بحث و گفتگو فرهنگ و ادب
 
تمام شاخه‌ها
فرهنگ و ادب
 
پیشنهاد موضوع جدید
اعتیاد
افکار عمومی
اقتصاد
انتخابات
انجمن‌ها
ایده‌های جدید
باشگاه‌های ورزشی
بهداشت و سلامت
بیمه
تاریخ
خودرو
دارو و درمان
دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی
درخواست اطلاعات
دولتمردان و سیاستمداران
دین ، روح و روان
زندگی
سایتهای اینترنتی
سیاست
سینما
صدا و سیمای ملی ایران
فرهنگ و ادب
قوه قضاییه
قوه مجریه (دولت)
قوه مقننه
کامپیوتر و اینترنت
کتاب
کنکور
گردشگری
گردهمایی، نمایشگاه‌ها و جشنواره‌ها
ماهواره
مدارس
مدیریت شهری
مسابقات ورزشی
مطبوعات
موبایل
موسیقی
مهاجرت
نجوم
نوجوانان و جوانان
نوروز
نیروی انتظامی
ورزشکاران و مربیان
هجویات
هنرمندان و هنرپیشگان
بحث و گفتگوهای من
پرسش و پاسخ
مشاوره
شهریار
HEYDER BABAYA SELM

www.geocities.com/pedramrahimi/heydarbaba.htm

دنیا همه دروغ و فسون و فسانه شد Heyder Baba, dnya yalan dnyadi,
کشتی عمر نوح و سلیمان هم روانه شد Sleymandan, Nuhdan kalan dnyadi,
ناکام ماند هر که در این آشیانه شد Ogul dogan, derde salan dnyadi,
بر هر که هر چه داده از او ستانده است Her kimseye her ne verib alibdi,
نامی تهی برای فلاطون بمانده است Eflatundan bir kuru ad kalibdi.

Haydar Baba, the world is a false one, It has remained so from Solomen and Noah. It has given birth to its sons, and put them in trouble.It has taken away what has given to anyone, From Plato remained only one name.

حیدربابا نام کوهی در زادگاه استاد محمد حسین بهجتی تبریزی ملقب به شهریار است . منظومهٔ حیدربابایه سلام نخستین بار در سال ١٣٣٢ منتشر شد و از آن زمان تا کنون به زبانهای مختلفی ترجمه شده است. لیکن ترجمه بی بدیل آن به شعر منظوم فارسی توسط دکتر بهروز ثروتیان شاهکاری ماندگار است. شاید اگر دیپلوماسی درستی از سوی اداره‌کنندگان حکومت ایران از گذشته تا به امروز وجود داشت این اثر نوبل ادبی هم دریافت می‌کرد.

حیدربابا سندی زنده است ، و پرده ای رنگین و برجسته از زندگی در روستا را نشان می دهد. مضمون اغلب بندهای آن شایستهٔ ترسیم و نقاشی است. زیرا از طبیعت جاندار سرچشمه می گیرد. قلب پاک و انسان دوستِ شهریار بر صحنه ها نور می ریزد و خوانندگان شعرش را به گذشت های دور می برد. نیمی از این منظومه نامنامه و یادواره است که شاعر در آن از خویشان وآشنایان و مردم زادگاه خود و حتی چشمه ها و زمینها و صخره های اطراف خشگناب نام می برد و هر یک را در شعر خود جاودانگی می بخشد.

صدا : ‌ www.azworld.org/mp3s/Shahriyar/shahriyar.htm
www.umich.edu/~turkish/links/turkic_indrep_az_haydarbaba.html
نظر شما چیست؟
۲۶ آذر ۱۳۸۶   |  فرستنده موضوع : pedramr  
نمایش تصویر
تغيير وضعيت تايپ از فارسى به انگليسى با کليد F9 امکان پذير است.‌‌‌‌
تصویر می تواند حداکثر ۱۱cm X ۱۱cm باشد. در غیر این صورت عکس به این ابعاد تغییر خواهد یافت. قالب عکس انتخابی شما باید به یکی از فرمتهای "bmp" ، "gif" ، "jpg" ، "jpeg"و یا "png" باشد.حجم عکس آن حداکثر ۳۰ کیلوبایت می‌تواند باشد.
ارسال به شبکه‌های اجتماعی
 Facebook  Twitter  Friend Feed  Delicious  Google Reader
نظر شما چیست؟
صفحه آخر بعدى ۲۱
 ◊ alone2
۲۵۴۹۴  ◊
با سلام به keiko عزیز بله قطعا روال عادی و معقول بحث برای به نتیجه رسیدن مناسب است.....خواهش میکنم جناب هر طور راحتید ...من در مورد اینکه زبان فارسی نسبتا جا افتاده قطعا موافقم...ولی منظور من افراد جوان و نسل جدید نیست افراد مسن بیشتر مد نظرم بود...که در اشنایان خودم سراغ داشتم وهمینطور در مناطق دور و روستاها نسبت به مساله اموزش کمتر توجه میشود که باز فرهنگ یادگیری زبان فارسی با پیشرفت قابل توجهی مواجه شده است....و باز به طور نسبی با نظرات شما موافقم.....در مورد بحث گویش و زبان باید خدمتتون عرض کنم این مطالب برگرفته از مقاله "گویش و لهجه "از" گروه فرهنگ و ادب ایران" بود و نظر شخصی من نبود و استنباط از منبع موثقی بود.....موفق باشید...یا حق
پنج شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۷   ۲۵ : ۱۳ : ۱۴ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر alone2 ارسال پیغام به alone2
 ◊ keiko
۲۵۴۴۲  ◊
متقابلا alone2 بنده هم از شما سپاسگذارم .

