بحث و گفتگو بحث و گفتگوهاى u6941
 
تمام شاخه‌ها
 
پیشنهاد موضوع جدید
اعتیاد
افکار عمومی
اقتصاد
انتخابات
انجمن‌ها
ایده‌های جدید
باشگاه‌های ورزشی
بهداشت و سلامت
بیمه
تاریخ
خودرو
دارو و درمان
دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی
درخواست اطلاعات
دولتمردان و سیاستمداران
دین ، روح و روان
زندگی
سایتهای اینترنتی
سیاست
سینما
صدا و سیمای ملی ایران
فرهنگ و ادب
قوه قضاییه
قوه مجریه (دولت)
قوه مقننه
کامپیوتر و اینترنت
کتاب
کنکور
گردشگری
گردهمایی، نمایشگاه‌ها و جشنواره‌ها
ماهواره
مدارس
مدیریت شهری
مسابقات ورزشی
مطبوعات
موبایل
موسیقی
مهاجرت
نجوم
نوجوانان و جوانان
نوروز
نیروی انتظامی
ورزشکاران و مربیان
هجویات
هنرمندان و هنرپیشگان
بحث و گفتگوهای من
پرسش و پاسخ
مشاوره
روابط زناشویی
بعضی از جوانان هنوز در این رابطه اطلاعاتی ندارند و موجب سردرگمی آنها به نظر من با بحث و گفتگو در این مسئله شاید بتونیم یه سوالاتی که در این زمینه برای جوانان و حتی متاهلین وجود دارد جواب بدیم
زندگی | ۱۷ شهریور ۱۳۸۶ |  فرستنده موضوع : mhness  
 فهرست نظرات u6941 درباره این موضوع
۱۶۱۹۳  ◊
"نمیدونم به چی فکر میکنه چون اون هیچوقت درمورد احساسش با من حرف نمیزنه."

ایـن جـمـله بـه گـوشتان آشنا است؟ برای اکثر زنان واداشتن شـوهـرشـان بـرای ایـنکه احـساسات درونی خود را با آنها در میـان بـگـذارنـد، کـار مشکلی بنظر میرسد. در این شرایط زن احساس میکند که ناموفق بوده و برای مرد سوء تعبیر پـیــش می آید. اما در این میان موضوعی وجود دارد که اغلب زن هـا از آن بـی اطـلاع هستند. مردها میخواهند صحبت کنـنـد. تحـت شـرایـط منـاسـب، آنـهـا سرتاسر شب به صحبت میپردازند. اکثر مردان نیاز دارند که با همسرشان درد دل نموده و کمی سبک شوند. اما رمز و راز واداشتن همسرتان برای بیان احساساتش چـیسـت؟
چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۷   ۰۶ : ۵۳ : ۰۸ بحث و گفتگوهای دیگر  ارسال پیغام به 
۱۶۱۹۴  ◊
راز شماره 1
مردان حقیقی از عدم پذیرش وحشت دارند -- واقعا!

این درست است. اغـلب مـردها احساس می کنند که زنها در مورد آنها بسیار منتقدانه رفتار می نمایند، و نگران این هستند که نکند بعد از بیـان آنچـه کـه در ذهنشان میگذرد توسط همسرشان مورد استهزاء قرار گرفته و به عـلت عـدم پذیش او تحقیر شوند. برای زنها مهم اسـت بدانند کـه نفس و شخصیت یک مرد شکننده تر از نفس و شخصیت آنها بوده و آسانتر مورد تهدید قرار میگیرد. این موضوع بخصوص زمانیـکه یک مرد در رابطه ای نـزدیـک و صمـیـمانه بـا هـمسرش قـرار گرفته است بیشتر نمود پیدا می کند: او مشتاق تصدیق و عکس العملهای مثبت همسرش بوده و دوست داردبداند که موجب خشنودی او شده است.بنابراین اگر مردی احساس نماید که شما تصمیم دارید در موردش قضاوت کنید، و یا بدلیل گفتـه هـایش به گونه ای متفاوت به او نگاه کنید، مطمئن باشید که وی صحبت نخواهد کرد.
چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۷   ۲۲ : ۵۴ : ۰۸ بحث و گفتگوهای دیگر  ارسال پیغام به 
۱۶۱۹۵  ◊
داوری کردن در مورد شریک زندگی به معنای اجازه دادن به او بـرای بیان ذهنیاتش نبوده و شما را مشتاق برای شنیدن حرفهای او نشان نخواهد داد.منـظور این نیست که شما نظر و ایده ای نداشته باشید و یا نتـوانید آن را در فرصـتی بیان کنید. یک مرد جهت بازگو نمودن درونش لازم است احساس کند بدلیل آنچه کـه هست مورد پذیرش حقیقی قرار گرفته، نه به دلیـل آنـچه که ممکن است شما دوست دارید باشد. صبر و بردباری نمایید. اگـر عـجـولانـه تـوسط پیشنهاد دادن نقطه نـظرات خـود با گفتن جملاتی از قبیل "خوب، اشتباه میکنی، من قبول ندارم" یا "از کجا این فکر مسخره بـه ذهنـت رسیــده"، در برابر عقاید او عکس العمل نشـان دهیـد، هـر مـردی از سـخـن گفـتن بـاز خواهد ایستاد. آنها نگران آن هستند که مبادا حرفی بسیار خصوصی از دهانشان خارج شـود کـه مطابق با تصور ذهنی شما از آنها نبوده و یا تصویری که بروز از خودشان در ذهن شما ایـجاد کرده اند را مخدوش کند.
چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۷   ۲۱ : ۵۵ : ۰۸ بحث و گفتگوهای دیگر  ارسال پیغام به 
۱۶۱۹۶  ◊
یـک مرد دارای ایده های متفاوت بسیاری در موضوعات مختلف زندگیش اسـت -- حتـی در طـول یـک هفـتـه و یـا یـک روز می تواند بسیار متفاوت عمل نماید. به او اجـازه دهـیـد جنبه های مختلف خود را بشما نشان دهد.اگر بتوانید از انتظارات خود صرفه نظر نموده و حقیقتا سعی در شناخت هویت و ماهیت او نمایید،وی فورا این موضوع را حس کرده، احساس راحتی زیادی نموده و از صحبت کردن با شما لذت خواهد برد.
چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۷   ۰۱ : ۵۶ : ۰۸ بحث و گفتگوهای دیگر  ارسال پیغام به 
۱۶۱۹۷  ◊
راز شماره 2
شما نیز درون خود را آشکار کنید

