بحث و گفتگو زندگی
 
تمام شاخه‌ها
زندگی
 
پیشنهاد موضوع جدید
اعتیاد
افکار عمومی
اقتصاد
انتخابات
انجمن‌ها
ایده‌های جدید
باشگاه‌های ورزشی
بهداشت و سلامت
بیمه
تاریخ
خودرو
دارو و درمان
دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی
درخواست اطلاعات
دولتمردان و سیاستمداران
دین ، روح و روان
زندگی
سایتهای اینترنتی
سیاست
سینما
صدا و سیمای ملی ایران
فرهنگ و ادب
قوه قضاییه
قوه مجریه (دولت)
قوه مقننه
کامپیوتر و اینترنت
کتاب
کنکور
گردشگری
گردهمایی، نمایشگاه‌ها و جشنواره‌ها
ماهواره
مدارس
مدیریت شهری
مسابقات ورزشی
مطبوعات
موبایل
موسیقی
مهاجرت
نجوم
نوجوانان و جوانان
نوروز
نیروی انتظامی
ورزشکاران و مربیان
هجویات
هنرمندان و هنرپیشگان
بحث و گفتگوهای من
پرسش و پاسخ
مشاوره
زنان متاهل و دوست پسر چرا؟
سلام
شاید گفتن این حرف درست نباشه اما باید قبول کرد به نوعی این مرض داره تو جـامعه شیوع پیدا میکنه.
و یه جورایی این موضوع رو گذاشتم تا مکمل تاپیک مردان متاهل و دوست دختر چرا باشه؟
نظر شما چیست؟
۲۸ بهمن ۱۳۸۸   |  فرستنده موضوع : rahgozar65  
نمایش تصویر
تغيير وضعيت تايپ از فارسى به انگليسى با کليد F9 امکان پذير است.‌‌‌‌
تصویر می تواند حداکثر ۱۱cm X ۱۱cm باشد. در غیر این صورت عکس به این ابعاد تغییر خواهد یافت. قالب عکس انتخابی شما باید به یکی از فرمتهای "bmp" ، "gif" ، "jpg" ، "jpeg"و یا "png" باشد.حجم عکس آن حداکثر ۳۰ کیلوبایت می‌تواند باشد.
ارسال به شبکه‌های اجتماعی
 Facebook  Twitter  Friend Feed  Delicious  Google Reader
نظر شما چیست؟
صفحه آخر بعدى ۳ ۲۱
 ◊ ghaassedak
۳۸۱۵۸  ◊
به همون دلیل که مردان متاهل و دوست دختر چرا!؟؟
شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۰   ۳۳ : ۲۱ : ۰۹ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر ghaassedak ارسال پیغام به ghaassedak
 ◊ ebnehesam
۳۸۱۵۱  ◊
سلام خانم neda_theatreا ین چه حرفی که شما میزنید.اگر مرد به فکر کارشه که برای امرارمعاش خانوادشه که این خودش یه توجه! بعدحق هیچ مردی نیست که زنش بهش خیانت کنه!و بلعکس. این از هنرهای زنه که بتونه مردشو نگه داره .
موفق باشید!!!
پنج شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۰   ۲۲ : ۵۶ : ۲۲ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر ebnehesam ارسال پیغام به ebnehesam
 ◊ rahgozar65
۳۸۱۴۳  ◊
سلام

این تاپیک داره خاک میخوره
یه پست دادم تا به لیست تاپیک های به روز شده اافه بشه و بازم به جمع تاپیک های مورد بحث اضافه بشه

با آرزوی دنیایی بدون خیانت

امیر رهگذر
چهارشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۰   ۵۴ : ۲۳ : ۱۶ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر rahgozar65 ارسال پیغام به rahgozar65
 ◊ taparestan
۳۴۷۱۵  ◊
نمی دونم چرا تو جامعه ما همه چیزایی که یه روزی تصورش رو هم نمی تونستیم بکنیم خیلی راحت داره اتفاق می افته
این موضوع دلایل مختلف داره ولی فکر نمیکنم هیچ کدوم از اونا منطقی و قابل قبول باشه
ارزش خوب بودن یا بد بودن هیچ نقشی توی انجام دادن کارهامون نداره
یه دوره ای بود که خانوم های جامعه ما اعتماد به نفس نداشتن ولی حالا با انجام دادن کارایی از این دست دارن یه جورایی خودشونو ثابت میکنن الیته از روی ناآگاهی
نقش تبلیغات ها و تهاجم فرهنگی از بیرون و فقر فرهنگی از داخل می تونه علت اصلی باشه که خودشو پشت دلایل دیگه پنهان کرده
ما خودمونو گم کردیم و میدونیم اما نمیفهمیم که داریم با خودمون چیکار میکنیم
پنج شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۹   ۴۸ : ۵۰ : ۰۸ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر taparestan ارسال پیغام به taparestan
 ◊ rahgozar65
۳۴۶۹۷  ◊
سلام
دوست عزیزgdghwdnd