ببینید وقتی که بحث یک روال عادی و موزونی را در پیش میگیرد. ضمن اینکه طرفین با یک خاطر جمعی نسبی وحداقلی به گفتمان میپردازند در آخر هم به یک نتایجی ولو اندک میرسند که با دریافت ها خود را محک میزنند.

آری دوست عزیزم من هم از پر حرفی بیزارم ولی مطا لب می بایست دارای وزن برای انتقال صحیح باشند. در مورد اینکه من چرا وکجا استنباطی دال بر آقا بودن شما در زمانهای دارم اجازه بدین 1- از حق خودم برای مسکوت ماندن نظرات خودم استفاده کرده 2- میبایست تمام مطالب عنوان شده از طرف حضرتعالی را جمع وبطور تک تک بررسی تا به دلیل خودم در اون مورد برسم که با معذرت از شما این کار فعلا در توان من نیست . ولی پیشنهاد میکنم که ضمن احترام از هر دو طرف تا جایی که مقدوراست به این مطلب برسیم.

دوست عزیز اگر توجه کرده بودین من در پست قبلی عرض کردم اکثر مردمی که فارس زبان نیستند یک تجربه کوتاه رو خدمت شما عرض کنم.تا همین 6 یا7 ماه پیش که سیاست اقتصادی چند ساله اخیر موجب تعطیلی خیلی از شرکت های صادراتی شد من در هفته اگر اشتباه نکرده باشم در مدت 6 سال سه روز یا چهار روزهفته رو در بازارچه های مرزی از منطقه سلماس تا شلمچه میگذرانم خب باید عرض کنم که بیشتر طرف های من اشخاص عادی که بجرئت نود درصد آنها دارای حداقل سوم راهنمای نبودند چه ترک چه کرد چه عرب همگی به فارسی صحبت وهیچ مشکلی در انتقال مفاهیم نداشتن چون شما فرمودین (من که رفت و امدم در اذربایجان بیشتر است) بیشتر بازارچه های مرزی در دهات دور افتاده مرزی است و برای من یکی ثابت شده که نسبت به سالیان قبل زبان فارسی جا افتاده است

بخاطر کوتاه شدن وخلاصه شدن مطالب در مورد زبان حقیقتا باید عرض کنم که سواد ومعلومات من اجازه تجزیه وتحلیل در مورد زبان شناسی که یک علم بسیار پیچیده که یقینا از عهده متخصصین ودانشمندان این فن بر میآید را به من نمی دهد فقط ضمن ارادت واحترام به حضرتعالی باید عرض کنم که مطالب شما در مورد این مقوله اصلا درست نیست بطور مثال هفتاد در صد زبان بلوچی از اردو گرفته شده چطور شما به اون با عنوان گویش نام میبرید. عزیز من زبان کردی سنندجی و مهابادی از دو گروه زبان کردی هستند که هیچ کدام ازاین دو براحتی مفهوم همدیگر را درک نمی کنند مثل زبا ترکی آذری با ترکمن ویا ازبک پس تکلیف اکرادداخل خاک عراق یا سوریه چه میشود اونها هم لهجه دارند ویا کردهای ترکیه کرد های ما به زبان اونا ( کردهای ترکیه) میگن زبان کرمانج واصلا متوجه زبان اونا نمیشن کما اینکه ترک های آذری ما متوجه زبان ترکی ترکمنستان نمیشوند انوقت شما همه این ها رو با گویش ولهجه عنوان بندی میفرمایید دوست عزیز من فکر نمی کنم!!

با آرزوی موفقیت برای شما و موضوع هر چه میخواهد دل تنگت بگو...
چهارشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۸۷   ۵۵ : ۴۸ : ۲۲ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر keiko ارسال پیغام به keiko
 ◊ alone2
۲۵۴۰۹  ◊
با تشکر از keiko عزیز من این نظر شما رو در مورد پیشرفت کلی اموزش زبان فارسی که الان در کشور ما در حال انجام است قبول دارم و همینطور در مورد اینکه هر نویسنده ای طبیعتا خواستار گسترش اثرش است ....این نظرات کاملا بدیهی و منطقی هستند...ولی در مورد مورد اول باید بگم من که رفت و امدم در اذربایجان بیشتر است مثالی از انجا میزنم که هنوز این اموزش بسیار ضعیف است حال به هر دلیل .....واینکه دوست عزیز زبان ترکی و فارسی بسیار با هم متفاوت هستند و به این دلیل این اموزش چه گفتاری و چه نوشتاری در بخش های ترک زبان ما رشد ضعیف تری دارد و دلیل دیگرش این است که فرهنگ سازی در مناطق اذربایجان به خصوص بخش های دور افتاده اش بسیار پایین بوده است که دلیلش نیز به دوره پهلوی باز میگردد که سرکوب این اقوام نیز از همان دوره نشات میگیرد که در بحث ما جای ندارد......اگر من مطالبم را کوتاه و مختصر می نویسم ...چو اعتقاد دارم طولانی و متکلف کردن نوشتارخسته کننده است ولی اگر منظورم کاملا بیان نمیشود چشم کاملتر مینویسم.....در ضمن اگر من سوال رو با سوال جواب میدهم شما اصلا جواب سوال را نمیدهید...نگفتید من کی خودم رو اقا معرفی کردم؟؟!!..........در مورد بحث گویش باید توضیحی در این مورد خدمتتون عرض کنم........ زبان از نظر ‏گویش شناسی تعریف دیگری دارد. در یک محدوده ی سیاسی آن چیزی که ما به آن زبان می ‌گوییم باید دو ویژگی داشته ‏باشد. نخست این که زبان رسمی یک مملکت باشد، یعنی قدرت سیاسی داشته باشد. مانند زبان فارسی در ایران، و دوم این که ‏نسبت به زبان ها و گویش های اطراف خود، زبان مادری دیگری داشته باشد. مانند زبان های ارمنی، عربی و ترکی در ایران که به ‏ترتیب از زبان های مادری آرمنی، سامی و اورال آلتایی گرفته شده اند. در حالی که زبان فارسی از خانواده ی زبان های ایرانی است

‏گویش ها شاخه‌هایی از یک زبان واحد هستند، مثلن گویش های: فارسی، تاتی، کردی، بلوچی، مازندرانی، گیلکی و ... ‏گویش های گوناگون یک زبان ایرانی هستند که من آن را " زبان ایرانی نخستین" نامیده ام.