بین زوجین بیان احساسات درونی باید به صـورت متقـابـل انـجام بگیرد. هر فردی دارای مشکلات، دغدغه ها و مسائل پنهانی در صندقچه قلبش می بــاشد. بسیاری از مردان تصور می کنند " اگر این مسـائـل را به او بگویم، ترکم خواهد کرد." شما مجبورید نشان دهیـد کـه جـریان ایـن نیست. به این منظور برای او از خود چیزی را فاش کنید که نشان دهد به همان اندازه ای که او به شما اعتماد دارد، شما نیز به او اعتماد دارید.
چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۷   ۲۵ : ۵۶ : ۰۸ بحث و گفتگوهای دیگر  ارسال پیغام به 
۱۶۱۹۸  ◊
هنگامیکه او شروع بـه بـیان احساسات دورنی خود میکند، به آنچه که میگوید گوش فرا داده، قدمی به جلو بـرداشته و در عـوض پیشنهادی مثبـت ارائـه دهیـد. بعد از اینکه وی مسئله ای خصوصی را ابراز نمود، چیزی شبیه این بگوید "خوب، اینکه چیز بدی نیست من بدتر از اینها بودم." یا "من واقعا آن چیزی که اتفاق افتاده را تحسین می کنـم." و آن چیزی از داستان را که واقعا می پسندید انتخاب کنید. ( از مسائل ساختگی دوری کنید چون موضـوع لوس شده و تبدیل بـه دست انداختن خواهد شد. مردم همیشه میتوانند متوجه شوند که کسی آنها را دسـت انـداخـته و این موضوع هیچ گاه ثمر بخش نخواهد بود.) به او اجازه دهید بداند که شما جانبدار او هستید و با تجربیاتش تنها نخواهد ماند.
چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۷   ۳۱ : ۵۸ : ۰۸ بحث و گفتگوهای دیگر  ارسال پیغام به 
۱۶۱۹۹  ◊
در حالیکه عملا نشان میدهید، مطمئن شوید که از او طرفداری میکنید. بسیاری از زنها فقط به این دلیل به داستانهای شوهرشان گوش می دهند که به او بگویند که چقـدر در مورد آن در اشتباه بوده است. آنها طرفداری شخص دیگری را میکنند. با ایـن حـال مـهـم است که موضوع را از این نقطه نظر بنـگرید: اکنـون زمـان درس دادن بـه او نـیست، بلکه زمـان "ایـجاد دوستی و مودت" است. وقتی دو نفر پیمان دوستی می بندند، بـه تـبـادل متقابل تجربیات خود پرداخته، و به همین دلیل احساس نزدیکی و آسودگی می کنــند. این جـا شـما در حال ایجاد سازگاری و تفاهم می باشیـد، احساسی که هر دوی شما سیاره ای یکسان را اشغال نموده و در دنیایی متشابه زندگی می کند.
چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۷   ۵۴ : ۵۸ : ۰۸ بحث و گفتگوهای دیگر  ارسال پیغام به 
۱۶۲۰۰  ◊
اینکه چه تعدادی از مردان احساس تنهایی شدید مینمایند، شگفت انگیز است. نه تنها بـه آنهـا آمـوزش داده شـده اسـت کـه هـمیشه سـاکـت بـاشـنـد، ایـن تـصور غلط نیز در ذهـنشان پـرورانده شـده که صحـبـت نـمودن در مورد احساسات درونی عملی به دور از شان و منزلت مردان بشمار میرود.عـکس العملهای مثبت و صادقانه شما بسیار ضروری است. اگر بـه ایـن نـحو رفـتـار نـمایید، شـوهر شما احساس خواهد کرد که کسی وجود دارد که او را درک کند، و آنگاه حتی بیشتر و بیشتر از ذهنیاتش برایتان خواهد گفت.
چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۷   ۳۱ : ۰۱ : ۰۹ بحث و گفتگوهای دیگر  ارسال پیغام به 
۱۶۲۰۱  ◊
راز شماره 3

گذشته را فراموش کنید

آیـا تـا بـه حـال بـا شـوهـر خـود "گـفـتـگویی" داشـتـه ایـد که به بگو مگوهای مـربـوط بـه نارضایتی های گذشته،اشتباهاتی که انجام داده،اذیت و آزارهایی که بشما روا داشته، و آنچه که اکنون مدیون شما است، منتهی شده باشـد؟ چنـیـن مـوضوعی تقریبا در هر رابـطـه ای اتــفاق می افتند اما واقعیت باقی می مـاند؛ مـردها وقـتـی آمـدنـش را حـس میکنند، آشفته حال شده و عقب می نشینند.
چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۷   ۵۸ : ۰۱ : ۰۹ بحث و گفتگوهای دیگر  ارسال پیغام به 
۱۶۲۰۲  ◊
وقتی مردی از این وحشت دارد که صحبتهایش در آینده تـحـریف و سـوء تـعبـیر شده، به دیـگران گــفته شده و یا علیه خودش مورد استفاده قرار گیرد، بیان احسـاسـات بـرایـش غیر ممکن می شود. و تنها راه عبور از این تله ارتباطی این اسـت کـه بدانید آنچه که در گذشته اتفاق افتاده، و هــر آنچه که او انجام داده و یا گفته، شما نیز درگـیـرش بوده اید. روابط همگی مانند رقص هستند. هیچکس خوب مطلق و یا بد مطلق نیست. در واقـع، بجای در نظر گرفتن یک فرد به عـنـوان شخصی بد یا خوب، بهتر است که نقشهای بازی شده در روابط و نحوه گرفتار شدنمان در نـقشهایـی که قدرت رها ساختن خود را از آنها نداریم، مورد توجه قرار داده شوند.
چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۷   ۲۳ : ۰۲ : ۰۹ بحث و گفتگوهای دیگر  ارسال پیغام به 
۱۶۲۰۳  ◊
بـرای مثـال بـرخـی از زنـها عـاشق بازی نمودن با قربانی عشق خود هستند. آنها برای اعتبار بخشیدن و توجیه کردن احساسـات خودشان و نیز احساس قدرتـمندی در بـرابـر شریک زندگی خود، اشتباهات و خطاهای گذشته او را بهانه میــکنند. در حقیقت ممکن است با این روش مدتی او را برای خود نگه دارند ولی آنچه که مشخص است این رابطه متزلزل بوده و در آستانه شکست قرار دارد.
چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۷   ۳۶ : ۰۲ : ۰۹ بحث و گفتگوهای دیگر  ارسال پیغام به 
۱۶۲۰۴  ◊
اگر میخواهید این وضعیت تاسف بار زندگی زناشویی را تغیـیـر داده و یـا از آن پیشگیری کرده و به شوهرتان کمک نمایید تا راحت با شـما حـرف بـزند، این راه را امتحان کنید: به سهم خود در شرایطی که پیش آمده مسئولیتی را بعهده بگیرید و ببینید که به چه نحو در مورد اتفاقی که روی داده مـمکن است دخیل بوده باشید. البته این موضوع به معنای مقصر دانستن خود نیست. به شرایـط با دیدی باز بـنـگرید. به روی تمام مسـائلی که او "درست،" و نه "غلط" انـجـام داده، تمرکـز کـنـیـد. اگـر نــیاز به راهنمایی بیشتر داشتید، لیستی از آنچه که در رابطه تان عاید شما شده است، و آنـچـه که شما در عوض نصیب شـوهـرتـان نـموده اید، تـهیه کنیـد. بـه زمان هـایی کـه شما نیز مرتکب کوتاهی و قصور شده اید، و به راه هایی کـه هـر دوی شـما تـوسـط آن رشد یافته و تغییر کرده اید، توجه نمایید.

