اوراق قرضه بهاءدار قابل تبديل، ماهيتاً ورقه‌اى ترکيبى است. زيرا ويژگى‌هاى آن هم مشابه سهام عادى و هم اوراق قرضه است. دارندهٔ ورقهٔ بهاءدار قابل تبديل انتظار دارد که نهايتاً هم بازده بهره و هم سود سرمايه را به‌دست آورد. بازده بهره، حاصل تقسيم بهره اوراق قرضه به قيمت بازار آن در زمان خريد است. بازده سود سرمايه نيز از تفاوت بين قيمت قرضه به قيمت بازار آن در زمان خود است. بازده سود سرمايه نيز از تفاوت بين تبديل و قيمت سهام در تاريخ انتشار و پيش‌بينى نرخ رشد قيمت سهام به‌دست مى‌آيد.


مثال نمونه:

ورقه قرضه، ۱۰۰،۰۰۰ ريالي، به ۱۸ سهم عادى که بهاء هر يک در بازار ۵۲۰۰ ريال است قابل تبديل مى‌باشد. ارزش تبديل ورقه قرضه برابر است با:


ريال ۹۳،۶۰۰ = ۱۸ × ۵۲۰۰


مثال نمونه:

شرکت روناک، ۱۰۰،۰۰۰،۰۰۰ ريال اوراق قرضه قابل تبديل منتشر کرد. در زمان انتشار، قيمت بازار سهام شرکت ۱۸،۰۰۰ ريال بود، طبق شرايط تبديل، هر ۱۰۰،۰۰۰ ريال اوراق قرضه به ۵ سهم عادى قابل تبديل است. بنابراين نسبت تبديل ۵ مى‌باشد. تعداد سهامى که از تبديل اوراق به‌دست مى‌آيد برابر است با:


اوراق ۱،۰۰۰ = ۱۰۰،۰۰۰ / ۱۰۰،۰۰۰،۰۰۰
سهم عادى ۵۰۰۰ = ۵ × ۱۰۰۰


ارزش تبديل برابر است با: ۹۰،۰۰۰،۰۰۰ = ۵۰۰ × ۱۸،۰۰۰


اگر نرخ رشد مورد انتظار ۶% در سال باشد، ارزش تبديل در پايان سال اول برابر خواهد شد با:


تعداد سهام ۵۰۰۰
قيمت سهام (۰۶/۱ × ۱۸،۰۰۰) ـ ريال ۱۹،۰۸۰×
ارزش تبديل ـ ريال ۹۵،۴۰۰،۰۰۰
در پايان سال دوم:
تعداد سهام ۵۰۰۰
قمت سهام (۰۶/۱ × ۰۸/۱۹) ـ ريال ۲۰،۲۲۵×
ارزش تبديل ـ ريال ۱۰۱،۱۲۵،۰۰۰


اوراق قرضه قابل تبديل برخلاف اوراق قرضه غيرقابل تبديل، به بهائى کمتر از ارزش آن فروخته نخواهد شد، زيرا امتياز تبديل، برحسب قابليت بالقوهٔ تبديل به سهام عادى و همچنين ريسک دارندهٔ آن نسبت به کاهش قيمت قرضه (قيمت اوراق قرضهٔ قابل تبديل نسبت به ساير اوراق بدهى تنزل کمترى دارد)، ارزشمند مى‌باشد. ارزش بازار تنها زمانى مساوى ارزش سرمايه‌گذارى خواهد شد که امتياز تبديل در نتيجهٔ کاهش قيمت بازار سهام عادى در مقايسه با قيمت تبديل، بى‌ارزش شود.


زمانى‌که شرکتى اوراق قرضه قابل تبديل منتشر مى‌کند، انتظار دارد قيمت بازار سهام عادى افزايش يابد و در نهايت اوراق قرضه به سهام تبديل شود. اگر تبديل انجام شود، شرکت ممکن است مجدداً اوراق قرضهٔ قابل تبديل ديگرى منتشر کند. بديهى است اگر قيمت بازار سهام عادى کاهش يابد، اوراق تبديل به سهام تبديل نخواهد شد. در اين حالت، ورقهٔ بهاءدار قابل تبديل به شکل اوراق قرضه باقى مى‌ماند که اصطلاحاً به آن اوراق بهاءدار معلق مى‌گويند.


دارندهٔ يک ورقه بهاءدار قابل تبديل ممکن است ترجيح دهد به‌جاى تبديل ورقهٔ بهاءدار خود، حتى در حالتى که ارزش تبديل از قيمت پرداختى بابت آن بيشتر باشد، آن را نزد خود نگهدارى کند. زيرا اولاً هر چه قيمت سهام عادى افزايش مى‌يابد، قيمت ورقهٔ بهاءدار قابل تبديل نيز ترقى مى‌کند. ثانياً دارندهٔ ورقهٔ بهاءدار قابل تبديل، به‌صورت منظم بهرهٔ قرضه با سود سهام ممتاز را دريافت خواهد کرد. شرکت‌ها براى اينکه دارندهٔ ورقه مجبور شود آن را تبديل کند، معمولاً يک قيمت بازخريد وضع مى‌کنند. قيمت بازخريد، بالاتر از ارزش اسمى اوراق قرضه مى‌باشد. (تقريباً ۱۰ تا ۲۰% بيشتر)، تعيين قيمت بازخريد، دارنده را مجبور مى‌کند. در زمانى‌که قيمت سهام بيشتر از قيمت تبديل است، آن را تبديل کند. طبعاً همه سرمايه‌گذاران، سهام عادى دراى قيمت بيشتر را بر قيمت بازخريد پائين ترجيح مى‌دهند.


قيمت تبديل اوراق قرضهٔ ۱۰،۰۰۰ ريالي، ۴۰۰۰ ريال و قيمت بازخريد آن ۱۱،۰۰۰ ريال است. براى اينکه ارزش تبديل قرضه مساوى قيمت بازخريد شود، قيمت بازار سهام بايد ۴۴۰۰ ريال شود. (۵/۲ ÷ ۱۱،۰۰۰). اگر ارزش تبديل قرضه ۱۵% درصد بيشتر از قيمت بازخريد باشد، قيمت تقريبى بازار سهام عادي، ۵۱۰۰ ريال خواهد بود (۴۴۰۰ × ۱۵/۱). در قيمت ۵۱۰۰ ريال تبديل عملاً تضمين‌شده است زيرا اگر سرمايه‌گذار اقدام به تبديل نکند، متحمل هزينهٔ فرصت از دست‌رفته قابل توجهى خواهد شد.


مثال: قيمت تبديل اوراق قرضه تبديل شرکتى ۸۰۰۰ ريال است. نسبت تبديل ۱۰ مى‌باشد. قيمت بازار سهام ۱۴،۰۰۰ ريال و قيمت بازخريد آن ۱۱،۰۰۰ ريال است. براى دارنده قرضه بهتر خواهد بود که اوراق قابل تبديل خود را با ارزشى معادل ۱۴۰،۰۰۰ ريال (۱۰ × ۱۴،۰۰۰) به سهام عادى تبديل کند تا اينکه اوراق وى با مبلغ ۱۱۰،۰۰۰ ريال بازخريد شود. در اين حال، شرط بازخريد وى را مجبور به تبديل اوراق خود مى‌کند.