به‌طور کلي، اگر شرکتى انواع مختلف کالا را در انبار نگهدارى کند و به فروش برساند، در زمينه تعيين ميزان هريک از انواع کالا با مسائل مشکل‌ترى مواجه خواهد شد. در عين حال، موارد متعددى وجود دارد که شرکت بايد سياست خاصى را در مورد يک گروه از کالاها به‌کار برد. براى مثال، اگر شرکتى با کسر برخى از اقلام موجودى مواجه شود، نه تنها مشتريان آن اجناس را از دست خواهد داد، بلکه تقاضا براى ساير اجناس ذى‌ربط هم که آماده فروش هست کم خواهد شد. معمولاً سياست‌هاى مربوط به تعيين ميزان موجودى انواع مختلف کالا بايد با توجه به موانع و محدوديت‌هاى مشترک مشخص شوند. براى مثال، بايد چند قلم کالاى مختلف را در يک محوطه انبار جا داد. اگر شرکتى چندين نوع مختلف کالا نگهدارى مى‌کند و اين اقلام، در جهت ساخت محصول، مکمل يکديگر هستند، سياست موجودى کالا بايد براى مجموعه آنها انتخاب شود.


اگر شرکت، بر اثر کسر موجودى يک نوع جنس، نتواند ساير کالاهاى ذى‌ربط را به فروش برساند. بايد با توجه به ضرر حاصل از نداشتن آن قلم جنس، براى هريک از اقلام کالاى خود يک ذخيره احتياطى در نظر بگرد. در نظر گرفتن ذخيره احتياطى براى هريک از اقلام موجودى و افزايش سطح موجودى‌ها به‌منظور جلوگيرى از خطر از دست دادن مشترى باعث خواهد شد که هزينه سفارش و نگهدارى موجودى‌هاى شرکت افزايش يابد و در نتيجه، هزينه مربوط به سيستم موجودى کالا بالا رود.


اگر يک دسته از موجودى‌ها داراى محدوديت مشترک باشند، اولين گامى که شرکت بايد در راه تدوين سياست مربوط به سيستم موجودى کالا بردارد کنار گذاشتن عواملى است که با مقدار سفارش (*Q) اقلام مختلف کالا رابطه‌اى ندارند. براى مثال، فرض کنيد که بايد چهار نوع مختلف جنس را در يک انبار جا داد و شرکت مى‌تواند مبلغ معينى وجه به اين امر تخصيص دهد. (از اين نظر داراى محدوديت است). مقدار سفارش هريک از اقلام (*Q) بدون توجه به محدوديت‌ها محاسبه خواهد شد. سپس بايد ديد که آيا مجموع اين چهار نوع جنس چه آثارى بر هريک از اين محدوديت‌ها دارد. از هر محدوديتى که مانعى بر سر راه شرکت ايجاد نکند چشم‌پوشى مى‌شود؛ زيرا آن بر مقدار سفارش خاصى هريک از اقلام (*Q) هيچ اثرى نمى‌گذارد. اگر اين روند منجربه حذف همهٔ عوامل محدودکننده و قيود گردد، مى‌توان براى تخمين ميزان هريک از اين چهار نوع کالا روشى ساده‌تر اجراء کرد. هر نوع محدوديتى که مقدار سفارش خاص هريک از اقلام (*Q) را متأثر سازد مورد توجه قرار مى‌گيرد و در محاسبه ميزان موجودي، اين چهار نوع جنس مدّنظر قرار خواهد گرفت. در نتيجه مقدار سفارش هريک از چهار نوع کالا و تعداد دفعاتى که بايد هريک از آنها را سفارش داد تعيين مى‌گردد و کل هزينه مربوط به اين چهار نوع کالا محاسبه خواهد شد. اگر محدوديت‌هائى در کار نباشد، کل هزينه‌ها افزايش خواهد يافت (البته در مقايسه با حالتى که اين‌گونه محدوديت‌ها وجود داشته باشد). بنابراين، سياست موجودى کالا با هدف به حداقل رساندن هزينه‌ها، با توجه به محدوديت‌ها و موانع موجود تنظيم مى‌گردد.