با نظرتون کاملا موافقم
زنها باید با قدرتمند شدن در عرصه اجتماعی و توبیخ اساسی خیانتکاران

موفق باشین
چهارشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۹   ۴۶ : ۵۵ : ۰۸ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر rahgozar65 ارسال پیغام به rahgozar65
 ◊ gdghwdnd
۳۴۶۷۷  ◊
خیانت کردن به خاطر انتقام نشان ضعفه.
اگه قراره مردان خیانتکارو سر جاشون بنشونیم را هی نیست جز قدرتمند شدن زنها.

مگه مردها وقتی زنشون کار نابخشودنی میکنه چی کار می کنن. طلاقشو می دن بره پی کارش . چون بعد ازاون راحت می تونن یه زندگیه جدید شروع کنن.
اما زن چون در جامعه ما نه قدرت داره نه توانایی لازم دچار انحطاط می شه. حتی انتقام گرفتنش فقط بر ضد خودشه.
یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۹   ۵۵ : ۲۹ : ۱۴ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر gdghwdnd ارسال پیغام به gdghwdnd
 ◊ rahgozar65
۳۴۶۶۴  ◊
سلام
دوست عزیزneda_theatre
اگه توجه کنید متوجه میشین که این مطلب(مردان متاهل و دوست دختر چرا؟) قبلا توسط دوست دیگه ای پیشنهاد شده و میتونین تو شاخه زندگی اونو ببینید.

اما اینکه میگید بعضی مردا حقشونه که اینجوری بهشون خیانت بشه!
قبلا جواب این مورد رو دادم اما خیلی کوتاه میگم اینکه اولا اولین راه در قبال خیانت مرد زندگی خیانت متقابل زن زندگی نیست.
در ثانی برای حفظ شانیت کلمه زن و نگه داشتن کلمه کانون گرم خانواده برای آخرین راه بازم میگم برای آخرین راه باید طلاق گرفت و اونوقت که در جمع خاصی قرار نگرفتیم و فرد آزادی شد میتونه کار دلخواهشو انجام بده.
شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۹   ۴۶ : ۲۳ : ۱۸ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر rahgozar65 ارسال پیغام به rahgozar65
 ◊ neda_theatre
۳۴۶۲۸  ◊
تو جامعه مردها زیادتره چرا به اونا اول نپرداختی زورت به زنا رسیدی خیلی از مردا حقشونه چون به زن و خانواده اهمیت نمیییییی دان و فقط به فکر خودشونو کارشونن
پنج شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۹   ۲۱ : ۳۳ : ۲۱ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر neda_theatre ارسال پیغام به neda_theatre
 ◊ gdghwdnd
۳۴۶۲۲  ◊
سلام
اول می خولم از کسانی که در این بحث صادقانه نظر میدن تشکر کنم

من در جامعه زنها می ببینم که ارتباط نامشروع خیلی زیاده چه عمل کردن چه فکر کردن به این موضوع.
راستش دسته بندی کردن نمی گم کار اشتباهیه اما فقط جزء کار آمارگیر یه.

این حرفهایی که می زنم صرف طرفداری نیست
در جامعه ما زنها خیلی تحت فشار هستند یعنی از وقتی یه دختر خودشو می شناسه اونو تو منگنه و دور از هر پرش روحی و فکری و تجربی قرار می دن به خیال اینکه دختر پاک و سالم بمونه
به این فکر نمی شه که انسان با دانستن تما م جنبه های مختلف زندگی آشنا باشه و بتونه راه در ست زیستن رو انتخاب کنه انسانه در غیر این صورت به یک نیمه حیوان تبدیل می شه.

با این محیط دختر رشد می کنه و در این دهکده جهانی به مفاهیم آزادی و محبت و رها شدن پی می بره
اما چون تعلیمی ندیده و هیچ درکی به طور واقعی از مفاهیم زندگی نداره هر چیزی که در برابرش قرار داره و راحت الوصول تره و غالب تره رو انتخاب می کنه.
راستش من نمی تونم فقط زن رو مقصر بدونم منم یک زنم و می تونم تمام کمبود هایی که زنان در جامعه ما دارند رو احساس کنم.
۹۵%از زنان جامعه ما بالاجبار ازدواج می کنند از اجبار احساسی گرفته تا اجبار محیطی.

