هدف از تعيين ساختار سرمايه، مشخص کردن ترکيب منابع مالى به‌منظور به حداکثر رساندن ثروت سهامداران است. با وجود اينکه چارچوب نظرى‌اى که در مبحث‌هاى قبل ارائه شد مأخذ خوبى براى اين‌کار است، ترديدى نيست که در عمل با مشکلات و مسائل زيادى مواجه خواهيم شد؛ زيرا ثروت سهامداران تحت‌تأثير تعداد زيادى عامل قرار مى‌گيرد که ساختار سرمايه يکى از اين عوامل است. اگر يک شرکت اوراق قرضه بيشترى منتشر کند؛ نقطه سر به سر مالى و درجه اهرم مالى آن بالا خواهد رفت. به‌علاوه، اگر شرکت به نرخ بازده بيشتر از نرخ بهره دست يابد، سود هر سهم آن افزايش خواهد يافت؛ در غير اين‌صورت، سود هر سهم کاهش مى‌يابد. در نتيجه، مديران مالى توجه خود را به آثار روش‌هاى مختلف تأمين مالى بر ميزان ريسک و بازده شرکت معطوف مى‌کنند و از اين طريق اثر ساختارهاى مختلف مالى را بر ثروت سهامداران مى‌سنجند.


براى محاسبه بازده از رقم سود هر سهم و براى تعيين ميزان ريسک مالى از درجه اهرم مالى استفاده خواهد شد. بدين‌جهت، از سود هر سهم و درجه اهرم مالى استفاده مى‌کنيم که هر دوى آنها تابع سود قبل از بهره و ماليات شرکت هستند.


شرايطى که براساس آنها تصميمات مربوط به ساختار سرمايه گرفته مى‌شود در زير ارائه شده است. با توجه به مفروضات زير آثار بعضى از عوامل داخلى را ثابت نگه مى‌داريم و آثار تغيير ساختار سرمايه را بر ميزان ريسک مالى شرکت اندازه‌گيرى مى‌کنيم.


۱. ريسک تجاري. عوامل داخلى و خارجى شرکت مى‌توانند در طول زمان مقدار سود قبل از بهره و ماليات را تغيير دهند؛ بنابراين، ريسک تجارى ثابت نمى‌ماند.


۲. تعيين سرمايه مورد نياز. فرض بر اين است که شرکت مى‌تواند به‌صورتى دقيق ميزان سرمايه اضافى مورد نياز خود را تعيين کند. مبلغى که بايد از محل سود اندوخته تأمين گردد از کل سرمايه اضافى مورد نياز کسر خواهد شد و بقيه از منابع خارجى تأمين مى‌گردد. براى تأمين سرمايه اضافي، کلى بدهى‌ها و حقوق صاحبان شرکت افزايش خواهد يافت.


۳. ترکيب ساختار سرمايه. تهيه وجوه مورد نياز از منابع مختلف ممکن است باعث تغيير درصد ترکيب ساختار سرمايه شود.


۴. ريسک مالي. تأمين مالى شرکت معمولاً باعث خواهد شد که ميزان بدهى و سهام ممتاز (و در نتيجه نقطه سربه‌سر مالي) و درجه ريسک مالى شرکت تغيير کند.


اين شرايط مشخص‌کننده نوع تصميماتى است که شرکت براى افزايش کل دارائى‌هاى خود گرفته است. اين نوع سرمايه‌گذارى‌ها معمولاً باعث تغيير ميزان سود و درجه ريسک تجارى شرکت مى‌گردد. علاوه بر اين، نحوهٔ تأمين مالى پروژه‌ها نيز ممکن است بر ميزان ريسک مالى و سود خالص شرکت اثر بگذارد. روش‌هاى تعيين ساختار سرمايه به مديران مالى کمک خواهد کرد تا در مورد هريک از برنامه‌هاى مشخص تأمين مالى، ميزان سود قبل از بهره و ماليات لازم براى جلوگيرى از کاهش سود هر سهم را تعيين کند. همچنين شرکت بايد به‌وسيله اين روش‌ها ميزان ريسک مالى متعلق به هريک از برنامه‌هاى تأمين مالى را محاسبه کند. سپس شرکت بايد راهى را انتخاب کند که به مطلوب‌ترين ترکيب ريسک و بازده منجر شود.


از جمله متغيرهائى که در اين تجزيه و تحليل گنجانده نمى‌شود آثارى است که پروژه‌هائى سرمايه‌گذارى بر ريسک تجارى شرکت و نقطه سربه‌سر عملياتى خواهد داشت. امکان دارد که پروژه‌هاى سرمايه‌اى (بدون توجه به شيوهٔ تأمين مالى آنها) نقطه سربه‌سر عملياتى شرکت را تغيير دهند و اين امر، خود باعث تغيير ريسک تجارى يا کل ريسک شرکت خواهد شد. فرض بر اين است که افزايش سرمايه‌گذارى‌ آثار چندان زيادى بر نقطه سربه‌سر عملياتى شرکت ندارد، اگرچه امکان دارد که اين اقدام بر ميزان سود قبل از بهره و ماليات اثر شگرفى داشته باشد.