به انواع هر گویش، لهجه می گویند، برای مثال گویش ‏فارسی دارای لهجه‌‌‌‌‌‌‌‌‌های تهرانی، اصفهانی، شیرازی، کرمانی و غیره است و گویش گیلکی دارای لهجه‌های رشتی، لاهیجانی، ‏رودسری، آستانه ای و ... و گویش کردی دارای لهجه‌های مهابادی، سنندجی، کرمانشاهی، ایلامی و غیره است. گویش ها از نظر ‏آوایی، واژگانی و دستوری با هم تفاوت های بسیاری دارند و فهم آن ها نیاز به آموزش دارد، ولی لهجه‌های هر گویش معمولن ‏تنها تفاوت های آوایی و واژگانی دارند و فهم آن ها نیاز به آموزش چندانی ندارد. مثلن یک نفر اصفهانی با یک تهرانی یا ‏شیرازی به راحتی می‌تواند هم صحبت شود، ولی همین فرد اصفهانی وقتی با گویشور گیلکی یا مازندرانی و یا بلوچی روبرو ‏می ‌شود، اگر نخواهد از فارسی که برای آنان زبان میانجی به شمار می آید استفاده کند، دچار مشکل می شود.

هر لهجه دارای گونه ‏های زبانی نیز هست که وابسته به شغل، تحصیل، سن و جنس گویشور است. مثلن یک مرد اصفهانی تحصیل کرده با یک مرد ‏بی ‌سواد اصفهانی تفاوت لهجه دارد. و یا یک جوان اصفهانی در مقابل افراد مسن لهجه متفاوتی دارد. شغل و جنس نیز در ‏ایجاد گونه‌های زبانی تاثیر می گذارد

