امتيازى است که حقوق هر کشور به‌منظور تأمين نيازهاى مادى اشخاص به آنها مى‌دهد. هدف از ايجاد حق مالي، تنظيم روابطى است که به لحاظ استفاده از اشياء بين اشخاص وجود دارد و موضوع مستقيم آن تأمين حمايت از نفع مادى و باارزش است. اين دسته از حقوق، برخلاف گروه نخست قابل مبادله و تقويم به پول است، مانند: حق مالکيت، حق انتفاع و حق مطالبه مبلغى پول با انجام دادن کارى معين.


قابليت معادله حقوق مالى با پول سبب مى‌شود که حق مالى اصولاً انتقال‌پذير بوده، به‌طورى که هم به وارثان شخص برسد و هم قابل معاوضه و دادوستد باشد و طلبکاران نيز بتوانند با توقيف و فروش حق به طلب خود برسند.


نه تنها آثار مالى حقوق غيرمالي، اين دو دسته را به‌هم نزديک مى‌کند؛ بلکه در پاره‌اى از حقوق چهره مالى و غيرمالى با هم مخلوط شده است. براى مثال، حقى که مؤلف بر آثار خود دارد، هر دو جنبه را دارا است. به همين جهت هنگامى‌که نويسنده‌اى حق انتشار آثار خود را به ديگرى واگذار مى‌کند، مى‌گويند جنبه مالى حق تأليف داده ولى حق اخلاقى او در باب دفاع از انتقادهاى نابه‌جاى ديگران و جلوگيرى از تقليد و تحريف آن باقى و مخلوط مانده است. در عين حال، جنبه مالى و اخلاقى اين تأليف با هم ارتباط نزديک دارد، چنانکه خرده‌گيرى از يک کتاب، نه تنها به حق معنوى نويسنده صدمه مى‌زند، در منافع آن نيز اثر دارد.


همچنين يادگارهاى خانوادگي، با اينکه به‌طور معمول ارزش مالى ندارد. اگر به امضاء شخص مشهور يا اثر هنرمند برجسته‌اى باشد، هر دو جنبه مالى و معنوى را دارا است. پس بايد گفت که اين تقسيم‌بندى بر مبناى غلبه چهره مالى يا اخلاقى حق است و نبايد مرز قاطعى ميان اين دو گروه رسم کرد و با ماهيت آنها را جدا پنداشت.

مقايسه حقوق عينى و دينى

حق عينى از جهات گوناگون با حق دينى تفاوت دارد:


۱. چنانکه گفته شد، در حق عينى فقط دو عنصر يعنى موضوع حق و مالک آن وجود دارد، حال آنکه براى تصور حق دينى وجود سه عنصر زير ضرورى است:


- طلبکار يا صاحب حق

- مديون که ملزم به اجراء تعهد است

- موضوع حق يا تعهد


۲. موضوع حق عينى هميشه يک شيء مادى است و بايد در خارج معين باشد، ولى حق دينى ممکن است ناظر به انجام دادن کار و خوددارى از آن نيز باشد و اختصاص به اشياء ندارد. در مواردى هم که موضوع حق دينى شيء است مى‌تواند عين معين باشد (مانند تعهد و تسليم خانه معين) يا کلى (مانند فروش يک بليط راه‌آهن).


۳. اسباب ايجاد حق عيني، محدوده موارد خاص است و شمار حقوق عينى را قانون معين مى‌کند، زيرا احترام آن از عموم خواسته مى‌شود. ولى حق دينى رابطه خاص دوطرف آن و تابع حکومت اراده است. يکى از منابع مهم حق دينى ”قرارداد“ است و برطبق ”اصل آزادى قراردادها“، دو طرف عقد مى‌توانند تعهدهاى ناشى از آن را به دلخواه معين کنند.


۴. حق عينى در برابر همه قابل استناد است، ولى حق دينى نسبت به شاخص مديون قابل اجراء است و دائن براى وصول طلب خود و اجراء تعهد، تنها به مديون مى‌تواند رجوع کند. به همين مناسبت است که مى‌گويند: حق عينى مطلق و حق دينى نسبى است.


۵. حق عينى متضمن حق تعقيب است: يعنى صاحب آن مى‌تواند مال خود را در دست هر کس بيابد مطالبه کند. ولى حق دينى حاوى حق تعقيب نيست و موضوع آن را فقط از شخص مديون مى‌توان خواست. براى مثال، هرگاه شخصى عهد کند که اتومبيل خود را در روز معين در اختيار ديگرى بگذارد و اتومبيل را پيش از رسيدن آن روز بفروشد، طلبکار نمى‌تواند از مالک جديد بخواهد تا تعهد فروشنده را به‌جاى آورد. در صورتى‌که اگر همين شخص اتومبيل خود را مى‌فروخت و بعد آن را به شخص ديگر مى‌داد، خريدار مى‌توانست مال خود را در هر کجا و نزد هرکس که مى‌ديد، مطالبه کند.


۶. حق عينى متضمن حق تقدم براى مالک آن است. يعنى اگر دارائى تاجرى نتواند کفاف پرداختى ديون او را نمايد، صاحبان حقوق عينى بر ساير طلبکارها حق تقدم دارند و پس از اجراء حقوق ايشان، بقيه بين سايرين به نسبت طلب آنها تقسيم خواهد شد.

اقسام حقوق مالى

حقوق دينى يا شخصى

حق ديني، حقى است که شخص نسبت به ديگرى پيدا مى‌کند و به‌موجب آن مى‌تواند انجام دادن کارى را از او بخواهد. صاحب اين حق را دائن يا طلبکار و به‌کسى‌که ملزم است، مديون يا بدهکار گويند. اصل حق نيز به اعتبار صاحب آن، طلب است و به لحاظ مديون، تعهد يا دين نام دارد و ممکن است ناظر به: ۱. انتقال مال ۲. انجام دادن کار ۳. خوددارى از امري، باشد.


کسى‌که داراى حق دينى است، فقط به‌وسيله مديون و به‌طور غيرمستقيم مى‌تواند آن را بر روى اشياء اعمال کند و راه‌ عملى اجراء حق اين است که الزام مديون را به اجراء تعهد از دادگاه بخواهد. براى مثال، در فرضى که مالک زميني، طى قولنامه‌اى تعهد به انتقال آن مى‌کند، طرف تعهد (خريدار قولنامه) مى‌تواند الزام مالک را به انتقال، از دادگاه بخواهد و پيش از آن، حق تصرف و انتفاع از زمين را ندارد. زيرا پس از تعهد نيز ملکيت مديون باقى است.

حقوق عينى

حق عينى حقى است که شخص، به‌طور مستقيم و بى‌واسطه نسبت به چيزى پيدا مى‌کند و مى‌تواند از آن استفاده کند. پس در حق عينى تنها دو عنصر وجود دارد:


۱. شخصى که صاحب حق است (اعم از شخص حقيقى يا حقوقي).

۲. چيزى که موضوع حق قرار گيرد.


حق عينى به‌طور مستقيم بر موضوع خود اعمال مى‌شود و لازم نيست که اجراء و رعايت آن از اشخاص ديگرى مطالبه شود. ولي، هرگاه موضوع حق در تصرف ديگرى باشد و او مانع اجراء آن گردد، صاحب حق مى‌تواند رد مال را از متصرف بخواهد.


کامل‌ترين نوع حق عيني، ”مالکيت“ است که به‌موجب آن مالک حق همه‌گونه انتفاع و تصرف را در ملک خود پيدا مى‌کند.