متأسفانه بايد متذکر شد که حتى نازل‌ترين سطح کارآئى بازار يعنى شکل ضعف آن نيز در بازار سرمايه کشورمان وجود ندارد. تحقيقات متعددى که در اين زمينه انجام شده است. نيز مؤيد اين مطلب مى‌باشد. در سال ۱۳۶۹ مطالعه‌اى(۱) در رابطه با تابع توزيع نوسانات قيمت سهام بورس اوراق بهاءدار با استفاده از شاخص بازار سهام ايران و براى دو دوره زمانى ۱۳۵۷ ـ ۱۳۵۲ و ۱۳۶۸ ـ ۱۳۶۴ انجام شد و نتايج تحقيق دلالت بر عدم کارآئى بازار بورس ايران در شکل ضعيف داشت. تحقيق ديگرى(۲) نيز جهت آزمون کارآئى در سطح ضعيف در سال ۱۳۷۱ با استفاده از قيمت سهام ۱۷ شرکت و براى دوره زمانى ۱۳۷۰ ـ ۱۳۶۸ و با به‌کارگيرى روش آزمون گردش‌ها انجام شد و مجدداً عدم کارآئى بازار بورس اوراق بهاءدار تهران به اثبات رسيد.


(۱) على‌اصغر امامى (۱۳۶۹). ”بررسى نوسان‌پذيرى و ريسک سهام پذيرفته‌شده و در بورس تهران، رساله“ کارشناسى ارشد مديريت بازرگاني، دانشگاه تهران، دانشکده مديريت.


(۲) زهرا نصرالهى (۱۳۷۱). ”تجزيه و تحليل عملکرد بورس اوراق بهاءدار ايران“ رساله کارشناسى ارشد ، دانشگاه تربيت مدرس، رشته اقتصاد.


تحقيق ديگرى(۳) در سال ۷۳ با استفاده از قيمت‌هاى هفتگى سهام ۵۰ شرکت پذيرفته شده در بورس اوراق بهاءدار و يا به‌کارگيرى روش خودهمبستگى و آزمون گردش‌ها جهت آزمون کارآئى در سطح ضعيف انجام شد و نتايج تحقيق، عدم کارآئى بازار، بورس تهران را نشان مى‌دهد. براى دوره زمانى ۱۳۷۳ ـ ۱۳۶۸ تحقيق ديگرى(۴) نيز به بررسى کارآئى بازار بورس اوراق بهاءدار تهران پرداخته و عدم کارآئى اين بازار را در سطح ضعيف به اثبات رسانده است.


(۳) محمد اسماعيل فدائى‌نژاد (تابستان ۱۳۷۳ و بهار ۱۳۷۴). ”آزمون شکل ضعيف نظريه کارآئى بازار سرمايه در بورس اوراق بهاءدار تهران“، تحقيقات مالي، سال دوم، شماره ۵ و ۶، صفحات ۲۵ ـ۶


(۴) محمد نمازى و زکيه شوشتريان (تابستان و پائيز ۱۳۷۴). ”بررسى کارآئى بازار بورس اوراق بهاءدار ايران“، تحقيقات مالي، سال دوم، شماره ۷ و ۸، صفحات ۱۰۴ ـ ۸۲.


با توجه به نتايج فوق، به‌طور کلى مى‌توان گفت که بورس اوراق بهاءدار تهران حتى در شکل ضعيف نيز فاقد کارآئى لازم است و قيمت‌ها از فرضيه گشت تصادفى پيروى نمى‌کند و روند قابل پيگيرى در قيمت‌ها مشاهده مى‌شود. براى کارا شدن اين بورس، مشکلات خاص آن بايد به مرور زمان حل شود و با برنامه‌ريزى‌هاى لازم، روند کاراتر شدن آن را تسريع نمائيم.

نتيجه‌گيرى

همان‌گونه که ذکر شد، بازار بورس تهران به استناد تحقيقات متعددى که انجام شده است از کارآئى لازم، برخوردار نمى‌‌باشد. البته اين نکته را نيز بايد يادآور شد که اصولاً نبايد عنوان کرد که يک بورس اوراق بهاءدار کارا يا غيرکارا مى‌باشد، بلکه کارآئى درجه‌اى است که اين درجه از عدم کارآئى شروع و به‌ کارآئى ختم مى‌گردد. بورس اوراق بهاءدار تهران نيز در ابتداى اين مسير قرار گرفته است.(۱) لذا مشاهده مى‌شود که خلاءهاى فراوانى در آن وجود دارد که از پيامدهاى آن مى‌توان به تشديد سفته‌بازي، رخنه عناصر سودجو و فرصت‌طلب به اين بازار، عدم تخصيص بهينه سرمايه به واحدهاى توليدي، و اخيراً نيز بى‌رغبتى مردم به سرمايه‌گذارى در بازار بورس اوراق بهاءدار و مالاً رکود بازار سرمايه اشاره نمود.


(۱) محمد اسماعيل فدائى‌نژاد (زمستان ۱۳۷۳ و بهار ۱۳۷۴). ”آزمون شکل ضعيف نظريه کارآئى بازار سرمايه در بورس اوراق بهاءدار تهران“، تحقيقات مالي، سال دوم، شماره ۵ و ۶، ص ۲۵


از طرفي، همان‌گونه ذکر شد؛ عملکرد بهينه اوراق اختيار معامله مستلزم وجود حداقل کارآئي، يعنى شکل ضعيف آن، در بازار سرمايه مى‌باشد. لذا به‌نظر مى‌رسد در شرايط فعلى بازار سرمايه ايران، به‌دليل عدم کارآئى آن (حتى در سطح ضعيف)، امکان انتشار اين اوراق وجود نداشته و فرضيه دوم تحقيق که بيان مى‌داشت: ”انتشار اوراق اختيار معامله با توجه به شرايط کنونى بازار سرمايه ايران، از ديدگاه مديريت مالي، بلامانع است“. رد مى‌شود. البته اين بدان معنا نيست که به‌طور کلى انتشار اين اوراق در بازار سرمايه ايران امکان‌پذير نمى‌باشد، بلکه منظور اين است براى موفقيت اين اوراق و نيل به اهداف موردنظر، بايستى ابتدا موانع و مشکلات فعلى بازار سرمايه ايران که ما آنها را در عدم کارآئى خلاصه کرده‌ايم، از ميان برداشته شود تا پيش‌زمينه‌هاى لازم براى انتشار اين اوراق و موفقيت آنها در جهت هر چه کاراتر شدن بازار سرمايه ايجاد شود.


لذا انتظار مى‌رود با افزايش تعداد شرکت‌هاى پذيرفته‌شده در بورس، ازدياد آگاهى مردم از مکانيزم بورس و ترغيب آنان به سرمايه‌گذارى در بورس، پيشرفت تخصص‌هاى علمى و فنى در داخل بورس و مکانيزه شدن اطلاعات مالي، بورس اوراق بهاءدار تهران به سمت کارآئى حرکت نموده و بستر مناسبى براى انتشار اوراق اختيار معامله، که يکى از لوازم بقاء و ادامه حيات بازارهاى کارا مى‌باشند، فراهم گردد.