. تعریف زبان و گویش و لهجه را پیش از این بیان کردم. مثلن کردی یک گویش ایرانی است و ترکی یکی ‏از زبان هایی است که در ایران به کار می ‌رود، چون از زبان مادری دیگری است. گویش های ایرانی از نظر آوایی، واژگانی و ساختاری ‏استقلال دارند ولی چون همراه با زبان ..فارسی (گویش فارسی) از زبان مادری واحدی جدا شده اند،....
چهارشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۸۷   ۲۰ : ۴۰ : ۱۵ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر alone2 ارسال پیغام به alone2
 ◊ zari_m
۲۵۳۶۵  ◊
نمیدونم اینجا چه خبره و چه بحثی میشه
من حیدر بابا رو خیلی دوست دارم. ترکی ام خیلی خوب بلد نیستم.ولی واقعا از خوندن حیدر بابا لذت میبرم. تمامش تصویر سازیه مثل یه تابلو نقاشی . قسمتهایی که سنتهای گذشته روستا رو بین میکنه و سادگی و روانی که در برخی شعرهای فارسی شهریار هم وجود داره، اینجا به اوج میرسه
در ضمن معمولا ترجمه ها افتضاح اند. والبته خاصیت ترجمه اینه!
مخصوصا در مورد لغاتی که معادل فارسی ندارند.
البته خودمم اولین بار که میخواندم از هر ۵تا کلمه یکیشو معنیشو نمیفهمیدم!!
سه شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۷   ۳۴ : ۰۲ : ۲۳ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر zari_m ارسال پیغام به zari_m
 ◊ keiko
۲۵۳۰۱  ◊
alone2 گرامی
با تشکر از جوابیه شما
نکاتی راخدمت شما هموطن عزیزم میبایست به عرض برسانم قبل از هرچیز برای رفع هرگونه ابهام ویا خدای ناکرده سوء تفاهمی و از جهتی چون از گفتن اینکه شما چه گفتید ومن چه گفتم ها بگذریم وچون مایلم حسن نیت خودم را نشان بدهم بابت رفع دلگیری شما از صحبتهای من ( با اینکه دلایلی داشته ودارم ) از شما دوست عزیزم پوزش میطلبم .
در حقیقت موضع من در مورد زبان اقوام گوناگون ایرانی بسیار روشن و بی پرده است" ضمن احترام به مطالبات اقوامی که خواستار به رسمیت شناختن زبان خود هستند میبایست به عرض برسانم من این را مسئله روز و دارای اولویت نمی بینم چرا ؟ اگر حدودا به بیست یا سی سال قبل بازگردیم خواهیم دید که به دلیل پایین بود نرخ بی سوادی در کشورمان در صد قابل توجهی از مردم قادر به تکلم به زبان فارسی نبودند چه برسد به اینکه بخواهند بنویسند یا بخوانند. ولی با گذشت زمان وجا به جای شدن نسل ها وبا رشد قابل توجه تعداد با سوادان یک اتفاق در این زمینه رخ داده است وآن اینکه حالا به جبر یا رضا اکثریت مردم غیر فارس ایران هم به زبان فارسی مینویسند وهم میخوانند. واین یکی از ارکان توسعه فرهنگی- اجتماعی است که شاید باور نکنید برای کمتر کشوری با شرایط کشور ما رخ میدهد. یعنی به این صورت که در فلان روستای واقع در سیستان وبلوچستان دیگر نیازی به مترجم برای خواندن یک متن فارسی نیست همینطور در ترکمن صحرا و در آذربایجان ودرخوزستان درکردستان تمنا دارم این را خارج از هرگونه تمایلی به زبان مادری بررسی کنید منظورم این است که با دید کلان به موضوع نگاه کنید به همین دلیل میبایست اولویت را برای رشد کل جامعه در نظر گرفت که خوشبختانه این ضرباهنگ رو به رشد است بیاید یک مثال بزنیم از خود شخص شما " در فردای که رمان شما چاپ خواهد شد ازهر نظر خوب است فقط مردم آذربایجان از آن بهره مند شوند یا کل مردم کشور قطعا یک متفکر ادبی خواستار بهره مندی هرچه بیشتر بلحاظ تعداد افرادی است که اثرش میخوانند. از طرفی هم می پذیریم که اقوامی که دارای زبان وگویش خود را دارند باید در توسعه آن کوشا باشند. که این دو هیچ منافاتی با هم ندارند .
استدعا دارم شما بزرگوارم در ارائه نظرات درباره مسائل از خلاصه گویی پرهیز بفرمایید مثلا در یک خط چند مسئله بسیار مهم را بطور خیلی فشرده بیان وهیچ نوع اطلاعی دال براینکه این گفته ها را با چه دلیل واساسی بیان می کنید را بیان نمی فرمایید بطور مثال میگوید : (ولی دیگرها مثل لری و گیلکی وحتی کردی جزو گویش و لهجه هستند که تلاش کردها در این زمینه قابل توجه تر است .....) دوست عزیز من با چه استدلالی گیلکی ویا لری ویا کردی را لهجه میدانید بیایم با دلیل و برهان نظرات خود را ارائه کنیم آیا بنظر شما بلوچی هم یک لهجه است یا یک زبان اگر هست چرا اگر نیست چرا !!! لطفا سوال را با سوال پاسخ ندهیم .
دوشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۷   ۰۵ : ۳۸ : ۱۷ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر keiko ارسال پیغام به keiko
 ◊ alone2
۲۵۲۳۵  ◊
خوشحالم که به نتایجی رسیدیم......تلاش بیشتر قوم کرد و ترک بیشتر به خاطر این است که زبان جدایی دارند مخصوصا ترکی یک زبان است ولی دیگرها مثل لری و گیلکی وحتی کردی جزو گویش و لهجه هستند که تلاش کردها در این زمینه قابل توجه تر است .....در مورد اشعار استاد و نمود عشق و علاقه بحث نمیکنم چون نظرات متفاوت هستند...... در مورد اتا تورک هم قطعا تمامی بانیان کشور هم نفع و هم ضرر به مردم کشور میرسونن و ایرادات اتا تورک هم کم نبوده ولی از لحاظ صنعتی ترکیه مدیون اتا تورکه که باز بحثش جداست...که صرف نظر میکنم چون باز هم میگم اصل نظرات ما یکی است ...و فقط نوع نگاه و بیان متفاوت ...... در مورد توهینی که دوستان اشاره کردند.....نظرتون در مقابل نظر اول من که در مورد لاتین بود واقعا باعث رنجش من شد و اینکه من هیچ گاه لحن شما رو به حالت خودمانی مشاهده نکردم.....که بگذریم....و در مورد اینکه اسم کاربری شخص دیگری هم alone2 باشه امکانش نیست چون تکرار اسامی کاربری ممکن نیست...واینکه من همیشه سعی داشتم با نظرام جواب سوالاتونو بدم که اگر قلمم در انتقال عقایدم وجوابهاتون کمی مبهم بوده عذر تقصیر.......... ولی خواهش میکنم لطف کنید اشاره کنید که من در کجا به عنوان شخص مذکر معرفی شدم ... ...ممنونم دوست عزیزم جناب کیکو....موفق باشید..............
یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۷   ۲۲ : ۵۶ : ۲۲ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر alone2 ارسال پیغام به alone2
 ◊ keiko
۲۵۱۲۵  ◊
آقا/خانم alone2
یک آفرین به شما که در آخرین پست ارسالی تان به نکات بسیار مهمی اشاره کردید که بدون تعارف هم منطقی وهم با استدلال است هموطن این یک واقعیتی انکار ناپذیر است که حق وحقوق اقوام در ایران در تمام زمینه ها داده نمیشود. کسی که این مطلب را انکار کند یا دارای منافعی است ویا درنا کجا آباد زندگی می کند بله من هم باشما هم عقیده هستم که هر قومی میبایست آشنا به زبان خود باشد این نه تنها هیچگونه اشکالی ندارد بلکه اتحاد ملی را باخود به همراه دارد البته نا گفته نماند این خواست استقلال زبان ونوشتار فقط در اقوام ترک وکرد پر رنگ است اشتباه نشود من نمیگویم دیگر اقوام بدنبال تحقق این مطلب نیستند . ولی بیشتر از جانب این اقوام پیگیری میشود. پس ببینید من وشما زیاد از هم فاصله نداریم البته ظاهرا......

واینکه میفرمایید که اشعار استاد در"حیدر بابایه سلام " از عشق بیشتری برخوردار است با قبول مشروط این نظر شما فقط یک اشاره مگر نه این است که استاد تمام اشعار خود را برای آن عشق ومحبوبش ( ثریا ) وآن ابیات دل انگیز شیرین همچون عسل را به فارسی ارائه نمودند!!! شاهدی از این گویا تر؟ بگذریم مهم نیست.....

