Locked دریافت Toolbar آفتاب
راهنما کتابخانه الکترونیک ادبیات
ادبیات - شعر
صفحه آخر بعدى ۳ ۲۱
گزیدهٔ چند سروده
”ذوق سرودن“ فروغ مهر بر این پرتو ز اخگر م است سر سریر ملائک به سجده بر در ما است تجلی ”ارنی“ کاز کلیم پوشاندند خلیل در طلبش در طواف آذر ما است گهی خموش به جذب مهیم چون دریا گهی چو موج، …
مرگ رنگ
دیر هنگامی است در این تنهائی رنگ خاموشی در طرح لب است بانگی از دور مرا می‌خواند لیک پاهایم در قیر شب است. رخنه‌ای نیست در این تاریکی: در و دیوار به هم پیوسته. سایه‌ای لغزد اگر …
از سر دیوار ـ حالا دوباره صدا ـ زیر ستاره صبح
از سر دیوار ”واژه‌ها“ نوشته بودم، من همهٔ این واژه‌ها را نوشته بودم پیش از این. من این‌همه واژهٔ پیش از این نوشته را یک جا در جمله‌ای گنجانده بودم و آن جملهٔ پر از واژه را برای …
سیاوش
”سیاوش“ به نام خداوند مهرآفرین فروزنده راه و آئین و دین چو خورشید، گیتی به خون در کشید سراپرده خون‌فشان بر درید جهان را همی آتش زر کشید مه گل‌فشان را به بر درکشید همی نرگس نازنین …
شهرآشوب
”تعریف شهر اصفهان“ بنمود سواد شهری از دور مانند سواد دیده پر نور شهری همه خانه‌هاش پر زر چون کاخ خیال کیمیاگر چون دل همه خانه‌ها شمالی هر یک چو بنای چرخ عالی مانند نهال گل، خیابان چون …
سه مرثیه ـ ... از آتش! ـ دیوان خورشید (بیست غزل به استقبال از مولوی) ـ دیوان یاسمین ـ ایرج میرزا ـ قصیدهٔ فلسفهٔ تمام مطلع ـ تهذیب و تنقیح گلستان سعدی ـ انسان
”پنجاه‌و‌سه‌ نفر“ گیراند ما را از رزم، آنگاه که طلوع می‌کرد صبح، و شقایق می‌روئید بر گل، خورشید.
دیوان رباعیات ابوسعید ابوالخیر
وا فریادا ز عشق و وا فریادا کارم بیکی طرفه نگار افتادا گر داد من شکسته دادا دادا ور نه من و عشق هر چه بادا بادا *** گفتم صنما لاله‌رخا دلدارا در خواب نمای چهره باری یارا گفتا که روی …
آنِ این عکس
”فدای همیم“ من و این درد آشنای همیم مرهم زخم هم، دوای همیم پیچک و شاخ سبز احساسیم که در این باغ از برای همیم سخن از ترک گفتن آسان نیست مبتلای هم و بلای همیم در قفس گرچه عمر می‌گذرد بلبل …
آیدا، درخت، خنجر و خاطره ـ آیدا در آینه ـ باغ آینه ـ در آستانه ـ دشنه در دیس ـ قطعنامه ـ ققنوس در باران ـ هوای تازه ـ لحظه‌ها و همیشه ـ مرثیه‌های خاک ـ پریا ـ شکفتن در مه ـ کاشفان فروتن شوکران ـ ترانه‌های کوچک غربت ـ در این بن‌بست
”قصدم آزار شماست!“ قصدم آزار شماست! اگر اینگونه به رندی باشما سخن از کام یاری‌یِ خویش در میان می‌گذارم، ـ مستی و راستی ـ به‌جز آزار شما هوائی در سر ندارم!
