Locked دریافت Toolbar آفتاب
بحث و گفتگو فرهنگ و ادب
 
تمام شاخه‌ها
فرهنگ و ادب
 
پیشنهاد موضوع جدید
اعتیاد
افکار عمومی
اقتصاد
انتخابات
انجمن‌ها
ایده‌های جدید
باشگاه‌های ورزشی
بهداشت و سلامت
بیمه
تاریخ
خودرو
دارو و درمان
دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی
درخواست اطلاعات
دوستی‌ها
دولتمردان و سیاستمداران
دین ، روح و روان
زندگی
سایتهای اینترنتی
سیاست
سینما
صدا و سیمای ملی ایران
فرهنگ و ادب
قوه قضاییه
قوه مجریه (دولت)
قوه مقننه
کامپیوتر و اینترنت
کتاب
کنکور
گردشگری
گردهمایی، نمایشگاه‌ها و جشنواره‌ها
ماهواره
مدارس
مدیریت شهری
مسابقات ورزشی
مطبوعات
موبایل
موسیقی
مهاجرت
نجوم
نوجوانان و جوانان
نوروز
نیروی انتظامی
ورزشکاران و مربیان
هجویات
هنرمندان و هنرپیشگان
بحث و گفتگوهای من
پرسش و پاسخ
مشاوره
مطالب جالب
لطفا مطالبی رو که به نظرتون جالب میاد رو اینجا بزارید

فرقی هم نمی کنه عکس متن ...
نظر شما چیست؟
۲۸ مهر ۱۳۸۷   |  فرستنده موضوع : saeedjanfada  
نمایش تصویر
تغيير وضعيت تايپ از فارسى به انگليسى با کليد F9 امکان پذير است.‌‌‌‌
تصویر می تواند حداکثر ۱۱cm X ۱۱cm باشد. در غیر این صورت عکس به این ابعاد تغییر خواهد یافت. قالب عکس انتخابی شما باید به یکی از فرمتهای "bmp" ، "gif" ، "jpg" ، "jpeg"و یا "png" باشد.حجم عکس آن حداکثر ۳۰ کیلوبایت می‌تواند باشد.
 Facebook  Twitter  Friend Feed  Delicious  Google Reader ارسال به شبکه‌های اجتماعی
نظر شما چیست؟
صفحه آخر بعدى ۸ ۷ ۶ ۵ ۴ ۳ ۲۱
 ◊ gholee31
۳۹۴۹۸  ◊
به قـــولِ لامارتین شاعر فرانسوی ،
تو را دوست دارم بدون آنکه علتش را بدانم.محبتی که علت داشته باشد یا احترام است یا ریا . . .
به قـــولِ مارتین لوتر کینگ،
گرفتن آزادی از مردمی که نمیخواهند برده بمانند,سخت است اما دادن آزادی به مردمی که میخواهند برده بمانند سخت تر است...!
به قـــولِ مایکل اسکوفیلد
همیشه اون تغییری باش که میخوای توی دنیا ببینی.
به قـــولِ خسرو گلسرخی:
بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند؛ تا آیندگان ندانند بیعرضگانِ این برهه از تاریخ ما بوده ایم...!
به قـــولِ زنده یادحسین پناهی
تازه میفهمم بازی های کودکی حکمت داشت
زوووووووو.....
تمرین روزهای نفس گیرزندگی بود
به قـــولِ چارلی چاپلین
آموخته‌ام که خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید
پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می‌توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم
به قـــولِ چارلی چاپلین
شاید بتوانی کسی را که خواب است بیدار کنی اما کسی که خود را به خواب زده هرگز...!
به قـــولِ حسین پناهی
قطعا روزی صدایم را خواهی شنید... روزی که نه صدا اهمیت دارد نه روز..
به قـــول ارنستو چه گوارا
دستم بوی گل میداد
مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند...
اما هیچ کس فکر نکرد که شاید
...
یک گل کاشته باشم

به قـــولِ حسین پناهی
این آینده ,کدام بود که بهترین روزهای عمر را حرامِ دیدارش کردم؟
به قـــولِ والت ویتمن
زندگی به من آموخت؛
بودن با کسانی که دوستشان دارم، از همه چیز با ارزش تر است.
به قـــولِ ژان پل سارتر
از همه اندوهگین تر شخصی است که از همه بیشتر می خندد!
به قـــولِ مارک تواین
آنجا که آزادی نیست،
اگر رای دادن چیزی را تغییر می داد،
اجازه نمی دادند که رای بدهید!
به قـــولِ برتراند راسل
مشکل دنیا این است، که احمق ها کاملاً به خود یقین دارند،
در حالیکه دانایان، سرشار از شک و تردیدند
سه شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۱   ۳۰ : ۲۳ : ۲۳ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر gholee31 ارسال پیغام به gholee31
 ◊ gholee31
۳۹۳۴۴  ◊
وصیت می‌کنم بعد از مرگم ....

... ... ... از بوی گلاب بدم می آید، همون آب معدنی کفایت می کند، نگید این رانی هلو دوست داشت، سنگ قبرش رو با رانی بشوریمااا ، نوچ میشه !
آقایون فامیل، به خاطر من سه متر ریش نذارید!

خانم های فامیل، خواهشا بالای سر قبرم جیغ و داد نکنید، باور کنید من از همهمه و شلوغی بدم میومد! مردم، گناه که نکردم!

مراسم ختم من آخوند هم نیارید واسه فامیل، دینی کلاس پنجم رو یادآوری کنه!!!
توی درایو E عکس دارم، خوراک اعلامیه، عکس پرسنلی نذاریداا، اونا جلب ترحم نمی کنه!
بعد از مرگم هنوز میت رو زمین مونده هارد کامپیوترم رو بزارید تو ماکروفر! یا با چکش خردش کنید! یه کاری کنید درایو D بیشتر بترکه! من اندک آبرویی داشتم در این خانواده!!! !! حواستون باشه ....

روی خرما ها پودر نارگیل نریزید، هم شکلش خز میشه، هم بدمزه میشه! همون گردو بزارید لاش خیلی حال میده!

شایعه کنید قبل مرگش بهش الهام شده بود میمره! از اون دیالوگ هاست که مو به تن سیخ می کنه هااا !!

