شامل آن شاخص‌هاى نابرابرى درآمد است که نابرابرى درآمد يک جامعه و رفاه اجتماعى آن را مستقيماً به يکديگر مربوط دانسته و حداکثر رفاه اجتماعى را متناظر با حالتى از توزيع درآمد مى‌داند که کل درآمد جامعه به‌طور مساوى بين افراد آن تقسيم شده باشد. به اين ترتيب، با اندازه‌گيرى ميزان کاهش رفاه اجتماعى حاصل از توزيع نامتعادل درآمد بين افراد جامعه، ميزان نابرابرى درآمد را برآورد مى‌کند. از اين‌رو، انتخاب تابع رفاه اجتماعى مناسب در کانون اهميت اندازه‌گيرى اين شاخص‌ها قرار دارد.

شاخص دالتون

دالتون بنيانگذار و پيشگام ارائه شاخص‌هاى قياسى است. اين شاخص عبارت است از حاصل تقسيم ميزان تفاوت رفاه اجتماعى حاصل از توزيع درآمد مورد بررسى با توزيع درآمد کاملاً عادلانه بر حداکثر اندازه اين تفاوت به‌عبارت ديگر، اين شاخص ميزان کاهش نسبى رفاه کل جامعه در مقايسه با حداکثر رفاه اجتماعى ممکن را به مثابه ميزان نابرابرى درآمدى در نظر مى‌گيرد. پس:


      n
∑u(xi)
i=1
   
    DA =  ۱    -
   
  nu(μ)


که در صورت پيوسته بودن تابع مطلوبيت فردى (u) افراد جامعه عبارت است خواهد بود از:


     
∫u (x) f(x)dx
o
    DA =  ۱    -
 
    u(μ)


در اين روابط، DA نشان‌دهنده شاخص دالتون است. اندازه شاخص در حالت برابرى کامل توزيع درآمد مساوى صفر است و ليکن در حالت نابرابرى کامل توزيع درآمد مساوى صفر نيست.

شاخص بنتزل

بنتزل ضمن بررسى ارتباط بين توزيع درآمد، توزيع مصرف و توزيع رفاه جامعه به اين نتيجه رسيد که اين سه الگوى توزيع يکسان نبوده و دستيابى به توزيع مصرف از توزيع درآمد و توزيع رفاه از توزيع مصرف با توجه به کميت و کيفيت آمارهاى موجود، حداقل کار بسيار مشکلى است و در اين زمينه تحقيقات زيادى بايد انجام پذيرد. وى براى تعريف شاخص خود، جامعه‌اى n فردى را در نظر مى‌گيرد که تابع رفاه (W(q اين افراد تابعى کيسان و همانند و قابل اندازه‌گيرى کاردينال است که در آن q معين ميزان مصرف است. حال اکثر تابع توزيع ميزان مصرف افراد با (f(q و رفاه اجتماعى جامعه با W نشان داده شود، خواهيم داشت:


W = n
o
W(q) f(q) dq


W(q) > O W'(q) > O   W"(q) < n


اين ويژگى‌ها موجب مى‌شود که به ميزان رفاه اجتماعى جامعه هميشه کوچک‌تر يا مساوى (nW(μ باشد، برابرى زمانى حاصل مى‌شود که ميزان مصرف کليه افراد جامعه يکسان باشد. بنابراين حداکثر رفاه اجتماعى قابل دستيابى در نتيجه توزيع مجدد مصرف بين افراد جامعه برابر (nW(μ است که اگر با M نشان داده شود، تفاوت بين M و W مبين کل ميزان کاهش رفاه اجتماعى ناشى از نابرابرى و اختلاف بين ميزان مصرف افراد جامعه است و شاخص بنتزل (B) عبارت است از کاهش نسبى رفاه اجتماعى نشانى از اين نابرابرى مصرف است. بنابراين:


B= M - W/M= ۱ - W/M


که در آن E = M / W، کارآئى رفاهى توزيع ناميده مى‌شود.