توانایی بخشش دیگران ممکن است فقط بـسادگی دانستن این باشد که آنچه در مورد او یکسال پیش حقیقت داشته ( و نیز در مورد خـود شما ) شاید اکنون حقیقت نداشته باشد. در زمان حال متمرکز باشید. یک ارتباط ماندگار و راستین مستلزم داشتن قابلیت ماندن در زمان حال و فراموش کردن گذشته میباشد.
چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۷   ۳۳ : ۰۳ : ۰۹ بحث و گفتگوهای دیگر  ارسال پیغام به 
۱۶۲۰۵  ◊
راز شماره 4

شنونده ای استوار و ایمن باشید

آیـا داشتن روابط صادقانه امکان پذیر است؟ فرض بر این است که همه افراد بـرای صـادق بودن تلاش می کنـنـد. حـقیـقت این است که تعداد اندکی چنین هستند. و دلیل عمده عدم صداقت این است که عواقب و نتایج آن خوب و قابل توجه می بـاشد. اغـلـب مردان احساس می کنند که زنهـا می خواهد و نیاز دارند که دروغ بشنوند چون قادر به پذیرش صادقانه حقیقت نیستند. برخی از مردها تصور میکنند که از بیان حقایق زندگی خود به هـمسرشان وحشت دارند چـرا کـه باعث آشفتگی و اضطراب وی خواهد شـد. در واقـع، بسیاری از زنان برای کنترل شوهر -- و رابطه -- خود از احساساتشان استفاده میکنند. آنها پاسخهای بخصوصی را از شوهر خود طلب می کـنند و در صورتی که آن پاسخها را دریافت ندارند، احساس پریشانی خواهندنمود.سپس وقتی شوهرشان دهان نگشوده و صحبتی نمی کند، متعجب میگردند.
چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۷   ۴۹ : ۰۳ : ۰۹ بحث و گفتگوهای دیگر  ارسال پیغام به 
۱۶۲۰۶  ◊
متاسفانه، بسیاری از زنان تصوراتی قدرتمند از چگونگی احسـاس و تـفکر یک مرد را نیز در سـر مـی پرورانند که این نـوع خـیـال پـردازی بـاعث ویرانی حقیقت شده، و بـنـابـراین این گـونه بـه مردان اجازه میدهند که از طریق طرز برخوردهای مختلف متوجه شوند کـه نیازی به بیان حقیقت نداشته و آنها نیز تمایلی به دانستن حقیقت ندارند.واضح است؟ اکثر زنها در این مـورد مقصرند، امـا اشـتیاق بـرای گوش دادن به آنچه که او مجبور است بگویید سرآغاز یک رابطه کامل حقیقی محسوب میگردد. این باعث می شود تا یک مرد احـساس کند شریکی ثابت قدم دارد که در پستی بلندی های زندگی همراه او خـواهـد بود.
چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۷   ۱۸ : ۰۴ : ۰۹ بحث و گفتگوهای دیگر  ارسال پیغام به 
۱۶۲۰۷  ◊
اگر برای خروج از ایـن تصورات غیر واقعی آمادگی دارید، زمان آن رسیده که سه چیز را از خـود سـؤال کنـید. چه میزان از حقیقت را میتوانید تحمل کنید؟چقدر واقعا نیاز داریـد؟ آیا از شوهر خود می خواهـیـد کـه تـصـویری خیالی بـرای شما باشید، و آیـا مشتاقید به او اجـازه دهیـد حقیقی گردد؟ اینها سؤالاتی بزرگ هستند. شاید نتوانید همین حالا تمام واقعیت را به یک باره دریابید، اما قطـعـا مـی توانید عـضلات بردباری خود را پرورش داده و در مسیری مستقیم حرکت نمایید.

به طرز عجیبی، همه تصور می کنیم که تخـیـلات بـاعـث ایـجاد احساسی شگرف در ما میگـردد، اما در واقع، هر قدر بتوانیم حقایق بیشتری را دریابیم، نیرومندتر رشد خواهیم کـرد. تـوانـایی پـذیرش حقیقت از دیگران همچنان که متوجه می شویم امنیت واقعی نه از تصدیق دیگران بلکه از صادق بودن با خود نشات میگیرید، افزایش می یابد.
چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۷   ۳۵ : ۰۴ : ۰۹ بحث و گفتگوهای دیگر  ارسال پیغام به 
۱۶۲۰۸  ◊
راز شماره 5

با خودتان صادق باشید -- آگاه باشید

این پرسشی قدیمی ولی خـوب است: اگر با خودمان صادق نباشیم چگونه میتوانیم با دیگران صداقت داشته باشیم؟بهترین روش کمک بـهر مـرد برای بیان راحت احساساتش این است که ابتدا خود شما راحـت بـوده، طبـیعی رفـتـار نـمـوده صادق بوده و جو گرم و قابل پذیرشی ایجاد کنید. کسانی کـه در زنـدگـی بـا آنـهـا مـواجـه مـی شویم انـعــکاس بـخشهای مختلف خودمان هستند و ما افرادی را جذب می کنیم که هرکدام بنـحوی ما را در عشق ورزیدن به بخش دیگری از خودمان یاری می کنند.
چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۷   ۵۳ : ۰۴ : ۰۹ بحث و گفتگوهای دیگر  ارسال پیغام به 
۱۶۲۰۹  ◊
به همین دلیل است که عناوین مطرح شده در این مقاله را نه تنها در مورد مردان، بلکه باید در رابطه با خـودمـان هـم بکـار بـبـندیم. بــرای مثال آیا شما قادرید از قضاوت درمورد خودتان بگذرید؟ آیـا نارضـایـتی حـاصـل از اشتـبـاهاتی کـه در گذشته مرتکب شده اید را پایان میدهید؟ و آیا همیشه در انجام اشتباهاتی که مرتکب شده اید پافشاری میکنید؟ وقتی با خود به این طریق رفتار می نـمایـیـد، طبـعـتا با شریک زندگی خود نیز به همین مـنوال رفــتار خواهید کرد. اگر شما در جوانی همیشه مورد بد رفتاری قرار گرفته و یـا در برخی از مسائل احساس کمـبود نـمـوده بـاشید، احـتمـال دارد همیـن رویـه را در مــورد شوهرتان در پیش بگیرید.

آگاهی در اینجا نقش تعیین کننده ای دارد. اگر می خواهید فضای پویاتر و باز تری را بین خود و شوهرتان ایجاد کنید، فهرست دقیقی از نـحوه رفـتار و مراعات خود با خود و نحوه برخورد نـزدیکانتان در گذشته با خود را تهیـه کنـید. اگر صدمه دیده اید، این فرصتی برای شما خواهد بود که تصمیم بگیرید دیگر زندگی خود را بر اسـاس معـیـارهـای گذشته بنا نکنید. آنرا تغییر دهید. تصمیم بگیرید در بـرابـر خـود و کـسی کـه با او هستید، مهربان و پذیرا باشید.
چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۷   ۰۸ : ۰۵ : ۰۹ بحث و گفتگوهای دیگر  ارسال پیغام به 
۱۶۲۱۰  ◊
گاهی اوقات ما در برابر فرد دیگری تسلیم میشویم به این انتظار کـه او نـیـز همین کار را انجام دهد. وقتی آن محقق نمیشود، خشمی پنهانی شروع به پیدایش میکند. چنـیـن حالتی باعث بروز رفتارهای متـنـاقـص و عـدم صـداقـت با خود و دیگران خواهد شد. برای رسیـدن بـه عدالت واقعی باید بدانید که به همان اندازه ای که می بـخشید، بـه هـمـان انـدازه هم بدست می آورید. وقتی به فردی احترام و توجهی مطلق را روا می داریـد، آن احترام و توجه را به خود نیز مبذول می نمایید. شما بهترین روش را در پیش گرفته اید و اثرات و نتایج سودمنـد آن دیـر یـا زود نـمایـان خواهند شد. زمانیکه با دیگران طوری رفتار میکنید کـه مـورد احـترامتان است، درحقیقت حسی از ارزش و اعتبار را ایجاد مینمایید.
چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۷   ۳۱ : ۰۵ : ۰۹ بحث و گفتگوهای دیگر  ارسال پیغام به 
۱۶۲۱۱  ◊
با خودتان صادق باشید و متوجه خواهید شد که این عمل مسری است. شریک زندگـی شما به همین منوال رفتارش را پیش خواهد گرفت. او بصورتی راحت و طبیعی صحبــت کرده و احساست واقعیش را ابراز خواهد نمود.
چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۸۷   ۳۲ : ۰۶ : ۰۹ بحث و گفتگوهای دیگر  ارسال پیغام به 
چاپ  |  بازگشت
نظرات همه کاربران درباره این موضوع
صفحه آخر بعدى ۲۱
 ◊ myaftabuser
۱۶۰۷۳  ◊
حرفای سحر رو کاملا تایید می کنم به نوبه خودم همچین زندگی هایی دیدم!
دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۸۷   ۵۶ : ۳۳ : ۱۷ بحث و گفتگوهای دیگر myaftabuser ارسال پیغام به myaftabuser
 ◊ arwen
۱۲۳۶۵  ◊
شما همراه زاده شدید و تا ابد همراه خواهید بود.
هنگامی که بال های سپید مرگ روزهاتان را پریشان می کند همراه خواهید بود.
آری،شما در خاطر خاموش خداوند نیز همراه خواهید بود.
اما در همراهی خود حد فاصل را نگاه دارید،و بگذارید بادهای آسمان در میان شما به رقص درآیند.
به یکدیگر مهر بورزید،اما از مهر بند مسازید:
بگذارید مهر دریای مواجی باشد در میان دو ساحل روح های شما.
جام یکدیگر را پر کنید،اما از یک جام منوشید.
از نان خود به یکدیگر بدهید،اما از یک گرده ی نان مخورید.
با هم بخوانید و برقصید و شادی کنید،ولی یکدیگر را تنها بگذارید،همان گونه که تارهای ساز تنها هستند،
با آن که از یک نغمه به ارتعاش درمی آیند.
دل خود را به یکدیگر بدهید،اما نه برای نگه داری.
زیرا که تنها دست زندگی(خداوند) می تواند دل هاتان را نگه دارد.
در کنار یکدیگر بایستید،اما نه تنگاتنگ:
زیرا که ستون های معبد دور از هم ایستاده اند،و درخت بلوط و درخت سرو در سایه ی یکدیگر نمی بالند.