در مورد اتاتورک مطلبی که میخواستم عرض کنم این بود اصلاحات مصطفی کمال اتاتورک از نظر بنده قطعا قابل توجه وانصافا تحولی در جامعه اناتولی بوجود آورد ولی از آنجا که این تحول با خواست مردم ترکیه مطابقت وهماهنگی نداشت فقط با قدرت ارتش وژنرال ها اجرا شد ( البته نباید حمایت طبقه تازه متولد شده سرمایه داراز شخص اتاتورک در آن زمان را نادیده گرفت وهمچنین رشادت شخص اتاتورک از تجزیه ترکیه بعد از جنگ اول ) که قطعا دارای اشتباهات فاحشی بود که اگر امر فرمودین یک به یک راعرض می کنم.فعلا همین بس که بتدریج قدرت از کف لائیک ها در حال خارج شدن است سالیان زیادی است که کسی نماز را به ترکی نمیخواند واین خواست مردم ترکیه است که قطعا با تفکر کمال پاشا روز به روز فاصله میگیرد .

در آخر میبایست اشاره ای بکنم به نظر بعضی از دوستان حاضر در این سایت که انتقاد موجهی داشتند از اینکه من در گفتگویم با شما کلامی توهین آمیزداشته که بعضا این فکر را ایجاد کرده که من با ترک زبانان هموطنم پدر کشته گی دارم که به هیچ وجه اینطور نیست من در ارتباط کاری خودم با تعدادزیادی از آذری های هم میهنم هستم که یقینا با آنها روابط گرم وبسیار صمیمانه ای را دارم که همگی از اهالی ارومیه وزنجان میباشند . خوب پس این لحن من از کجا ناشی میشود از دوجا بدون هیچ حاشیه ای اول باید عرض کنم که آی دی alone 2 آی دی دوم یکی از کاربران حی الحاضر در این سایت است که گاهی شخصیت یک خانم را ارائه می دهد وگاهی شخصیت یک آقا که البته این بدین معنی نیست که من جانب ادب را رعایت نکنم که هیچ وقت نیز از کلامی خارج از ادب استفاده نکردم ولی صادقانه عرض میکنم جدی هم نگرفتم. دوم وقتی که شما سوال مرا با سوال جواب می دهید من میبایست چکار کنم قطعا بحث را به گپ خودمانی تبدیل می کنم.
یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۷   ۴۷ : ۲۷ : ۰۹ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر keiko ارسال پیغام به keiko
 ◊ alone2
۲۵۰۸۵  ◊
سلام به دوستای گلم........من چند بار نظر دادم ولی ارسال نشده......به نظر من همه ما یه نظر داریم ولی بیانمون متفاوته.......اولا که این بحث از نوشتن به لاتین شروع شد که من با تمام احترام نظر دادم ولی جناب کیکو تند رفتند ...گذشته از ان من نمیدونم جرا ما قبل از این که نظر خودمون و بدیم اول نظر دیگران رو میکوبیم ...در حالی که اساس تفاوت انسان ها در همین نظراتشونه..........اولا که همین اتا تورک بود که پیشرفت رو به ترکیه عرضه کرد پس نباید فقط به جنبه منفی نگاه کنیم......دوما وقتی یک sms ترکی به فارسی برای من میاد من شخصا در خوندنش دچار مشکل میشم...من مطالب ترکی زیاد میخونم و بر اساس تجربه های خودم عرض کردم که به لاتین قابل فهم تره و به نظر خودم هیچی از تجربه شخصی مستدل تر نیست..پس جناب solonex حرف های من رو هوا یا به قول شما بی اساس نیست.....دوست عزیزم کیکو هر وفت چاپ شد خبرشو بهتون میدم....در مورد فرموده شما که در مورد عشق و علاقه بود..قبول دارم که با عشق بوده ولی این عشق در منظومه "حیدر بابایه سلام" بیشتر به چشم میخوره یا در دیگر منظومه ها؟؟؟....گذشته از این بحث من هم زبان فارسی رو دوست دارم طوری که اگر 15 سال باشه که ترکی رو یاد گرفتم 18 ساله به زبان فارسی آشنام ....ببینید دوستان ... میشه گفت ایران تنها کشوریه که دارای اقشار و زبان های مختلفه ولی چرا تو هیچ خطه ای از این کشور نباید حتی یک کتاب به زبان یا گویش اون خطه باشه ...همین باعث میشه که ما اصالت خودمون و از دست بدیم....من میگم وقتی ما انقدر در خواندن زبان فارسی تبحر داریم چرا وقتی یک متن به زبان مادریمون دستمون میاد باید انقدر کلنجار بریم تا بتونیم یک جمله اش و بخونیم ....اونم وقتی زبان خودمون خیلی کامل تر هست....خیلی ها تو شهرستان های ما فقط زبان خودشونو میفهمن ...پس چرا باید همه شبکه های ما به زبان فارسی باشه...به جز یک شبکه استانی که نبودش بهتر بود....چون واقعا رسیدگی نمیشه.....همه ما به عنوان کرد..ترک ...لر ..و حتی گیلکی این حق رو داریم که حد اقل بدونیم که زبان خودمون چطور نوشته میشه...این حق رو نداریم؟؟؟؟شاید ای دلیلیه که همه باید قلممونوو حتی عشق و علاقه مون به فارسی کنیم..........
شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۷   ۲۱ : ۱۴ : ۱۳ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر alone2 ارسال پیغام به alone2
 ◊ alone2
۲۵۰۲۸  ◊
چرا نظرای من ارسال نمیشه؟؟؟1!!!......................
جمعه ۹ اسفند ۱۳۸۷   ۲۹ : ۰۶ : ۲۲ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر alone2 ارسال پیغام به alone2
 ◊ alone2
۲۵۰۲۷  ◊
چرا نظرهای من ارسال نمیشه؟............................
جمعه ۹ اسفند ۱۳۸۷   ۵۲ : ۰۵ : ۲۲ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر alone2 ارسال پیغام به alone2
 ◊ keiko
۲۴۸۷۹  ◊
باسپاس از شما جناب Mehdi_1369
نه اصراری براین ایده دارم ونه اعتراضی بابت منطبق بودن زبان ترکی با لاتین ویا فارسی و از توضیح شما درباره حیدر بابا بینهایت ممنون که بنده رو متوجه کردین .
چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۷   ۰۴ : ۳۱ : ۱۳ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر keiko ارسال پیغام به keiko
 ◊ Mehdi_1369
۲۴۸۶۵  ◊
ممنونم از لطف جنابkeiko نسبت به ترجمه شعر استاد. در ضمن تو نوشته هاتون به کلمه حیدر بابا هم توجه کنید که با بابا حیدر فرق میکنه. "بابا حیدر" تخلص شعری استاد محمد حیدری هستش اما"حیدر بابا" در پایین توصیف شده و میتونین بخونین.
اما اینم نوشته ای است در مورد منظومه بی نظیر "حیدر بابایا سلام(سلام بر حیدر بابا)" و همچنین در مورد ترجمه‌ی این اثر گرانمایه که خوندنش خالی از لطف نیست:


