مزاياى کاربرد روش‌هاى تعيين ساختار سرمايه به‌شرح زير است:


۱. در اجراء اين روش‌ها ميزان سود قبل از بهره و ماليات و سود هر سهم (EBIT و EPS) مورد توجه قرار گرفت، يعنى همان متغيرهائى که در زمان ارزيابى و داورى دوباره صورتحساب سود و زيان مورد توجه قرار مى‌گيرند؛


۲. در اجراء اين روش‌ها مسئله ريسک و بازده به‌صورتى آشکارا مورد توجه قرار مى‌گيرد؛


۳. در اين روش‌ها از سود هر سهم که يک معيار متداول سودآورى است، استفاده شده است؛


۴. براى اندازه‌گيرى ريسک از درجه اهرم مالى هم که يک شاخص متداول اندازه‌گيرى ريسک است، استفاده شده است (اين شاخص هم تحت‌تأثير ساختار سرمايه قرار مى‌گيرد و هم تحت‌تأثير ميزان EBIT)؛


۵. با استفاده از نقطه بى‌تفاوتى مى‌توان روش‌هاى تأمين مالى را درجه‌بندى کرد. کاستى‌هاى اين روش‌ها به‌شرح زير است:


- نمى‌توان از طريق شاخص‌هاى ريسک و بازده بين نوع ساختار سرمايه و هدف شرکت (مبنى بر به حداکثر رسانيدن ثروت سهامداران) يک رابطه مستقيم برقرار ساخت؛


- به‌جاى استفاده از EPS بهتر بود از سود تقسيمى هر سهم و تغيير ارزش سهام به‌عنوان معيارى براى اندازه‌گيرى تغيير ثروت سهامداران استفاده مى‌شد؛


- با استفاده از اين روش‌ها نمى‌توان بين نوع ساختار سرمايه و ارزش شرکت ارتباط مستقيم برقرار کرد. بهترين مطلبى را که مى‌توان در اين‌باره گفت اين است که ميزان ريسک تعيين‌کننده نرخ تنزيلى است که از آن براى اندازه‌گيرى و محاسبه ارزش شرکت استفاده مى‌کنند.