جبران خلیل جبران
سه شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۸۷   ۲۸ : ۵۰ : ۱۵ بحث و گفتگوهای دیگر arwen ارسال پیغام به arwen
 ◊ alirezapeiman
۱۱۴۰۰  ◊
زندگی عاشقانه با همسر وحتی عاقلانه کمی مهارت وآموزش نیازدارد. اصولا" وقتی کسی ازدواج میکند معنی اش اینست که شرایط پذیرش مسئولیت رادارد وباید تعهد عملی برای خوشبخت کردن همسرش راداشته باشد.ولی متاسفانه به مساله ازدواج وزناشوئی واقع بینانه نگریسته نمیشود واین بعد ها مشکلاتی رابرای طرفین بوجود میاورد.
یک چیزرامیخواهم بگویم که میدانم خیلی ها موافق خواهند بود وآنهم اینست که برای موفق شدن درهرچیزی آموزش ومهارت لازم است فرقی نمیکند دوچرخه سواری باشد یا ازدواج کردن . متاسفانه ایرانیان ازهیچ نظر آموزش منطقی نمیبینند . درمدارس ودانشگاه ها چیزهائی رایاد میدهند که درجامعه ما نمیتواند کاربردی شود واین ضرر های زیادی را یه اقشار مختلف وارد میکند که جای بحث آنها دراینجا نیست . ما مردم چه زن چه مرد چه خوب چه بد چه کارمند چه بیکار خلاصه همه توسط جامعه واقعی آموزش میبینیم .
جامعه ای که درآن زندگی میکنیم وخودمان نیز عضوی ازاعضای آن هستیم. چه کسی واقعا" امور جنسی رامنطقی وعلمی آموزش دیده است ؟ چه کسی برای پذیرش مسئولیت زناشوئی آموزش دیده است ؟ بگوئید . چه کسی قبل ازازدواج مدتی رادرجائی کلاسی موسسه ای آموزش دیده است که چگونه باهمسرش رفتار کند؟ همسر راچگونه میتوان درک کرد ؟ چگونه میتوان کانون زناشوئی راگرم نگاه داشت . اصلا" چراباید ازدواج کرد. تمام مواردی راکه گفتم ازاینجا ازآنجا ازفیلم ها یا بحث های گاهگاهی که درخانواده ها ویا رسانه ها برگزار میشود میشنویم ومیبینیم وچون علمی ومنسجم مطرح نشده است باافکارخوب وبد مان نیز قاطی ( مخلوط ) میکنیم وچیزی درمیاید که آنرا درزندگی خود بکارمیبریم .
ولی یک چیز را هم اضافه کنم که چون باکس دیگری پیوند زناشوئی میبندیم باید قبول کنیم که اوکسی دیگریست تفکر متفاوتی باتفکر مادارد واحساسات دیگری دارد. یعنی متفاوت بودنش راباید بپذیریم چون خودماهم با طرف مقابلمان متفاوت هستیم .بازهم آموزش منطقی/ بازهم آموزش لازم است تا آینده ای زیبا با همسرمان داشته باشیم . برای همه آرزوی موفقیت دارم .
دوشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۸۷   ۵۳ : ۰۸ : ۰۰ بحث و گفتگوهای دیگر alirezapeiman ارسال پیغام به alirezapeiman
 ◊ t710pu
۱۰۵۶۵  ◊
ما باید در روابط زناشویی یاد بگیریم شخصی که در کنار ماست با ما متفاوت است باید سعی کنیم که از این تفاوت به جای دعوا و بچه بازی سبب رشد همدیگر به سوی کمال شخص مقابل شویم حتی اگر سخت باشد.
من خودم این ره تاریک به مژگان رفتم/عاقبت جز خس وخاری به مصر هیچ نبود
دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۷   ۵۱ : ۴۳ : ۰۰ بحث و گفتگوهای دیگر t710pu ارسال پیغام به t710pu
 ◊ masi_z
۹۵۵۵  ◊
سلام دوست آفتابی
من در مورد این موضوع اطلاعاتی نداشتم که بنویسم ولی وقتی این صفحه رو دیدم
پاسخ های ظریفی را مطالعه کرذم که قبلا بهشون توجه نمیکردم و ازشون بی اطلاع بودم.
ممنونم از شما و از کسانیکه خواهان خوشبختی دیگران هستند.
امیدوارم که همتون خوشبخت و سلامت باشین.
جمعه ۲۸ تیر ۱۳۸۷   ۴۴ : ۳۳ : ۲۱ بحث و گفتگوهای دیگر masi_z ارسال پیغام به masi_z
 ◊ kouroshjahed
۷۸۸۸  ◊
اما در مورد این جمله که گفتی و کسایی تو سر خودشون میکوبن و از (به اصطلاح)حقوق خانمها حرف میزنن که باید فلان بشه و اینها همونهایی هستن که بیشترین تعرض رو به حقوق خانمها میکنن !! ..

اگر چه در نگاه اول این حرف شما خیلی جالب و عوام پسندانه به نظر می رسه اما فقط یک اظهار نظر و برون افکنی شخصی تلقی میشه چون متاسفانه هیچ منطق و دلیل و شواهدی برای اثبات این اتهامی که زدید ذکر نکردید بلکه به یکباره و با گفتن یک جمله از روی بی مسئولیتی همه طرفداران حقوق زنان ( اگر درست نگاه کنیم حقوق همه انسان ها ) را مورد اتهام قرار دادید ! ...