تازه بعد از ازدواج و رسیدن به یک بلوغ نسبی به کمبودهای هاشون پی میبرن.
و چون هیچ اگاهی از انسانیت خودشون و جنسیتشون ندارن مغلوب عوامل محیط میشن یعنی عواملی که به کمترین علم و آگاهی نیاز داره.
همین موارد در مورد مردها هم صادقه.
اگر واقعا زنی یا مردی احساس آرامش در کنار همسر خودش نداره و توانایی اینکه این قابلیت رو در خودش بالا ببره رو نداره لزومی نداره خیانت کنه و روحشو درگیره یه همچین مسئله ی عذاب اوری برای خودش بکنه. اگر فکر کنه و خودشو بشناسه.

ببخشید که تایپیک طولانی شد حرفهای زیادی دارم اما مجال نیست.
پنج شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۹   ۵۵ : ۰۰ : ۱۳ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر gdghwdnd ارسال پیغام به gdghwdnd
 ◊ rahgozar65
۳۴۴۴۴  ◊
سلام

دوست عزیز و بزرگوار Z1369

من اصلا قصد و نیتم از گفتن این دسته ها توهین به جامعه پاک و مقدس زنانه نبوده و نیست.
این تقسین بندی فقط برای تعداد بسیار ناچیزی از انسانهایی ست که جنسیت مؤنت داشته و خطای مذکور رو مرتکب شدند.

اما در مورد اینکه گفتین من میخوام تعداد این دسته ها رو افزایش بدم لازمه خدمتتون عرض کنم که دوست عزیز و گرامی Shervinx نوشته بودن که دسته های دیگه ایی هم هست که من از قلم انداختم و بنده هم بنا به رسم ادب عرض کردم که بجز Shervinx عزیز دیگر دوستان هم اگه میبینن که من چیزی رو کم یا زیاد نوشتم میتونن تصحیح کنن.

اگه شما می بینید که من به چیزی رو اشتباه نوشتم. تصحیح کنید.
اگه استدلال من اشتباهه. شما استدلال درست رو بگید.
و اگه از استدلال ها جای نادرست استفاده کردم شما و دیگر دوستان یادآوری کنید.

در مورد اون مردی که بعد از ازدواج سراغ یکی دیگه میره
خب این مشخصه وقتی یه نفر در پی هوس بازی باشه بعد از رسیدن به مورد نظر از اون خیلی زود سیر میشه و میره سراغ دیگری.

شما دیدگاه منو در مورد ازدواج خوندید؟
دیدگاه من در مورد زنان رو چی؟
تاپیک ازدواج با شخصی که قبلا رابطه جنسی داشته؟

من همه اینا رو نمیتونم بنویسم چون خیلی طولانی میشه پس اگه محبت کنید و اونا رو بخونید و اگه بازم فکر کردین نظرات من در مورد زنان و ازدواج توهین به جنس مخالفم بوده بگین تا من اگه دفاعی از نظراتم داشتم ارائه کنم.

کاربر محترم و دوست عزیز Z1369 در مورد احترام من به جنس مخالفم از افرادی هستم که گاهی اوقات دوستان به مزاح میگن:
مگه تو رئیس انجمن دفاع از حقوق زنانی که اینهمه ازشون دفاع میکنی!

حالا از شما خواهش میکنم بگید که کدوم یک از حرفای من توهین به خانومها بوده؟؟؟؟

من جایی نگفتم که شما منو ناراحت کردین چون اصلا اینجوری نبوده.


حرف پایانی
جمله ایی که در تاپیک زنان نوشتم رو دوباره اینجا تکرار میکنم.


چه پاکند و مقدس آنانی که معنای واقعی کلمه زن هستند.