در کوچه‌های آتن، باجه نفرین
”مانی“ بادهای بیابانی آسمان را بردند و مانی در شهر رها شد ... درختان از زوزه افتاده بودند و میمون‌ها از دم در خواب تاب می‌خوردند ... پره‌های روز چنان می‌چرخید که تابستان سردش می‌شد فکر …
نظریه بر رستم و سهراب فردوسی
”در پرستش یزدان“ کنون بنگر این بزم گوهر فشان شنو پندی از رزم اخگرنشان برآرم سخن را چو گنج گهر بیاریم آن را به تابنده فر چو آید خرد، در سخن جان شود سزاینده رزم دوران شود سخن زنده …
پروندهٔ برزخ
غزل شروع شد و ساعتت به را افتاد و ساعتت عدد پنج را نشان می‌داد تو ۵ و ۵ دقیقه به راه افتادی بدون چتر دویدی به سوی او در باد و باد ـ صفحهٔ کاغذ ـ پر از عدد شده بود ۴، ۵، ۴۰، ۲۰، ۱۴، ۷۰ پر …
شعرهای اُکتاویو پاز
درهای سال باز می‌شود همچون درهای زبان بر قلمرو ناشناخته‌ها. دیشب با من به زبان آوردی: ـ فردا باید نشانه‌ای اندیشید دورنمائی ترسیم کرد طرحی افکند بر صفحهٔ مضاعف روز و کاغذ. فردا …
گزیده‌هائی از خسرو و شیرین نظامی
مرا چون هاتف دل بود دمساز برآورد از درون سینه آواز که برخیز ای نظامی! دیر است فلک بدمهر و دنیا زود سیر است بهاری نو برار از چشمهٔ نوش سخن را حله‌های تازه در پوش نصحت‌های هاتف …
سرزمینی که وجود ندارد
ادیت سودرگران در سال ۱۸۹۲ در خانواده‌ای فنلاندی ـ سوئدی از طبقهٔ متوسط در سنت پترزبورگ، پایتخت آن زمان روسیه به دنیا آمد. خانواده سودرگران چند ماهی پس از تولد ادیت به رای ولا، …
مهره سرخ
بسیار قصه‌ها به پایان رسید و باز غمگین کلاغ پیر ره آشیان نجست اما هنوز در تک این شام مپرد پرسان و پی‌کننده هر قصه از نخست دل دل زنان ستاره خونین شامگاه در ابر می‌چکد سیمرغ ابرها می‌رفت …
گزیده‌هائی از مثنوی مولوی
”توضیح و تفسیر“ ای برادر! قصه چون پیمانه است معنی اندر وی مثال دانه است دانهٔ معنی بگیرد مرد عقل ننگرد پیمانه را گر گشت نقل ماجرای بلبل و گل گوش دار گرچه ”گفت“ی نیست آنجا آشکار ماجرای …
ما از همیشه
”گاهی“ من آنقدر گاهی دلم برایت تنگ می‌شود که با سر ـ ضربه‌های مضراب به سر ـ پنجهٔ بی‌توانم با چار سیم سه‌تارم به میهمانی ستاره‌ها می‌روم کوچه گرد اصطرلاب را، آخرین ستاره، بخت …
فدریکو گارسیا لورکا
”چیزهائی هست که نمی‌توان به زبان آورد چرا که واژه‌ای برای بیان آنها وجود ندارد. اگر هم وجود داشته باشد، کسی معنای آن را درک نمی‌کند. اگر من از تو نان و آب بخواهم تو درخواست مرا درک …
سیاه همچون اعماق آفریقای خودم
لنگستون هیوز نامی‌ترین شاعر سیاهپوست آمریکائی است با اعتبار جهانی. به سال ۱۹۰۲ در چاپلین (ایالت میسوری) به دنیا آمد و به سال ۱۹۶۷ در هارلم (محلهٔ سیاهپوست نیویورک) به خاطره پیوست. ”بگذار …
رباعیات خیام
چون عهده نمی‌شود کسی فردا را حالی خوش دار این دل پر سودا را می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه بسیار بتابد و نیابد ما را قرآن که مهین کلام خوانند آن را گهگاه نه بر دوام خوانند آن را بر …
آخرین همسفر
”خاطره‌ها“ چه شب‌ها، چه شب‌ها میان بستر آرام ساحل دل من دل دیوانهٔ من بسان کشتی دریانوردی ز دریائی عظیم و جاودانه ... گذر کرد: به یاد موج‌هائی ـ که هنگام طوفان ـ به فرق و پیکر پروانه‌اش …
فرشته‌ها خودکشی کردند
الو سلام ... How are you... که عاشقم ... Helloو رقص بندری مرد با زن تانگو چه مسخره‌ست فضای سپید زن در من ظهور پست مدرنیسم در دل آپولو بیا و مست دو چشمت، عرق بریز از شرم تلو عزیز، تلو عشق، شب تلو تِ تِ لو! به …
فتح‌نامهٔ قندهار
شهی را که خواهد خدا کامیاب نخستش دهد سیر چون آفتاب بلی تا نجنبید از جا نهال خیال ثمر باشد او را محال فلک نیز از فیض این گرد شست که هر روز خورشیدی آرد به دست نمی‌بود اگر فیض نشو …
دروغی که می‌گویم از هوای تهران هم کثیف‌تر است
من دو من است یکی خاطره‌ای است ذهن زن را و دیگری من آه عزرائیل جمعه‌ها تعطیل صبح شنبه باید مرد که صبحانه‌های شنبه از کار بیفتد تنها دلیل صبح صبحانه آه همسرم در آسانسور تنها …
خودم را از چشم تو می‌بینم ـ چنگیز زنده است ـ پیامبری نشسته بر کنده‌ای بلوط
”نگاه“ نگاهی در چشم‌هایم جا مانده و من به دنبال صاحبش به هر کوچه سر زدم سال‌ها بعد من بودم و نگاهی که روی دستم مانده بود ...