اما به نظر من کسانی که بطور آشکارا با تعصبات شخصی و گروهی خودشان حقوق اولیه انسان ها که حقوق زن ها هم شامل میشه را انکار می کنند و ایجاد محدودیت ها و غل و زنجیر های بیشتر را راهی برای حل شدن مشکلات اخلاقی توصیه می کنند بیش از هر چیز به شعور و احساسات و قوه تشخیص انسان ها بی احترامی می کنن و این حقایق را نادیده می گیرند ...

شاید با من موافق باشید که تجربه عینی و عملی جوامع باید تا به حال ثابت کرده باشه که ایجاد محدودیت های غیر اصولی بیشتر متاسفانه هیچ مشکلی را حل نکرده است ...
سه شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۸۷   ۲۶ : ۴۵ : ۱۳ بحث و گفتگوهای دیگر kouroshjahed ارسال پیغام به kouroshjahed
 ◊ hamidehdaisy
۷۸۸۴  ◊
منم فکر می کنم در جامعه ما روابط زناشویی کمرنگ شده
اینهم دلیلش خیلی واضح هست چرا که در کشور ما آموزش جنسی صورت نمی گیره واین باعث میشه گاها زن و شوهر به هم به چشم خواهر برادر نگاه کنن ولی به این موضوع یعنی آموزش جنسی پایه اش در دوران کودکی ریخته شود که باز متاسفانه در کشور ما اصلا به این گونه موار درسیدگی نمی شود
سه شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۸۷   ۲۷ : ۴۳ : ۱۳ بحث و گفتگوهای دیگر hamidehdaisy ارسال پیغام به hamidehdaisy
 ◊ damankeshan
۷۸۸۰  ◊
در ازدواج
عاقلانه انتخاب کنید, عاشقانه زندگی کنید


فکر میکنم زندگی هایی که با شکست مواجه میشند همشون برعکس این جمله عمل میکند. در انتخاب طرف مقابل یا هیچ اطلاعی ندارند و یا عشق باعث شده خیلی چیزها رو در باره شخص مقابلشون نبیند.

اینجوری یک مدت کوتاهی زندگی با عشق میگذره اما بعد آروم آروم مسائلی که قبلا خودشون رو پشت پرده عشق قایم کرده بودند ظاهر میشند و خوب تا آخر عمر باید ...

اما اگه عاقلانه طرفی رو که می خوانیم رو بسنجیم و بعد انتخاب کنیم می تونیم تا آخر عمر عاشقانه زندگی کنیم
سه شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۸۷   ۳۵ : ۴۱ : ۱۳ بحث و گفتگوهای دیگر damankeshan ارسال پیغام به damankeshan
 ◊ kouroshjahed
۷۸۷۷  ◊
خانم یا آقای maysamnasiri

حرف ها و توضیحات شما درباره مسایل انسانی و ارتباط انسان ها در اجتماع غیر علمی و از روی برداشت های شخصی و احساسات خودتان است.

اول اینکه شما بدون هیچ مقدمه و دلیلی فرض را براین گرفته اید که روابط زناشویی سرد شده است !!! معلوم نیست از روی کدام آمار و مشاهدات این فرض را مطرح می کنید !!
در ثانی اینکه روابط زناشویی به نظر شما سرد شده ( !! ) نسبت به چه زمان و چه مکانی این حرف را می زنید ؟ اگر نسبت به رابطه پدربزرگ و مادربزرگ های ما می گویید که باید بگم اصلا تمامی مناسبات و روابط انسانی و اجتماعی و شغلی از آن دوران تا به حال دچار تغییرات اساسی شده و دلیلی ندارد چون اجداد ما یک عمر با هم و در کنار هم زندگی می کردند پس ارتباط خوب و ایده آلی داشتند ... بلکه فقط از ترس آبرو و احترام به عرف اجتماعی و مسایل دیگر همدیگر را تحمل می کردند ...

اما اگر بنا بر تحقیقات و نظر شما حضور خانم ها در اجتماع و مراوده آن ها با مردها باعث سستی و سردی روابط زناشویی آن ها می گردد ( !!! ) پس چطور است پیشنهاد کنید از این به بعد همه خانم ها در خانه بنشینند و بیرون نیایند تا روابط زناشویی شان گرمتر شود !!!!... اما در عوض آقایون در اجتماع تلافی خانه نشینی خانم ها را در بیاورند و تا می توانند روابط اجتماعی متنوع برقرار کنند !!!!!! ....

من نمی دانم شما از کدام طبقه و قشر اجتماعی هستید که شعور و احساسات آدم ها را اینقدر دست کم می گیرید اما اگر روابط زناشویی افرادی آنقدر سست و بی پایه و متزلزل است که بنا به گفته شما بر اثر مراوده با سایر افراد اجتماع آسیب می بیند و از بین می رود همان بهتر که از بین برود ...

اما اگر از این اضهار نظرات علمی و دقیق شما که بگذریم به نظر من محدودیت های بی دلیل از دوران نوجوانی و نداشتن حق انتخاب و فقدان مراودات اجتماعی و انسانی درست با جنس مقابل از دوران کودکی و همینطور فقدان آموزش های درست در زمینه روابط انسانی و همینطور نداشتن الگو های خانوادگی درست و سالم از جمله مهمترین عوامل در تزلزل روابط زناشویی است.
سه شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۸۷   ۴۳ : ۱۵ : ۱۱ بحث و گفتگوهای دیگر kouroshjahed ارسال پیغام به kouroshjahed
 ◊ kouroshjahed
۷۸۷۴  ◊
خانم یا آقای maysamnasiri

حرف ها و توضیحات شما درباره مسایل انسانی و ارتباط انسان ها در اجتماع غیر علمی و از روی برداشت های شخصی و احساسات خودتان است.

اول اینکه شما بدون هیچ مقدمه و دلیلی فرض را براین گرفته اید که روابط زناشویی سرد شده است !!! معلوم نیست از روی کدام آمار و مشاهدات این فرض را مطرح می کنید !!
در ثانی اینکه روابط زناشویی به نظر شما سرد شده ( !! ) نسبت به چه زمان و چه مکانی این حرف را می زنید ؟ اگر نسبت به رابطه پدربزرگ و مادربزرگ های ما می گویید که باید بگم اصلا تمامی مناسبات و روابط انسانی و اجتماعی و شغلی از آن دوران تا به حال دچار تغییرات اساسی شده و دلیلی ندارد چون اجداد ما یک عمر با هم و در کنار هم زندگی می کردند پس ارتباط خوب و ایده آلی داشتند ... بلکه فقط از ترس آبرو و احترام به عرف اجتماعی و مسایل دیگر همدیگر را تحمل می کردند ...

اما اگر بنا بر تحقیقات و نظر شما حضور خانم ها در اجتماع و مراوده آن ها با مردها باعث سستی و سردی روابط زناشویی آن ها می گردد ( !!! ) پس چطور است پیشنهاد کنید از این به بعد همه خانم ها در خانه بنشینند و بیرون نیایند تا روابط زناشویی شان گرمتر شود !!!!... اما در عوض آقایون در اجتماع تلافی خانه نشینی خانم ها را در بیاورند و تا می توانند روابط اجتماعی متنوع برقرار کنند !!!!!! ....

من نمی دانم شما از کدام طبقه و قشر اجتماعی هستید که شعور و احساسات آدم ها را اینقدر دست کم می گیرید اما اگر روابط زناشویی افرادی آنقدر سست و بی پایه و متزلزل است که بنا به گفته شما بر اثر مراوده با سایر افراد اجتماع آسیب می بیند و از بین می رود همان بهتر که از بین برود ...