موفق باشین و سرافراز
یکشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۸۹   ۵۸ : ۱۲ : ۱۴ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر rahgozar65 ارسال پیغام به rahgozar65
 ◊ Z1369
۳۴۴۳۸  ◊
سلام
در مورد تقسیم بندی شما راستش در مورد دسته اول با شما موافقم چون اما در مورد سه دسته دیگه این دلایلی که شما اوردین توجیه این زنها نیست اینا واقعیاته من میگم این زنا به خاطر شرایط زندگیشون به این راه کشیده میشن ،شما در مورد عشق حرف زدین و اینکه ادم باید عاشق بشه یا بهتر بگم طرف مقابلشو متناسب با خواسته هاش ببینه اما تو جامعه ما مردا میتونن کیس مناسب زندگیشونو هر جا که بخوان پیدا کنن ،عاشق شدن برای مردا بد نیست اما خیلی کم پیش میاد که یه زن بتونه به عشقش برسه این میشه یه سرخوردگی براشون،خیلی از دخترا خودشون انتخاب نمیکنن و فقط نظر خانواده شون رو تایید میکنن هیچ کس نمیخواد باور کنه که زنا هم حق عاشق شدن و ابراز عشق رو دارن ،من یه دختر جوونم و دورو برم پر از دخترای همسن خودمه میبینم که خیلی هاشون عاشقن اما حق اظهار اونو ندارن و اخرش فقط ازدواج میکنن و همسرش اون خصوصیاتی که میخواد رو نداره اینا ایراد جامعه ماست و خیلی بی انصافیه که شما زنا رو متهم به همه چیز میکنید تازه دنبال توسعه گروهات هم هستی .....
مرد بنده شهوت است و زن اسیر محبت،انچه مرد را میلغزاند و از پای در می اورد شهوت است و زن باعتراف روانشناسان صبر و استقامتش در مقابل شهوت از مرد بیشتر است . اما ان چیزی که زن را از پا در می اورد و اسیر میکند این است که نغمه محبت و صفا و وفا و عشق از مردی بشنود. خوش باوری زن در همین جاست(شهید مطهری) ،برای زن محبت یک مرد کافیست و اگر همسرش به او وفادار باشد تا اخر عمر برایش کافیست اما متاسفانه اقایون نه، به قول اقای انوشه مرد اگه یه دختر رو بخواد اونقدر تلاش میکنه تا بهش برسه اما همین که بهش رسید حواسش میره پیش دختر زشت همسایه این خصوصیت شما اقایونه نه ما خانوما.....
در ضمن باید بگم که من هیچ وقت قصد ناراحت کردن شما رو نداشتم و نظرات شما همیشه برام محترم بوده اینو از ته دلم میگم اما مثل اینکه شما فقط شعار میدادین که خانوما ارزشمندن و محترمن و از این جور حرفا....
یکشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۸۹   ۱۳ : ۰۳ : ۰۹ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر Z1369 ارسال پیغام به Z1369
 ◊ rahgozar65
۳۴۴۳۰  ◊
سلام
دوست عزیز و گرامی Shervinx

این تقسیم بندی رو انجام دادم تا اگه شما و دیگر دوستان دسته های دیگری از این گروه خطاکار رو می شناسید و من جا انداخته ام یادآوری کنید.
پس برای روشن تر شدن قضیه شما و دیگر دوستان هم کمک کنید و اگه اقلیت های دیگه ایی هستن. رو نام ببرین.

امیدوارم که نظرات این رهگذر ناخواسته موجب رنجش خاطر کسی نشده باشه.
شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۸۹   ۲۰ : ۰۰ : ۱۴ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر rahgozar65 ارسال پیغام به rahgozar65
 ◊ Shervinx
۳۴۴۲۶  ◊
سلام مجدد

rahgozar65 عزیز

صحبت های شما را مطالعه کردم و در مورد تقسیم بندی شما تقریبا موافق هستم.هرچند همان طور هم که قبلا عرض کردم معتقدم می توان موارد دیگری را نیز به آن ها اضافه کرد و هم چنین قایل به این هستم که با مشاوره ها و شناخت و دقیق قبل از ازدواج می توان جلوی بسیاری از مشکلات را گرفت تا خیلی لزومی به چاره اندیشی بعد از ازدواج نشود و خدای ناکرده کار به جدایی که به نظر بنده هم باید آخرین راه باشد ، نکشد.فکر می کنم این حدیث را که اگر درست به خاطرم باشد از پیامبر(ص) باشد، همه شنیده باشیم که فرمودند ̎ طلاق حرام ترین حلال است̎
لذا فکر می کنم به یک نقطه مشترک نسبی رسیده باشیم مگر آن که شما دوست عزیز حرف دیگری برای گفتن داشته باشید.

در ضمن از شما دوست عزیز به خاطر لطفتان به بنده تشکر می کنم و باید عرض کنم شخصا سعی کرده ام در تمام مباحثی که در این سایت انجام داده ام با نگاهی عمیق و ریشه ای به موضوع نگاه کنم. حال چقدر موفق بودم دوستان باید پاسخ دهند که خوب با اظهار لطف شما فکر می کنم تاحدودی موفق بودم.
شاد و سربلند باشید و در پناه حق....
شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۸۹   ۵۹ : ۳۲ : ۰۸ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر Shervinx ارسال پیغام به Shervinx
 ◊ rahgozar65
۳۴۴۲۲  ◊
سلام

Shervinx عزیز و گرامی
من از شما بازهم تشکر میکنم که به مسئله ایی با این اهمیت نگاهی عمیق دارین.

در مورد اینکه چرا این عمل انجام میشه من تو ذهن خودم این گروه خطاکار رو به چهاردسته تقسیم.

