‌هاى پليسى واقعى (خشونت صد در صد)، برنامه‌هاى خبرى تبلويد (۸۵ درصد) و برنامه‌هاى مستند (۷۳ درصد) بودند.