اما اگر از این اضهار نظرات علمی و دقیق شما که بگذریم به نظر من محدودیت های بی دلیل از دوران نوجوانی و نداشتن حق انتخاب و فقدان مراودات اجتماعی و انسانی درست با جنس مقابل از دوران کودکی و همینطور فقدان آموزش های درست در زمینه روابط انسانی و همینطور نداشتن الگو های خانوادگی درست و سالم از جمله مهمترین عوامل در تزلزل روابط زناشویی است.
سه شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۸۷   ۳۲ : ۰۹ : ۱۱ بحث و گفتگوهای دیگر kouroshjahed ارسال پیغام به kouroshjahed
 ◊ maysamnasiri
۷۸۴۴  ◊
می دونین واسه چی روابط زناشویی سرد شده؟
واسه اینه که چه خانمها و چه اقایون تو جامعه ما به خودشون این اجازه رو میدن که با همکار یا... از جنس مخالف شروع به صحبت کردن و گپ زدن و اینجور کارا و این در حالیه که نا خواسته دارن از اون شور و حالی که باید ببین همسر اونها و خودشون برقرار بشه با کسی دیگه اون رو بر قرار می کنن و اون نیاز عاطفی رو با اون ارضا میکنن
خیلی ها این حرف رو قبول ندارن
اما این یه واقعیته
بقول یه بنده خدا یک مهماندار وقتی تمام طول روز لبخند های خود را صرف این و اون میکنه
دیگه در پایان روز حالی واسه لبخند زدن به شوهر و بچه هاش نمی مونه واسش
این نظر من نیست نظر روانشناسهایی هست که تو این زمینه کار کردند
و کسایی تو سر خودشون میکوبن و از (به اصطلاح)حقوق خانمها حرف میزنن که باید فلان بشه و اینها همونهایی هستن که بیشترین تعرض رو به حقوق خانمها میکنن
به هر حال من به شخصه ترجیح میدم خانمم محیط کاریش جوری باشه که کمتر با آقایون( یا کلا با افراد اجتماع) سر و کله بزنه چون روحیه خانمها خیلی ظریف و حساسه طوری که زود اسیب می بینن
و
سه شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۸۷   ۴۷ : ۲۴ : ۰۰ بحث و گفتگوهای دیگر maysamnasiri ارسال پیغام به maysamnasiri
 ◊ kouroshjahed
۷۵۳۵  ◊
اگر منظورتان از روابط زناشویی همان روابط جنسی میان زن و شوهر است باید بگویم که به نظر من روابط میان زن و مرد از جمله روابط جنسی میان زن و شوهر و همینطور روابط انسانی و عاطفی باید از دوران نوجوانی در مدارس و مراکز مختلف به صورت علمی و انسانی به افراد آموخته شود تا انسان ها بتوانند با چشم باز و دانش کافی در باره مسایل مربوط به ارتباط با جنس مقابل در همه زمینه ها تصمیم گیری و رفتار کنند. آموزش صحیح از دوران نوجوانی و فرهنگ سازی انسانی و درست مهمترین نقش را دارند...
یکشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۷   ۵۵ : ۵۲ : ۱۴ بحث و گفتگوهای دیگر kouroshjahed ارسال پیغام به kouroshjahed
 ◊ smh798
۶۷۹۲  ◊
سلام خدمت همه ی دوستان.
اون اقایون و خانومایی که خوشبخت شدن و خواهند بود،راز موفقیتشون را بیان کرند.اما نمی دونم چرا هیشکی از بدبختیاش نمی گه تا دل ما هم خوش باشه.
اما اون اقایون و خانومایی که ازدواج نکردند، من از شما عاجزانه درخواست می کنم که الکی نظرای بیخود ندین.تا وارد گود نشی نمیتونی بگی لنگش کن.
جمعه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۷   ۲۹ : ۵۳ : ۱۶ بحث و گفتگوهای دیگر smh798 ارسال پیغام به smh798
 ◊ kouroshjahed
۶۲۰۱  ◊
دوستانی که از دنیای غرب و روابط انسان ها در مغرب زمین با عناوینی مثل بی بندو بار و افسار گسیخته یاد می کنند شاید نمی دانند که روابط زناشویی در کشورهای غربی به مراتب تعهد آور تر و مستحکم تر از کشور خودمان است !! شاید قبول این مساله برای شما سخت باشد اما واقعیت اینست که روابط دوستانه و عاشقانه میان مرد و زن در بسیاری از کشورهای غربی به مراتب وفادارانه تر و انسانی تر از پیوند ازدواج در بسیاری از کشورهای دیگر است... متاسفانه قضاوت و دیدگاه ما نسبت به مسایل انسانی و پیوند های عاطفی در کشورهای غربی بسیار محدود و از حد مشاهده برخی فیلم ها (...) و دیدن نمایش های سرگرم کننده تلوزیونی غربی فراتر نمی رود !! و از این رو فکر می کنیم تمام روابط انسانی و پیوند های عاطفی در کشورهای غربی از هم پاشیده و فاسد است !!! ... در حالیکه گذشته از تفاوت های فرهنگی میان کشورهای مشرق زمین با غرب روابط عاطفی و انسانی در آن کشورها به نظر من بسیار انسانی تر و منطقی تر تعریف می شود. هرچند خالی از مشکل هم نیستند... اما روابط عاطفی در کشور ما از جمله رابطه زناشویی عمدتا با مسایل پیچیده طبقاتی و آموزه های مبهم سنتی و اخلاقی در هم آمیخته که هنوز تعریف درستی ندارند ...
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷   ۰۱ : ۲۶ : ۱۷ بحث و گفتگوهای دیگر kouroshjahed ارسال پیغام به kouroshjahed
 ◊ kouroshjahed
۶۲۰۰  ◊
در کشور ما آموزش های لازم در زمینه نوع ارتباط انسانی بین زن و مرد داده نمیشه... زن و مرد در ایران از کودکی با هم بیگانه بار می آیند و تازه بعد از اینکه به عنوان زن و شوهر زیر یک سقف رفتند می خواهند نسبت به هم شناخت کافی و لازم پیدا کنند!!... البته در سال های اخیر خوشبختانه به دلیل ارتباطات گسترده تر پسران و دختران در اجتماع این فاصله نسبت به سال های قبل به مراتب کمتر و منطقی تر شده اما باز هم کافی نیست و آموزش ارتباط انسانی میان مرد و زن در تمام زمینه ها از خانواده گرفته تا آموزش و پرورش و دانشگاه ها باید نهادینه بشه تا زنان و مردان اجتماع شناخت و تعامل کافی نسبت به هم داشته باشند و رابطه آن ها به شکل امروزی تا این اندازه خصمانه و بیگانه از هم نباشه ... من که در اجتماع هستم می بینم متاسفانه زنان و مردان جوان از کمترین شناخت نسبت به جنس مقابل برخوردارند و بیشتر شناخت آن ها درباره جنس مقابل محدود به منافع شخصی و تعصبات پوسیده و بسیار خودخواهانه است ...
چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷   ۳۱ : ۱۴ : ۱۷ بحث و گفتگوهای دیگر kouroshjahed ارسال پیغام به kouroshjahed
 ◊ moshawer
۵۵۰۷  ◊
اول لعنت خدا به اون که هر چی میگیم میگه فرهنگ غرب
آخه طوطی جون چند سال غرب بودی ؟
حداقل بگو فرهنگ صنعتی
من خودم توی یک کشور لایییک بودم فکر کردم عشق و عاشی اونجا مثل تهرون خودمون پیچون پیچونه.....ولی وای که چند سال بعد از اون پیچش عظیم!!! متوجه شدم که خیلی بی شعوریم
شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷   ۲۷ : ۳۸ : ۲۲ بحث و گفتگوهای دیگر moshawer ارسال پیغام به moshawer
 ◊ E_lina_1
۵۴۹۹  ◊
با سلام خدمت دوستان
اقایnazokkhial
در نوشتشون به مسائل مهمی در ارتباط با روابط زناشویی اشاره کردن
من به شخصه از ایشان سپاسگذارم که تجربیات چندین ساله شان را در اختیار ما گذاشتند و این مسائل کمک زیادی به اطلاع و بهبود روابط زنا شویی در جمع دوستان خواهد کرد.
تبریک میگم که سعی کردین زندگی موفقی داشته باشین امیدوارم دوستان افتابی نیز همچون شما باشن
شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷   ۳۸ : ۴۴ : ۱۴ بحث و گفتگوهای دیگر E_lina_1 ارسال پیغام به E_lina_1
 ◊ amigolim
۵۲۴۱  ◊
خوب است.به به.ازدواج کنید ولی با علاقه نه با جبر یا از روی غرور.نه با لجاجت و کاهلی.۵ ساله روزی بیش از ۱۰ بار به همسرم از روی علاقه میگم دوستت دارم.در عوض اونم زندگیمون رو سروسامون داده .دست خدا درد نکنه که تو دنیا یه زن خوب بهم داده.منم همیشه براش یه شوهر خوب میمونم.ما یک سال با هزار زجر و مخالفت زحمت کشیدیم تا به هم رسیدیم.
در ازدواج
۱ـ انتخاب عاقلانه و عاشقانه
۲ـ توکل بر خدا
۳ـ همت کردن برای زندگی
۴ـ عدم اجازه دخالت دیگران در زندگی حتی.....
۵ـ برنامه ریزی زندگی
۶ـ ابراز همیشگی دوست داشتن همونجور که روزی ۳ بار غذا میخوریم (دوست داریم بخوریم) بگیم دوستت دارم چیزی ازمون کم نمیشه
۷ـ گذشت ۸۵ درصد محکمی ژایه های زندگییه
۸ـ زیبایی مهمه ولی ۱۰ درصد دلیل با هم بودن
۹ـ ۵ در صد.......شما بگید
۱۰ـ باید پول برای زندگی حداقل رو داشته باشید یا بتونید تامین کنید
۱۱ـ بچه هم خوبه
۱۲ـاحترام متقابل به والدین و صله رحم
۱۳ـ صداقت به همراه کمی سیاست
۱۴ـ خدا دستش از همه دستا بلندتره هر چی ازش بخوای بخیل نیست.بدش نمیاد خیلی همه خوشش میاد