پنج شنبه ها سر خاکم نیاید چه کاریه؟ ترافیکه!

فیس بوکم رو بلاک نکنید، گاهی باهاش پست بدید بیاد بالا جیگر رفیقام کباب شه!

روحم شاد و یادم گرامی باد !
شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۰   ۱۱ : ۴۳ : ۰۰ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر gholee31 ارسال پیغام به gholee31
 ◊ gholee31
۳۹۳۳۳  ◊
ولگرد مست و کشیش


کشیشی در اتوبوس نشسته بود که یک ولگرد مست و لایعقل سوار شد و کنار او نشست مردک روزنامه ای باز کرد و مشغول خواندن شد و بعد از مدتی از کشیش پرسید پدر روحانی روماتیسم از چی ایجاد میشود؟ کشیش هم موعظه را شروع کرد و گفت روماتیسم حاصل مستی و میگساری و بی بند و باری و روابط جنسی نا مشروع است مردک با حالت منفعل دوباره سرش گرم روزنامه خودش شد بعد کشیش از او پرسید تو حالا چند وقت است که روماتیسم داری؟ مردک گفت من روماتیسم ندارم اینجا نوشته است پاپ اعظم دچار روماتیسم بدی است !
شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۰   ۱۷ : ۳۸ : ۱۹ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر gholee31 ارسال پیغام به gholee31
 ◊ gholee31
۳۹۲۵۶  ◊
دو شاگرد پانزده ساله ی دبیرستان نزد معلم خود آمده و پرسیدند :
- استاد اصولا منطق چیست ؟
معلم کمی فکر کرد و جواب داد : گوش کنید ، مثالی می زنم ، دو مرد
پیش من می آیند. یکی تمیز ودیگری کثیف من به آن ها پیشنهاد
می کنم حمام کنند.شما فکر می کنید ، کدام یک این کار را انجام دهند ؟
هردو شاگرد یک زبان جواب دادند : خوب مسلما کثیفه !
معلم گفت : نه ، تمیزه . چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه قدر
آن را نمی داند.پس چه کسی حمام می کند ؟
حالا پسرها می گویند : تمیزه !
معلم جواب داد : نه ، کثیفه ، چون او به حمام احتیاج دارد.وباز پرسید :
خوب ، پس کدامیک از مهمانان من حمام می کنند ؟
یک بار دیگر شاگردها گفتند : کثیفه !
معلم دوباره گفت : اما نه ، البته که هر دو ! تمیزه به حمام عادت دارد و
کثیفه به حمام احتیاج دارد. خوب بالاخره کی حمام می گیرد ؟
بچه ها با سر درگمی جواب دادند : هر دو !
معلم بار دیگر توضیح می دهد : نه ، هیچ کدام ! چون کثیفه به حمام
عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد!
شاگردان با اعتراض گفتند : بله درسته ، ولی ما چطور می توانیم
تشخیص دهیم ؟هر بار شما یک چیزی را می گویید و هر دفعه هم درست است
معلم در پاسخ گفت : خوب پس متوجه شدید ، این یعنی: منطق !
و از دیدگاه هر کس متفاوت است.
چهارشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۰   ۵۳ : ۵۷ : ۱۹ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر gholee31 ارسال پیغام به gholee31
 ◊ ghaassedak
۳۹۱۰۸  ◊
جااااااااااااالبه!!!

مغز شما چند سالشه؟ ابتدا روی لینک زیر کلیک کنین. بعد دکمه استارت رو بزنین. بعد از یک آماده باش 3 – 2 - 1 بایستی جای اعداد رو که چند لحظه نمایش داده می شه به خاطر بسپارین و روی جای اون ها به ترتیب از کم به زیاد کلیک کنین!!! بعد از چند مرحله، سن مغز شما با توجه به زمان عکس العمل و درستی اون محاسبه و نمایش داده می شه !!! http://flashfabrica .com/f_learning/ brain/brain. html
چهارشنبه ۹ آذر ۱۳۹۰   ۳۱ : ۱۰ : ۰۹ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر ghaassedak ارسال پیغام به ghaassedak
 ◊ ghaassedak
۳۹۱۰۶  ◊
--- این یک آزمون بسیار جالب است. خود دکتر فیل مک‌گرا(روان‌شناس معروفی که مجری یک برنامه فوق‌العاده پرطرفدار تلویزیونی است) در این آزمون نمره 55 گرفته است. او این آزمون را روی اپرا وینفری، مجری معروف برنامه تلویزیونی، انجام داده که نمره 38 گرفته است البته برای یوسف تمثیلیان شد 44 ببینیم شما چند می شوید :
به 10 سوال ساده زیر پاسخ دهید تا ببینید شما چه نمره‌ای در این آزمون به دست می‌آورید و تفسیر آن چیست.

تذکر مهم: به سوال‌ها براساس آنچه که امروز هستید پاسخ دهید، نه آنچه که در گذشته بوده‌اید.


http://www.ravanyar.com/FunnyTests/personality/DrPhils/default.asp
یکشنبه ۶ آذر ۱۳۹۰   ۰۰ : ۲۳ : ۲۳ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر ghaassedak ارسال پیغام به ghaassedak
 ◊ gholee31
۳۹۰۱۸  ◊
مراتب ایمان
روزی چهار مرد و یک زن کاتولیک در باری ، مشغول نوشیدن قهوه بودند.
یکی از مردها گفت : من پسری دارم که *کشیش *است. هرجا که میرود مردم او را "*
پدر*" خطاب میکنند.
مرد دوم گفت : من هم پسری دارم که* اسقف* است و وقتی جایی میرود مردم به او
میگویند " *سرورم*"!
مرد سوم گفت " پسر من* کاردینال *است و وقتی وارد جایی میشود مردم او را "*
عالیجناب*" صدا میکنند.
مرد چهارم گفت : پسر من *پاپ *است و وقتی جایی میرود او را "*قدیس بزرگ*" خطاب
میکنند!
زن حاضر در جمع نگاهی به مردان کرد و گفت : من یک* دختر *دارم. 178 سانت قدش
است ، بسیار خوش هیکل ، دور کمرش 61، دور باسنش 92 سانت ، با موهای بلوند و
چشمهای روشن .
وقتی وارد جایی میشود همه میگویند : "* خدای من !* "
چهارشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۰   ۱۶ : ۱۲ : ۰۹ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر gholee31 ارسال پیغام به gholee31
 ◊ haniyehsn
۳۸۸۲۷  ◊
در دشمنی دو رنگی نیست ،کاش دوستان هم در موقع خود چون دشمنان بی ریا بودند
چهارشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۰   ۴۳ : ۴۸ : ۱۰ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر haniyehsn ارسال پیغام به haniyehsn
 ◊ ghaassedak
۳۸۷۹۳  ◊
در روزگاری که خنده ی مردم از زمین خوردن توست ، برخیز تا بگریند . . .
کوروش کبیر
.
.

