از سال ۱۹۶۵ در حوزه امور مالى فرضيه‌اى در مورد کارا بودن بازار سرمايه مطرح شده است. علت انجام اين تحقيقات، آزمودن اين نظريه است که آيا بازار سهام در کسب و پردازش اطلاعات ورودى به‌طور معقول عمل مى‌کند و آيا اطلاعات بدون درنگ و بدون تمايل و گرايش (تورش ـ Blas) در قيمت اوراق بهاءدار منعکس مى‌شود يا نه؟


منطقاً سرمايه‌گذاران براى به‌حداکثر رساندن مطلوبيت مورد نظر خود از کل اطلاعاتى که به تعيين ارزش و قيمت‌گذارى اوراق بهاءدار مربوط مى‌شود، استفاده مى‌کنند. البته در تعيين قيمت اوراق بهاءدار بايد هزينه‌هاى پردازش اطلاعات و نيز هزينه‌هاى انجام معامله را در نظر داشت. با اين منطق و براساس فرضيه بازار کارا قيمت اوراق بهاءدار در هر لحظه‌اى از زمان برآوردى است از ارزش فعلى جريان‌هاى نقدى آتى آن اوراق اين فرضيه مى‌گويد که رقابت ميان سرمايه‌گذاران براى به‌دست آوردن سود در سرمايه‌گذارى بدين آنجا منجر مى‌شود که قيمت جارى اوراق بهاءدار، پيش‌بينى بى‌طرفانه‌اى از ارزش ذاتى آنها باشد.


فرضيه بازارهاى کارا نمى‌گويد که همه سرمايه‌گذاران معقول عمل مى‌کند، و يا تک‌تک آنان به جزء جزء اطلاعات دسترسى دارند، بلکه صرفاً مى‌گويد که همه اطلاعات در قيمت سهام بازتاب دارند. اين تئورى از نظر عموميت و گستردگى دامنه مفروضات و پيامدهاى آن، در سه سطح مطرح است.