؟؟؟اگه دو طرف خدا رو قبول داشته باشن و ایمانشون کامل باشه هیچوقت نه دروغ میگن نه عصبانی میشن نه دعوا میکنن نه بیکار میشینن نه بی پول میشن نه غیبت میکنن .تزشم همدیگه رو که بی انتها. دیگران رو هم دست دارن؟؟؟



بدون حقوق.دانشجوی سال ۳.سه تا داداش ازخودم بزرگتر و مجرد.۲۵۰ کیلومتر تفاوت مسافت با محل زندگی همسرم داشتم.اونم دانشجو بود.دست خالی با بابای پیرم با خدای خوبم رفتیم خواستگای تا بله رو از اون غزیبه ها نگرفتم دست بر نداشتم.حالا هم خدا همه چیز رسونده بدهکاریهامو دادم دستم تو جیبمه خانومم هم استخدام شده مثل خودم دوستشم دارم الحمدالله
همتون رو دوست دارم.
شیرازیم.
دوشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۸۷   ۲۶ : ۴۰ : ۱۸ بحث و گفتگوهای دیگر amigolim ارسال پیغام به amigolim
 ◊ ghosi54
۴۱۷۱  ◊
من حدود هشت سال هست که ازدواج کردم چندنکته برای گفتن دارم
۱ـحرف بین زن وشوهرنبایدازخانه بیرون رود چون باهر کس که درمیان بگذاری دلیلی برای دخالتهای بعدی میشود
۲ـبه زنت اعتمادکن واعتمادنکن یعنی به اندازه کافی نه زیاده ازحدکنترلش کن
۳ـروابطجنسی تاحدارضا یعنی اگرطرفین زیاد دوست داشتن زیاداین کار راانجام بدهند اگرکم دوست دارندکم این کار رابکننددرحداینکه دوطرف ارضا شوند
۴ـجملات عاشقانه معجزه می کند


به امیدانکه همه زوجهاخوشبخت شوند
شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۶   ۲۰ : ۱۷ : ۱۴ بحث و گفتگوهای دیگر ghosi54 ارسال پیغام به ghosi54
 ◊ ghadiri_s
۳۸۷۶  ◊
یک جایی خوندم که نوشته بود :

در ازدواج
عاقلانه انتخاب کنید, عاشقانه زندگی کنید


فکر میکنم زندگی هایی که با شکست مواجه میشند همشون برعکس این جمله عمل میکند. در انتخاب طرف مقابل یا هیچ اطلاعی ندارند و یا عشق باعث شده خیلی چیزها رو در باره شخص مقابلشون نبیند.

اینجوری یک مدت کوتاهی زندگی با عشق میگذره اما بعد آروم آروم مسائلی که قبلا خودشون رو پشت پرده عشق قایم کرده بودند ظاهر میشند و خوب تا آخر عمر باید ...

