|
|
|
|
|
|
|
|
جهنمی که همه ازش صحبت میکنند و اتشی که میگن ..اتش نیس...همون ذهنه که عذاب میبینه....مادیات معنی نداره..یه عذاب ذهنیه که خیلی فراتر از ذهن ماست که بتونیم اونو دریابیم... |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
من امروز به این صفحه نگاه می کردم دیدم متاسفانه نتوانسه ام با m6060پس از یکسال تماس بگیرم . چون به این صفحه مراجعه نداشتم تا که امروز دو باره بر حسب اتفاق به این صفحه رسیم و دلم گرفت که دنیای مجازی نتوانست یک ارتباط دیگر بر قرار کند . یک مطلب پیدا کردم که مناسب این صفحه است . امیدوارم m6060 به این صفحه مراجعه کند و ما را از نگرانی برهاند به امید سلامتی ایشان .
اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه
گفت :حاج آقا یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه
گفتم :چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم
گفت: من رفتنی ام!
گفتم: یعنی چی؟
گفت: دارم میمیرم
گفتم: دکتر دیگه ای رفتی، خارج از کشور؟
گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.
گفتم: خدا کریمه، انشاله که بهت سلامتی میده
با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بمیرم یعنی خدا کریم نیست؟
فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گول مالید سرش
گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟
گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم از خونه بیرون نمیومدم
کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن
تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم
خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم
اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت
خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد
با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن
آخه من رفتنی ام و اونا انگار موندنی
سرتونو درد نیارم من کار میکردم اما حرص نداشتم
بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم
ماشین عروس که میدیم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم
گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم
مثل پیر مردا برای همه جوونا آرزوی خوشبختی میکردم
الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد و مهربون شدم
حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آیا خدا این خوب شدن منو
قبول میکنه؟
گفتم: بله، اونجور که میدونم و به نظرم میرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون
واسه خدا عزیزه
آرام آرام خدا حافظی کرد و تشکر، وقتی داشت میرفت گفتم: راستی نگفتی
چقدر وقت داری؟
گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!!!
یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه
بیماریت چیه؟
گفت: بیمار نیستم!
گفتم: پس چی؟
گفت: فهمیدم مردنیم، رفتم دکتر گفتم: میتونید کاری کنید که نمیرم گفتن:
نه گفتم: خارج چی؟ و باز گفتند : نه! خلاصه حاجی
مارفتنی هستیم وقتش فرقی داره مگه؟ باز خندید و رفت و دل منو با خودش برد |
|
|
|
چهارشنبه ۹ شهریور ۱۳۹۰ ۱۳ : ۰۶ : ۱۳ |
| |
لینک ثابت |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
اگر مردن و رسیدگی به اعمال انسانها پس از مرگ نبود هیچوقت عدالت خداوند تحقق نمییافت به گفته یکی از بزرگان خداوند این دنیا را نه برای پاداش به بندگانش پسندید و نه برای مجازات بد کارانش مگر نه این که سید الشهدا به بد ترین وضع ممکن به شهادت رسید؟پس حتما یک دنیای دیگر برای پاداش وعذاب بندگانش قرار داده البته نباید لطف و رحمت بی نهایت خدا را در این بین نادیده گرفت. |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
سلام به همه ی کسانی که این پیام رو دارن میخونن
من نظرم تا حدود زیادی شبیه اقای قلی است
دلم میخواد کمی با ایشان بحث کنم و ازش درخواست دارم که نظرش رو به سؤالم بده و اگه کتابی مطالعه میکنه معرفی کنه
۱ـدر مورد فیزیولوژی مرگ و روح نظرت چیه؟
به نظر میرسه حرف برای گفتن زیاد داری تا اونجایی که میتونی بیشتر توضیح بده حرفهاتشنیدنی و ارامش دهنده است |
|
|
|
چهارشنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۹ ۰۵ : ۲۶ : ۰۹ |
| |
لینک ثابت |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
من به این دنیا اصلا̎ وابستگی ندارم و به مرگ احترام میزارم زندگی کردن خوبه ولی خوب زندگی کردن خیلی سخته که بتونی خدا و بنده اش همیشه ازت راضی باشن به مرگ هم باید لبخند زد چون بعد از این دنیا یه دنیای دیگر منتظر ماست . |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