حیدربابا نام کوهی در زادگاه استاد محمد حسین بهجتی تبریزی ملقب به شهریار است . منظومهٔ حیدربابایه سلام نخستین بار در سال ١٣٣٢ منتشر شد و از آن زمان تا کنون به زبانهای مختلفی ترجمه شده است . لیکن ترجمه بی بدیل آن به شعر منظوم فارسی توسط دکتر بهروز ثروتیان شاهکاری ماندگار است . مترجم در توضیح هدف خود از انجام این کار بسیار دشوار می گوید : زیبایی یک شعر در وزن و آهنگِ کلماتِ همنشین در یک بیت و هماهنگی آواها از نظر نرمی و درشتی و حتی برداشت و فروداشتِ حرکات نهاده شده که ذوق و استعداد هنرمند آنها را به هم دوخته ، است تا خواست دل او را به صورتی مؤثر و دل انگیز بیان کند . از همین روست که هر گونه تغییر در صورتِ شعر زیبایی و دلربایی آن را پریشان می سازد بی آنکه شاید به شکل خیالی یا معنی آن لطمه ای بزند . با این حال مترجم معتقد است که هیچ ترجمه ای قادر به انتقال کاملِ بار احساسی و معنوی موجود در این اثر نیست .
منتقدان در توجیه ترجمه زیبای ایشان این مثل فرانسوی را متذکر شده اند که : ترجمه به زن می ماند اگر وفادار باشدزیبا نیست واگر زیبا باشد وفادار نیست.
حیدربابا سندی زنده است ، و پرده ای رنگین و برجسته از زندگی در روستا را نشان می دهد . مضمون اغلب بندهای آن شایستهٔ ترسیم و نقاشی است . زیرا از طبیعت جاندار سرچشمه می گیرد . قلب پاک و انسان دوستِ شهریار بر صحنه ها نور می ریزد و خوانندگان شعرش را به گذشت های دور می برد . نیمی از این منظومه نامنامه و یادواره است که شاعر در آن از خویشان وآشنایان و مردم زادگاه خود و حتی چشمه ها و زمینها و صخره های اطراف خشگناب نام می برد و هر یک را در شعر خود جاودانگی می بخشد .
چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۷   ۲۵ : ۲۳ : ۱۱ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر Mehdi_1369 ارسال پیغام به Mehdi_1369
 ◊ Mehdi_1369
۲۴۸۶۳  ◊
keiko عزیز، بحث من این نبود که استاد با چه حروفی نوشته من فقط گفتم نوشتن ترکی با حروف لاتین قابل فهم تره. هر چند میشه با دقت و همچنین با تسلط بر این زبان می توان با حروف فارسی هم خوندش.
برای مثال من من خودم شعری ترکی دارم که با حروف فارسی نوشتم چون متاسفانه در ایران اسلامی ما اکثر ترک زبانان با حروف لاتین آشنایی ندارند. شما این را در نظر داشته باشید و بیایید به موضوع اصلی: یه پسر دایی دارم که ابتدایی میخونه و خوشبختانه ترکی رو میتونه با حروف لاتین بخونه. این شعرو دادم که به مادر بزرگم بخونه طوری خوند که نزدیک به نیم ساعت به این شعر خوندنش خندیدم. مثلا کلماتی مثل کلمات بالا رو اشتباهی و بجای هم میخوند.مادربزرگمم منو سرزنش کرد به خاطر این شعر بی معنی اما بعد با حروف لاتین نوشتم باز همون پسر داییم خوند اینبار بود که مادر بزرگم متوجه شد و منو تحسین کرد. من به خودم جرات نمیدم شعرمو با شعرای استاد مقایسه کنم؛ اما میتونم بگم که شعر استادم مثل شعر من اگه با حروف لاتین نوشته بشه بهتر و روان تر خونده میشه. بازم تاکید میکنم مساله ما "شعر نوشتن استاد با حروف لاتین" نیست بلکه "نوشتن شعرای استاد با حروف لاتین" هستش. اگه ابهامی وجود داشته باشه خوشحال میشم بتونم برطرفش کنم
چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۷   ۳۰ : ۲۰ : ۱۱ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر Mehdi_1369 ارسال پیغام به Mehdi_1369
 ◊ keiko
۲۴۸۳۰  ◊
جناب مستطاب آقای lonlywolf ارجمند
با اجازه برای ایجاد یک فضای آرام ودر عین حال انتقادی این مصرع را تقدیم میکنم .
هادی نام خود برمن نهادی !!
عزیز گرامی بجز فرار از حقیقت چیزی از شما ندیدم در تمام مذاکرات فی مابین اینجانب با حضرتعالی بجز تضاد وجنگ بین اقوام ایرانی هیچ چیز بیان نفرمودین آخه انصاف هم خوب چیزیه من حتی یک طرح ساده و بیان یک نظریه برای آینده این مملکت چیزی از شما ندیده ام ( جهت اطلاع هم اکنون من وشمای غیر فارس به زبان اجنبی سخن میگویم ) آخه عزیز من دم خروس را باور کنم یا قسم حضرت عباس را !!! پس اینجا صداقت به کجا میرود این تفکرات ماکیاولی را چه میکنید.
چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۷   ۴۷ : ۰۸ : ۰۰ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر keiko ارسال پیغام به keiko
 ◊ keiko
۲۴۸۲۹  ◊
با درود به حضور Mehdi_1369
حتما ویقینا در ارائه بیان از من قصور رخ داده که شما این مطالب رو بیان داشتید
در مورد بزرگوارم alone2 که فرمودین نه باور کنید قصد هیچ نوع جسارتی به ساحت ایشان نبوده مقصود من فقط آرام کردن جوی بوده که احیانا در مورد این مباحث بوجود آمده از طریق گفتگوی که فضا را خودمانی کند .
حالا که بحث بصورت استدلالیست من از شما یک سوال دارم آیا در ذهن استاد شهریا ر(نمک- صبرکن راست وهموار) وجود نداشته یعنی ایشان به لحاظ معنی لغت به این مفاهیم مختلف اما یک سو نرسیده اند. بگذارید راحت باشیم . دوست من واقعیت این است که من هیچ تسلطی به زبان ترکی ندارم وشما دارید پس بیایم من یک مرجع معرفی کنم از خود شما واون کسی نیست بجز استاد. بااستدلال شما دوست من در تمام نوشتار ایشان برای سه کلمه یاد شده معطل مانده اند که بطور مثال بجای نمک چه بگذارند که شمای ترک زبان متوجه بشوید( واضح است که ایشان از حروف فارسی بهره میبردن برای نوشتن باباحیدر) چرا چون ایشان اگر موفق به این مهم نمی شدند قطعا بابا حیدر که سهل است هیچ متنی رو به ترکی نمیتوانستند به تحریر بیاورند به این دلیل که مفاهیم از نظر این بزرگوار به اشکال برمیخورد لذا دوست عزیز استدلال حضرتعالی به یک ابهام بر میخورد منتظر جواب شما در این خصوص هستم البته من جواب این سوال شما را دارم ولی خواهشمندم جواب بنده را بفرمایید( خدا را شکر یکی پیدا شد که با استدلال صحبت میکند )
فرمودین که (صمیمانه ازتون تقاضا دارم در مورد نگرشتون نسبت به این قضیه تجدید نظر بفرمایید.) چشم به دیده منت هرچه از دوست رسد نیکوست . ولی اصلا اینطور نبوده است که میفرمایین!!!
واما در مورد ترجمه ابیات استاد در منظومه باباحیدر بسیار لذت بردم دوست عزیز ممنون . ولی بایک مصرع از حافظ با شما سخن خواهم گفت ( چه زیان ترا که منهم برسم به آرزوی ) در حقیقت این سوال من از شما بود برای ترجمه اشعار استاد شهریار این خیلی مشکل بود یا غیر ممکن که این همه مورد لعن ونفرین قرار گرفتم .
مجددا از یادآوری شما Mehdi_ 1369 سپاسگزارم و منتظر جوابیه شما هستم.
چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۷   ۱۱ : ۰۸ : ۰۰ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر keiko ارسال پیغام به keiko
 ◊ kapa3
۲۴۸۲۱  ◊
سلام