چه داروی تلخی است وفاداری به خائن
صداقت با دروغگو
و مهربانی با سنگدل . . .
.
درصد کمی از انسانها نود سال زندگی می کنند
مابقی یک سال را نود بار تکرار می کنند . . .
.
.
.
نصف اشباهاتمان ناشی از این است که وقتی باید فکر کنیم ، احساس می کنیم
و وقتی که باید احساس کنیم ، فکر می کنیم . . .
.
.
.
سر آخر، چیزی که به حساب می آید تعداد سالهای زندگی شما نیست
بلکه زندگی ای است که در آن سالها کرده اید . . .
.
..
.
.
همیشه در زندگیت جوری زندگی کن که ” ای کاش” تکیه کلام پیریت نشود . . .
.
.
.
دنیای بیرحمیست
چه زود پیش چشم عزیزانمان ارزان می شویم
چاره کم کردن رابطه ست که لااقل به مفت نفروشنمان . . .
.
.
.
.
.
.
رابطه ای رو که مرده ، هر ۵ دقیقه ۱ بار نبضشو نگیر
دیگه مرده . . .
.
.
.
مشکلات امروز تو برای امروز کافی ست، مشکلات فردا را به امروز اضافه نکن . . .
.
.
.
اگر حق با شماست خشمگین شدن نیازی نیست
و اگر حق با شما نیست ، هیـچ حقی برای عصبانی بودن ندارید . . .
.
.
.
ما خوب یاد گرفتیم در آسمان مثل پرندگان باشیم و در آب مثل ماهیها
اما هنوز یاد نگرفتیم روی زمین چگونه زندگی کنیم
( ریچارد نیکسون )
.
.
.
فریب مشابهت روز و شب‌ها را نخوریم
امروز، دیروز نیست
و فردا امروز نمی‌شود . . .
.
.
.
یادمان باشد که : آن هنگام که از دست دادن عادت می شود
به دست آوردن هم دیگر آرزو نیست . . .
.
.
.
.
.
زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور
و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان . . .
.
.
.
برای دوست داشتن وقت لازم است، اما برای نفرت گاهی فقط یک حادثه یا یک ثانیه
کافی است . . .
.
.
گاه در زندگی ، موقعیت هایی پیش میآید که انسان
باید تاوان دعاهای مستجاب شده خود را بپــردازد . . .
.
.
.
به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد
اما هر وقت تنم به جماعت نادان خورد گفتند: “مگه کوری؟”
.
.
.
مادامی که تلخی زندگی دیگران را شیرین می کنی، بدان که زندگی می کنی . . .
.
.
.
هیچ انتظاری از کسی ندارم! و این نشان دهنده ی قدرت من نیست !
مسئله ، خستگی از اعتماد های شکسته است
.
.
.
برای زنده ماندن دوخورشید لازم است .یکی دراسمان ویکی در قلب . . .
.
.
.
در جستجوی قلبِ زیبا باش نه صورتِ زیبا
زیرا هر آنچه زیباست همیشه خوب نمیماند
امـا آنچه خوب است همیشه زیباست . . .
جمعه ۱۱ شهریور ۱۳۹۰   ۴۰ : ۱۳ : ۱۶ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر ghaassedak ارسال پیغام به ghaassedak
 ◊ ghaassedak
۳۸۷۶۵  ◊
نوشته ای از :اِرما بومبک


اگر می توانستم یک بار دیگر به دنیا بیایم کمتر حرف می زدم و بیشتر گوش می کردم دوستانم را برای صرف غذا به خانه دعوت می کردم حتی اگر فرش خانه ام کثیف و لکه دار بود و یا کاناپه ام ساییده و فرسوده شده در سالن پذیرایی ام ذرت بو داده می جویدم و اگر کسی می خواست که آتش شومینه را روشن کند نگران کثیفی خانه ام نمی شدم پای صحبتهای پدر بزرگم می نشستم تا خاطرات جوانی اش را برایم تعریف کند و در یک شب زیبای تابستانی پنجره های اتاق را نمی بستم تا آرایش موهایم به هم نخورد ، شمع هایی که به شکل گل رز هستند و مدتها بر روی میز جا خوش کرده اند را روشن می کردم و به نور زیبای آنها خیره می شدم با فرزندانم بر روی چمن می نشستم بدون آنکه نگران لکه های سبزی شوم که بر روی لباسم نقش می بندند با تماشای تلویزیون کمتر اشک می ریختم و قهقهه خنده سر می دادم و با دیدن زندگی بیشتر می خندیدم هر وقت که احساس کسالت می کردم در رختخواب می ماندم و از اینکه آن روز را کار نکردم فکر نمی کردم که دنیا به آخر رسیده است هرگز چیزی را نمی خریدم فقط به این خاطر که به آن احتیاج دارم و یا اینکه ضمانت آن بیشتر است . به جای آنکه بی صبرانه در انتظار پایان نه ماه بارداری بمانم هر لحظه از این دوران را می بلعیدم چرا که شانس این را داشته ام که بهترین موجود جهان را در وجودم پرورش دهم و معجزه خداوند را به نمایش بگذارم
وقتی که فرزندانم با شور و حرارت مرا در آغوش می کشیدند هرگز به آنها نمی گفتم: بسه دیگه حالا برو پیش از غذا خوردن دستهایت را بشور ، بلکه به آنها می گفتم دوستتان دارم اما اگر شانس یک زندگی دوباره به من داده می شد هر دقیقه آن را متوقف می کردم ، آن را به دقت می دیدم ، به آن حیات می دادم و هرگز آن را پس نمی دادم ..
چهارشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۰   ۵۲ : ۰۷ : ۱۲ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر ghaassedak ارسال پیغام به ghaassedak
 ◊ ghaassedak
۳۸۷۶۳  ◊
قانون دانــــه





نگاهی به درخت ســـیب بیندازید. شاید پانـــصد ســـیب به درخت باشد که هر کدام حاوی ده دانه است. خیلی دانه دارد نه؟ ممکن است بپرسیم «چرا این همه دانه لازم است تا فقط چند درخت دیگر اضافه شود؟»

اینجا طبیعت به ما چیزی یاد می دهد. به ما می گوید:

«اکثر دانه ها هرگز رشد نمی کنند. پس اگر واقعاً می خواهید چیزی اتفاق بیفتد، بهتر است بیش از یکبار تلاش کنید.»