گزیدهٔ اشعار شاه نعمت‌الله ولی
جناب سید نورالدّین شاه نعمت‌الله بن سید عبدالله که آبا و اجدادش همه صاحب مقامات عالیه و اهل مکاشفه و ریاضت و کرامات بوده‌اند در تاریخ تصوف و فرهنگ و ادب ایران دارای مرتیت و …
گل بادام
باد می‌آید گرم، باد می‌آید سرد، برگ‌ها روزی سبز، برگ‌ها روزی زرد
قصه‌های طوقی
یکی بود یکی نبود مرغکی بود خیلی قشنگ زبر و زرنگ بال و پرش رنگ به رنگ پر که می‌زد تو آسمون درس می‌شد رنگین کمون: سبز می‌شد زرد می‌شد آبی می‌شد قرمز عنابی می‌شد... .
از میان ریگ‌ها و الماس‌ها (ترانه‌های خواب‌گونه)
”در هم‌سرائی پرتوان بهاری“ یک هم‌سرائی پرتوان بهاری با جوشی سبز و سرد و در چارمضراب رنگین پائیز بدرود حزن‌انگیز برگ‌ها نوائی افسانه‌خیز از نای جادوگر طبیعت آە که این دشت‌های …
وحشی بافقی
الهی سینه‌ای ده آتش‌افروز در آن سینه دلی وان دل همه سور هر آن دل را که سوزی نیست، دل نیست دل افسرده غیر از آب و گل نیست دلم پرشعله گردان، سینه پر دود زبانم کن به گفتن آتش‌ آلود کرامت …
مجموعه اشعار پریمرگ
”تو را من می‌شناسم دوست “ تو را من می‌شناسم دوست، ولی افسوس، ولی افسوس.... و می‌دانم که هستی تو چه‌ها داری، چه هستی تو ولی افسوس.... سکوتی دلنشین داری، صدائی پرطنین داری، لبانی آتشین …
از این اوستا
از بس که ملول از دل دلمردهٔ خویشم هم خستهٔ بیگانه هم آزردهٔ خویشم این گریهٔ مستانهٔ من بی‌سببی نیست ابر چمن تشنه و پژمردهٔ خویشم گلبانگ ز شوق گل شاداب توان داشت من نوحه‌سرای …
سر در نمی‌آورم
”قرار“ خدا از تنهائیم عکس می‌گیرد فرشتگان غربتم را فریاد می‌زنند باران می‌آید. با این آسمان ابری لابد مرا می‌بخشد اگر نتوانستم به تماشای ماه بنشینم در ساعت قرار! نه! می‌بخشد.