1.دسته اول اونایی هستن که فقط به صرف گذروندن وقت و خوش گذرونی بدنبال ارتباط با جنس مخالف هستن.
که توجیهاتی برای خودشون دارن که مهمترین یا عمده ترین توجیهی که استفاده میکنن اینه که همسرشون وقت کمی برای اونا میذاره و بیشتر اوقات جای دیگست و در جمع خانواده حضور نداره

2.دسته دوم افرادی هستن که به قصد انتقام گرفتن از همسر با جنس مخالف برقرار میکنن.
توجیهات این دسته هم معمولا از این حرفاست که همسرمون به ما کم محلی میکنه یا همسر ما خودش با دیگران ارتباط داره و ....

و اما دسته سوم!

3.این دسته فقط چون زوج مشترک اونا یه جورایی درک مقابل نداره و به قولی اصلا همدیگه رو نمی فهمن
خب توجیه این دسته کاملا مشخصه و اونا بدنبال کسی هستن که کاملا و درکشون کنهو حرف اونا رو بفهمه


4.دسته چهارم هم افراد کاملا هوس بازی هستن که برای ارضای غریضه جنسی هستن و ...
این افراد اصلا منطق ندارن که بخوان توجیه داشته باشن اما این حرف رو میزن که همسر ما قادر به انجام وظیفه همسری خود نیست یا اصلا این زن اونقدر هوس بازه که یک نفر قادر به برآوردن احتیاجات جنسی اون نیست.

بجز مورد اول دسته چهارم بنظر من میشه درصد بالایی از این خصوصیات رو در شناخت قبل از ازدواج جستجو کرد.

این مسائل راههای زیادی دارن که رفع بشن
اما اگه بنظر من اگه به هیچ طریقی این مشکل حل نشد باید برای حفظ قداست نام خانواده طلاق گرفت و زوجین از هم جدا بشن.
طلاق آخرین راهه آخرین راه..



دوست عزیز و گرامی با نام کاربری Z1369

در مورد اینکه من آدم متکبری باشم که دلایل دیگران رو فقط توجیهاتی بیش ندنم فکر کنم یه کم زود قضاوت کردین.( کم لطفی!!!)

اما در مورد اینکه تو اون تاپیک نوشته بودم مرد متاهلی که دوست دختر داره این بود که یا بر اساس یه سری هوس ازدواج کرده یا کلا تو انتخابش اشتباه کرده و همسرش اون خصوصیاتی که اون میخواست رو کامل نداشته.
کسی که عاشق بشه یعنی به مرز تکامل رسیده و با وصال یار به سمت اوج یعنی رسیدن به محبوب حقیقی میره
این دلیل من بود برای اون کسانی که عاشق نشده فقط ازدواج میکنن.


موفق باشین
جمعه ۱۳ فروردین ۱۳۸۹   ۲۰ : ۱۸ : ۰۹ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر rahgozar65 ارسال پیغام به rahgozar65
 ◊ Z1369
۳۴۴۱۲  ◊
سلام
اقای رهگذر۶۵ فکر میکنم برداشت شما از حرفای بقیه اشتباهه هیچ کس نخواسته این عمل زشت رو توجیح کنه ....
من یه سوال از شما میپرسم ،شما توی تاپیک مردان متاهل و دو ست دختر نوشتین (همچین مردی فقط ازدواج کرده و عاشق نشده )
میشه شما که اینقدر دم از توجیح کردن میزنید جمله خودتون رو برای من معنا کنید اگه حرفای ما توجیحه حرف شما چیه؟
چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸۹   ۴۹ : ۱۱ : ۰۰ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر Z1369 ارسال پیغام به Z1369
 ◊ Shervinx
۳۴۳۸۷  ◊
سلام مجدد

rahgozar65 عزیز

با تشکر از شما دوست خوب و گرانقدر.


من هم چنان احساس می کنم در صحبت های شما به جای بررسی دقیق و ریشه ای مشکل ،صرفا دلایلتان را به برخی شعارها محدود نموده اید.هرچند معتقدم باید از شعار به شعور رسید.با شما هم نظر هستم که باید روی قبیح نشان دادن این عمل پافشاری نمود ، ولی نه صرفا با یک سری شعار.برداشتی که از صحبت های شما دارم این که شما معتقدید چون ازدواج یک پیوند مقدس است(که موضوعی غیرقابل انکار است) پس روی همین حساب باید تمام موانع و مشکلاتی را که احتمال دارد به واسطه ی آن ها این پیوند بشکند ،نادیده گرفت.فقط و فقط چون این یک پیوند مقدس است.
چه کسی گفته به خاطر یک بله گفتن باید تا آخر عمر سوخت و ساخت؟ البته بحث ما برسر طلاق نیست ولی باید توجه داشته باشیم که گاهی اوقات طلاق لازمه ی یک زندگی مشترک است.اما به قول شما نه صرفا با کوچکترین تخطی...
یکی از همین تخطی ها که البته مسأله ی مهم و بزرگی هم هست به نظرم همین بحثی است که شما دوست عزیز زحمت مطرح کردنش را کشیدید که مجددا جا دارد از شما تشکر کنم.