خداوند رئوف مانند یک مادر فرزندش را که دراین دنیا که همان گهواره ای برای ما است برای مدتی در قبر می خواباند تا بر اساس علم وحکمت بی پایان خود هم برای بچه ای که بد است وبچه ای که خوب است برای مدتی در برزخ که همان قرنطینه کردن است می گذارد تا ببیند چطور می شود کار ما بعد مجازات خوب وبد ما در قیامت برایمان معین می کند امیدوارم که ما انسانها همیشه دلیلی برای بد بودن خود نیاوریم چون دست زمان هر چقدر که ما را بد کند اما باید گذشت و صبر و یاد خدا از کرم او طلب آمرزش طلبیم . آمین یا رب العالمین |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
مرگ و زندگی در مسیری دائم و همیشگی و یگانه و در حرکت است. از مرگ دانه .نطفه و....زندگی به شکلی مشخص شده شروع میگردد و همزمان با شکل مشخص شده مرگ آن شروع می شود .انسان به دنیا می آید و همزمان مرگ فیزیولوژیکی انسان به تدریج آغاز خواهد شد و تا زمانی که بطور کامل بمیرد.این داستان آفرینش مرگ و زندگی است . زندگی در واقع همان دوران معین شده در مسیر مرگ تدریجی فیزیکی ماست .ذهن ما نمی تواند به ماورا آنچه که آفریدگار و آفرینش بوجود آورده است به درک برسد . و زیبایی ماجرا در این است که با عشق به افرینش بنگری در این کیفیت زندگی کنی به آخر و عاقبت کار کاری نداشته باشی تو با میل خودت به دنیا نیامدی که به میل خودت هم از اینجا بروی و حالا کجا میروی در اندازه و درک وفهم بشر نیست و نباید هم باشد و این مقدرات مرگ و زندگی است و به قول مولانا
از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود به کجا میروم آخر ننمایی وطنم
مانده ام سخت عجب از چه سبب ساخت مرا
یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم
مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک چند روزی قفسی ساخته اند بهر تنم
ذهن ساختاری است برای شناختن چیزها و دانش تردیدها و رفع تردیدها . ناشناختنی و آن دنیا و خداوند به دین و علم یقینی مربوط است و ایمان داشتن به قلب و احساس درون مربوط میگردد. استدلال منطق در اینجا کاری از دستشان بر نمی آید .چطور که هیچ دانشمندی هیچ دانشی هیچ علمی قادر به روشنگری آن نیست فقط باید ایمان داشته باشی اطمینان و یقین کنی مثل اینکه هر روز که از خواب برخاستی یقین داری که خورشید حتما می دمد.
Gholee31 |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
عذاب حتما وجود داره ولی نه برای همه..بهتره به وجدانمون مراجعه کنیم وببینیم چطور زندگی کردیم.. |
|
|
|
یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ۵۷ : ۴۵ : ۲۱ |
| |
لینک ثابت |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
samaneh1926
ترس از چی؟ مگه قبلش عدم و نیستی نبوده ؟ حالا اگه بعدش هم چنین باشه ترس نخواهد داشت چون قبلا تجربه کردیم. در هر دوصورت ترسی نداره. تازه لطفش اینه که حتی اگه جهنم و بهشتی باشه همش محصول عمل خودته اما زندگی ای که الان مثل باتلاق توش موندیم محصول خواست دیگری است. |
|
|
|
چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۷ ۴۰ : ۰۹ : ۰۰ |
| |
لینک ثابت |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
خدا اونقدر بزرگ و بخشنده هست که فکر نمی کنم هیچگاه لطفش رو از بندهاش دریغ کنه |
|
|
|
چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۷ ۰۶ : ۰۲ : ۰۰ |
| |
لینک ثابت |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
اخه اصلا ما انسان ها چرا باید عذاب ببینیم...من از یک بزرگی شنیدم که میگفت///وقتی انسان رحمت خدا رو میبینه طوری شرمنده میشه که براش بزرگترین عذابه واگرنه این عذاب های مادی وجود نداره////......................... |
|
|
|
سه شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۷ ۲۵ : ۲۰ : ۲۰ |
| |
لینک ثابت |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
اگه بدونی خدا تا چه حد رحمان و رحیمه اصلا گناه نمیکنی چه برسه به این که بخوای فکر عذابش کنی |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
نمی دونم .والله چی بگم
وقتی فکر می کنم یک روز می میرم خیلی ناراحت می شم و می ترسم
ولی می گن مرگ حقه حالا نمی دونم کجاش حقه
ولی مطمئنم اون ور خبرهایی هست و مردم همین جوری تمام نی مشن
یک لحظه فکر کنید اگر قرار باشه فقط همین دنیا باشه چقدر ستمه
هر کسی هر کاری بخواهد می کنه و بعد می میره و همه چیز تمام می شه
پس نتیجه بدی هاشو اگر توی این دنیا ندیده کجا می خواهد ببینه
هان؟؟؟؟؟؟؟؟؟ |
|
|
|
سه شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۷ ۵۴ : ۱۸ : ۱۶ |
| |
لینک ثابت |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
خود کرده را تدبیر نیست.............