دیوان اشعار پروین اعتصامی
ای دل عبث مخور غم دنیا را فکرت مکن نیامده فردا را کنج قفس چو نیک بیندیشی چون گلشن است مرغ شکیبا را بشکاف خاک را و ببین آنگه بی‌مهری زمانهٔ رسوا را این دشت خوابگه شهیدان است فرصت …
اسیر
شب و هوس در انتظار خوابم و صد افسوس خوابم به چشم باز نمی‌آید اندوهگین و غم‌زده می‌گویم شاید ز روی ناز نمی‌آید چون سایه گشته خواب و نمی‌افتد در دام‌های روشن چشم‌هایم می‌خواند …
ای شمع‌ها بسوزید
”به پندار تو“ جهانم زیباست! جامه‌ام دیباست! دیده‌ام بیناست! زبانم گویاست! قفسم هم طلاست! بر این ارزد که دلم تنهاست؟
گلشن راز
به نام آنکه جان را فکرت آموخت چراغ دل به نور جان برافروخت ز فضلش هر دو عالم گشت روشن ز فیضش خاک آدم گشت گلشن توانائی که در یک طرفه‌العین ز کاف و نون پدید آورد کونین چو قاف قدرتش …
مرغان آواره
مرغان آواره تابستان به کنار پنجره‌ام می‌آیند آواز می‌خوانند پر می‌کشند. برگ‌های زرد خاموش خزان آه می‌کشند پرپر می‌زنند و به زمین فرو می‌ریزند. ...
حیدر بابا سلام
حیدر بابا نام کوهی در زادگاه استاد محمدحسین بهجتی تبریزی ملقب به شهریار است. منظومه ”حیدربابایه سلام“ نخستین بار در سال ۱۳۳۲ منتشر شد و از آن زمان تا کنون به زبان‌های مختلفی …
کرکره‌های کشیدهٔ چاک‌‌چاک
بر سفرهٔ یک آبگیر یخبسته مداد یک زندانی یک پرنده تر بر بلندی‌ها چارگوش چرا سرنهادن؟ اسب جوان با یال بخارانگیز ورزا قزل‌آلا ... .
غزلیات خواجه حافظ شیرازی با برگردان انگلیسی
الا یا ایّها السّاقی ادر کأسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها به بوی نافه‌ای آخر صبا زان طرّه بگشاید ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها مرا در منزل جانان …
کتاب مبداء و معاد
توحید باری به نام آنکه غیر از وی خدا نیست به‌جز بر وی خداوندی روا نیست خداوندی که ذاتش لایزال است رحیم و رهنما و ذوالجلال است خدائی کو به کس حاجت ندارد نگارت صورت و آلت ندارد...
یا تو یا هیچ کس دیگه ـ مثل هیچ کس
عطر زرد گل یاس رو نمی‌خوام نمرهٔ بیست کلاس رو نمی‌خوام من فقط واسه چش تو جون می‌دم عاشقای بی‌حواسو نمی‌خوام من تو رو می‌خوام اونارو نمی‌خوام نفسم توئی هوارو نمی‌خوام...
لیلی و مجنون
ای نام تو بهترین سرآغاز بی نام تو نامه کی کنم باز ای یاد تو مونس روانم جز نام تو نیست بر زبانم ای کارگشای هرچه هستند نام تو کلید هرچه بستند ای هیچ خطی نگشته ز اول بی حجت نام تو مسجل ای …
خسرو و شیرین
خدای در توفیق بگشای نظامی را ره تحقیق بنمای دلی ده کو یقینت را بشاید زبانی کافرینت را سراید مده ناخوب را بر خاطم راه بدار از ناپسندم دست کوتاه درونم را به نور خود برافروز زبانم …
نامه به / رویا و ضمائم پاره‌وقت
شب ـ به هنگام شام همسایهٔ عراقی‌ام در را به صدا درآورد (ابن همسایه عراقی سرباز نیست) و ما هم که با شیر و شکر و کمی پودر کاستارد و خلاصه دسری که می‌چسبید ما ما که قند فراوانمان آرزو …
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
و این منم زنی تنها در آستانهٔ فصلی سرد در ابتدای درک هستی آلودهٔ زمیت و یأس ساده و غمناک آسمان و ناتوانائی این دست‌های سیمانی. زمان گذشت زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت ساعت …
ساربان بر بیکران اشک‌ها
موسیقی سرامد هفت شهر هنر و خرم‌ترین بلند سرزمین ذوق است. در روزگار ما باور بر آن است که تمام هنرها در تکاپوند که با منزلت موسیقی عروج نمایند و دلیل این بلندپایگی را پژوهشگران …
آرزو بر باد
”اندوهرنگ“ زورق غربت را در آب انداز خود را بسپار به جریان آب‌های اساطیر آه در بستر شبی همیشگانی ره می‌سپرد به آرامی سکوت در خلوت محض آب‌های جاری اعماق در زورق تنهائی خویش بخواب از …
صفحه آخر بعدى ۳ ۲۱
پارس سگ، خانواده‌ای را از مرگ نجات داد
پارس سگ، خانواده‌ای را از مرگ نجات داد
طالع‌بینی ۷ خرداد ماه ۹۱
طالع‌بینی ۷ خرداد ماه ۹۱
اگر کم‌مو شده‌اید این اشتباهات را نکنید
اگر کم‌مو شده‌اید این اشتباهات را نکنید
تست سلامت روان : نمره اعصابتان چند است ؟
تست سلامت روان : نمره اعصابتان چند است ؟
۱۴ ضربه چاقو هدیه خواستگار عصبانی!