از این مطلب می توان این نتایج را بدست آورد:

- باید در بیست مصاحبه شرکت کنی تا یک شغل بدست بیاوری.

- باید با چهل نفر مصاحبه کنی تا یک فرد مناسب استخدام کنی.

- باید با پنجاه نفر صحبت کنی تا یک ماشین، خانه، جاروبرقی، بیمه و یا حتی ایده ات را بفروشی.

- باید با صد نفر آشنا شوی تا یک رفیق شفیق پیدا کنی.

وقتی که «قانون دانه» را درک کنیم دیگر ناامید نمی شویم و به راحتی احساس شکست نمی کنیم.

قوانین طبیعت را باید درک کرد و از آنها درس گرفت.

در یک کلام:

افراد موفق هر چه بیشتر شکست می خورند، دانه های بیشتری می کارند.

همه امور به هم مربوطند

آیا دقت کرده اید که هر وقت به طور منظم ورزش می کنید، میل به غذاهای سالم تر و بهتر دارید؟

آیا دقت کرده اید که وقتی غذاهای سالم تر و بهتری می خورید انرژی بیشتری دارید و طبعاً دوست دارید که ورزش کنید؟

همه چیز در زندگی به هم مربوط است. روش تفکر شما روی روحیهٔ شما مؤثر است، روحیهٔ شما بر نوع راه رفتن تان مؤثر است، راه رفتن شما روی نحوهٔ گفتارتان اثر می گذارد، روش حرف زدن تان روی طرز فکرتان مؤثر است!

تلاش برای پیشرفت در یک بُعد زندگی بر سایر ابعاد زندگی اثر می گذارد.

وقتی در خانه خوشحال هستید، در محل کار نیز احساس شادی بیشتری خواهید کرد و وقتی سر کار شاد باشید در خانه نیز شاد خواهید بود.

اینها به چه معناست؟

- اینکه برای پیشرفت در زندگی می توانید از هر نقطه مثبتی شروع کنید. می توانید با برنامه ای برای پس انداز، نوشتن لیست اهداف تان، رژیم غذایی یا تعهد برای گذراندن وقت بیشتر با فرزندانتان شروع کنید. این کار مثبت منجر به نتایج مثبت دیگر هم می شود، چونکه همه امور به هم مربوطند.

- مهم نیست که تلاشی که جهت «پیشرفت» می کنید کجا صرف می شود. مهم این است که شروع کنید.

- عکس این قضیه هم صادق است. یعنی اگر یک بعد زندگی شما خراب شد، سایر ابعاد هم به زودی خراب می شود. باید به این مسأله دقت خاصی داشته باشید.

در یک کلام

هر کاری که انجام می دهید به نوبه خود اهمیت دارد زیرا بر امور دیگر نیز مؤثر است.
چرا؟ هنگامی که بلایی به سرمان می آید، یا همه چیزمان را از دست می دهیم یا کسی که عاشقمان بوده ما را ترک می کند، اغلب ما از خودمان می پرسیم: «چرا؟»
«چرا من؟» «چرا حالا؟» «چرا او مرا سرگشته و تنها رها کرد؟»
سؤالاتی که با «چرا» شروع می شوند، ممکن است ما را به یک چرخهٔ بی حاصل بیندازند.

اغلب جوابی برای این "چرا" ها وجود ندارد و یا اگر هم جوابی وجود داشته باشد،اهمیتی ندارد.

افراد موفق سؤالاتی از خود می پرسند که با «چه» شروع می شوند:

«چه چیزی از این پیشامد آموختم؟»

«چه کاری باید در برخورد با این پیشامد بکنم؟»

و هنگامی که پیشامد واقعاً فاجعه آمیز است، از خود می پرسند: «چه کاری طی 24ساعت آینده می توانم بکنم تا اوضاع کمی بهتر شود؟»

در یک کلام افراد خوشبخت هیچوقت نگران نیستند که آیا زندگی بر «وفق مراد» هست یا نه.
اینها از آنچه که دارند بیشترین استفاده را می کنند و آنچه که از دستشان بر می آید انجام می دهند. و اگر زندگی بر وفق مراد نبود، خیلی مهم نیست که «چرا؟» اقای «جان فوپ» وقتی متولد شد دست نداشت ولی هیچ وقت از خودش سوال نکرد چرا؟من دست ندارم.» بلکه پرسید: «با پاهایم چه کاری می توانم انجام دهم؟»، و من هنگامی که دیدم او با استفاده از پاهایش با چوبهای غذا خوری ژاپنی می تواند غذا بخورد، با خود گفتم: «او هر کاری را می تواند انجام می دهد
منبع: کتاب شادی بیکران
از اندرو متیوس
سه شنبه ۱ شهریور ۱۳۹۰   ۵۰ : ۴۱ : ۲۳ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر ghaassedak ارسال پیغام به ghaassedak
 ◊ ghaassedak
۳۸۷۶۲  ◊
تلخ .. تلخ ..تلخ !!!!



در سرزمین من هیچ کوچه ای به نام هیچ زنی نیست !!