همه ما این حرفها را می دانیم ولی نمیدونم چرا هیچ وقت پند نمی گیریم و عذاب روز جهنم نمی ترسیم یادمون باشه برای کسائی که دستشون از دنیا کوتاه همیشه طلب رحمت کنیم تا اگر اونا هم کوتاهی کردند خداوند آنها را ببخشد. |
|
|
|
پنج شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ ۰۶ : ۴۶ : ۱۹ |
| |
لینک ثابت |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
مرگ گوشمالی بزرگی است که طبیعت برای عشق به زندگی و یادر حقیقت برای خودپرستی که جوهر زندگی است تعیین کرده است و میتوان آن را به منزله ی مجازات زندگی تلقی کرد...
مرگ ماموری است که از خارج برای از میان بردن اشتباه بزرگ ایجاد نفس ما مقدر گردیده است. |
|
|
|
چهارشنبه ۲۷ آذر ۱۳۸۷ ۰۳ : ۳۲ : ۲۲ |
| |
لینک ثابت |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
وقتی ما با رفتار بدمون و با گناهان جورواجوری که مرتکب می شیم خدا را ناراحت می کنیم چه انتظاری داریم که اون در قبال همه کارهای بدی که کردیم و در موقع انجامش اصلا خدا را در نظر نگرفتیم و فراموش کردیم با ما مهربون باشه و عذابمون نکنه.
خود شما می تونید کسی را که در حقتون بدی کرده به راحتی ببخشید .؟
من که فکر نمی کنم.
با این اوصاف خدا بخشنده است و می بخشه به شرطیکه ما از ته دل توبه کنیم و دیگه گناهی مرتکب نشیم .
نه اینکه تا آخر عمرمون بدی کنیم ، توبه کنیم، دیگران را آزار بدیم ، توبه کنیم، دروغ بگیم ، توبه کنیم ....
انصافا خودتون در مورد خودتون قضاوت کنید . |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
بایستی فکر کرد و به نتیجه رسید |
|
|
|
دوشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۸۷ ۰۳ : ۳۴ : ۱۶ |
| |
لینک ثابت |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
بهترین راهه اطلاع شما در این باره مطالعه چند صفحه از قرآن است. |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
همیشه دعا می کنم که خدا حتی یه لحظه ازم رو بر نگردونه و منو به حال خودم نذاره..
حالا اگه به دستورات خدا که شیطان رو با اینکه از سجده کننده های او بوده به خاطر سجده بر انسان و سرپیچی از دستورش از درگاهش بیرون انداخته عمل نکنیم..
چی پیش میاد؟
همین که خدا ما رو به حال خودمون بذاره ..از درگاهش بیرون کنه در واقع قبول دارید که دیگه جایی نداریم.. از این بدتر چی هست؟؟
عزیزان ..
عذابهای آخرت به گفته ی خدا سخت تر از این دنیاست
این دنیا گنجایش اون عذابها رو نداره..
باز هم الله عالم. |
|
|
|
یکشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۸۷ ۳۰ : ۴۳ : ۰۸ |
| |
لینک ثابت |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
خیلی از چیزهایی که شنیده ایم و اکثر آنچه خوانده ایم درست هستند . ولی به عقیده من آدمها نباید در مورد خودشون پیش داوری کنن و فقط عذاب های عالم باقی را در برابرشون ببینن. چون خداوند بلند مرتبه همانگونه که بابت کارهای ناپسند عذاب میدهد بابت کارهای نیک نیز پاداش میدهد و چه بسا کارهای نیک افراد بیشتر از گناهانشان باشد ولی خود از آن بی خبرند ... |
|
|
|
دوشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۸۷ ۳۰ : ۰۰ : ۰۰ |
| |
لینک ثابت |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|