۱۴ ضربه چاقو هدیه خواستگار عصبانی!
مرگ هفت دانشجو در پی انفجار گاز در خوابگاه
مرگ هفت دانشجو در پی انفجار گاز در خوابگاه
قیمت سكه و دلار افزایش یافت
قیمت سكه و دلار افزایش یافت
دستگیری زن‌دایی كه كودک ۲۰ ماهه را كشت
دستگیری زن‌دایی كه كودک ۲۰ ماهه را كشت
بازگشت کاوه یغمایی به ایران
بازگشت کاوه یغمایی به ایران
قیمت‌های جدید رستوران گردان برج میلاد
قیمت‌های جدید رستوران گردان برج میلاد
 وبلاگ آفتاب 
معرفی آرشیو موسیقی
پژمان، احمد
 آلبوم خاطرات فردا
آگهی‌ها
◊ لوله و اتصالات
» هوالرزاق با سلام آیرون پایپ در زمینه عرضه لوله اتصالات شیرآلات و آهن آلات صنعتی فعالیت …
◊ جراحی پلاستیک ، ترمیمی و زیبایی
» دکتر بهزاد فرخی فوق تخصص جراحی پلاستیک ، ترمیمی و زیبایی ( عضو انجمن فوق تخصصی جراحان پلاستیک …
◊ خودتان پزشک خود و خانواده تان باشید
» نرم افزار پزشک خانواده کاملا فارسی و برای اولین بار در ایران جامع ترین و کامل ترین نرم …
◊ چگونه ۱ کتاب را در ۱۰ دقیقه بخوانیم؟
» دانشجوها، دانش آموزان، داوطلبان کنکور، علاقمندان به مطالعه و... آیا مایل هستید ۵۰۰ عدد …
◊ قفسه بندی انبار,بایگانی,پالت,زونکن
» قفسه بندی پیچ و مهره ای سبک و نیمه سنگین مشبک (Light Shelving) قفسه بندی فوق سنگین پالت راک (Pallet Rack) قفسه بندی …
◊ واکسن زبان انگلیسی کشف شد
» انگلیسی را مانند انگلیسی ها صحبت کنید. این واقعا امکان پذیر است که شما مکالمه ی زبان انگلیسی …
◊ خدمات روانشناسی مژگان محبوبی مطبوع
» دفتر مشاوره مژگان محبوبی مطبوع و همکاران آماده ارائه خدمات روان شناسی به تمام اقشار جامعه …
◊ بانک تحقیق و پایان نامه دانشجو
» مقاله، پروژه، تحقیق و پایان نامه ی خود را در کوتاه ترین زمان ممکن و بدون نیاز به جستجو در …
◊ .org فقط 10.000 تومان
» ثبت دامین .org با قیمت استثنایی 10.000 تومان با کنترل پنل ثبت در شرکت دایرکتی .ir یکسال 4500 تومان .ir پنجساله …
◊ ماشین سازی مدرسی
» سازنده انواع سانتریفیوژ قند (کله و کلوخ) در سایز های مختلف طراحی ، ساخت و راه اندازی کامل …
◊  کسی که شهامت قبول خطر نداشته باشد در زندگی به مقصود نخواهد رسید. محمدعلی کلی  ◊