rahgozar65 عزیز
من به پرسش شما پاسخ منفی می دهم چون اصلا یادم نمیاد جایی گفته باشم که با کوچکترین تخطی باید هرکاری دلمون خواست انجام دهیم.لازمه ی اساسی یک زندگی مشترک گذشت و صبوری دوطرفه است.
اما در مورد مسایلی که منجر به همچنین اتفاقاتی که موضوع بحث ماست می شود قضیه فرق می کند.
البته دیدگاه شما نسبت به مقوله ی ازدواج نگاهی بسیار پسندیده و قابل ستایش و تحسین است و شخصا به شما دوست عزیز تبریک می گم.
ولی مشکل من با شما سرجایی است که شما هر دلیل دیگری ولو علمی و منطقی را به نام استحاله تلقی می کنید.
مسلما توجیه افراد در زمینه اهمیت ازدواج بسیار مهم و لازم است.اما کافی نیست.من در پست قبل نیز عرض کردم با مهارت های یک زندگی مشترک بسیاری از این مشکلات رفع می شود و این تازه یک مورد دیگر است.به این موارد مباحث بلوغ فکری و عاطفی و شرایط زندگی و... را نیز باید اضافه کنیم آن وقت درمی یابیم با چه موضوع پیچیده ای طرف هستیم که قطعا حل آن با شعار پیش نمی رود.
بر همین اساس به نظر من ما اصولا باید کسانی را که به آن شکلی که شما فرمودید با جنس مخالف خود رابطه داشتند از دایره بحث خود خارج کنیم چون آن ها تا به یک سری مسایل نرسند اصلا ازدواج آن ها صحیح نیست و احتمال بسیار زیادی دارد همان اتفاقی که شما اشاره کردید رخ دهد.

من قبلا هم عرض کردم مدافع چند همسری بودن برای آقایون نیستم.علی رغم اینکه دین ما این اجازه را به ما داده است.چون اعتقاد دارم شرایطی را که دین برای این عمل تعیین کرده ،خود نوعی تشویق برای انجام ندادن آن است.چون مسلما برقراری عدالت در زمینه های مختلف کاری دشوار است.
هرچندمتاسفانه عده ای هستند که اعمال هوس جویانه ی خود را با دین توجیه می کنند.

دوست گرامی من جایی نگفتم دوره مرد بودن تمام شده است.من گفتم دوره ی اینکه شما بیای با کسی که به لحاظ روانی و علمی مشکلاتی دارد ، قبح یک عمل زشت را با شعار برایش تفهیم کنی گذشته است.کسی که هنوز بلوغش کامل نشده چطور انتظار دارید که درک کند پیمان ازدواج به چه معناست که حالا بفهمد رابطه با شخص دیگری قبیح است؟

در پایان یاد آور می شوم که دوست عزیز rahgozar65
دیدگاه شما نسبت به ازدواج برای شخص من بسیار قابل احترام است.اما از شما می خواهم نسخه تان را سعی نکنید برای همه یک جور صادر کنید.برای اینکه قبح اعمالی مثل موضوعی که شما مطرح فرمودید برای همه به عیان معلوم شود ما نیاز به ریشه یابی و دقت عمل داریم.خصوصا برای جامعه ای که آرام آرام به سوی مدرنیته شدن می رود که آن وقت است که شعار در آن جایی ندارد و همه چیز باید تجربی و عقلی ثابت شود.البته نمی گویم این بد است یا خوب است به هرحال مدرنیته هم عوارض خود را دارد اما این یک حقیقت است و باید آن را پذیرفت.
دوشنبه ۹ فروردین ۱۳۸۹   ۳۲ : ۴۹ : ۰۰ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر Shervinx ارسال پیغام به Shervinx
 ◊ rahgozar65
۳۴۳۷۱  ◊
سلام
در ادامه....

در مورد استحاله عمل
همونجوری که تو پست قبل عرض کردم این پیمان اونقدر مقدسه که هر اسمی با عنوان توجیه یا دلیل برای این عمل با هر عنوانی فقط استحاله این عمل زشته.

اما شناخت قبل از ازدواج
وقتی طرف تو زندگی قبل از ازدواجش نتونسته به یک دوست جنس مخالف اکتفا کنه و دلی در سینه نداشته و اونجا بجای دل. دروازه بوده و در آن واحد چندین نفر در رفت و آمد بودن یا اکثر ارتباطاتش با جنس مخالف برای ارضای غریضه جنسی بوده.
چطور میشه انتظار داشت که بعد از ازدواج یهویی متحول بشه و با طرف مقابلش با صداقت رفتار کنه؟
خب حالا اگه ما این شناخت قبل از ازدواج رو اهمیت بالایی بدیم به احتمال زیاد اینجور مشکلات خیلی خیلی کمتر پیش میان.

