پرسش ديگر دربارهٔ کودکان از تلويزيون به اين مسئله مى‌پردازد که بينندگان جوان تا چه حد مى‌توانند روايت‌ها يا خط سير ماجراى برنامه‌ها را دنبال کنند. ممکن است که کودکان به‌دليل محرکه‌هاى فيزيکى که از برنامه‌اى ايجاد مى‌شود، به‌ تلويزيون توجه کنند، براى مثال، به‌دليل صداهاى جالب‌توجهى که مى‌شناسند، تغيير زير و بمى موسيقى يا ديگر جلوه‌هاى صوتي. اما در حقيقت کودکان تا چه حد وقايع را به‌خوبى دنبال مى‌کنند؟


اغلب پژوهشگرانى که روى درک کودکان از تلويزون تحقيق مى‌کنند، بر دگرگونى‌هايى تأکيد کرده‌اند که با بالا رفتن سن گسترده‌تر مى‌شوند؛ اگرچه گرايشات سنى تنها عامل مهم محسوب نمى‌شوند. توجه به شکل، محتواى برنامه‌ها و نيز چگونگى تأثير آنها بر استنباط و رشد درک افراد، حائز اهميّت است. ارزيابى وضعيّت علم به اين موضوعات، هميشه کارساده‌اى نيست. قابليّت مقايسهٔ پژوهش‌ها، اغلب به دليل ناسازگارى تعاريف و روش‌هاى سنجش درک مطلب که از سوى پژوهشگران مختلف استفاده مى‌شود، غيرممکن شده است. گاه درک مطلب، برحسب آنچه کودکان بتوانند از برنامه‌هايى که تماشا کرده‌اند به‌خاطر آورند، تعريف شده است. درموارد ديگر، فهميدن، از طريق توانايى کودکان براى قرار دادن صحنه‌هايى از يک برنامه در جاى درست خود، نشان داده شده است. اين احتمال وجود ندارد که چنين روش‌هاى متفاوتي، چيز واحدى را بسنجد. يک روش مناسب براى تقسيم تحقيقات، سن کودکانى است که مطالعه مى‌شوند. به‌طور اساسى برخى از پژوهشگران به تحقيق روى کودکانى علاقه‌مندند که در سن مدرسه رفتن هستند، در حالى که ديگران روى کودکانى تمرکز کرده‌اند که تازه مى‌خواهند به مدرسه بروند يا هنوز مدرسه را شروع نکرده‌اند.