درصد سود ناويژه به فروش

۱. درصد مزبور نشان مى‌دهد که سود ناويژه چند درصد از فروش شرکت را تشکيل مى‌دهد. با توجه به اينکه سود ويژه پس از کسر هزينه‌هاى ثابت از سود ناويژه به‌دست مى‌آيد. لذا هر چه ميزان فروش شرکت افزايش يابد، سود ناويژه نيز افزايش مى‌يابد. از طرف ديگر چون هزينه‌هاى ثابت با افزايش حجم فروش تغيير فاحشى پيدا نمى‌کند، بنابراين سود ويژه به تناسب افزايش خواهد يافت، در نتيجه شرکت‌هائى که با ثابت نگه‌داشتن هزينه‌هاى ثابت، فروش خود را افزايش مى‌دهند، بازده سرمايه‌گذارى را افزايش داده و موفقيت خوبى را براى رقابت با توليدکنندگان ديگر براى خود ايجاد مى‌نمايند.


۲. تجزيه و تحليل تغييرات مربوط به درصد سود ناويژه به فرش، طى چند سال، مديران شرکت را آگاه خواهد ساخت که نوسانات مربوط به افزايش قيمت کالاهاى توليدشده با مربوط به افزايش بازده عوامل توليد بوده است.


۳. مابه‌التفاوت سود ناويژه و سود ويژه، نمايانگر هزينه‌هاى ثابت (سرباري) مى‌باشد.

درآمد براى هر سهم

درآمد براى هر سهم، علاوه بر آنکه خود عامل بسيار مهمى براى هر شرکت و تصميم‌گيرى سرمايه‌گذاران به‌شمار مى‌رود، در تعيين نسبت قيمت بر درآمد که ذيلاً به آن اشاره شده است نيز اهميت خاصى را دارا مى‌باشد. به همين دليل در کليه کشورهائى که داراى بازار سهام متشکل مى‌باشند در محاسبه درآمد براى هر سهم، دقت خاص و استانداردهاى ثابت به‌کار مى‌رود.


۱. رقم به‌دست آمده به‌عنوان درآمد براى هر سهم، نمايانگر ميزان سود ويژه‌اى است که به هر سهم در يک سال تعلق گرفته است. بر اين اساس سرمايه‌گذار مى‌تواند سودآورى شرکت را اندازه‌گيرى نموده و با مقايسه ارقام مربوط به سال‌هاى مختلف، افزايش يا کاهش آن را محاسبه نمايد.


۲. در صورتى‌که سود سهام اختصاص يافته به هر سهم بيش از درآمد براى هر سهم باشد سرمايه‌گذار متوجه خواهد شد که شرکت از اندوخته‌هاى سال‌هاى قبل کمک گرفته تا سود متناسبى به سهامداران پرداخت شود.


۳. در صورتى‌که سود سهام تقسيم شده از درآمد براى هر سهم کمتر باشد، شرکت قسمتى از درآمد را به حساب اندوخته شرکت منظور نموده که ممکن است اين وجوه در توسعه شرکت بسيار مؤثر باشد. معمولاً در کشورهاى صنعتى براساس ميزان تفاوت بين سود تقسيم‌شده و درآمد براى هر سهم، مى‌توان شرکت‌ها را به دو دسته تقسيم نمود. وقتى تفاوت بين اين دو رقم کمتر باشد، شرکت از سياست تقسيم سود پيروى مى‌نمايد و در صورتى‌که تفاوت بين اين دو زياد باشد، شرکت گسترش و توسعه را ترجيح مى‌دهد.


در کشور ايران از يک سو قوانين مالياتى و از سوى ديگر انتظارات سرمايه‌گذاران در دريافت سود بيشتر، باعث شده که تفاوت ببين سود تقسيم‌شده و درآمد براى هر سهم بسيار ناچيز باشد. با توجه به اينکه سرمايه‌گذاران را مى‌توان آموزش داد و قانع نمود که در هر صورت، درآمد شرکت متعلق به آنها مى‌باشد. بنابراين تصور مى‌رود که با تغيير قانون ماليات بر درآمد، امکان سرمايه‌گذارى بيشتر به‌وجود آيد، زيرا در حال حاضر چه درآمد تقسيم شده شرکت‌ها و چه درآمد تقسيم نشده مشمول يک نرخ ماليات مى‌باشند.