در سرزمین من هیچ کوچه ایبه نام هیچ زنی نیست و هیچ خیابانی …
بن بست ها امافقط زنها را می شناسد انگار...
در سرزمین من سهم زنها از رودخانه هاتنها پل هایی است که پشت سر آدمها خراب شده اند...
اینجانام هیچ بیمارستانی مریم نیست تخت های زایشگاهها اماپر از مریم های درد کشیده ای است که هیچ یک ، مسیح راآبستن نیستند ...
من میان زن هایی بزرگ شده ام که شوهر برایشان حکم برائت از گناه را دارد ...!!!
نمی دانم چرا شعار از
لیاقتم ،صداقتم ،نجابتم و ... می دهی!??
تویی که می دانم اگر بدانی بکارتم به تاراج رفته ،انگ هرزه بودن می زنی و می روی...
اما بگرد ،پیدا خواهی کرد!!
این روز ها صداقت و ،لیاقت و ،نجابتی که تو می خواهی زیاد میدوزند!!
امروز پول تن فروشیم را به زن همسایه هدیه کردم ، تا آبرو کند ...برای نامزدی دخترش !و در خود گریستم ...
برای معصومیت دختری که بی خبر دلش را به دست مردی سپرده که دیشب ،تن سردم را هوسبازانه به تاراج برد ...و بی شرمانه می خندید از این پیروزی ...!!!!
روی حرفم، دردم با شماست اگر زنی را نمی خواهید دیگریا برایش قصد تهیه زاپاس را داریدبه او مردانه بگو داستان از چه قرار است آستانه ی درد او بلند است ....
یا می ماندیا می رود!هر دو درد دارد!اینجا زمین است
حوا بودن تاوان سنگینی دارد...!!!
سه شنبه ۱ شهریور ۱۳۹۰   ۳۶ : ۴۰ : ۰۰ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر ghaassedak ارسال پیغام به ghaassedak
 ◊ ghaassedak
۳۸۷۵۱  ◊
هشدار....!!!!!!!!!!!!!!!!

طبق آخرین یافته موسسه پزشکی آمریکا نوع سرطان جدید پوستی کشف شده است که عامل محرک و ایجاد کننده آن توسط اکسید نیترو سیلور ایجاد می شود
هنگامیکه کارتهای شارژ تلفن همراه را خریداری میکنید، قسمتی را که باید با ناخن بخراشید محتوی این ماده بوده که سرطان زا اعلام شده است
لطفا خراشیدن را با پوست انگشتان یا ناخن انجام ندهید
برای پیش گیری لطفا این ایمیل را به دوستان و عزیزان خود بفرستید تا اطلاع رسانی شود


سلامت باشید
یکشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۰   ۳۹ : ۴۰ : ۰۰ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر ghaassedak ارسال پیغام به ghaassedak
 ◊ ghaassedak
۳۸۷۴۲  ◊
خود را مجبور به پیشرفت کنید!
در گذشته های نه چندان دور آدم هایی که دنبال آب باریکه بودند یا یه شغل مطمئن دولتی داشتند ،خیلی آدمهای منطقی و موفقی محسوب می شدند.
اما گذشته ها گذشته … این روزها برای موفقیت باید جسور بود …باید خطر کرد …باید مسئولیت همه چیز را بر عهده گرفت …
این روزها شما شخصا خودتان باید خودتان را مجبور به پیشرفت کنید …در همه چی ! در سطح زندگی شخصی ، در سطح زندگی اجتماعی ، در زندگی حرفه ای و …و



نوشته ی زیر از جمله نوشته های بسیار زیبایی که به کسانی که تصمیم دارند فرصت کوتاه حیات را “زندگی” کنند پیام شفافی می دهد

شما هم از همین دسته اید؟؟
ژاپنی ها عاشق ماهی تازه هستند. اما آب های اطراف ژاپن سال هاست که ماهی تازه ندارد. بنابر این برای غذا رساندن به جمعیت ژاپن قایق های ماهی گیری، بزرگتر شدند و مسافت های دورتری را پیمودند. ماهیگیران هر چه مسافت طولانی تری را طی می کردند به همان میزان آوردن ماهی تازه بیشتر طول می کشید.
اگر بازگشت بیش از چند روز طول می کشید ماهی ها، دیگر تازه نبودند و ژاپنی ها مزه این ماهی را دوست نداشتند.
برای حل این مسئله،شرکت های ماهیگیری فریزرهایی در قایق هایشان تعبیه کردند. آن ها ماهی ها را می گرفتند آن ها را روی دریا منجمد می کردند. فریزرها این امکان را برای قایق ها و ماهی گیران ایجاد کردند که دورتر بروند و مدت زمان طولانی تری را روی آب بمانند
اما ژاپنی ها مزه ماهی تازه و منجمد را متوجه می شدند و مزه ماهی یخ زده را دوست نداشتند. بنابر این شرکت های ماهیگیری مخزن هایی را در قایق ها کار گذاشتند و ماهی را در مخازن آب نگهداری می کردند. ماهی ها پس از کمی تقلا آرام می شدند و حرکت نمی کردند. آنها خسته و بی رمق ، اما زنده بودند.
باز ژاپنی ها مزه ماهی تازه را نسبت به ماهی بی حال و تنبل ترجیح می دادند. پس شرکت های ماهیگیری به گونه ای باید این مسئله را حل می کردند
آنها چطور می توانستند ماهی تازه بگیرند؟
اگر شما مشاور صنایع ماهیگیری بودید ، چه پیشنهادی می دادید؟
برای نگه داشتن ماهی تازه شرکت های ماهیگیری ژاپن هنوز هم از مخازن نگهداری ماهی در قایق ها استفاده می کنند اما حالا آن ها یک کوسه کوچک به داخل هر مخزن می اندازند.کوسه چندتایی ماهی می خورد اما بیشتر ماهی ها با وضعیتی بسیار سر زنده به مقصد می رسند. زیرا ماهی ها تلاش کردند


شما هم می توانید
- به جای دوری جستن از مشکلات به میان آن ها شیرجه بزنید
- از بازی لذت ببرید
- اگر مشکلات و تلاش هایتان بیش از حد بزرگ و بی شمار هستند تسلیم نشوید ، به جای آن مشکل را تشخیص دهید

- عزم بیشتر و دانش بیشتر داشته و کمک بیشتری دریافت کنید
- اگر به اهدافتان دست یافتید ، اهداف بزرگتری را برای خود تعیین کنید

- زمانی که نیازهای خود و خانواده تان را برطرف کردید برای حل اهداف گروه ، جامعه و حتی نوع بشر اقدام کنید