چند همسری بودن
وقتی من و شما به عنوان یه مرد انتظار داریم که همسر ما فقط فقط ما رو دوست داشته باشه یا بقولی فقط مال ما باشه پس اونور ترازو ما هم باید فقط به داشتن همون همسر اکتفا کنم.و تمام احساس رو نثار همون یار کنیم دنه خورده احساسی رو که داریم اگه هم بخوایم عادلانه بین چند نفر تقسیم کنیم که به هر کدومشون سهم ناچیزی برسه و .......

اگه ما به ازدواج به عنوان سرنوشت سازترین مرحله زندگی نگاه کنیم دیگه همچین مشکلاتی خیلی کمتر پیش میان.
نگاهی کاملا عمیق





با آرزوی سالی خوش برای دوستان.رهگذر
شنبه ۷ فروردین ۱۳۸۹   ۳۵ : ۳۱ : ۱۸ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر rahgozar65 ارسال پیغام به rahgozar65
 ◊ rahgozar65
۳۴۳۷۰  ◊
سلام
از دوست عزیزShervinx خیلی ممنون و سپاسگذارم که به این مشکل یا بهتره بگم معضل عمیق نگاه کردن.
اما به نظر من این گفته های شما بازم راههای توجیه پیدا کردن برای این عمله که ببینیم آیا همسر این فرد خاطی نقش همسر بودنش رو خوب اجرا کرده یا با کم و کاستی هایی همراه بوده.

آیا دید شما به وصال مثل نگاه به یک قراداده؟؟؟
دیدگاه من به ازدواج یا مثل قبل تکرار کنم وصال یار یه قراداد دو طرفه نیست که با کوچکترین خطای طرف مقابل من هم به عنوان طرف دیگه ی قرارداد هرکاری دلم خواست انجام بدم.

وصال. بستن یک پیمان مقدسه که حتی با تخطی طرف مقابل بازهم به اون باید وفادار موند.وقتی ما به قداست این عهد پی ببریم اونوقته که دیگه هیچ عملی موجب نمیشه که پیمان شکنی کنیم.
کار اشتباه دیگران توجیه عمل اشتباه ما نیست!

اگه بنده روی بعضی حرفام پافشاری میکنم برای اینه که بعضی از دوستان هنوز قبح این عمل رو قبول ندارن و به جای قبول اشتباه بودن این عمل و پیدا کردن راهکار فقط و فقط این عمل رو توجیه میکنن.


حالا اگه حرف شما دوست بزرگوار رو هم قبول کنیم. اشتباه اصلی اینجاست که این افراد اولین کاری که میکنن همین برقرار کردن ارتباط با....

و اما دوره مرد بودن...
دوست عزیز دوره مرد بودن هیچ وقت بسر نمیاد و ما هنوز مردهای زیادی داریم و فقط آدمای بظاهر مرد یه کم از گذشته بیشتر شدن.
شنبه ۷ فروردین ۱۳۸۹   ۵۱ : ۲۳ : ۱۱ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر rahgozar65 ارسال پیغام به rahgozar65
 ◊ HAMSHAHRY
۳۴۲۸۹  ◊
بله دوستان درست این یک هوس و هم یک اشتباه و هم یک انتخاب غلط و هم......... اصلا شاید میتونه خیلی چیزها باشه که عقل جن هم نرسه ولی مهم اینه که هست و شهر ما شهر فرنگ و از همه رنگ و رنگ و وارنگ . خب حلا تو این هیر و ویر و اوضاع و احوال و گیر و دار من و تو و ما وظیفه مون چیه ؟ این مهمه فکر کنید نه نشد کمی عمیقتر و بیشتر فکر کنید . حالا بگید ببینم چی نتیجه گرفتید ؟ دست در دست هم دهیم به مهر اول خودمونا بعدش جامعه مونا بسازیم میهن نیز حتما میشود آباد.
پنج شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۸   ۵۷ : ۱۴ : ۱۵ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر HAMSHAHRY ارسال پیغام به HAMSHAHRY
 ◊ Shervinx
۳۴۲۷۳  ◊
سلام خدمت دوستان عزیز آفتابی

rahgozar65 عزیز

تشکر می کنم ابتدا از شما دوست گرامی که این مبحث را که به نظربنده بحث بسیار مهمی است ،راه انداری نموده اید.

