يکى از عمده‌ترين پيامدهاى کارآئى بازار اين است که از منابع موجود به بهترين وجه و به شکلى بهينه و مطلوب، بهره‌بردارى مى‌شود. يکى از وظايف مهم بازار سرمايه بايد تأمين مالى شرکت‌ها و نهادها باشد، و بازار سرمايه بايد اين ويژگى را داشته باشد که شرکت‌هاى نيازمند بتوانند سرمايه لازم خود را تأمين کنند و شرکت‌هائى که به راستى نبايد منابع تازه به‌دست آورند و پروژه‌هاى آنها تئورى (Off ـ Trade) معقولى از بازده و خطر ندارد، از دستيابى به مانع جديد در بازار محروم شوند.


تخصيص هنگامى بهينه است که بيشترين بخش سرمايه متوجه سودآورترين فعاليت‌ها شود. پس تخصيص سرمايه هنگامى درست انجام مى‌شود که شرکت‌هائى که فرصت‌هاى سرمايه‌گذارى بهتر دارند، بتوانند سرمايه مورد نياز خود را تأمين کنند، و آن بخش‌هاى اقتصاد که بازدهى کمترى دارند، با محدوديت بيشتر روبه‌رو باشند.


اما چگونه اين تخصيص انجام مى‌شود؟ مى‌دانيم که بازار سرمايه را به دو بازار تقسيم مى‌کند: بازار اوليه (Primary Market) و بازار ثانويه (Secondary Market) نخست بازارى است که در آن اوراق بهاءدار براى اولين بار معامله مى‌شود و شرکت‌ها سرمايه مورد نياز خود را از آنجا به‌دست مى‌آورند. بعد بازار ثانويه است که در آن اوراق بهاءدار موجود، مجدداً دست به دست شده و مورد معامله قرار مى‌گيرد. هر چند که هدف اصلى تخصيص مطلوب و بهينه منابع در بازار اوليه است. اما چنين امرى عملى نيست، مگر اينکه بازار ثانويه از کارآئى بسيار برخوردار باشد.


برخلاف وضعيت ما در ايران، قيمت سهام در بازارهاى اوليه و ثانويه چندان از يکديگر دور نيست. معمولاً در کشورهاى صنعتى شرکت‌ها افزايش سرمايه را با قيمتى نزديک به قيمت بازار انجام مى‌دهند، لذا قيمت پذيره‌نويسى با قيمت بازار چندان متفاوت نيست. اگر بازار ثانويه کارا باشد، قيمت سهام با توجه به بازدهى و دورنماى سودآورى آينده شرکت تعيين مى‌گردد، در اين‌صورت بالا رفتن و پائين آمدن قيمت سهام شاخص مناسبى از وضعيت مالى و سودآورى شرکت خواهد بود. کارآئى اطلاعاتى در بازار ثانويه به کارآئى تخصيص سرمايه در بازار اوليه منجر مى‌شود. حال اگر شرکتى مثلاً مدير لايقى نداشته باشد و شرکت درست اداره نشود و امکانات بالقوه شرکت درست به‌کار گرفته نشود؛ در اين‌صورت، قيمت سهام پائين مى‌آيد. بالطبع، در چنين اوضاعي، شرکت رغبت به افزايش سرمايه نخواهد داشت، چون براى به‌دست آوردن سرمايه موردنظر خود بايد مقدار بيشترى سهام بفروشد و اين‌کار بازدهى هر سهم را پائين مى‌آورد. و شرکت از امکانات بهره‌بردارى از بازار اوليه دورتر مى‌افتد. آن شرکت‌هائى که سودآورى بيشترى دارند و کمک بيشترى به اقتصاد مملکت مى‌کنند، دسترسى بيشترى به بازار سرمايه خواهند داشت.