- پس از کسب موفقیت آرام نگیرید ، شما مهارت هایی را دارید که می توانید با آن تغییرات و تفاوتهایی را در دنیا ایجاد کنید
- در مخزن زندگیتان کوسه ای بیندازید و ببینید که واقعاً چقدر می توانید دورتر بروید شنا کنید
جمعه ۲۸ مرداد ۱۳۹۰   ۵۱ : ۰۰ : ۱۶ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر ghaassedak ارسال پیغام به ghaassedak
 ◊ gholee31
۳۸۷۳۵  ◊
ماجرای خردل تند

آورده اند که در کنفرانس تهران روزی چرچیل، روزولت و استالین بعد از
میتینگ های پی در پی آن روز تاریخی، برای خوردن شام با هم نشسته بودند.
در کنار میز یکی از سگ‌های چرچیل ساکت نشسته بود و به آنها
نگاه میکرد، چرچیل خطاب به همرهانش گفت؛ چطوری میشه از این خردل
تند به این سگ داد؟ روزولت گفت من بلدم و مقداری گوشت برید و خردل
را داخل گوشت مالید و به طرف سگ رفت و گوشت را جلوی دهانش
گرفته و شروع به نوچ نوچ کرد، سگ گوشت را بو کرد و شروع به خوردن
کرد تا اینکه به خردل رسید، خردل دهان سگ را سوزاند و از خوردن صرف
نظر کرد.
بعد نوبت به استالین رسید. استالین گفت هیچ کاری با زبون خوش پیش نمیره
و مقداری از خردل را با انگشتهایش گرفته و به طرف سگ بیچاره رفته و با
یک دستش گردن سگ را محکم گرفته و با دست دیگرش خردل را به زور به
داخل دهان سگ چپاند، سگ با ضرب زور خودش را از دست استالین رهانید
و خردل را تف کرد.
در این میان که چرچیل به هر دوی آنها میخندید بلند شد و گفت؛ دوستان هر
دوتاتون سخت در اشتباهید! شما باید کاری بکنید که خودش مجبور بشه
بخوره، روزولت گفت چطوری؟ چرچیل گفت نگاه کنید! و بعد بلند شد و با
چهار انگشتش مقداری از خردل را به مقعد سگ مالید، سگ زوزه کشان در
حالی‌ که به خودش میپیچید شروع به لیسیدن خردل کرد! چرچیل گفت دیدید
چطوری میتوان زور را بدون زور زدن بمردمان اعمال کرد!
چهارشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۰   ۴۹ : ۰۷ : ۱۰ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر gholee31 ارسال پیغام به gholee31
 ◊ gholee31
۳۸۶۴۱  ◊
بخونیم و حتما عمل کنیم که به همین سادگی تغییری بزرگ رو تجربه کنیم




اول اینکه از استرسهایتان
:حرف بزنید

یک آدم صبور و دهن‌قرص، گیر بیاورید و کل بدبختی‌ها و جفتکهایی که از "الاغ زندگی" خورده‌اید را با او تقسیم کنید…

بازگو کردن مشکلات، وزن آنها را کم میکند… علاوه بر آن معمولا وقتی سفره دلتان را جلو کسی باز می‌کنید، اوهم سفره خودش را برایتان باز میکند و یحتمل می فهمید که شما در این دنیا، تنها آدم کتک خورده نیستید... و این یعنی آرامش..
دوم اینکه فقط به زمان حال فکر کنید:

گذشته‌تان و آینده‌تان را خیلی جدی نگیرید…
اصلا پاپیچ خرابکاریها و کوتاهی‌هایی که در گذشته در حق خودتان کرده‌اید، نشوید.

همه همینطور بوده‌اند وانگشت فرو کردن در زخمهای قدیمی، هیچ فایده‌ای جز چرکی شدن آنها ندارد.

آینده را هم که رسما باید به هیچ کجایتان حساب نیاورید.

ترس از حوادث و رخدادهای احتمالی، حماقت محض است..
فکر هر چیزی، از خود آن چیز معمولا سخت‌تر و دردناک‌تر است…

سوم اینکه به خودتان استراحت بدهید:

حالامی‌گویم استراحت، یکهو فکرتان نرود به سمت یک ماه عشق و حال وسط سواحل هاوایی…! وسط همه گرفتاریها واسترسها و بدبختی‌هاتون...!!!

آدم میتواند خیلی شیک به خود، مرخصی چند ساعته بدهد…

کمی تنهایی، کمی بچگی کردن، کمی خریت یا هر چیز نامتعارفی که شاید دوست داشته باشید…. که کمی از دنیای واقعی دورتان کند و خستگی را بگیرد…

مثل نهنگ‌ها که هر از چندگاهی به بالای آب می‌آیند و نفسی تازه می‌کنند و دوباره به زیر آب برمی‌گردند…

چهارم اینکه تن‌‌تان را بجنبانید
ورزش قاتل استرس است...

لزومی هم ندارد که وقتی می‌گوییم ورزش، خودتان را موظف کنید روزی هزار بار وزنه یک تنی بزنید و به اندازه گوریل بازو دربیاورید…

همچین که یک جفتک چارکش منظم وخفیف در روز داشته باشید، کلی موثر است…

از من به شما نصیحت…

پنجم اینکه واقع‌بین باشید:

ما ملت شریف، بیشتر استرسمان بابت چیزهایی است که کنترلی روی آنها نداریم…

داستان، مثل آمپول زدن میماند… وقتی اصغر آمپول‌زن، قرار است .... مریض را نوازش کند، حتما این کار را می‌کند و حالا اگر عضله اش را بخواهی سفت کنی، هیچ خاصیتی ندارد الا اینکه درد آمپول بیشتر می‌شود…

گاهی مواقع باید واقع‌بین بود و عضله‌ها را شل کرد که دردش کمتر شود…


: ششم اینکه زندگی‌تان، میدان و مسابقه اسب‌دوانی نیست

خودتان را دائم با دیگران مقایسه نکنید… مقایسه کردن و"رقابت‌پیشگی"، استرس‌زا است…

اینکه جاسم فوق‌لیسانس دارد و من ندارم و قاسم لامبورگینی دارد و من ندارم و عبود فلان دارد و من ندارم، شما را دقیقا می‌کند همان اسب مسابقه که همه عمرش را بابت هویج ِ سر چوب، دویده وبه هیچ کجا هم نرسیده…

زندگی مسخره‌تر از چیزی است که شما فکرش رامی‌کنید…

هیچ دونفری لزوما نباید مثل هم باشند…
خودتان باشید…


هفتم اینکه از مواجهه با عوامل "ترس‌زا" هراس نداشته باشید:

مثال ساده آن، دندان‌پزشک است…
وقتی دندان خراب دارید، یک کله پیش دکتر بروید و درستش کنید… نه اینکه مثل بز بترسید و یک عمر را از ترس دندان‌پزشک، بادرد آن بسازید و همه لقمه‌هایتان را با یکطرفتان بجوید…

نیم ساعت جنگیدن با درد، بهتر از یک عمر زندگی با ترس ِ درد است…
ترس، استرس می زاید.