۴. از مقايسه درآمد براى هر سهم در شرکت‌هاى مختلف، سرمايه‌گذار مى‌تواند بازده عوامل توليد را اندازه‌گيرى نموده و با توجه به قيمت اين سهام در بازار، سهام موردنظر خود را انتخاب نمايد. اين مقايسه به‌خصوص از نظر شرکت‌هاى با فعاليت مشابه داراى اهميت خاص مى‌باشد.

بازده کل نسبت به آخرين قيمت هر سهم

در محاسبه بازده کل سهام عواملى از قبيل قيمت سهم، سود سهام، سهام جايزه و حق خريد سهام جديد به بهاء اسمى و يا با کمتر يا بيشتر از بهاء اسمى که در هر صورت کمتر از قيمت بازار سهام مى‌باشد، مؤثر است.


همان‌طور که قبلاً ذکر شد، در صورتى‌که شرکت‌ها قسمتى از درآمد خود را تقسيم ننموده و در حساب اندوخته نگهدارى نمايند، منافع آن عايد سهامداران شرکت خواهد شد. در درجه اول اين منافع از طريق افزايش قيمت سهام در بازار کسب مى‌شود و در درجه دوم ممکن است که شرکت با استفاده از اين اندوخته‌ها، اقدام به افزايش سرمايه نموده و به تناسب، سهام مجانى به سهامداران شرکت اعطاء نمايد. همچنين ممکن است سرمايه شرکت را آن‌طور افزايش دهد که علاوه بر مصرف اندوخته‌هاى آزاد، به وجوه جديدى نيز نياز باشد، در اين‌صورت اکثر شرکت‌ها حق خريد سهام جديد را که معمولاً در بهاء اسمى فروخته مى‌شوند براى سهامداران قبلى حفظ نموده و در صورتى‌که قرار باشد. اين حق خريد و يا قسمتى از آن را سلب نمايند، سهام را به قيمت بالاتر از قيمت اسمى به‌فروش مى‌رسانند. در هر صورت در يک بازار پيشرفته، ارتباطى بين اين اقدامات وجود داشته و در صورت کاهش اندوخته‌ها اثر مستقيمى بر قيمت سهام از خود برجاى خواهد گذاشت.


لازم به يادآورى است که چون کليه مزاياى ذکرشده مربوط به گذشته مى‌باشند، بنابراين هر سرمايه‌گذار با توجه به قيمتى که براى سهام خود پرداخته است و با توجه به عامل زمان، مى‌تواند بازده مؤثر سرمايه‌گذارى خود را محاسبه نمايد. در محاسبات اين سالنامه قيمت آخر هر سال سهام براى محاسبه بازده کل در نظر گرفته شده است که در بيشتر بازارها به‌عنوان يک اصل پذيرفته‌شده به‌شمار مى‌رود.

پوشش سود سهام

نسبت به‌دست آمده براى پوشش سود سهام نشان‌دهنده سياست شرکت در جهت تقسيم درآمد و با استفاده از آن به‌منظور توسعه فعاليت‌هاى شرکت مى‌باشد. در صورتى‌که قسمت اعظم درآمد شرکت به‌صورت سود سهام بين سهامداران تقسيم شود، اين نسبت به عدد يک نزديک مى‌باشد. در صورتى‌که به‌منظور توسعه شرکت، فقط قيمت کمى از درآمد را تقسيم نموده و بقيه را به‌ حساب اندوخته منظور نمايد، نسبت مزبور افزايش مى‌يابد. همچنين در صورتى‌که اين نسبت کمتر از عدد يک باشد، شرکت مربوطه قسمتى از سود پرداختى را از محل اندوخته سال‌هاى قبل تأمين نموده است.