ممنونم

جالب بود
چهارشنبه ۷ اسفند ۱۳۸۷   ۵۱ : ۰۱ : ۰۰ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر kapa3 ارسال پیغام به kapa3
 ◊ lonlywolf
۲۴۸۰۸  ◊
من تعدادی بحث با جناب keiko داشتم...
و متاسفانه دقیقا متوجه این نکته شده ام که ایشون کلا با غرض و تعصب نظر میدن...
در صورتی که بیشتر از هر کسی برای دوری از تعصب شعار میدن!!!!!!!!!!!

و جالبه که سوزن رو در دیگری میبینه ولی تیراهن رو در خودش نادیده ....!!!
سه شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۷   ۰۹ : ۳۰ : ۲۰ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر lonlywolf ارسال پیغام به lonlywolf
 ◊ Mehdi_1369
۲۴۸۰۳  ◊
keiko جان من ترجیح دادم ترجمه شعر استاد رو قبل از خوندن نظرات شما بذارم بعد از پست شعر استاد همه نظراتتونو خوندم با نهایت احترام باید بگم منم با نظر alone2 موافقم که ترکی با حروف لاتین قابل فهم تره و درش هیچ شکی نیست حالا صرفنظر از اینکه چه تزی ارائه شده باید قبول کنیم حروف اصلی زبان ترکی لاتینه. اگر هم قبول ندارین میتونیم با یه مثال ساده به اثباتش بپردازیم: در زبان ترکی مصوت های زیر را داریم:
ə e a i ı o u که توی فارسی نمیشه براش معادل پیدا کرد
برای مثال بخواهیم کلمات duz(نمک)، dz (صبرکن)، dz (راست، هموار) رو با حروف فارسی بنویسیم می شوند "دوز"، "دوز" و "دوز" حال خود قضاوت کنید که آیا حروف فارسی میتونن جوابگوی مصوت و حتی صامت های ترکی باشند؟
اما در مورد جوابی که شما برای alone2 نوشتین با حالتی کاملا توهین آمیز نوشته شده از پیام اول شما چنین بر میاد که شما قصد دارین ایشونو مورد تمسخر قرار بدین (البته امیدوارم منظورتون این نبوده باشه)
صمیمانه ازتون تقاضا دارم در مورد نگرشتون نسبت به این قضیه تجدید نظر بفرمایید.