هشتم اینکه خوب بخورید و بخوابید
و شعارتان "قبر بابای دنیا " باشد:

آدمی که درست نخوابد و نخورد، مغزش درست کارنمی‌کند…
مغز علیل هم، عادت دارد همه چیز را سخت و مهلک نشان دهد…

آدم وقتی گرسنه و خسته است، یک وزنه یک کیلویی را هم نمی‌تواند بلند کند، چه برسد به یک فکر چند کیلویی…!!بازگو کردن مشکلات، وزن آنها را کم میکند…

نهم اینکه بخندید:

همه مشکل دارند…
من دارم، شما هم دارید… همه بدبختی داریم، گرفتاری داریم و این موضوع تابع محل جغرافیایی آدمها هم نیست…

یاد بگیرید بخندید… به ریش دنیا و مشکلات بخندید…

به بدبختی‌ها بخندید… به من که دو ساعت صرف نوشتن این موضوع کردم،بخندید…

به خودتان بخندید…

دو بار اولش سخت است، اما کم کم عادت میکنید و می‌بینید که رابطه خنده و گرفتاری، مثل رابطه خیار است و سوختگی پوست… درمانش نمی‌کند اما دردش را کم میکند.
یکشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۰   ۴۳ : ۱۱ : ۱۸ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر gholee31 ارسال پیغام به gholee31
 ◊ ghaassedak
۳۸۶۲۰  ◊
سازمان ملل حرکت جدیدی را برای کمک به کودکان فقیر و گرسنه جهان شروع کرده است که بر اساس آن به ازای هر کلیک روی یک سایت معرفی شده، به یک کودک گرسنه در جهان غذای رایگان می‌رسد.
در این برنا مه ، کاربران با مراجعه به سایت اینترنتی : http://thehungersit e.com بر روی دکمه زرد رنگ بالای صفحه کلیک کرده و به این ترتیب به ازای هر کلیک، کمپانیهای اسپانسر هزینه یک وعده غذای رایگان را برای کودکان تقبل می کنند.


لطفا برای همه دوستانتان ارسال کنین.
جمعه ۳۱ تیر ۱۳۹۰   ۰۶ : ۳۱ : ۱۰ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر ghaassedak ارسال پیغام به ghaassedak
 ◊ gholee31
۳۸۵۹۷  ◊
گروهی از بچه ها در نزدیکی دو ریل راه آهن، مشغول به بازی کردن بودند. یکی از این دو ریل قابل استفاده بود ولی آن دیگری غیرقابل استفاده. تنها یکی از بچه ها روی ریل خراب شروع به بازی کرد و پس از مدتی روی همان ریل غیرقابل استفاده خوابش برد.3 بچه دیگر هم پس از کمی بازی روی ریل سالم، همان جا خوابشان برد. قطار در حال آمدن بود ، و سوزن بان تنها می بایست تصمیم صحیحی بگیرد. سوزن بان می تواند مسیر قطار را تغییر داده و آن را به سمت ریل غیرقابل استفاده هدایت کند و از این طریق جان 3 فرزند را نجات دهد و 1 کودک قربانی این تصمیم گردد و یا می تواند مسیر قطار را تغییر نداده و اجازه دهد که قطار به راه خود ادامه دهد.
سوال:اگر شما به جای سوزن بان بودید در این زمان کوتاه و حساس چه نوع تصمیمی می گرفتید؟بیشتر مردم ممکن است منحرف کردن مسیر قطار را برای نجات 3 کودک انتخاب کنند و 1 کودک را قربانی ماجرا بدانند که البته از نظر اخلاقی و عاطفی شاید تصمیم صحیح به نظر برسد اما از دیدگاه مدیریتی چطور .... ؟در این تصمیم، آن 1 کودک عاقل به خاطر دوستان نادان خود (3 کودک دیگر) که تصمیم گرفته بودند در آن مسیر اشتباه و خطرناک، بازی کنند، قربانی می شود. این نوع معضل هر روز در اطراف ما، در اداره ، جامعه در سیاست و به خصوص در یک جامعه دموکراتیک اتفاق می افتد، اقلیت قربانی اکثریت احمق و یا نادان می شوند. کودکی که موافق با انتخاب بقیه افراد برای مسیر بازی نبود طرد شد و در آخر هم او قربانی این اتفاق گردید و هیچ کس برای او اشک نریخت. کودکی که ریل از کار افتاده را برای بازی انتخاب کرده بود هرگز فکر نمی کرد که روزی مرگش اینگونه رقم بخورد.اگرچه هر 4 کودک مکان نامناسبی را برای بازی انتخاب کرده بودند ولی آن کودک تنها قربانی تصمیم اشتباه آن 3 کودک دیگر که آگاهانه تصمیم به آن کار اشتباه گرفته بودند شد. اما با این تصمیم عجولانه نه تنها آن کودک بی گناه وعاقل جانش را از دست داد بلکه زندگی همه مسافران را نیز به خطر انداخت زیرا ریل از کار افتاده منجر به واژگون شدن قطار گردید و همه مسافران نیز قربانی این تصمیم شدند و نتیجه این تصمیم چیزی جز زنده ماندن 3 کودک احمق نبود.

"به یاد داشته باشید آنچه که درست است همیشه محبوب نیست... و آنچه که محبوب است همیشه حق نیست!"
چهارشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۰   ۳۵ : ۱۴ : ۱۰ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر gholee31 ارسال پیغام به gholee31
 ◊ ghaassedak
۳۸۵۷۳  ◊
با درود و سلام ...

