تعلق مالياتى اين است که: چه کسى واقعاً ماليات را مى‌پردازد؟ طرح اين سؤال از آنجا نشأت مى‌گيرد که بار ماليات‌ها را همواره آنانى‌که ماليات را مى‌پردازند، بر دوش نمى‌گيرند بسيارى از پرداخت‌کنندگان اوليه بار واقعى ماليات‌ها را از دوش خود برمى‌دارند و بر دوش ديگران مى‌گذارند. با اين توضيحات به اين نتيجه مى‌رسيم که تعلق به معناى ايستگاه نهائى يک بار مالياتى است و بنابراين، متعلقين ماليات‌ها، آنهائى هستند که در نهايت، بار پولى ماليات‌ها را تحمل خواهند نمود. اين تعبير از تعلق مالياتي، تعبيرى متعارف و مرسوم است، ولى برخى از دانشمندان مثل ”هيکس“ و ”موسکراف“ مفهوم تازه و عميق‌ترى از تعلق را مطرح کرده‌اند، بر پايه اين مفهوم، تعلق به معناى تغيير حاصل در توزيع درآمد ناشى از تغيير در سياست بودجه‌اى (تغيير در ماليات‌ها و مخارج دولتي) مى‌باشد. تفاوت ميان مفهوم سنتى و جديد تعلق مالياتي، ظريف و دقيق است، پس مى‌توان گفت در مفهوم سنتي، تعلق به بار پولى ماليات‌ها برگشت داده مى‌شود، در حالى‌که در مفهوم جديد، بر تغييرات توزيع ناشى از اعمال سياست بودجه‌اى برمى‌گردد.

اهميت تعلق مالياتي

مطالعه مسائل مربوط به تعلق مالياتي، حائزاهميت است. هدف يک نظام مالياتى مطلوب تنها اين نيست که درآمد بيشترى را براى دولت تدارک نمايد، بلکه هدف آن کسب درآمد از گروه‌هائى از مردم است که بهتر مى‌توانند بار آن را تحمل کنند. به‌عبارت روشن‌تر، هدف، توزيع مناسبى از بار مالياتى در جامعه است، و اين مگر با کوشش در جهت‌دهى بار مالياتى به‌طور مناسب، ممکن نمى‌باشد.


دانستن اين نکته که چه ‌کسى بار مالياتى را مى‌پردازد، براى فهم اين مسئله که آيا چنين کسى واقعاً هم آن را خواهد پرداخت و اساساً آيا قادر است آن را بپردازد، بااهميت است در ماليات‌هاى مستقيم، شناسائى محل تعلق، آسان بوده ولى در ماليات‌هاى غيرمستقيم اين‌طور نيست، در يک نظام مالياتى که هدف آن توزيع عادلانه‌تر درآمد و ثروت و بالا بردن سطح رفاه اجتماعى است، تعيين تعلق اهميت فراوان دارد. در چنين نظامى به‌طور کلى بايد ماليات‌ها را از اغنياء گرفت و به فقرا کمک نمود.

عوامل تعيين‌کنندهٔ تعلق مالياتى

کشش عرضه و تقاضا

اگر تقاضا براى کالائى باکشش باشد، تعلق بيشتر به توليدکننده و اگر تقاضا براى کالائى بى‌کشش باشد، تعلق بيشتر به مصرف‌کننده گرايش مى‌يابد.


در مورد عرضه، مسئله معکوس است. اگر عرضه کالائى باکشش باشد، بار مالياتى به جانب توليدکننده متمايل خواهد شد و اگر عرضه کالائى بى‌کشش باشد، بار مالياتى به جانب مصرف‌کننده گرايش مى‌يابد.

قيمت

اصلى‌ترين راه انتقال بار مالياتي، تغيير قيمت‌ها است. اگر ماليات‌ها موجب تغيير قيمت‌ها نشوند، انتقال بار مالياتى معنائى ندارد.

زمان

سه دوره زمانى قابل تمييز از ديدگاه توليد در اقتصاد قابل تشخيص است. جدول شماره ۴، اين سه دوره زمانى و مشخصه‌هاى هر کدام را نشان مى‌دهد.

جدول دوره‌هاى زمانى و مشخصه‌هاى آن به‌عنوان يکى از عوامل تعيين‌کننده تعلق مالياتي

دوره زمانى امکان استفاده از
توليدات موجود
امکان توليد با
وسايل موجود
امکان تغيير
مقياس توليد
بسيار کوتاه‌مدت وجود دارد وجود ندارد وجود ندارد
کوتاه‌مدت وجود دارد وجود ندارد وجود ندارد
بلندمدت وجود دارد وجود ندارد وجود ندارد


بديهى است که اثر قيمتى انتقال بار ماليات‌ها، موجب کاهش تقاضا خواهد شد با توجه به جدول فوق مى‌توان مطرح کرد که توان عکس‌العمل توليدکنندگان به اين تغيير تقاضا در دوره‌هاى زمانى مختلف يکسان نمى‌باشد. از اين‌رو در دوره بسيار کوتاه و حتى کوتاه‌مدت، توليدکننده ممکن است بار مالياتى را به شکل سود کمتر ناشى از تقليل تقاضا، خود تحميل نمايد ولى در دوره بلندمدت که تطابق کامل ممکن است بار مالياتى به مصرف‌کننده منتقل مى‌شود.

هزينه

انتقال ماليات، قيمت را افزايش مى‌دهد و افزايش قيمت از تقاضا مى‌کاهد و تقاضاى کاهش‌يافته، به کاهش توليد منجر مى‌گردد و مقياس توليد را دچار انقباض مى‌سازد. اما مى‌دانيم که تغيير مقياس توليد بر هزينه، مؤثر است و اين تغيير هزينه، آثار خود را، نسبت به اينکه در کدام يک از سه وضعيت افزايندگي، کاهندگى و يا ثبات هزينه‌ها قرار داشته باشد، در اقتصاد ظاهر مى‌‌سازد، به‌عنوان مثال، اگر صنعتى در وضعيت کاهندگى هزينه‌ها قرار داشته باشد، کاهش مقياس توليد، موجب افزايش هزينه‌ها و بنابراين، قيمت‌ها خواهد شد و در نتيجه بار مالياتى به مصرف‌کنندگان منتقل مى‌گردد.

طبيعت ماليات

انواع گوناگونى از ماليات‌ها وجود دارند که از نظر گرايش تعلق مالياتى با يکديگر اختلاف دارند. به‌عنوان مثال، ماليات بر درآمدهاى مازاد يا اموال بادآورده، تمايل به ماندن در محل اصابت دارد.

شکل بازار

از نظر اقتصادى ما طيف وسيعى از بازارها را در فاصله دو انتهاء رقابت کامل و انحصار کامل مى‌توانيم در نظر بگيريم. مهم‌ترين بازارها عبارتند از: بازار رقابت کامل، بازار رقابت انحصاري، بازار انحصار چند جانبه، بازار انحصار دوجانبه و بازار انحصار کامل.


قرار گرفتن در هر يک از اين بازارها، بر تعلق ماليات‌ها اثر مى‌گذارد به‌عنوان مثال، در بازارهاى رقابتى کامل، از آنجا که هيچ خريدار يا فروشنده‌اى قادر به تأثير گذاشتن بر قيمت بازار نيست، اساساً بحث از انتقال بار مالياتي، موضوعيت ندارد. اما در وضعيت انحصار کامل، توليدکننده از آزادى فراوانى براى تغيير قيمت‌ها برخوردار است و بنابراين، امکان انتقال بار مالياتى را دارد.