اما اگه عاقلانه طرفی رو که می خوانیم رو بسنجیم و بعد انتخاب کنیم می تونیم تا آخر عمر عاشقانه زندگی کنیم
جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶   ۱۷ : ۱۳ : ۲۱ بحث و گفتگوهای دیگر ghadiri_s ارسال پیغام به ghadiri_s
 ◊ ajibe
۳۸۷۳  ◊
من ۱۹ سالمه فقط میدونم روابط زناشویی خیلی سختر از اینه که فکرشو میکنید پس ازدواج نکنید که خیلی بده
جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶   ۵۹ : ۲۵ : ۱۷ بحث و گفتگوهای دیگر ajibe ارسال پیغام به ajibe
 ◊ naftpetrol
۳۵۸۲  ◊
ازدئاج مودت ورحمت در خانواده و ارتباطات کلامی و رفتاری همسران وتربیت وازدواج فرزندان است.
روابط زناشویی باید در چارچوبی قرار گیرد که موجب رشد و تعالی روحی و جسمی دو طرف باشد و تکامل خانوادگی را نیز در بر داشته باشد مثلا گفتن مرد به زن که دوستت دارم این سخن هیچگاه از قلب او خارج نمی شود.روابط زناشویی........
۱ـضرورت اظهار علاقه به همسر
۲ـارتباط کلامی و رفتاری
۳ـانتخاب شیوه ی مناسب برخورد با کلمات رکیک
۴ـروشی در ابراز دوستیو انتقاد های سازنده
۵ـمودت و رحمت در خانواده
.
.
.
.
چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۸۶   ۵۴ : ۵۳ : ۱۱ بحث و گفتگوهای دیگر naftpetrol ارسال پیغام به naftpetrol
 ◊ ash1349
۳۵۷۴  ◊
با سلام متاسفانه ما در کشورمان از آن سوی پشت بام افتاده ایم .نه به بی بند و باری غرب و نه به خاموشی ما. هردو اشتباه است .به نظر من شاید با روشن شدن چگونه داشتن روابط زناشویی برای جوانان مجرد و متاهل کمی از پرونده های متارکه دادگاه خانواده را سبک تر کردوبه استحکام نهاد مقدس خانواده کمک نمود.البته این کار یک کار زیربنایی و کارشناسی است .امیدوارم با داشتن تهور و انجام رسالت مقدس مطبوعاتی روزنامه وزین و مردمی آفتاب بتواند رسالت خود را به نحو احسن ایفا نماد. موفق باشید.
چهارشنبه ۱ اسفند ۱۳۸۶   ۲۲ : ۰۴ : ۱۱ بحث و گفتگوهای دیگر ash1349 ارسال پیغام به ash1349
 ◊ fozak
۳۱۳۱  ◊
من ازداج نکردم و با آقای نازک خیال موافقم از ایشون به خاطر در اختیار گذاشتن تجربیاتشون تشکر می کنم . منم معتقدم بین زن شوهر نباید هرگز و هیچ وقت پرده ها با فحش دادن کتک زدن بستر خود رو جدا کردن نقطه ضعف یا اشتباه طرفو (مخصوصا اگه جسمی باشه) به رخش کشیدن و یه سری پرده های خصوصی دیگه ... گسسته بشه .یابه طعنه صحبت کردن .ما همه مون می تونیم با بهترین لغات بهترین کنایه رو به طرف مقابلمون بزنیم(قابلیت زبان فارسی) یه روایت از حضرت علی هست که میگه عادت کنید همیشه به نرمی سخن بگید .و به نظر من حتی تو دعوا و جر بحث.اگه آدم از سن جوونی خودشو عادت بده به همیشه درست حرف زدن تو شرایط بحرانی کاری نمیکنه که پشیمون بشه و دیگه هیچ وقت نشه درست کرد. لقمان به فرزندش سفارش می کنه که موقع صحبت کردن زانو به زانو طرف مقابل بشین.یعنی چهره به چهره و تمام توجه به طرف مقابل معطوف کردن و تماما شنیدن یعنی خوب شنیدن ببخشید پرحرفی کردم!
پنج شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۶   ۳۴ : ۰۰ : ۰۰ بحث و گفتگوهای دیگر fozak ارسال پیغام به fozak
 ◊ hsooli
۲۶۹۹  ◊
آقای nazokkhial خیلی مطالب خوبی رو ذکر کردند. من این نکته رو هم اضافه کنم که یزدی ها یه ضرب المثل خوب برای ازدواج دارند و اون اینه
قبل از ازدواج چشمان خود را خوب باز کنید و بعد از ازدواج کمی آن را روی هم بگذارید.
سه شنبه ۲ بهمن ۱۳۸۶   ۳۵ : ۲۵ : ۱۳ بحث و گفتگوهای دیگر hsooli ارسال پیغام به hsooli
 ◊ kosariaftab
۲۳۲۷  ◊
روابط زناشویی از نظر من .
۱ـ در کنار هم با اعتماد و اطمینان دادن به هم برای داشتن مقصد و هدف فردی و گروهی .
۲ـ مکانی (مامنی ) به عنوان آرامشبخش و استراحتدهنده و تقویت قوا و تجدید اعتماد به نفس و تخلیه فشارهای روزانه و روزگار .
۳ـ خود را شناختن و از خود چیزی یا عقیده ای یا نسلی را به یادگار گذاشتن .
البته قبل از همه اینها ̎ هم عقیده ه ای را پیدا کردن و یا هم عقیده شدن ̎.
همواره همدلی از همزبانی بهتر است .
چهارشنبه ۱۹ دی ۱۳۸۶   ۳۲ : ۴۸ : ۱۶ بحث و گفتگوهای دیگر kosariaftab ارسال پیغام به kosariaftab
 ◊ merhr_2
۲۰۷۷  ◊
با سلام و خسته نباشید
من با یه مردی نامزدی کردم که قبلا ازدواج کرده و یه بچه هم داره. به من گفت که با خانومم کاملا قطع رابطه کردم ولی متاسفانه ...
چهارشنبه ۱۲ دی ۱۳۸۶   ۴۳ : ۱۲ : ۱۲ بحث و گفتگوهای دیگر merhr_2 ارسال پیغام به merhr_2
 ◊ soheila26513
۱۴۹۷  ◊
سلام به همه دوستان گرامی

حوب ببینید هدف از ازدواج به تکامل رسیدن هست چون با طرف مقابل بتونی به ارامش برسی و بتونی مشکلاتتو با کمک همسر خود حل کنی و معایب خودمونو از این طریق از بین ببریم.
مثاسفانه امروزه اقا پسرا و خانم دخمل ها با دید غلطی دست به این امر مهم میزنن

حتی نتونستن دلیل قانع کننده و توجیح کننده نه واسه خودشون و نه واسه اطرافیان بیارن که چرا با فلان شخص می خواد ازدواج کنه

همگی فکر می کنیم با ازدواج می تونیم از مسائل و مشکلاتی که الان بیشتر جوونا دامن گیر اون هستیم فرار کنیم ولی این کاملا اشتباه بزرگی هست از اون ندونم کاری ها و بی فکری هاست

اگر هر کدوم از زوجین به این حساب با هم ازدواج کنن دیگه وا مصیبتا چون هر کدوم توقع دارن که طرف مقابل مشکلاتشو بفهمه و کمکش کنه ولی انو باید بداند که ازدواج شروع زندگی دیگری نیست بلکه مرحله جدید از زندگی گذشته ماست که باید هم به مشکلات گذشته غلبه کنیم هم بتونیم درک کنیم این مرحله ممکن است نا ملایمت ها و سختی های خودشرو داشته باشه و اونقدر گذشت داشته باشیم که بتونیم بر این مشکلات غلبه کنیم

گذشت کردن و قانع بودن و درست فکر کردن کار سختی نیست اگر توقعات خودمونو از همسر خود و حتی خودمون کم کنیم و به حداقل قانع باشیم و در عین حال برای بهتر شدن هر دو طرف دست در دست هم با عشق و محبت و دیدی مثبت به زندگی تلاش کنند تا به کمال از هر جهت رسید چون ره صد ساله رو هیچ کس یک روزه نپیموده و نخواهد پیمود باید صبر داشت و روی عیب های یکدیگر پرده کشاند و کم کم به رفع ان ضعف پرداخت تا با مرور زمان همه چیز حا شود


برای همگی ارزوی موفقیت و سلامتی دارم
من سهیلا ۲۳ ساله از شیراز هستم از توجه و عنایت شما نسبت به نظر شما بسیار خوشحال می شوم
با ارزوی اینکه هر جوو نی نیمه ای که بتواند او را کامل کند دریابد

یا حق
سه شنبه ۱۳ آذر ۱۳۸۶   ۵۸ : ۴۷ : ۰۹ بحث و گفتگوهای دیگر soheila26513 ارسال پیغام به soheila26513
 ◊ hedayatshode
۱۴۹۲  ◊
اینجانب مهدی از تهران ۲۸ ساله مجرد ( به نظر من خوبه آدم اول راجب ازدواج و همسر داری تحقیق کنه بعد انتخاب کنه تا به مشکل نخوره و از تجربه دیگران استفاده کنه)
دوشنبه ۱۲ آذر ۱۳۸۶   ۲۶ : ۵۹ : ۲۲ بحث و گفتگوهای دیگر hedayatshode ارسال پیغام به hedayatshode
 ◊ shideh1360
۱۴۶۹  ◊
خوب من که نمیدونم ولی فکر میکنم اگه ازدواج به خاطر تنها نبودن باشه خیلی مسائل حله
شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۶   ۰۱ : ۰۹ : ۲۳ بحث و گفتگوهای دیگر shideh1360 ارسال پیغام به shideh1360
صفحه آخر بعدى ۲۱
چاپ  |  بازگشت