عدالت، يک مفهوم ارزشى است و براساس قضاوت‌ها و معيارهاى مختلف ارزشي، به‌صورت‌هاى متفاوت تعبير و تفسير مى‌گردد. صاحب‌نظران معتقد هستند که مفهوم عدالت نتيجه تفکر و رضايت اجتماعى است.

انواع

دو نوع تعبیر و تفسیر از این مفهوم وجود دارد:

عدالت افقى

عدالت افقي، سرشکن شدن بار مالياتى به‌طور مساوى در شرايط يکسان و به‌طور نامساوى در شرايط غيريکسان است. براى رسيدن به عدالت افقي، بايد شرايط مشابه براى افراد ايجاد نمود تا براساس آن به‌طور برابر مشمول پرداخت ماليات گردند. بعضى از صاحب‌نظران (فرهنگ، منوچهر، همان منبع، ص ۱۲۷) مى‌گويند در عدالت افقى رفتار برابر با اشخاص در وضعيت‌هاى برابر است. حتى اگر درآمد خود را از راه‌هاى مختلف به‌دست آورده باشند.

عدالت عمودى

عدالت عمودى که به اصل قدرت پرداخت تعبير مى‌شود، آن است که ماليات‌ها، بايد با اشخاصى که از نظر اقتصادى در وضعيت متفاوتى هستند، به‌صورت نامساوى برخورد کند. به بيان ديگر، براى تحقق عدالت عمودي، لازم است ماليات‌ها براى افرادى که در گروه‌هاى متفاوت درآمدى و ثروت قرار دارند، به شيوه‌اى نابرابر وضع شود. همچنين مى‌توان گفت: در عدالت عمودى رفتار مختلف افراد در موقعيت‌هاى گوناگون نسبى مى‌باشد. براى رسيدن به عدالت عمودى لازم است نرخ ماليات براى افراد با درآمدهاى مختلف يکسان نباشد و با افزايش درآمد، نرخ ماليات افزايش يابد.


مشکل در عدالت عمودي، اندازه‌گيرى توانائى يا قدرت پرداخت افراد است.

دیدگاههای رایج برای اجرای عدالت مالیاتی

 برای اجرای عدالت مالیاتی سه دیدگاه وجود دارد:

نظريه قدرت پرداخت

براساس اين نظريه هر کس که قدرت توانائى بيشترى در پرداخت انواع ماليات داشته باشد بايستى ماليات بپردازد.

نظريه نفع حاصله از خدمات

براساس اين نظريه پرداخت انواع ماليات متناسب با منافع حاصله از خدمات دولت مى‌باشد. مشکلى که اين روش دارد، عدم اندازه‌گيرى درست و صحيح‌تر استفاده از خدمات براى افراد است.

نظريه عدالت مالياتى در راستاى عدالت اجتماعى

براساس اين نظريه قدرت ماليات‌بندى بر توزيع مجدد درآمد از طبقات بالاتر به طبقات پائين‌تر اجتماع است و تقريباً همهٔ بار مالياتى را بر دوش طبقات ثروتمند جامعه تحميل مى‌نمايد.