اندازه اين شاخص در حالت برابرى کامل توزيع مصرف مساوى صفر و در حالت نابرابرى کامل مصرف، کمتر از يک است.


ولى شاخص خود را از لحاظ نظرى قابل تفهيم به جامعه‌اى مى‌داند که در آن دو يا چند گروه از افراد با توابع رفاه مختلف وجود دارند. مثلاً اگر جامعه مورد بررسى از دو گروه A و B با تعداد افراد nA و nB و توابع رفاه WA و WB تشکيل شده باشد، اين شاخص به‌صورت زير خواهد بود:


      nA
 ∫ WA(q) fA (q) d(q)
o
   + nB
 ∫  
o
WB (q) fB(q)dq
  B =  ۱  - 





 
  nA W(qA) +    nB W(qB)    


که در آن qA و qB مربوط به آن مقاديرى از q است P متضمن برابرى بين رفاه نهائى کليه افراد جامعه است يعنى (qB = μ . qA =μ)، اين برابري، شرط لازم براى حداکثر شدن رفاه کل جامعه در تحت محدوديت معلوم بودن کل مصرف جامعه است.

شاخص اتکينسون

بنتزل اعتقاد دارد که در يک جامعه مفروض، شاخص اقتصادى نابرابرى درآمدى شاخصى است که بايد متکى بر نظام رجحان‌هاى افراد آن جامعه باشد. به‌عبارت ديگر، شاخص نابرابرى درآمدى هنگامى از نقطه‌نظر اقتصادى قابل قبول و مطلوب است که مبين نابرابرى رفاه فردى ناشى از توزيع نامتعادل درآمد بين افراد آن جامعه باشد.


وى شاخص خود را بر مبناى مفهوم معادل درآمدى توزيع متعادل (XEDE) مى‌داند و معتقد است که XEDE عبارت است از درآمد سرانه‌اى که اگر به‌طور مساوى و برابر به هر يک از افراد جامعه تخصيص داده شود. کل رفاه اجتماعى حاصل از آن دقيقاً برابر با کل رفاه اجتماعى است که به‌وسيله توزيع درآمد مفروض مورد بررسى ايجاد مى‌شود. بنابراين:


XEDE =  x | [u (xEDE) B
∫ f(x)dx
o
 =  B
∫u(x) f(x)dx]
o


اتکينسون شاخص خود را به‌صورت زير تعريف کرد:


A= ۱ - ( xEDE / μ)


که عبارت است از تفاضل نسبت معادل درآمدى توزيع متعادل به ميانگين درآمد جامعه مورد بررسى از عدد واحد اندازه اين شاخص در حالت برابرى کامل توزيع درآمد مساوى صفر است. ليکن در حالت نابرابرى کامل توزيع درآمد، لزوماً برابر يک نخواهد بود، مگر آنکه تابع رفاه انتخاب‌شده، داراى شرايط محدوديت‌هائى بيشترى باشند.

شاخص سن

بنتزل مى‌گويد اگر تابع رفاه اجتماعى را تابعى فزاينده از ميزان درآمد افراد آن جامعه به شکل زير در نظر بگيريم:


(W= W (x۱، x۲، ...، xn)  


معادل درآمدى توزيع متعادل تعميم‌يافته عبارت خواهد بود از درآمد سرانه‌اى که اگر به‌طور مساوى به کليه افراد جامعه داده شود، ميزان رفاه اجتماعى حاصل از آن برابر ميزان رفاه اجتماعى است که توزيع درآمد مفروض مورد بررسى ايجاد مى‌کند.


وى شاخص خود را به‌صورت تفاضل نسبت معادل درآمدى توزيع متعادل تعميم‌يافته به ميانگين درآمد جامعه از عدد واحد تعريف مى‌کند. يعني:


N =  ۱  - Xf
  μ


که N شاخص سن است.