اگرچه، درنهايت آگهى‌هاى تجارى به‌اين منظور طراحى شده‌اند تا رفتار خريدار را دستکارى کنند، اين تأثير به تفکر مردم دربارهٔ نفس آگهى‌هاى تجارى و نيز به‌نظر آنها دربارهٔ آگهى‌هاى خاص بستگى دارد. پيش از آنکه يک آگهى بازرگانى بتواند تفکر مردن را دربارهٔ اينکه چه بخرند، تغيير دهد يا آنها را تشويق کند تا برچسب خاصى را بر ديگرى ترجيح دهند، مى‌بايست پيامش دريافت و آزمايش شود. براى اينکه اين حالت به‌وقوع پيوندد، بينندگان بايد به دستگاه‌هاى تلويزيون خود توجه کنند. آنها نمى‌بايست توجه کافى مبذول دارند، به‌طورى که بتوانند آن آگهى يا عناصرى از آن را که تبليغ‌کننده اميدوار است به‌واسطهٔ آن محصولش بيشتر تقاضا شود به‌خاطر آورند. با اين وجود، فرآيند تأثير، همچنين، بستگى به اين دارد که بينندگان دربارهٔ هدف آگهى چه چيزى بدانند و نيز به‌چه ميزان گفته‌هاى آگهى را باور کنند.


بنابراين در بستر تأثير آگهى‌هاى تجارى بر کودکان، بايد به‌چندين پرسش مهم توجه کرد:


- آيا کودکان مى‌دانند هر يک از آگهى‌هاى تجارى دربارهٔ چه‌چيزى است؟


- آيا کودکان آنچه را که درآگهى‌ها گفته مى‌شود، به‌خاطر مى‌سپارند و باور مى‌کنند؟


- آيا اين احتمال وجود دارد که کودکان به اين آگهى‌ها پاسخ گويند و آنچه را که تبليغ شده است، براى خود بخواهند؟