در مورد نسخه ی لاتین این منظومه هم باید بگم هم اکنون این اثر به صورت لاتین نوشته شده و در بازار کشورهای مختلف موجوده (البته نمیدونم ایران هم اومده یا نه).
سه شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۷   ۱۳ : ۱۵ : ۲۰ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر Mehdi_1369 ارسال پیغام به Mehdi_1369
 ◊ Mehdi_1369
۲۴۷۸۸  ◊
دوستای عزیز واقعا از همگی عذر میخوام
چند وقتی بود به اینجا سر نزده بودم.
اما اینک ترجمه 10 بندی رو که ترکی‌اش رو نوشتم رو میذارم تا دوستان بخونن

ممنون از keiko عزیز که یاد آوری کردن

ترجمه شعر حیدربابا از دکتر ثروتیان(بند 1 تا 10)


حیدربابا چو ابر شَخَد ،‌ غُرّد آسمان
سیلابهای تُند و خروشان شود روان
صف بسته دختران به تماشایش آن زمان
بر شوکت و تبار تو بادا سلام من
گاهی رَوَد مگر به زبان تو نام من

(٢)
حیدربابا چو کبکِ تو پَرّد ز روی خاک
خرگوشِ زیر بوته گُریزد هراسناک
باغت به گُل نشسته و گُل کرده جامه چاک
ممکن اگر شود ز منِ خسته یاد کن
دلهای غم گرفته ، بدان یاد شاد کن

(٣)
چون چارتاق را فِکنَد باد نوبهار
نوروزگُلی و قارچیچگی گردد آشکار
بفشارد ابر پیرهن خود به مَرغزار
از ما هر آنکه یاد کند بی گزند باد
گو :‌ درد ما چو کوه بزرگ و بلند باد

(٤)
حیدربابا چو داغ کند پشتت آفتاب
رخسار تو بخندد و جوشد ز چشمه آب
یک دسته گُل ببند برای منِ خراب
بسپار باد را که بیارد به کوی من
باشد که بخت روی نماید به سوی من

(٥)
حیدربابا ،‌ همیشه سر تو بلند باد
از باغ و چشمه دامن تو فرّه مند باد
از بعدِ ما وجود تو دور از گزند باد
دنیا همه قضا و قدر ، مرگ ومیر شد
این زال کی ز کُشتنِ فرزند سیر شد ؟

(٦)
حیدربابا ، ‌ز راه تو کج گشت راه من
عمرم گذشت و ماند به سویت نگاه من
دیگر خبر نشد که چه شد زادگاه من
هیچم نظر بر این رهِ پر پرپیچ و خم نبود
هیچم خبر زمرگ و ز هجران و غم نبود

(٧)
بر حقِّ مردم است جوانمرد را نظر
جای فسوس نیست که عمر است در گذر
نامردْ مرد ،‌ عمر به سر می برد مگر !
در مهر و در وفا ،‌ به خدا ، جاودانه ایم
ما را حلال کن ، که غریب آشیانه ایم

(٨)
میراَژدَر آن زمان که زند بانگِ دلنشین
شور افکند به دهکده ، هنگامه در زمین
از بهر سازِ رستمِ عاشق بیا ببین
بی اختیار سوی نواها دویدنم
چون مرغ پرگشاده بدانجا رسیدنم

(٩)
در سرزمینِ شنگل آوا ، سیبِ عاشقان
رفتن بدان بهشت و شدن میهمانِ آن
با سنگ ، سیب و بِهْ زدن و ، خوردن آنچنان !
در خاطرم چو خواب خوشی ماندگار شد
روحم همیشه بارور از آن دیار شد

(١٠)
حیدربابا ، قُوری گؤل و پروازِ غازها
در سینه ات به گردنه ها سوزِ سازها
پاییزِ تو ، بهارِ تو ، در دشتِ نازها
چون پرده ای به چشمِ دلم نقش بسته است
وین شهریارِ تُست که تنها نشسته است
سه شنبه ۶ اسفند ۱۳۸۷   ۵۷ : ۵۵ : ۱۸ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر Mehdi_1369 ارسال پیغام به Mehdi_1369
 ◊ baby321
۲۴۶۸۲  ◊
تورکون دیلی تک سوگیلی، ایستگلی دیل اولماز
اوزگه دیله قاتسان بو اصیل دیل اصیل اولماز

اوز شعرینی فارسا-عربه قاتماسا شاعر
شعری اوخویانلار،ائشیدنلر کسیل اولماز

فارس شاعیر چوخ سوزلرینی بیزدن آپارمیش
"صابر"کیمی بیر سفره لی ، شاعر،پخیل اولماز

تورکون مثلی،فولکلوری دونیا دا تک دیر
خان یورقانی ،کند ایچره مثل دیر میتیل اولماز

آذر قوشونی ، قیصر رومی اسیر ائتمیش
کسری سوزودور بیر بئله تاریخ ناغیل اولماز

چوخ قیسا بوی اولسان اولیسان جین کیمی شیطان
چوخ دا اوزون اولما کی اوزوندا عقیل اولماز

آزاد قومی اوغول عشقی طبیعتده بولونسون
داغ-داشا دوغولموش ده لی جیران حمیل اولماز

بو "شهریار" ین طبعی کیمی چیمملی چئشمه
کوثر اولا بیلسه دئمیرم،سلسبیل اولماز


"استاد شهریار"
دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۸۷   ۳۹ : ۱۱ : ۱۰ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر baby321 ارسال پیغام به baby321
صفحه آخر بعدى ۲۱
چاپ  |  بازگشت