لطفا به سایت زیر که در مورد وضعیت اشعه یو وی در تهران است نگاهی بیندازید!
میزان اشعه یو وی این روزها در وضعیت نگران کننده ای قرار دارد

http://www.uvawareness.com/uv-forecast/uv-forecast.php?location=Tehran

حتی الامکان توصیه های زیر را رعایت کنید:

ساعت 10 صبح تا 5 عصر زیر آفتاب نرید
آستین کوتاه نپوشید
کلاه استفاده کنید
از عینک دودی با یو وی 400 استفاده کنید
کرم ضد آفتاب بااین شرایط استفاده کنید : spf 30+
ظاهرا این وضعیت تا ماه سپتامبر یا همون شهریور ادامه داره


خواهشمندم این رو به دوستان دیگه هم اطلاع رسانی کنید
سه شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۰   ۲۵ : ۱۵ : ۱۹ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر ghaassedak ارسال پیغام به ghaassedak
 ◊ gholee31
۳۸۵۷۱  ◊
زاهدی گوید: جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد!!

اول مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد .

او گفت ای شیخ خدا میداند که فردا حال ما چه خواهد بود!

دوم مستی دیدم که افتان و خیزان راه میرفت به او گفتم قدم ثابت بردار تا نیفتی .

گفت تو با این همه ادعا قدم ثابت کرده ای؟!

سوم کودکی دیدم که چراغی در دست داشت گفتم این روشنایی را از کجا اورده ای ؟

کودک چراغ را فوت کرد و ان را خاموش ساخت و گفت : تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت؟!!

چهارم زنی بسیار زیبا که درحال خشم از شوهرش شکایت میکرد . گفتم اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن .

گفت من که غرق خواهش دنیا هستم چنان از خود بیخود شده ام که از خود خبرم نیست تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری؟!!
سه شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۰   ۱۶ : ۱۹ : ۰۹ | لینک ثابت بحث و گفتگوهای دیگر gholee31 ارسال پیغام به gholee31
صفحه آخر بعدى ۸ ۷ ۶ ۵ ۴ ۳ ۲۱
چاپ  |  بازگشت
طالع‌بینی ۶ خرداد ماه ۹۱
طالع‌بینی ۶ خرداد ماه ۹۱
جزئیات دستگیری شرور سابقه‌دار کرج اعلام شد
جزئیات دستگیری شرور سابقه‌دار کرج اعلام شد
دستور ویژه وزیر کار برای حمایت از پیرمردی که در سن ۸۳ سالگی صاحب فرزند شد
دستور ویژه وزیر کار برای حمایت از پیرمردی که در سن ۸۳ سالگی صاحب فرزند شد
کمای جوان آملی ۳۷ ماهه شد
کمای جوان آملی ۳۷ ماهه شد
ضرر ۳۰ میلیونی کاهش قیمت دلار به سارقان صرافی
ضرر ۳۰ میلیونی کاهش قیمت دلار به سارقان صرافی
بیانیه خانه هنرمندان ایران در محکومیت خواننده آلبوم موهن علیه امام هادی(ع)
بیانیه خانه هنرمندان ایران در محکومیت خواننده آلبوم موهن علیه امام هادی(ع)
مزایای زرشک و اثرات مطلوب آن بر جنین
مزایای زرشک و اثرات مطلوب آن بر جنین
این غذاهای رژیمی می توانند باعث اضافه وزن شوند
این غذاهای رژیمی می توانند باعث اضافه وزن شوند
قلعه‌نویی از ما خواست صبر کنیم
قلعه‌نویی از ما خواست صبر کنیم
خانه سینما در شرف تعطیلی مجدد پس از نقض حکم انحلال
خانه سینما در شرف تعطیلی مجدد پس از نقض حکم انحلال
 وبلاگ آفتاب 
معرفی آرشیو موسیقی
صفوت، داریوش
 آلبوم صد سال سه‌تار
آگهی‌ها
◊ لوله و اتصالات
» هوالرزاق با سلام آیرون پایپ در زمینه عرضه لوله اتصالات شیرآلات و آهن آلات صنعتی فعالیت …
◊ جراحی پلاستیک ، ترمیمی و زیبایی
» دکتر بهزاد فرخی فوق تخصص جراحی پلاستیک ، ترمیمی و زیبایی ( عضو انجمن فوق تخصصی جراحان پلاستیک …
◊ قفسه بندی انبار,بایگانی,پالت,زونکن
» قفسه بندی پیچ و مهره ای سبک و نیمه سنگین مشبک (Light Shelving) قفسه بندی فوق سنگین پالت راک (Pallet Rack) قفسه بندی …
◊ خدمات روانشناسی مژگان محبوبی مطبوع
» دفتر مشاوره مژگان محبوبی مطبوع و همکاران آماده ارائه خدمات روان شناسی به تمام اقشار جامعه …
◊ واکسن زبان انگلیسی کشف شد
» انگلیسی را مانند انگلیسی ها صحبت کنید. این واقعا امکان پذیر است که شما مکالمه ی زبان انگلیسی …
◊ بانک تحقیق و پایان نامه دانشجو
» مقاله، پروژه، تحقیق و پایان نامه ی خود را در کوتاه ترین زمان ممکن و بدون نیاز به جستجو در …
◊ خودتان پزشک خود و خانواده تان باشید
» نرم افزار پزشک خانواده کاملا فارسی و برای اولین بار در ایران جامع ترین و کامل ترین نرم …
◊ چگونه ۱ کتاب را در ۱۰ دقیقه بخوانیم؟
» دانشجوها، دانش آموزان، داوطلبان کنکور، علاقمندان به مطالعه و... آیا مایل هستید ۵۰۰ عدد …
◊ ماشین سازی مدرسی
» سازنده انواع سانتریفیوژ قند (کله و کلوخ) در سایز های مختلف طراحی ، ساخت و راه اندازی کامل …
◊ طراحی و اجرای دکوراسیون داخلی
» طراحی نمای ساختمان طراحی و اجرای دکوراسیون داخلی فضاهای : مسکونی . اداری . فروشگاهی . تجاری طراحی …
◊  مرد بزرگ تنها به خود متکی است و جز از خود از هیچکس چیزی طلب نمی‌کند ولی مردان کوچک از دیگران توقع دارند . پاتریک هانری  ◊