آفتاب

کتاب‌های زبان شناسی

از مردم سغد برای نخستین بار در سنگ‌نبشته‌های هخامنشی یاد شده است. در نوشته‌های داریوش بزرگ و خشایارشا بارها از استان Sug(u)da به‌عنوان بخشی از امپراتوری بزرگ پارسی نام برده شده است. در اوستا هم به کشور سغد و هم به مردمان آن با نام -Suyoa اشاره می‌گردد. هردوت در فهرست اقوام فرمان‌بردار پادشاهان هخامنشی نام سغد را ثیت کرده است، و به نوشته منابع دیگر یونانی، …

۱. چرخهٔ باستان: زبان‌های این دوره در برگیرندهٔ ”سکائی“، ”مادی“، ”اوستائی“ و ”پارسی باستان“ می‌شود. آ. سکاها گروهی جنگ‌جو و دلاور از تیره‌های ایرانی بودند که در سامان‌های پهناوری از اپاختر و اپاختر خاوری ایران می‌زیستند و گویا تیره‌هائی از این گروه در زمان‌های پسین در کران‌های نیمروز خاوری (سگستان = سیستان) مان‌گاه گزیدند...

آپارادی: شخص زبان دراز و همه جا برو و همه جا بیا باشد آشغال: خورده ریز و باقی‌مانده کثافت یا هر چیز دیگری باباغوری: کسی که چشمش از کاسه بیرون آمده باشد برک: زینت بلبشو: شلوغی که دیگر کسی به فکر کسی نیست...

عجم در زبان فارسی و بیشتر زبان‌ها آسائی مانند هندی، اردو، پشتو، بلوچی، کردی، ترکی و ... معنی ایرانی و طبا فصسح عربی را متوجه نمی‌شد عجم می‌‌گفتند که این لقب بیشر به ایرانیان اطلاغ می‌شد. در دورهٔ بنی‌امیه این کلمه کاربرد تحقیرآمیزی داشت اما امروزه معنای لغوی نفهم و به معنای فردی که عربی نمی‌داند کاربردی در ادبیات عرب ندارد. البته هنوز هم در بعضی …

بیست و اند سال پیش یکرشته گفتارها در روزنامه‌های تهران و قفقاز و استانبول در پیرامون مردم آذربایجان و زبان آنجا نگارش می‌یافت. در عثمانی در آن زمان دستهٔ اتحاد و ترقی بروی کار آمده و آنان به این می‌کوشیدند که همهٔ ترکان را در هر کجا که هستد با خود همدست گردانند و یک توده ترک بسیار بزرگی پدید آورند و در قفقاز نیز پیروی از اندیشهٔ ایشان می‌نمودند. …

این سئوال که چه نوع مشغله‌ی فکری درباره‌ی زبان می‌تواند خصیصه‌ای کاملاً فلسفی داشته باشد و چگونه در خدمت حل مسائل بنیادی فلسفه قرار گیرد، موضوعی است که کتاب حاضر سعی دارد به آن بپردازد. نویسنده برای بررسی این موضوع، متفکرانی را که هریک در پی‌ریزی شالوده‌ی سنت تحلیلی نقشی پیشگام داشته‌اند برگزیده‌ و سعی کرده است تا نظر خود را درباره‌ی دستاوردهای …

مرزبان‌نامه چون ”کلیه و دمنه“ نسکی (=کتابی) پر از داستان و سرگذشت پندآموز است که در سدهٔ چهارم خورشیدی به‌دست مرزبان پور رستم‌پور شروین که از شاهزادگان تبرستان بود، به گویش کهن تبری نوشته شد؛ آن‌گاه در سدهٔ هفتم، به‌دست سعدالدین وراوینی به پارسی درآمد. افشان (=نثر) این نسک، بسیار دشوار و پر از واژه‌های تازی‌ست، به‌سانی که با زبانی که امروز به آن …

آپاردی: شخص زبان دراز و همه‌جا برو و همه جا بیا باشد. آشغال: خرده‌ریز و باقی‌مانده کثافت یا هرچیز دیگر است. اخم: درهم کشیدگی صورت از اوقات تلخی. اخم و تخم: اخم با اظهار تشدد و اوقات تلخی. . . .