اما متاسفانه روند بحث این تاپیک به طور کلی تا به اینجا که احساسی پیش رفته است و به جز مواردی اندک خیلی نشانه هایی از علمی بحث کردن شخصا نیافتم.در مورد مطلب خانم Z1369 که به نظرم بخش هایی از آن درست است تا جایی امیدوار بودم که اینگونه باشد ولی جز همان موارد چیز خاصی پیدا نکردم.
البته در مورد پاسخ های شما با اینکه با چند مورد آن موافق هستم ولی لازم می دانم نکته ای را خدمتتان عرض کنم.

ببینید دوست عزیز در مورد قبیح بودن این عمل و امثاله که شکی نیست.شما در عنوان تاپیک لفظ ̎ چرا ؟ ̎ را قرار داده اید و این بدان معنی است که باید سعی کنیم این موضوع را علت جویی و ریشه یابی کنیم. پاسخ هایی که شما تحت عنوان دلیل برای تقبیح این موضوع آورده اید به نظرمن بیشتر شبیه شعار هستند تا چرایی و علت.
این درست است که شناخت قبل از اردواج مقوله ی بسیار مهمی است ولی نمی توان تمام مسایل را به این شناخت قبل از ازدواج پاس داد.شما می فرمایید مردهایی که شماره می دهند و ... مرد نیستند.دوست عزیز دوره ی تقبیح نمودن با چنین عناوینی به اعتقاد من خیلی وقت است که به سر آمده است.ما باید سعی کنیم ببینیم این دوست پسر یا این خانم متاهل در زندگیشان چه اتفاقاتی را تجربه کردند که حالا کار به اینجا رسیده است. استنباطی از فرمایش شما و برخی دوستان انجام می دهم اگر اشتباه بود خواهش می کنم اصلاح فرمایید.
شما می فرمایید ̎ تعداد زیادی از اونا به وسیله همون هوس این ارتباط رو شروع میکنن اما در شاخه های دیگه از هوس که تغییر نام دادن تا با این کار استحاله بشن!! ̎
من این طور برداشت می کنم که منظور شما تقریبا همه افرادی است که این کار را می کنند.چون تغییر نام هوس برای استحاله شدن با خود هوس تفاوت آن چنانی ندارد.
اما دوست عزیز به نظر خود شما این دلیل می تواند علمی باشد؟ فکر نمی کنید دلایل بسیار مهم تر و پیچیده تری این وسط باشد؟فکر می کنم قبل از اینکه بگوییم این مسایل به خاطر هوس بوده به چند سوال خیلی مهم پاسخ دهیم :

ــ آیا همسر این خانم متاهل به واقع برایش همسر بوده؟ آیا تمام نیازهای عاطفی و روحی او را تاحد مطلوب برطرف کرده؟ در یک کلام آیا همسر مناسبی بوده؟

دوست گرامی ممکن است از حرف من عده ای از دوستان از حرف بنده نارحت شوند ولی این یک حقیقت غیرقابل انکار است و نمی توان آن را کتمان کرد. مردها به طور طبیعی چندهمسری بودن را ترجیح می دهند و خانم ها دوست دارند فقط به یک مرد تکیه کنند. اینجا می توان نتیجه گرفت که اگر خانمی دست به این عمل بزند مهم ترین دلیلش این است که در همسرش این قدرت را ندیده که بتواند به او تکیه کند که مشابه این نتیجه گیری را دوست عزیزمان m_dalvand مطرح فرموده بودند.
من اینجا طرفدار و مدافع گسترش چندهمسری بودن برای مردان نیستم و صدالبته مسلم است که خانم های بسیاری هستند که می توانند تا آخر عمر به خوبی درکنار همسرشان باشند که مردشان اصلا نتواند کسی را به جای او تصور کند.کمااینکه نمونه های بسیاری را شاهد هستیم.

البته تاکید می کنم این وظیفه دوطرفه است و محقق نمی شود مگر با یادگیری تمام مهارت های لازم برای داشتن یک زندگی مشترک.هرچند به قول شما و برخی دوستان شناخت قبل از ازدواج مهم بوده و به نظر من پایه و اساس اتفاقات بعدی می تواند باشد.

و دوستان عزیز امثال راه حل های ̎ به جیزای خوب فکر کن....سرتو پایین بنداز....چه معنی داره؟؟!!! و...̎ بدترین نوع راه حل و برخورد با این جور مسایل است.چراکه نادیده گرفتن ریشه های عملی در چنین موضوعاتی مستقیما ما را به بی راهه ای می رساند که برگشتن آن هرچند ممکن باشد ولی هزینه سنگینی دارد.
پنج شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۸   ۵۵ : ۰۸ : ۱۵ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر Shervinx ارسال پیغام به Shervinx
صفحه آخر بعدى ۳ ۲۱
چاپ  |  بازگشت