نسبت قيمت بر درآمد

يکى از ارقام مهم براى سرمايه‌گذاران که مى‌تواند مورد تجزيه و تحليل واقع شده و آنها را در اخذ تصميم هدايت نمايد. نسبت قيمت بر درآمد شرکت‌ها مى‌باشد. چه در کشورهائى که بهاء اسمى سهم رابطه‌اى با قيمت دارد و چه در کشورهاى ديگر که بهاء اسمى براى سهم با وجود ندارد و يا به‌طور کلى براى آن اهميتى قائل نيستند، نسبت قيمت بر درآمد مى‌تواند عامل مؤثرى در تصميم‌گيرى‌ سرمايه‌گذار باشد. براى آنکه اهميت اين عامل روشن شود بعضى از تجزيه و تحليل‌ها را در اينجا نام مى‌بريم.


۱. با توجه به اينکه نسبت قيمت بر درآمد، از تقسيم قيمت بازار بر درآمد سالانه شرکت به‌دست مى‌آيد، بنابراين سرمايه‌گذار مى‌تواند محاسبه نمايد که ظرف چه مدت درآمد حاصل از محل سهم، سرمايه‌گذارى وى را مستهلک خواهد نمود. در هر صورت چنانچه قسمتى از درآمد به‌جاى تقسيم به اندوخته‌هاى شرکت اضافه مى‌شود به‌هر حال اين مبلغ متعلق به سهامداران مى‌باشد.


۲. نوسانِ نسبتِ قيمت بر درآمد مى‌تواند مورد تجزيه و تحليل سرمايه‌گذار قرار گرفته و طبق نتيجه‌گيرى‌هائى که به‌دست مى‌آيد، سرمايه‌گذار مى‌تواند سرمايه‌گذارى خود را در بهترين موقع انجام دهد. همان‌طور که مى‌دانيم هر چه قيمت سهم در بورس افزايش يابد. رقم مربوط به اين نسبت نيز افزايش خواهد يافت به‌عکس در صورت پائين آمدن قيمت سهم، اين رقم نيز کاهش مى‌يابد. از طرف ديگر اگر درآمد شرکت افزايش يا کاهش پيدا نموده و قيمت ثابت باشد. اين رقم به تناسب و به‌طور معکوس تغيير مى‌يابد.


چون درآمد براى هر سهم سالى يک‌بار تعيين مى‌گردد. بنابراين تغييرات قيمت سهام باعث ايجاد نوسان در نسبت قيمت بر درآمد خواهد شد و در اين‌صورت مى‌توان به‌دو طريق از تجزيه و تحليل اين نوسانات بهره‌بردارى نمود.


- در صورتى‌که اين نسبت در حال افزايش باشد، سرمايه‌گذاران در درجه اول سعى مى‌نمايند دلايل مربوط به افزايش قيمت را کشف نموده و در صورتى‌که اين دلايل قابل توجيه باشند نسبت به خريد سهام مربوط سريعاً اقدام نمايند. اکثر هجوم‌هائى که براى خريد سهامى که نسبت قيمت بر درآمدِ آنها در حال افزايش است، در اثر همين استنباط‌ها صورت گرفته و اثر ايجاد تقاضاى زياد قيمت سهام بيش از پيش افزايش مى‌يابد.


- بعضى از سرمايه‌گذاران که اصطلاحاً بورس باز و يا (SPECULATORS) ناميده مى‌شوند، درست به‌عکس اقدام نموده و وقتى اين نسبت در حال کاهش مى‌باشد اقدام به سرمايه‌گذارى در سهام مربوط مى‌نمايند. پائين آمدن قيمت ممکن است به‌دلايل وجود مشکلات موقت باشد که اين‌گونه سرمايه‌گذاران رفع آنها را در مدت زمان معقولى پيش‌بينى مى‌نمايند. در هر صورت با توجه به اينکه ممکن است پيش‌بينى‌هاى سرمايه‌گذار درست نباشد، بنابراين ريسک اين نوع سرمايه‌گذارى معمولاً در سطح بالاترى قرار دارد.


۳. مقايسه نسبت قيمت بر درآمد براى سهام مختلف نيز اهميت خاصى براى سرمايه‌گذاران دارد، در بعضى از مواقع که هنوز شرکت به مرحله بهره‌بردارى و يا بهره‌بردارى کامل نرسيده و درآمد شرکت در سطح پائينى قرار داشته و در نتيجه نسبت قيمت بر درآمد در سطح بالائى قرار دارد سرمايه‌گذار به اميد اينکه افزايش بهره‌بردارى باعث افزايش درآمد خواهد شد، اين سهام را به سهام ديگر ترجيح خواهد داد.


به‌طور کلى برداشت‌هائى که از تجزيه و تحليل اين نسبت مى‌توان کرد براى سرمايه‌گذاران مختلف متفاوت بوده و هر يک عکس‌العمل به‌خصوصى نسبت به اين رقم از خود نشان مى‌دهند. ضمناً در صورتى‌که تفاوتى بين نسبت قيمت بر درآمد سهام شرکت‌هاى با فعاليت مشابه وجود داشته باشد، سرمايه‌گذار علاقه‌مند خواهد بود که دلايل مربوط را کشف نموده و سپس اقدام به سرمايه‌گذارى در شرکت موردنظر بنمايد.