منوچهر مطیعی تهرانی

ترن زندگی است و کوپه خانواده. معبران خارجی تا آنجا که نوشته‌هایشان را به دست آورده‌ام ترن و قطار را زندگی تعبیر کرده‌اند و کوپه را خانواده دانسته‌اند که تعریفی درست به نظر می‌رسد. وقتی سوار ترن می‌شویم البته خودمان می‌دانیم که به کجا می‌خواهیم برویم ولی اگر ترن مسیر خود را تغییر دهد از شهر و دیار دیگر سر در می‌آوریم که با مقصد ما فاصله‌ای بعید دارد. در زندگی نیز هدف ما مشخص است و می‌کوشیم که به سعادت برسیم ولی در زندگی ما را به جائی می‌برد که نمی‌خواهیم. گاهی این تحول و تغییر مسیر ارادی است و گاهی غیرارادی. آنچه غیرارادی است در خواب به‌صورت ترن و سوار شدن در ترن ظاهر می‌شود و به ما هشدار و بینائی می‌دهد. اگر در خواب دیدید که ایستاده‌اید و ترن از راه می‌رسد و قطار حرکت می‌کند و یا از دور حرکت یک ترن را می‌بینید سفری برای شما پیش می‌آید. مشاهده ترن در هر حالت به شرطی که سوار آن نباشید صرفاً یک مسافرت است که بیننده خواب می‌رود. زمان سفر شما به دوری و نزدیکی قطار از شما مربوط است و طول سفر به اندازه ترن و کوپه‌های آن. صدای سوت ترن خبری است که از مسافر یا غائبی به شما می‌رسد. چنانچه دیدید خودتان سوار قطار هستید و از پنجره آن به بیرون نگاه می‌کنید و مناظری را می‌بینید که از پیش چشم شما می‌گذرند تحولی بنیادی در زندگی شما پدید می‌آید. وضع شما از آنچه هست بهتر نخواهد شد اما تحولی بی‌تردید اتفاق می‌افتد. کسانی که در ترن با شما هستند همان کسانی می‌باشند که با شما اشتراک سرنوشت خواهند داشت. اگر درون یک کوپه بودید آنها که هستند افراد خانواده شما را تشکیل می‌دهند. اگر ترن شلوغ باشد عده زیادی با شما سرنوشتی مشترک خواهند داشت و اگر تنها بودید راه را به تنهائی می‌پیمائید.